تفاوت محمد جعفر پوینده با شیرین عبادی و نسرین ستوده؛ وکیلی که هیچوقت وکالت نکرد!

امروز تمام روزم به مطالعه نوشته ها و خاطرات دوستان زنده یاد محمد جعفر پوینده گذشت. نکته ای که در این خاطرات توجه مرا جلب کرد، وکیل بودن محمد جعفر پوینده است. من تا امروز نمیدانستم او «وکیل» بوده است، اما چرا!؟

نویسنده و مترجم بزرگی چو پوینده، وکیل بوده است؛ او در پاسخ به این سوال که چرا وکالت نکرده است، پاسخی میدهد که با شنیدنش مغزتان هنگ میکند و افسوس میخورید که چرا این قلم دیگر در میان ما نیست.

پوینده پس از بازگشت از فرانسه به ایران، ازدواج کرد و در سال١٣۶٠ تنها فرزندش نازنین به‌دنیا آمد. اکنون با داشتن خانواده، مسئلهٔ تأمین معاش و شغل مطرح بود. چون او «حقوق» خوانده بود می‌توانست به‌عنوان وکیل کار کند؛ اما پوینده معتقد بود :

در جامعه‌ای که قوانین اسلامی اجرا می‌شوند نمی‌تواند وکالت کند.

این جمله هزار حرف و سخن و نقد و تفسیر در خود دارد. پوینده اگر وکالت میکرد و با «اسلام» و «اسلامیون» راه می آمد، شاید امروز به جای سینه قبرستان، نوبلی در دستش بود و شاید هم قهرمانی بود زنده؛ اما او از جنس مماشاتگران و بزک کنندگان چهره کریه «اسلام» نبود و همین روحیه سازش ناپذیر او باعث شد او را اوباش ولی فقیه نه زندانی کنند، نه ممنوع الخروج ، بلکه او را کشتند چرا که او در برابر توحش اسلام ناب محمدی «کرنش» نکرده بود و فریب «استمرار طلبان» و گریمورهای خط امامی را نخورد.

محمد جعفر پوینده را باید شریف ترین وکیل تاریخ ایران دانست که نه نوبل گرفت و نه جامعه از او بت سازی کرد، اما هر چه بیشتر از مرگش میگذرد، اندیشه او و میراث گرانسنگش بیشتر از پیش شناخته میشود.

در سوگ شریف ترین وکیل تاریخ ایران و شاید جهان، قطره اشکی میریزیم و آهی میکشیم و با خود میگوییم، کاش به جای توجه به غوغاسالاران اپوزیسیون و بازی های رنگارنگ رژیم، پوینده ها را میشناختیم و انسان بودن و با شرف بودن را از آنها یاد میگرفتیم. چقدر جای پوینده خالی است. بی دلیل نیست که رژیم او را به جای عقوبت، بی هیچ هراسی به «قتل» رساند، چرا که او اهل هیچ بازی نبود. او نه با جواد ظریف و خاتمی ها لاس زده بود و نه سودای جهانی شدن داشت، او به انسانیت و ایران میاندیشید و به جرم همین یگانگی هم خاموش شد…

به اشتراک بگذارید:

20 thoughts on “تفاوت محمد جعفر پوینده با شیرین عبادی و نسرین ستوده؛ وکیلی که هیچوقت وکالت نکرد!

  • 2020-11-20 در t 19:13
    پیوند یکتا

    این مثل یه راننده فرمول یک هست که بگه در جاده پر چاله چوله نمیتونه رانندگی کنه 
    در چنین جایی یه رانده وانت بار, یه شوفر تاکسی یا حتا یک گاریچی خیلی مفیدتره!

  • 2020-11-20 در t 20:10
    پیوند یکتا

    با اینجور افراد میگویند اشخاص با پرنسیپ
    اینها مقید به یکسری اصول روشن در زندگی هستند

    • 2020-11-20 در t 20:24
      پیوند یکتا

      که متاسفانه در ایران انگشت شمار بودند و هستند. واقعا من شوکه شدم…

  • 2020-11-21 در t 13:57
    پیوند یکتا

    ارغوان جان عکس یکی دیگر از این مماشاتگران در این تویت هست که برای قبول وکالت زندانیان سیاسی کنک خورده. حالا چرا فقط شیرین عبادی و نسرین ستوده؟ از سهیلا حجاب بگیر تا نرگس محمدی و گیتی پورفاضل و محمد نجفی و هزاران وکیل دیگر که درگیر زندان و شکنجه و ممنوعیت از وکالت و بیکاری هستند همه با این برهان شما در حال مماشات با رژیم هستند. از نظر من یکی از افتخارآمیز ترین مخالفتها با رژیم را همین وکلای مشغول در این رژیم رقم زده اند.

