مجتهدی که بیضه همسایه را متورم کرد
محدث قمی کتابی دارد به نام “الفوائد الرضویه” که ترجمه فارسی این کتاب را دوستان از ایران برایم هدیه آوردند چون می دانستند این چیزها خوراک من است!
این کتاب خیلی شبیه کتاب قصص العلماست که شیخ تنکابنی در دوره قاجار نوشته بود و لیستی از آخوندهای عتیقه زمان خود را قطار کرده و درمورد هریک کراماتی از آن بزرگواران درج نموده است.
بسیاری از آن بزرگواران احتمالا در حد و اندازه یک آخوند روستا بوده اند اما نام و کرامات عجیب شان از قلم این نویسنده جا نیفتاده است.
با این مقدمه می رویم سراغ یکی از این مجتهدین و علمای اسلام به نام: حاج شیخ ابراهیم کرباسی اعلی الله مقامه اشریف
نقل است كه، وقتى يكى از همسايگان آن مرحوم به لهو و لعب و ساز و طرب اشتغال داشت، حاجى مرحوم يكى از ملازمان خود را فرستاد نزد او، كه اين عمل را ترك كن.
آن شخص در جواب گفت: به آقاى خود بگو كه، غل به خايه من بگذارد!
آن شخص همين مطلب راعینا به مرحوم حاجى عرضه داشت. آن بزرگوار چون وقت ظهر شد به مسجد رفت بعد از نماز موعظه فرمود و بعد از موعظه دعا فرمود و عرض كرد كه، خدايا من كه صنعت (آهنگری) نمى دانم كه غل به خايه او بگذارم.خودت بیضه اش را غل ببند بحق محمد و آل محمد!
فورا بيضه آن شخص، ورم كرده و كم كم بزرگ شد و در همان شب به هلاكت رسيد.
صفحه ۳۳ از کتاب فوائد رضویه


بی کِی ر فول اَبات یور بالز 🥚🥚! 🤣
جالب است که خدا نوکر اینها است. خودش اصلا حواسش نیست که کسی چه میکند و یا اهمیت نمیدهد. اما بعد این آخوندها بهش میگویند اینجوری کن و او هم سریع دست میکند و بیضه های طرف را میگیرد یا هر چیز دیگر.
فقط نمیدانم چرا در این زمان، آخوندها فاقد کرامات نیستند؟
این کرامات فقط مال زمانی بوده که هرچی می گفتند مردم می پذیرفتند ولی الان مورد خنده مردم می شوند.
بابا جان اصل قضیه اینه که این آخونده با اون خدا بیامرز بد بوده
طرف هم از بد شانسی فتقش ترکیده و مرده
این آخونده هم از موقعیت استفاده کرده و از این ماجرا برای خودش “کرامات” ساخته و….