مبارزه فرهنگی، موثرتر از مبارزه مسلحانه
شاید در نگاه اول، مقایسه مبارزه فرهنگی و مسلحانه قیاس مع الفارق بنظر برسد چون سنخیت متفاوتی دارند. یکی نرم افزار است و دیگری سخت افزار و هردو برای یک تغییر مثبت در جامعه زیر سایه حکومت دیکتاتوری ضروری و لازمند.
اما اگر بپرسید ما در کدام بخش ضعیف تر هستیم و نیاز به تلاش و استمرار فعالیت داریم، پاسخ من این است : ناچارا مبارزه فرهنگی
این ضعف فرهنگی ما، یک ضعفی است که از چند قرن پیش همراه ما بوده و فجایعی مثل انقلاب ۵۷ را رقم زد. من هربار که به سالهای قبل از انقلاب برمی گردم و به آن خودکشی جمعی یک ملت فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که محال بود جلوی وقوع آنرا گرفت. انقلاب ۵۷ یک زلزله ویرانگر بود که دیر یا زود می آمد چون ما بر روی بستر و گسل های زلزله فرهنگی بوده و هستیم.
بدون شک و تردید، اگر این سطح از آگاهی و رشد فرهنگی که در حال حاضر مردم و فعالین سیاسی ما دارند در سال ۵۶ داشتند اینگونه تیشه به ریشه خود و میهن شان نمی زدند. توی این ۴۲ سال همه رشد کرده ایم و چشم مان باز شد. این تغییر و رشد فکری و تغییر بینش همگانی است. از خانواده پهلوی بگیر تا مردم عادی و حتی چهره های پنجاه و هفتی، همه و همه خیلی چیزها یاد گرفتیم که قبلا نمی دانستیم و یا به آنها بی توجه بودیم. خطر اسلام سیاسی و میکروب عفونی آخوندها را باور نداشتیم. سیاستهای عاقلانه شاه در آبادانی و تقویت زیرساخت های اقتصادی کشور را درک نمی کردیم و قدر سیستم نخبه پرور و کارآفرین را ندانستیم. تاریک مغزان را لباس روشنفکری پوشانده بودیم و تروریستها را لقب قهرمان دادیم. با آخوندی که مخالف رای دادن زنان در سال ۴۲ بود بیعت بستیم و عکسش را در ماه دیدیم.
در وقوع انقلاب ۵۷ دنبال مقصر نگردید. ابر و باد و مه و خورشید در این فاجعه دخیل بودند اما «ناآگاهی» فصل مشترک همه این عوامل ریز و درشت است. ما مردمی هستیم که تاریخ مان را نخوانده ایم و اگر خوانده ایم خوب درک نکرده ایم. ما از زمان هجوم اسلام تا دوره پهلوی هرگز روز خوش ندیدیم. این ویروس در فرهنگ ما تبدیل به میزبان شده و هر دارویی را بی اثر کرده است.
وجود جمهوری اسلامی، هر لحظه اش ویرانگر است و هرچه زودتر از بین برود جلوی ضرر و زیان بیشتری گرفته می شود. اما اگر این عفونت فرهنگی درمان نشود حتی بعد از سقوط جمهوری اسلامی دردسر ساز خواهد شد. از طرفی دیگر، ساقط کردن این حکومت سخت افزارهایی لازم دارد که فعلا در دسترس نیست. هیچ گروه نظامی فعلا موجود نیست که بتواند با زبان زور با این رژیم طرف بشود.
بنابر این بنظر می رسد مبارزه فرهنگی علیه این رژیم یگانه راهی است که برای ما مانده اما خوشبختانه اثرات درازمدت این مبارزه بسیار عمیق تر و مثمر ثمرتر است. شما ببینید مثلا مبارزه فرهنگی که صادق هدایت، ایرج میرزا و شادروان کسروی انجام دادند، امروزه ثمرات زحمات آنها را بر درخت روشنگری های فرهنگی می بینیم. امروزه یک مقاله، یک مستند تلویزیونی، یک کاریکاتور، یک ویدئو، یک سخنرانی و یا برنامه تلویزیونی ممکن است تغییرات فکری مثبتی را رقم بزند که در دراز مدت نسلی عاقل تر، آگاه تر و انسان تر و استوارتر پدید بیاورد.