    حالا چرا ما این برهان شما دوست گرامی را محدود به وکلا بکنیم. فرهنگیان چه؟ این معلمها که در این رژیم گار میکنند و کتابهای این رژیم را تدریس میکنند که گناهشان بیش از وکلا است. همین محمدعلی سپهری و هاشم خواستار و بقیه معلمان که در زندان هستند البته سالها مدرس کتابهای همین رژیم بوده اند. مبارزان عزیز چون فرزاد کمانگر که در همین رژیم معلم بودتد البته چون کشته شدند در این تعریف جا نمیگیرند. این برهان شما البته میتواند به همه کارمندان دولت و ایضا کل مملکت که در حال اجرای شرایع اسلامی هستند بسط داده شود.

    بنده بارها عنوان کرده ام که هیچ رقابتی بین قربانیان نیست.بین مبارزان هم همینطور. یکی چون زنده یاد محمد جعفر پوینده یک راه را برمیگزیند و یکی چون ستوده راهی دیگر را. یکی سیستم را کلا طرد میکند و برعلیه آن مینویسد و یکی میگوید اگر من بتوانم وکالت این قربانیان دربند رژیم را بپذیرم و آنها را نجات دهم آنگاه وظیفه من است که چنین کنم. اگر من به داد اینها نرسم که برسد؟

    آنچه این همه دشمن برای شیرین عبادی و نسرین ستوده تراشیده نه عمل آنها بلکه معروفیت آنها است. ما ملت قهرمانهای مرده هستیم. این را بپذیریم که در هر جامعه مبارزی قهرمانان بسیاری وجود دارند و تنها تنی چند از این میان مانند ماندلا و لخ والسا و گاندی و غیره سمبل مبارزه میشوند و به شهرت میرسند. این نه آنها را در مقابله با قهرمانان دیگر قرار میدهد و نه از اجر آن دیگران میکاهد.

    https://twitter.com/MahnazShirali/status/1330038340792561666

    • 2020-11-21 در t 15:05
      پیوند یکتا

      کافر جان، من هیچوقت نمی توانم خانم شیرین عبادی را که با ظریف و هوشنگ امیر احمدی ها دل و قلوه میداده است، با پوینده یکی کنم. من اتفاقا چند نظر زیر همین لینک در بالاترین نوشتم که اینجا هم می گذارم. من بر خلاف دیگران نه خانم ستوده و نه عبادی و نه مسیح علینژاد را نه مزدور میدانم و نه چیز دیگر، هر کدام از این عزیزان هم به اندازه خودشان تلاش برای «تغییر» میکنند، اما مشکل من با کسانی است که فریب بازی های اطلاعاتی رژیم را میخورند و سعی میکنند از فعال حقوق بشر، رهبر سیاسی بتراشند.

      خلاصه نگاه من این است، من به این افراد احترام میگذارم از حقوق انسانی آنها دفاع میکنم، اما هرگز و هرگز به جریان هایی که ریشه در اصلاح طلبی دارد، برای براندازی اعتماد ندارم. خیلی ساده، به نظرم حتی رضا پهلوی هم به درد «بعد از براندازی» میخورد نه خود براندازی.

      اگر هر کس را در قد و قواره خودش ببینیم، هیچ اتفاقی نمی افتد. من هم مثل شما با توییتر و فضایش که بیشتر «انتخاباتی» است، موافق نیستم، اما این را هم میدانم حرف پوینده یک دنیا حرف پشتش هست که نیاز به تفسیر ندارد.

