قطب بندی نوین جهانی

این روزها مقالات متعددی درباره قطب بندی آینده جهان در روزنامه ها و نشریات مختلف نوشته میشود و هر یک از دریچه ای به آن نگاه کرده و نامهای مختلفی را برای دو قطب اصلی نظام سیاسی- اقتصادی جهان انتخاب کرده اند.

بنظر من دو قطب اصلی موجود در جهان روز به روز بسوی تقابل و مرزبندی بیشتر پیش می روند: ناسیونالیسم و گلوبالیسم.

اگرچه این دو جهان بینی یا نحله فکری از قبل هم وجود داشته اما در سالهای اخیر با حذف نخودی ها و بازیگران ضعیف تر به مصاف یکدیگر رفته اند و هر یک مسیر جداگانه ای را انتخاب کرده است.

جبهه گلوبالیسم بسیار گسترده تر، پر امکانات تر و پر سر و صداتر از رقیب خود می باشد و از جسارت و ابتکار عمل بالاتری برخوردار است. شما ببینید سازمان بهداشت جهانی و حتی نهاد سازمان ملل بیشتر ابزار گلوبالیستهاست و آشکارا بیطرفی و اصول پروفشنالیسم را کنار گذاشته اند.

همچنین نگاه کنید به مافیای رسانه ای گسترده گلوبالیستها که قادرند از مرگ یک مجرم در گوشه ای از امریکا، یک جنبش عظیم جهانی بسازند. این در حالی است که ویروس چینی میلیونها نفر از مردم را مبتلا و صدها هزار نفر را قربانی کرده است. یعنی بجای اینکه اعتراضات و جنبش های اعتراضی به سمت و سوی چین باشد به سمت ترامپ و اصولا امریکا راه افتاد.

اگر دقت کنید در جبهه گلوبالیستها طیف های مختلفی وجود دارند. از چپگراهای افراطی تا دمکراتهای معتدل و حتی لیبرال دمکراتها و همچنین مسلمانان افراطی و نظامهای دیکتاتوری و ضد امریکایی و غیره.

اخیرا خانم مرکل صدر اعظم آلمان کمک یک میلون یورویی را به پروپاگاندای گروه چپگرای افراطی آنتیفا اختصاص داده است. (منبع)

اینها مقدمه ای بود که بگویم در معادلات سیاسی آینده، سرنوشت کشورهای جهان سومی و خاورمیانه بسیار مرتبط با رقابت و سیطره یکی از این دو هژمونی گلوبالیسم و یا ناسیونالیسم خواهد بود.

اگر کفه ترازو به سمت گلوبالیستها باشد لاجرم هژمونی چین و روسیه شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و این بار دو قطبی جدیدی خواهیم داشت به نام قطب مائوئی و قطب استالینی.

به همین جهت است که پیروزی و شکست سیاستمداران ناسیونالیست در امریکا و در کشورهای مهم اروپا تاثیر مستقیمی بر سرنوشت و آینده کشورهایی مثل ایران دارد. این است که نمی توان گفت انتخابات امریکا، یک امر داخلی ایالات متحده است بلکه همه جهان و یا بخش مهمی از جهان در این انتخابات سهیم خواهند بود.

به اشتراک بگذارید:

5 thoughts on “قطب بندی نوین جهانی

  • 2020-06-22 در t 04:03
    پیوند یکتا

    در مورد «کمک مرکل به آنتیفا»: من تحقیق کردم، کمک نهاد دولتی به یک انجمن روزنامه نگاران با سابقه مهاجرتی بوده، داستان را به این ترتیب به آنتیفا ربط داده اند که یک مقاله از یکی از این روزنامه نگاران در یک سایت آنتیفا منتشر شده. اینها معرکه گیری های عادی رقبای سیاسی هستند، نباید آنها را خیلی جدی گرفت.

    مشکل مرکل (و آلمانها) با ترامپ فعلا بر سر پول است، اینها اصولا از سیاستمدارانی خوششان میاید که فقط نطقهای قشنگ بکند (مثل اوباما)، یک ضرب المثل آلمانی میگوید: «آغاز صحبت در باره پول پایان دوستی است!»

  • 2020-06-22 در t 04:04
    پیوند یکتا

    ولی اصل موضوع گلوبالیسم البته صحیح و خیلی هم اساسی و جدی است. ضمن اینکه قطب مخالف آن لزوما ناسیونالیسم نیست، در اصل همان «لیبرالهای» اروپایی هم نباید تحمل میکردند که نظام مافیایی چین به عنوان شریک برابر پذیرفته شود، ولی خوب وقتی قواعد بازی طوری تعریف شوند که شما یا باید بازدهی حداکثری تحویل بدهید و یا از رقابت حذف شوید با خون انسان هم معامله میشود. بدون تغییر قواعد بازی هم هر انتظاری در حد حرف میماند، هر کسی سر کار بیاید چیزی بیشتر از چند حرکت نمایشی از دستش بر نمیآید، چپ و راست ندارد…