بدون شک مبارزه برای تعالی فرهنگی در بین مردم ایران اازمه هرگونه مبارزه با حکومت دسکتاتوری و اخلاقیات دیکتاتور پرور است. به علاوه چهل و اندی سال حاکمیت مشتی ادمکش و دزد و دروغگوی بی سواد بر مملکت فرهنگ عقب افتاده ایرانی را بیش از پیش به قهقرا برده و این خود لزوم مبارزه بی امان فرهنگی را ضروری میکند. البته در کنار این مبارزه فرهنگی مبارزه اجتماعی و مقابله رو در رو با جمهوری اسلامی هم به هر طریقی شده باید صورت گیرد.
عالی!
مخصوصا پاراگراف اول رو که خیلی خفن و گازانبری بازکردی!!
I Love You!
نوش… 🍷
نوش
وقتی به «گازانبری» برخورد می کنم یاد قالیباف می افتم
فاک قالیباف. اون الدنگ رو باید تو یک قالی ماشینی کهنه سگ شاشیده لوله کنن بندازن تو خرابه…
متاسفانه «چشم باز شدن» از نوعی که ایرانی ها به آن رسیده اند نه تنها خدمتی به جامعه نمیکند، بلکه خودش کار را خرابتر میکند! سابق این کله خر های مذهبی حداقل برای خودشان یک مرامی داشتند، وقتی مردم همان را هم نداشته باشند گلیمشان را یا با فرار از کشور از آب میکشند و یا در داخل کشور با آدم فروشی.
من با شما موافقم که این افتضاح اجتناب ناپذیر بود، ولی (به رغم تنفر از اسلام) نسبتا مطمئنم که آنچه کار را خراب کرد این نبود که ایرانی ها جدا دنبال اسلام بودند، بلکه اینکه ایرانی ها «جدا» به دنبال هیچ چیزی نبودند و نیستند! آنچه مبارزه «جدی» (قسمت اسلحه اش فرع است) را با ارزش میکند صرف براندازی نیست، بلکه اینکه لازمه اش این است که ایرانی ها آدمهای دیگری بشوند!
https://piyalechi.com/2021/09/26/cultural-campaign-more-effective-than-armed-struggle/
ملا جان با شما کاملا موافقم که تنها راه پیش روی ما مبارزه فرهنگی است اما میخواهم این را هم اضافه کنم که آدم گرسنه ایمان ندارد. سقوط اخلاقی در جامعه ما تا حد زیادی هم حاصل فقر و اختلاف شدید طبقاتی است. مونتی گرامی درست میگوید که ایرانی ها باید آدمهای دیگری شوند اما فکر کنم این پروسه به زمانی بسیار طولانی احتیاج دارد و انتظار ندارم که در عمر خویش شاهد آن باشم.شاید جهالت و عدم تحمل و سطحی نگری و سهل انگاری و منفعت طلبی ایرانی از مذهب به دستاویز دیگری منتقل شود اما تغییر این صفات راحت نیست.
اگر از جنبه جامعه شناسی به موضوع بنگریم، وجود عناصری چون آخوندها و طالبان نتیجه غفلت جامعه از بخشی از آن جامعه می باشد که عقب مانده و ایزوله مانده است.
خوشبختانه با آمدن ماهواره ها و موبایل های جدید سرعت تبادل اطلاعات و فرهنگ بیشتر شده و امید بیشتری به همگونی جوامع میرود. این وسایل جدید از در پشت وارد خانه ها و خصوصی ترین فضاها شده و افراد آنرا تغییر میدهد.
همین الان نیز بخشهایی از جامعه که از سواد و آموزش و فرهنگ محروم مانده اند در آینده معضلی بزرگ برای جامعه خواهند شد.