    • 2020-11-21 در t 15:09
      پیوند یکتا

      یادت باشد همین دوران اصلاحات خامنه ای را قدرت مطلق کرد. اتفاقا بر خلاف بسیاری از دوستان تغییرات در ایران را به نظر من «ماهواره» ها در زمان خاتمی، شبکه های اجتماعی در زمان احمدی نژاد رقم زدند. اصلاحات برای زمان خودش در ۲ سال اولش تا حدودی مفید بود، مطبوعات نیمه آزاد و کمی کم فشار شدن بسیج و … اما در کل مماشات و بزک کردن چهره خونینی که میکونوس را راه انداخته بود، باعث قدرت گرفتن بیشتر خامنه ای شد.

    • 2020-11-21 در t 15:10
      پیوند یکتا

      صد در صد دوست عزیز، من هم چنین جسارتی نکردم اما این مهم است که بدانیم تا مبارزات ما_ حالا از کارگر تا وکیل و دانشجو و …_ به سراغ ریشه مصیبت ها( اسلام) نرود، ثمری نخواهد داشت.
      گاهی هم مدارا کردن مخالفان _ خواسته یا ناخواسته_ با جنایتکاران، باعث بقا میشود، چرا که که در چارچوب اسلام و نظام هیچ چیزی اصلاح پذیر نیست.
      کار مهم پوینده این است که نمیخواست نان خود را از جایی درآورد که از پای بست ویران بود.
      هنوز عکسهای وکیل نوبلی ما با نایاک و ظریف و … از یادها نمیرود، این میشود همان بزک کردن صورت جنایتکاران. خیلی هم‌خوب که امروز خانم عبادی از نظام عبور کرده است اما سوال من اینجاست:
      چه کسانی نگذاشتند پوینده ها سمبل شوند و سمبل های ما همه بر مدار «استمرار طلبی» میچرخند!؟
      من خیلی ریز نکته ای را مطرح کردم که حواسمان باشد و اصلا قصد توهین به مسی را ندارم، اما در همان زمانی که از حقوق انسانی بانو ستوده و یا مسیح علینژادخبرنگار دفاع میکنم، هرگز هم رهرو این افراد نیستم و آنها را در همان حد و قدی میبینم که هستند.

      https://s3.amazonaws.com/bala.static/avatars/38789/small.jpg?1563110834 csomeb  و بیشتر قصد من این بود که بدانیم چرا پوینده را کشتند، چون براندازان واقعی اینها بودند که میدانستند «اسلام» اصلاح شدنی نیست و هرگونه تلاش نیاکان ما_ از ابومسلم تا شاهان صفوی و مدارای شاه با این داعشیعه و جریان های استمرار طلبی پس از انقلاب_ همه و همه تنها به بزک کردن و جان بخشیدن به این عجوزه ختم میشود و تا این عجوزه در ذهن مردم «مقدس» است، هیچ تغییری نخواهیم دیدید.
      شما بیا به من بگو غولی در حد مختاری را چرا مطبوعات واکاوی نمیکنند اما فلان شخصیت خنثی را تا سرما میخورد و یا فلان رهبر تاریخ مصرف گذشته ۸۸ تی را تا کرونا میگیرد، از بی بی سی تا عنتر نشنال _ به آن میپردازند!؟

      https://s3.amazonaws.com/bala.static/avatars/38789/small.jpg?1563110834 csomebدر تیتر هم نوشته ام، تفاوت پوینده با بانو ستوده و خانم عبادی، در وکالت نکردن در چارچوبی است که از دیدگاه پوینده، «شدنی» نیست. 
      به نظر من کسی که در آن سالها اینگونه میاندیشیده است، لایق هزار نوبل و قهرمان واقعی است. باید در فردای ایران تندیس پوینده ها در هر دانشگاه و مدرسه ای نصب شود و داستان زندگی شریفشان در کتب درسی گنجانده شود.
      من هر چقدر در پوینده غرق میشوم، بیشتر تفاوت «نهنگ» با «ماهی های سرخ» را میفهمم؛ و از همه بدتر سانسور این بزرگان در مطبوعات داخلی و خارجی و مثلا اپوزیسیون!
      کدام اپوزیسیون؟

    • 2020-11-21 در t 15:29
      پیوند یکتا

      اتفاقا کاملا موافقم کافر جان، معلم ها و پدران و مادران و کل مملکت مقصر هستند و همین کار را سخت میکند. برای همین هم مدام در جا زده ایم…

