مجتهدی که مخالف پنکه بود

منزل ما مقابل منزل آیت الله آشیخ مرتضی زاهد بود. هر هفته یک شب جلسه ای داشتیم و جناب شیخ به منزل ما می آمدند و پس از ادای نماز مغرب و عشا که به جماعت میخوانیدم ایشان مسئله و حدیث و موعظه میگفتند.
شب تابستان گرمی بود. به تازگی پنکه های خارجی به بازار آمده بود. پدرم یکی از پنکه های برقی را خریده بود و به منزل آورده بود.
هنگامی که جناب شیخ مشغول نماز جماعت شد، پنکه را روشن نمودیم بطوریکه هوای اتاق خنک شد.
پس از آنکه معظم له از نماز فارغ گردید رو کرد به مرحوم پدرم و گفت:
حاج ممد حسن! چه شد که هوای اتاق خنک گردید؟
مرحوم پدرم عرض نمود: آقا، بادبزن برقی روشن نمودیم که جدیدا از خارج آمده است.
جناب شیخ ابتدا فرمودند: چیز خوبی است. بعد بلافاصله شروع کردند به گریه کردن بطوری که همه ما منقلب شدیم.
مرحوم پدرم عرض کرد: آقا، چیزی شده؟
جناب شیخ فرمودند: در این فکر هستم که اگر فردای قیامت خداوند متعال از من سوال نماید که چرا از کارها و مصنوعات دشمنان من تعریف نمودی چه جوابی دهم؟

کتاب خاطراتی از صالحین – ص ۴۸

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “مجتهدی که مخالف پنکه بود

  • 2021-10-07 در t 04:39
    پیوند یکتا

    ریشه واژه پنکه از زبان سانسکریت آمده و به معنای بال پرنده است[۲].[۲] (هندی: पङ्खा, pangkhā) پنکه های اولیه به‌صورت صفحه های تخت آویزان از سقف بوده که بوسیله یک بند جهت جابجایی هوا به‌صورت دستی تکان داده میشده

  • 2021-10-07 در t 16:16
    پیوند یکتا

    موشک و بمب و سانتریفوژ و تفنگ و تانک و ماشین و هواپیما هم ساخت دشمنان آخوندها یعنی خارجی هاست. چطور خداوند متعال آنها در فردای قیامت در باره آنها ازشون سوال نمی کنه؟
    یعنی برای خداوند متعال اینها وسیله ای که برای کشتن بقیه مردم غالبا خود مسلمانها بکار می ره خوبه ولی وسیله ای که برای آسایش آنها ساخته شده بده؟
    کدومشون روانی اند؟ خداوند متعال اینها یا خودشون که فکر می کنند خداوند متعال مثل خود آخوندها دو بام و دو هوا داره و از عقل سلیم برخوردار نیست یا فکر می کنند این مردم اند که عقل سلیم ندارند و راحت می شه با دو تا دروغ و دو تا تئاتر مسخره خرشون کرد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.