البته افشاء و خنثی کردن جریانات عقب مانده و سردمداران آنها کمک خیلی زیادی به پیشرفت جامعه خواهد نمود و زحمت برخورد فیزیکی با این جریانات را کمتر خواهد نمود.
بنیاد احمد کسروی تاریخنویس:
باید تمام کتابهای کسروی در مورد فرقه ها را از روز مرگ او در ۲۰ اسفند در سن ۵۵ سالگی تا کنون را باز نویسی و فرقه های دیگر مانند خمینیه رجویه چپیه بهاییه نومسیحیه نوصوفیه دموکراتیه طالبانیه داعشیعه داعشیه القاعدیه اصلاحطلبیه خرمذهبیه و … را به آن اضافه کرد.
ومیتواند بصورت کتاب آنلاین باشد با نسخه هایی در یوتیوب و پادکست ها و … باشد و این مهم از کسانی چون شما mollah عزیز بر می آید.
عجب داستانی شده، الان چند روزی هست هم با نوشته های لینک گذاران گرامی موافقم و هم با بعضی نظرات خوب زیر اون نوشته ها که حداقل در ظاهر از دید من، کمی با نوشته اصلی بنظر میاد در تضاد باشن، از دید من!
این جناب مونتی هم طبق معمول می آیند و آب پاکی رو ، روی همه ی نوشته ها با نظرات زیرش, میریزند و من میروم توی فکر!!
بگذریم ، امشب دوباره بعد یک وقفه ی کوتاه مدت در این دو ماه اخیر، دوباره مطمئن شدم به تاسیسات اتمی ولایت پست فطرت ها حمله خواهد شد بزودی؟
اگر حالا فردا حمله شد، چه توقعی باید از مردم داشت؟ میریزند به خیابان ها و درگیر با مزدوران بسیجی و سه پاهی میشوند یا خیر ؟؟
من نیتم خیر است، دوستان هم خودشان میدانند، وگرنه تحمل نمیکردند.
ولی متاسفانه خیری در راه نیست، موضوع فقط هم ایران نیست، با این روند (منظورم خیلی فراتر از زپرتی هایی مثل بایدن است) غرب جایگاه خودش را هم نمیتواند نگاه دارد.
اگر ما به این خیال بنشینیم که با همان پارادایمی که بعد از جنگ جهانی وجود داشته میتوانیم بازی را برگردانیم ضربه هایی خواهیم خورد که دهانمان باز میماند، افغانستان تازه اولش است.
در اینکه نیت شما خیر هست ، هیچ بحثی نیست !!
منظورم غرب نبود، و آمریکا هم به هیچوجه نبود، بلکه حرفهای امروز نفت علی بنت و انتخاب فرمانده جدید نیروی هوایی اسراییل بود!
از آمریکایی که شبانه بدون اطلاع به مقامات ارتش افغانستان و یواشکی در تاریکی شب در میره یا بعد دو سه ده ، انبار لوجیستیکی ارتشش رو در قطر خالی میکنه میبره جای دیگه، یا موشکهای گرون پاتریوتش رو در عرض مدتی کوتاه از عربستان با داشتن پول زیاد عربستانی ها میبره اونور دنیا عربستان رو مجبور میکنه بره پاتریوت از یونان اجاره کنه، یا بقول خودشون سنگین ترین تحریم های اقتصادی تاریخ رو، روی ولایت مادر پدر هرزه ها میزاره ولی باز هم آب از آب تکون نمیخوره در اون ولایت، یا با دونستن اینکه خامنه ای حد اقل در این ۱۸ سال اخیر دنبال بمب بوده ولی میره به عراق حمله میکنه و مثل خر تو گل عراق اعلام گیر میکنه و بعدش میره غیر مستقیم از سلیمانی شخصیت افسانه ای درست میکنه که اون ضد ایرانی بره جمعش کنه و بشه همه کاره در عراق، یا از ترس حمله اسراییل میخواد تا هزار سال آینده تحت هر شرایطی با جانوران ولایی دور یک میز بشینه و پول بده تا اسمش بشه برجام ، یا ووو، هیچ انتظاری ندارم!!
درست تشخیص داده اید، بنت یک آدم جدی است…