      باور کن هیچ چشم انداز روشنی نیست و آنچه من دوست دارم خیالی خام است و نا شدنی، و شدیدا آرمانی، اما با همه اینها من ترجیح میدهم حواسم جمع باشد، نه توهین و تخریب، و‌نه نگفتن آنچه به ذهنم می آید، من با خود سانسوری، بت سازی کاملا مخالفم. برای همین هم امروز نسبت به حتی ۲ سال قبل هم خیلی عوض شده ام. من حتی امروز با خودم سوال میکنم چرا رژیم رضا پهلوی و مشروطه خواهان را با این همه طرفداران میلیونی اش ول کرده است و رفته است سراغ بمب گذاشتن برای «رجوی» منفور!؟

      من نمیگویم آنچه فکر میکنم درست است، اما به من این حق را بده که بدون تعصب و تردید، از حقوق همه کسانی که زمانی با اصلاح طلب ها بودند، دفاع کنم، اما پشت پروژه هایی که فکر میکنم خواسته و ناخواسته به نفع امنیتی های نظام است، قرار نگیرم.

      به نظرم رژیم خیلی خوب مردم را سرگرم کرده است و حتی من به شما بعدا ثابت میکنم گاهی وقتها خط میدهند که مردم یک تظاهرات بی ثمرکنند و لت و پار شوند! ( این بماند در خصوصی)

      من کاملا با شما موافقم که تخریب نباید باشد، اما این را هم قبول کن خیلی ها برای استمرار طلبان سابق، فرش قرمز پهن نمیکنند.

      دقیقا با حرفت موافقم. همه این مملکت مقصر است و هیچ کاری هم نمیشود کرد. ابلهانی مثل من که فکر میکنند میشود با اسلام مبارزه کرد، آخر یا کشته میشوند و یا مثل صادق هدایت خودکشی میکنند( و صد البته فقط یک مثال زدم و من بلاگ نویس کجا و صادق هدایت ، این غول تمام ناشدنی و افتخار ادبیات ایران در جهان کجا…)

      صف اربعین را ببین
      جک‌ ها را ببین
      صف دلار و بورس
      و….

      ما محکوم به فنا هستیم اما من ترجیح میدهم در این فنا شدن، بر آنچه اعتقاد دارم، پافشاری کنم، حتی اگر یک نفر باشم.

      نه به توهین و تخریب ناجوانمردانه هیچکس و نه به خود فریبی و رویاپردازی و بزرگ کردن ملتی که شایسته بزرگی نیست!

      من میگویم چرا باید ما به دموکراسی برسیم!؟
      دیگران هم خواهند گفت :

      چرا ایران باید «بزرگ» باشد!؟

      من ترجیح میدهم به جای سوگواری برای مصیبت ها، ببینیم کسانی را که رژیم کشته است، چه میگفتند و چه اندیشه ای داشتند، ترکیب اندیشه قربانیان رژیم میشود مانیفست براندازی ( از بختیار تا فرخزاد و آریا منش و پوینده و …)ً

      به نظرم حتی ۹۰ درصد اپوزیسیون هم در تعریف استمرار طلبی جا میگیرند و خودش مثنوی هفتاد من است ….

      پ این را هم بگویم به ایران سوگند من نه همانند توییتری ها قصد تخریب انتخاباتی این افراد را دارم و نه همانند خوشبین ها باور دارم اینها از خط «استمرار طلبی» عبور کرده اند، از حقوق انسانی تک تکشان دفاع میکنم اما به هیچ حرکتی که استمرار طلبان سابق و فعلی دست بالا را داشته باشند، اعتماد ندارم و ترجیح میدهم نقد بشوم اما «رنگ» هرگز…

      این را هم بگویم هیچ امیدی به تغییر ندارم اما فقط به عنوان یک شهروند تلاشم را برای تشکیل مدینه فاضله غیر اسلامی، میکنم. با آنکه هیچ امیدی به تحقق این رویا ندارم.

    • 2020-11-21 در t 15:42
      پیوند یکتا

      بعدش هم هر که گفت بالای چشم فلان زندانی ابرو است و یا فلان زندانی سیاسی را و یا راه و رسمشان را به دلایلی قبول ندارم، قصد تخریب ندارد. به نظرم شما کمی هم حساس شده ای و فکر میکنی هر کسی دفاع صد در صدی ندارد، قصد تخریب دارد.

