مجتهدی که خیلی از خودش متشکر بود
روزى يكى از طلاب براى عيادت مرحوم علاّمه امينى در منزل موقّت ايشان كه در منطقه پيچ شميران تهران بود رفته بود.
علاّمه امينى (ره ) سخت مريض و به پشت خوابيده بودند.
آن شخص ضمن احوالپرسى و صحبت از آقا سؤ ال كرده بود: اگر انسان به حضرت عبّاس عليه السلام علاقه و محبّت نداشته باشد به ايمان او صدمه مى خورد؟
علاّمه متغيّر شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند:
به حضرت ابوالفضل عليه السلام كه سهل است . اگر به بند كفش من كه نوكرى از نوكران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبّت نداشته باشد از اين جهت كه نوكرم واللّه به رو در آتش خواهد افتاد!
منبع: کتاب معادشناسی ج 7، ص 83


از این سند کتاب معاد شناسی ج 7، ص 83 به نظر می آد که حضرت مرحوم علاّمه امينى یک همجنس باز ملعون و ترسو بوده چون دلش هوس طلبه جوان را کرده بود ولی جربزه آنرا نداشته تا به طلبه مستقیم بگه بیا با هم مثل تو حوزه بازی کنیم و به جای مستقیم حرف زدن به طلبه گفته اگر به من علاقه و محبّت نداشته باشی تو آتش می افتی و بعد از ۵۷ از سر سفره عن قلاب هم می اندازنت بیرون.
مردک همجنس باز به جای تهدید خوب مستقیم به طلبه بگو چه مرگته. او هم طلبه است و خوب می دونه دود همیشه از کونده در می آد و دوای دردت پیش همون طلبه جوان و خوش بر و روست حاج آقا.