  • 2020-06-23 در t 06:33
    پیوند یکتا

    چین امروزی را کی چین صنعتی کرد؟
    چین ۳۰ پیش چی بود؟
    غیر از این است که همین گلوبالیستها یا همان ۱% ها کاملا عمدی و حساب شده صنعت و دیزاین همه توالیدات صنعتی را به چین دادند تا از طریق کارگر ارزان تریلیاردها دلار سود روانه جیبشان بکنند؟
    از این طریق کار از غرب کوچ کرد و افتاد تو بغل ۱.۳ میلیارد چینی.
    نفس این کار چیست؟ اسم خنثی گلوبالیست را روش گذاشته اند ولی در حقیقت این کار خیانت مستقیم و عمدی به مردم و کشور بود که صد البته کسی در موردش حرفی نمی زند چون از آن حرفهای ممنوعه است.
    رابطه نزدیک گلوبالیستها و چینی ها هیچی جز پول بیشتر برای ۱%های آنها و ۱% های اینها نیست. این دو فعلا با هم فاملیند و شب در یک رختخواب می خوابند.
    ناسیونالیستها مثل ترامپ می خواهند آن شغل ها را به امریکا برگردانند. زهی خیال باطل چون غرب کارخانجات منتاژ را به آنها نداده (مثل ایران) بلکه دیزاین را با تمام جزئیات مهندسی را داده که خود کفا بشوند. این بزرگترین خیانت ۱% های غرب علیه کشور خود به نفع چینی هاست.
    این آبی که رفته هرگز برنخواهد گشت چون کار ترامپ در این زمان وقتی که چین از هر نظر خودکفا شده نوش دارو بعد از مرگ سهرابه.
    ۱%ها یا گلوبالیستها یا هر اسمی که دارند برای جیب خود کارشان را تمام کرده اند و نه ترامپ و نه هیچ دولت دیگری می تواند از عروج چین و افول غرب جلوگیری کند. در یک مقطع زمانی نقطه عطف این دو می رسد و یک روز در اخبار در آینده ای نه چندان دور خواهیم شنید که ابر قدرت جهان چین کمونیست است و شاید غربی ها مجبور شوند از آن موقع به بعد برای چینی ها جوراب و کفش و پیراهن درست کنند تا خرج نون شبشون را در بیارن.
    در اروپا هم فقط این آلمان است که دارد یک تنه سر اروپا را بالای آب نگه می دارد و به جز آلمان بقیه اروپا شیری است فرسوده که نه توان غرش دارد و نه دندانی بهش مانده که کسی را بترساند.
    غرب واقعا در حال افول است و همه این تقصیرها به گردن حرص سیری ناپذیر همان گلوبالیستها یا ۱% های غرب است. پدر کشور خود را در آوردند ولی غافل از آنند چینی که خفاش می خورد خود آنها را تو سوپ می اندازد و زنده زنده می خورد. چین کمونیست دوست کسی نیست و برای آنها جز دیگ سوپ هیچ جایی ندارد.

  • 2020-06-23 در t 09:19
    پیوند یکتا

    نفس این کار چیست؟ اسم خنثی گلوبالیست را روش گذاشته اند ولی در حقیقت این کار خیانت مستقیم و عمدی به مردم و کشور بود که صد البته کسی در موردش حرفی نمی زند چون از آن حرفهای ممنوعه است

    خصوصی خودشان هم میگویند. آن هم نه فقط امروز و دیروز… من بواسطه تخصصم با «گلوبالیستهای» سطح بالا سر و کار داشته ام، یک گفتگوی چند دهه پیش با یکی از آنها (اقتصاد دان آلمانی):
    سوال من: به نظر من این پروسه اشکال سیستماتیک دارد، تو مسئله را اینطور نمیبینی؟
    جواب او: به نظر من بدتر است، این سیستم «پرورز» است!
    سوال من: فکر نمیکنی در دراز مدت به ضرر مصالح آلمان تمام شود؟
    جواب او: در «دراز مدت» اصلا بشریت به فاک میرود، من میخواهم در اسرع وقت بارم را طوری ببندم که یک جزیره خوش آب و هوا ساکن شوم، آلمان هم خودش یک خاکی به سر خودش بکند!

    • 2020-06-23 در t 15:44
      پیوند یکتا

      بله… متاسفانه این جواب اکثریت آنهاست چون چیزی که بهش مطمئنند و به قول مشهور مو لا درزش نمی ره اینه که مردم ابله و احمقند و هیچوقت نمی فهمند از کجا خوردند. در نتیجه جای ما امن امن است.
      بله… در اکثر جاها مردم این شکلی رفتار می کنند ولی اگر یکهو یک تحولی بشود و یک چیزی مثل انقلاب فرانسه پیش بیاید آنوقت گیلوتین ها منتظر همین حضرات ۱% خواهد بود.
      پس وای به حالشان اگر مردم تصمیم بگیرند دیگر احمق و ابله نباشند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.