      من سوالاتی دارم و برداشت هایی، مثلا میبینم شرمین جمعیت امام علی میرود، روی ویلچر بر می گردد، میبینم سعیدی سیرجانی در زندان با شیاف پتاسیم به قتل میرسد، از طرفی هم میبینم در اوج آبان کرونا گرفتن موسوی و‌کروبی میشود خبر داغ! با آنکه من حتی با کروبی و موسوی هم دشمن نیستم به خاطر جو و سو استفاده هایی که حکومت از اینها_ خواسته و ناخواسته_ میکند، مجبورم تند بنویسم که خیال نکنند ملت همه گلابی تشریف دارند.

      الان هم میگویم شما درست میگویی در مورد توییتر اما جنس مخالفت من طور دیگری است و ریشه در ترس و هراس و گذشته دارد، نه دشمنی.

      بروید چک کنید ببینید در این چند سال با آنکه نظرم را شفاف گفته ام، اما چقدر از مسیح و بانو ستوده حمایت کرده ام…

      من آنچه که در ذهنم است را نمیتوانم بیشتر از این باز کنم، امیدوارم منظور مرا دریافته باشید.

  • 2020-11-21 در t 15:32
    پیوند یکتا

    و نکته خنده دار ماحرا این است این لینک در بالاترین باید در پر بحث ها باشد، اما نیست و به عمد حذف شده است، حالا ببینید چرا؟ هم من میدانم و هم شما!

  • 2020-11-21 در t 15:56
    پیوند یکتا

    این را هم بنویسم، میدانم اگر اهل بخیه و مدارا و سانسور بودم، هرگز نباید مینوشتم:

    میان قربانیان رژیم هم فرق هست. کسی که برای گران شدن تخم مرغ و یا بنزین توسط رژیم حرام زاده تیر میخورد، با کسی که مثل بختیار و پوینده و فرخزاد به خاطر ترویج عقایدشان «ترور» میشوند، چون عقایدشان برای بقا و «استمرار» حکومت خطرناک است، فرق وجود دارد.

    همه قربانیان رژیم هستند اما بختیار که میمیرد، عمر رژیم به دلیل خلاء رهبری و نبود او برای سالها تضمین میشود…

    خیلی پیچیده است این داستان از نظر من

    • 2020-11-21 در t 17:20
      پیوند یکتا

      ارغوان جان بگذار با پاسخ به این سوال تو آغاز کنم که چه کسانی نگذاشتند پوینده ها سمبل شوند؟ مردمی که از هزینه دادن خسته شده بودند و نمیخواستند جانشان را بدهند. فکر میکردند میشود رژیم را از درون تغییر داد و حال دانستند نمیشود. برای این باور نه به نسرین ستوده و عبادی و فعالان دیگر بلکه به خاتمی و بقیه سران اصلاحات دل بسته بودند. در یک کلام گر حکم شود که مست گیرند…

      بنده نسبت به هیچ فردی حساسیت ندارم اما از حق خود برای دفاع از مخالفین رژیم استفاده میکنم و نظرم را میگویم که البته گاه با نظر دوستان دیگر در تعارض است.

      من با بکار بردن واژه “استمرار طلب” برای بسیاری از مخالفین رژیم مانند ستوده و محمدی و دیگران موافق نیستم و فکر میکنم باید آنها را تغییر طلب نامید. استمرار تلویحا برای ادامه روند فعلی است در حالی که این افراد خواهدن تغییر بوده وبرای آن هزینه داده اند. نمیدانم فعالین مدنی در ایران بیش از این چه میتوانند بکنند. من آرمان گرائی شما را بسیار دوست دارم اما فکر میکنم در جبهه مخالفین رژیم هم به آرمان گرا احتیاج داریم و هم به تغییر طلب و هم به مبارزین مسلح (اما نه گروهی ارتجاعی مانند مجاهدین که کپی رژیم است).

