مجتهدی که شبها جیم میشد!

شبي با آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله در يك خانه واقع در گيلان مهمان بوديم . راه دور بود، بنابراين شد كه شب را در خانه به روز آوريم . پس از صرف شام ميزبان براي ما در يك اطاق نسبتا بزرگي جا انداخت . هر كس به بستر خود رفت . همين كه نيمه شب شد، بر اثر سرفه زياد وشديد بیدار شدیم.

 فصل زمستان بود و هوا بسيار سرد، درب بسته و بخاري روشن بود، همين كه به بستر آیت الله معصومي نظر كرديم، ديديم آقاي معصومي در بستر نيست . با خود گفتيم حتما به دست شويي رفته اند، پس از چندي خواهند آمد، ولي انتظار به طول انجاميد . درب اطاق را باز كرده، دست شويي و اطراف سالن و هال هرچه جستجو كرديم، معظم له را نيافتيم . در اين اثناء كه سر و صدا شد، ميزبان از اتاق خود بيرون آمد و گفت: آقايان چيزي لازم دارند؟ در جواب گفتيم: خير، جناب آقاي معصومي نزد شما نيامدند و اكنون در اتاق شما نيستند؟ وي در جواب گفت: خير، مگر در اتاق شما استراحت نكرده اند؟! گفتيم: خير، چون در اتاق نبودند به جستجوي ايشان مشغول هستيم . ميزبان هم با حالت تعجب همه جاي خانه را مورد جستجو قرار داد، ولي حضرت آقاي معصومي رحمه الله را نيافت.

خلاصه اينكه همه ما پس از جستجوي زياد به اتاق خود برگشتيم وميزبان هم به اتاق خود رفت . درب اتاق را بستيم وبا هم مي گفتيم: آخر معلوم نشد جناب آقاي معصومي رحمه الله در كجا هستند؟! درست در حدود يك ساعت درباره ايشان صحبت مي كرديم كه ناگهان ديديم حضرت آقاي معصومي رحمه الله در بستر خود نشسته اند ومشغول ذكر گفتن هستند. به معظم له گفتيم: شما كجا تشريف داشتيد؟ ما در حدود دوساعت بلكه بيشتر است كه در جستجوي شما به سر مي بريم . ايشان در جواب فرمودند: اكنون كه مي بينيد در اينجا هستم . از معظم له بيش از اندازه تقاضا شد كه جهت وعلت غيبت خود را بيان نمايند، ولي ايشان از گفتن خودداري مي فرمود، اما ما دست بردار نبوديم تا اينكه حضرت آقا فرمودند: من علت را بيان مي نمايم به شرط اينكه تعهد شرعي بدهيد كه تا بعد از مرگ من اين واقعه را بر كسي نقل نكنيد .

تعهد شرعي از جانب همگي داده شد . حضرت آقاي معصومي رحمه الله فرمودند: من در حدود سه ساعت است كه در مدينه طيبه، اول خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و بعد در نزد مادرم حضرت زهرا عليها السلام و بعد به خدمت ائمه بقيع عليهم السلام و بعد به نجف به خدمت مولا اميرالمؤمنين عليه السلام وبعد به كربلا و بعد به كاظمين و بعد به سامراء رفته، همه را از نزديك زيارت كردم و بعد به اينجا آمدم .»

اونجای آدم دروغگو!

به اشتراک بگذارید:

3 thoughts on “مجتهدی که شبها جیم میشد!

  • 2020-09-03 در t 15:41
    پیوند یکتا

    رحمة الله علیه رحمةً واسعةً
    درک این مقامات از عهده‌ی فهم بیشتر مردم خارج است.
    کسانی که غرق در شهوات و محرمات هستند، چنین توانایی‌هایی را درک نمی‌کنند.

  • 2020-09-04 در t 04:01
    پیوند یکتا

    علت این غیاب را آقای نقره کار در یکی از مقالات خود خوب توضیح داده اند.
    مقاله آقای نقره کار در مورد اپیدمی بسیار شایع در مورد آخوندها و آیت الله هاست که آقای نقره کار نام آن را ««کون کونکی»» گذاشته است.
    این فعل مروج در بین آخوندها به این معنی است که دو آخوند یا دو آیت الله یا دو تا آیات عظام یا دو تا از هر کسی که در حوزه بوده و عمامه به سر دارد با هم همجنس بازی می کنند و هر دو به نوبت در نقش هم فاعل و هم مفعول مشغول به این کار می شوند.
    زمانی که ناقل داستان بیدار می شود و به دنبال حضرت می گردد، آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری با صاحب خانه که احتمالا او هم حوزوی بوده مشغول فعل ««کون کونکی»» بوده و اگر کسی اتاق میزبان را چک می کرد بدون شک حضرت آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری را در حالت دمر با تنبان پایین پیدا می کرد ولی متاسفانه نقال به حرف میزبان اعتماد کرده و اتاق او را نگشت.
    از آنجایی که آخوندها در مهمل بافی و رد گم کردن نظیر ندارند حضرت آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری چنان دروغ بی شرمانه ای برای عادتهای بد خودش گفت که شنونده از جاده آسفالت ۴ بانده به قعر دره grand canion پرتاب شد بدین منظور که هرگز نخواهد توانست به آن اتوبان برگردد تا به نتیجه ای کاملا متفاوت برسد.
    باید به قدرت شیادی، مهمل بافی و شارلاتانی این آیت الله ها احسنت گفت.
    همچنین باید به حضرت آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری هم تبریک گفت چون وسط کار، زود نترسید که گیر بیافتد و کارشان را نیمه کاره ول نکرد و معشوقه خود را تو خماری رها نکرد. او با خونسردی منحصر به فرد آخوندها اجازه داد کارشان را تا آخر انجام بدهند و بعد با خیال راحت آمد تو رختخوابش تا کپه مرگش را بگذارد. او آخوند بود و از ابتدا می دانست هیچ گارانتی بهتر و دقیق تر از حماقت و خریت مردم عامی و زود باور کار نمی کند.

  • 2020-09-05 در t 05:51
    پیوند یکتا

    اوه اوه،

    این دیگه آخر ….دگی است

    بعضی از گوش درازان الان دارند خر غلت می زنند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.