مجتهدی که کلید چمدانش را خدا دزدیده بود!

داستان دیگری از خالی بندی علمای شیعه به نقل از کتاب داستانهای شگفت آیت الله دستغیب:

حاج ملا علی کازرونی ماجراهای عجیبی دارد از اجابت دعاها و الطاف و عنایات حضرت آفریدگار جل جلاله از آن جمله فرمود :

سفر حج که خداوند میسر فرمود با هواپیما از کویت برای جده حرکت نمودم ، نزدیک جده که رسید به وسیله بلندگو اعلان کردند که چند دقیقه دیگر به جده می رسیم و باید هرکس چمدان خود را همراه برداشته وآماده تفتیش باشد.

دست در جیب خود نمودم که کلید چمدان را بیرون بیاورم دیدم نیست ، متوجه شدم که در منزل فراموش کرده ام همراه بیاورم ، سخت ناراحت شدم ، عرض کردم پروردگارا ! من میهمان تو هستم و ساعت دیگر می خواهم برای دخول خانه ات مُحرم شوم لباس احرامی هم در چمدانست با نبودن کلید چکنم ؟

می فرمود به خدای لاشریک له در آن لحظه ناگهان کلید از آسمان در دامن من افتاد به طوری که رفیقم که پهلوی من نشسته بود متوجه شد و پرسید چی بود ؟ حقیقت مطلب را به او گفتم.

کلید را برداشته شکر خدای را بجا آوردم .

به اشتراک بگذارید:

5 thoughts on “مجتهدی که کلید چمدانش را خدا دزدیده بود!

  • 2019-11-03 در t 23:46
    پیوند یکتا

    آخر هفته ها که میشه دوست دارم یه حس و حال خوب و یه توهم توپ داشته باشم که مثل قدیمها مثل پر سبک بشم و ایده های ناب بیان سراغم و شروع کنم به نقاشی اون ایده ها. اما سراغ هر ماده ای میرم فقط من رو سر میکنه. این اخوند چی زده که به این مرحله توهم رسیده؟ْ! من خیلی دربدر اینم که این نوع حس رو داشته باشم.

    • 2019-11-04 در t 00:15
      پیوند یکتا

      جالبه که این بزغاله ها حتی برای گم شدن کلید چمدان شان هم از خدا مایه میگذارند. مثل اینکه خدا اون بالا منتظر نشسته ببیند این آخوندها چی کم و کسری دارند فورا از اون بالا بریزه پایین))

    • 2019-11-04 در t 00:24
      پیوند یکتا

      مشکلت همینجا است :-)) اینها همیشه توی آن فضا هستند. اول و آخر هفته ندارد. دست میکند جیبش میبیند کلید نیست. میکند آن جیبش میبیند نیست. بلافاصله بدون این که بخواهد هیچ تلاشی برای یافتن کلید بکند فکر میکند که کاش خدا کلید را برایم بیاورد. بعد بلند میشه میبینه کلید افتاده زیر کون گنده اش. میگه معجزه شد و خدا کلید را گذاشت زیر کونم.

  • 2019-11-04 در t 01:54
    پیوند یکتا

    این آخوند خودش اقرار کرده می خواسته دخول کنه یکی زرنگتر از خودش پیدا شده و بهش دخول کرده و برای اینکه سر به سرش بزاره کلیدش را هم برده.
    آورده اند کار، کار جبار، عرب زنگی ۶ فوتی بوده و این پدر سوخته اسم فاعل و مفعول را عوض کرده و کار جبار را انداخته گردن خدا.

  • 2019-11-04 در t 11:45
    پیوند یکتا

    خداشون هم از اون شارموت باز های حرفه ای مثل خودشونه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.