      پوینده و دیگران کشته شدند چون سیاست رژیم در آن زمان آنگونه بود. داریوش و پروانه فروهر که چنین سلاخی شدند از درون این رژیم می آمدند. اعتقادات اسلامی شان را هم داشتند. من فکر میکنم اگر آن سیاست امروز هم وجود داشت ستوده و خیلی های دیگر میتوانستند قربانی قتلهای زنجیره ای دیگری بشوند اما همین فعالیتعای مدنی باعث شد که دست رژیم برای چنین اعمالی کمی بسته شود. میبینیم که رژیمی که هزارها زندانی را در زندانها قتل عام کرد امروز برای هر حکم اعدام با جامعه درگیر میشود. فقط رژیم برنده نبوده و جامعه هم همچنان مشغول زورآزمائی با رژیم است.

      من هم چون شما به براندازی کامل رژیم اعتقاد دارم و شک ندارم که فعالین مدنی درون کشور هم همین اعتقاد را دارند اما عمل ما کجا است؟ چرا من باید گناه بی عملی خویش را به گردن فعالین مدنی که لااقل عملی انجام میدهند بیاندازم؟ کجا مخالفت آنها با رژیم در زمینه های حقوقی، مدنی، حقوق بشری و یا غیره مانع عمل من شده؟

      من این استیصال که همه به آن رسیده ایم درک میکنم اما فکر میکنم باید از مبارزین در همه جبهه ها حمایت کرد چون هر ضربه ای به این رژیم غنیمت است. خود رژیم هم بزودی در خواهد افتاد.

      • 2020-11-21 در t 18:17
        پیوند یکتا

        اصلا شکی نیست، حمایت یعنی همین کارهایی که ما میکنیم، به زندان رفتن و ممنوع الخروجی و فشار و عدم مرخصی و … همه زندانیان اعتراض میکنیم، فرقی هم ندارد اسلامی است یا غیر اسلامی، من اینجا شاید واقعا نمی توانم منظورم را خوب بنویسم. الان یکی از دوستان نوشته یعنی اینها که وکیل شده اند، کار اشتباهی کرده اند!؟

        نمیدانم، شاید من خوب نمیتوانم منظورم را بیان کنم. به نظر من پوینده بسیار پیشرو بوده است و وقتی میدانسته است که طبق قوانین شخمی جمهوری اسلامی باید وکالت کند، عطای کار رع به لقایش میبخشد، چون شدنی نیست. در چارچوب قوانین این رژیم همه چیز نمایشی است. یادم می آید در دادگاه یکی از زندانیان سابق که وکیل معروفی هم داشت ، قاضی مثل سگ او را از دادگاه بیرون پرت کرد!

        من باز تاکید میکنم، من از همه زندانیان دفاع کرده ام و‌میکنم اما هیچوقت احساسی برای آنها ردای رهبری نمیدوزم چون هم اگر آنها وابسته به نظام نباشند، جانشان در خطر میافتد و هم اگر اینجا یکی از آنها، فقط یکی از آنها خواسته و ناخواسته درگیر بازی های امنیتی شوند، خسران بزرگی خواهد بود.

        به نظرم هیچ رهبری با توجه به سبعیت و ددمنشی این نظام نمی تواند از داخل ایران در پروژه براندازی شرکت داشته باشد، پس ردای رهبری برای هر کسی در داخل ایران، یا ساده لوحی است یا فریب اطلاعات رژیم را خوردن. حتی همینی و ۵۷ تیون هم از فرانسه کلک شاه را کندند. جایی که اسلام و‌داعشیعه حکمرانی میکند، تغییر و انتقال قدرت و آنچه در آفریقای جنوی و هند اتفاق افتاد، محال است تکرار شود.

        هر گونه دخالت دادن نگاه مدنی در برخورد با نظام فاشیستی، محکوم به شکست است. حرکت های مدنی و‌جنبش های مدنی همانند وبسایت ۱ میلیون امضا برای رفراندوم در دهه هفتاد و نمیدانم کمپین چهارشنبه های سفید، فشار را بر حکومت زیاد میکنند اما این فشار هیچوقت به براندازی نخواهد رسید.

        از ۸۸ جمعیت بیشتر در خیابان!؟ خلاصه که هر دوی ما یک حرف را می زنیم اما من چند اما دارم. تا زمانیکه به فعالان مدنی به چشم فعال نگاه میکنم، هیچ مشکلی ندارم اما وقتی میبینم عده ای با مهندسی قبلی روی «رهبر» شدن آنها مانور میدهند و این افراد هیچ حرفی هم در «تکذیب» این صحبت ها نمیکنند، فورا به یاد می آورم که جنبش سبز فقط و فقط به خاطر نداشتن نگاه براندازانه رهبرانش آنچنان سبز سوخت…

        الان شما بیا بگو فردا خانم ستوده میخواهد بشود رییس مثلا قوه عدلیه، من با جان و دل استقبال میکنم. چه کسی از او و نرگس جانم بهتر!؟ اما اگر فردا دیدید عده ای به دنبال جا انداختن این افراد به عنوان رهبر اعتراضات و … هستند، باید شک کنید، چگونه یک وکیل میخواهد بگوید بزنید و بکشید و کشته شوید!؟ دقیقا به همان دلایلی که «شاهزاده» هم نمیتواند!

        همه اینها بعد از براندازی بیایند کاندید آنچه لایقش هستند، بشود. همین رضا پهلوی، فردا مردم به پادشاهی سمبلیک رای ندادند، مخالفم رییس جمهور شود، چون نمی تواند، اما او به راحتی میتواند سفیر ایران در آمریکا شود!

        به نظرم رهبری براندازی باید بر روی افراد گمنام و ناشناس و ایجاد شبکه های عنکبوتی و پیوسته و سراسری شکل بگیرد و ….

        • 2020-11-21 در t 18:54
          پیوند یکتا

          ارغوان جان نمیدانم جه کسانی به قامت این افراد ردای رهبری دوخته اند. من این را چندین بار شنیده و اما خود چیزی ندیده ام. شما اگر میدانید لطفا مر ا هم آگاه کنید. متاسفانه در حال حاضر فقط شاهزاده واجد شرایط رهبری است که او هم مایل به انجام این کار نیست. دلیلی نمیبینم که لازم باشد این افراد بیایند و هر ادعای بی اساسی را انکار کنند. این به باور من تنها یک همهمه در فضای مجازی بوده.

          • 2020-11-21 در t 19:04
            پیوند یکتا

            کافر جان خیلی ها، چه در توییتر چه در دیگر شبکه های اجتماعی،که ۹۹.۹۹ درصد هم بچه های وزارت اطلاعات هستند، اینها به خیالشان میخواهند در برابر تنها کسی که شانس اما _ تخم بی_ براندازی دارد ( رضا پهلوی) مهره تراشی کنند. ببین الان نمونه اش مسیح، بارها همین عوامل نظام از او به عنوان رهبر لایق نام برده اند و شاید باورت نشود که مجاهدین هم او را در برابر رضا پهلوی برجسته میکنند، اما مسیحی که جواب یک جمله را میدهد، ساکت است.

            کافر جان من حتی دیده ام سایبریون با طرفداری از رضا شاه، رضا پهلوی را میکوبند.

            باید فعالان مدنی ما عاقل باشند و باهوش، کسی که وارد هر گونه مبارزه جدی با حکومت میشود، باید بسیار هوشمندانه عمل کند.

            به نظر من گاهی وحشت از وزارت اطلاعات و‌گردان های سایبری اش باعث میشود واکنش ها به این فعالان مدنی درشت شود و باعث سوء تفاهم. شما نگاهی به رای گیری های سایت های استمرار طلب بیانداز، میفهمی من چه میگویم.

            رضا پهلوی هم باید تکلیف خودش را معلوم کند. بگوید من برای دس از براندازی اگر نیاز به سمبل داشتید، هستم. برای براندازی حتی او هم به درد نمیخورد. این رژیم فاشیستی فقط و فقط با خشونتی بزرگتر از خودش خواهد رفت.

            ختم کلام؛ با چه کسانی روبرو هستیم ( حتی اگر این مکالمه تخیلی باشد، راست است تا حدود زیادی)

            خاطره یکی از حاضرین در ستاد فرماندهی ضد اغتشاشات قرارگاه ثارالله در آبان ۹۸‫۱۸۰ کلیک   ‫۱٫۱۱۶   بالابلاگ

            در ستاد نشسته بودیم ، در حالی که بیسیم های ناجا و یگان های عملیاتی سپاه را گوش می کردیم

            بیسیم سپاه : 

            مصطفی جان توی اندیشه(شهریار) اصلا وضع خوب نیست.بچه ها میگن همینطوری پیش بره شهرو میگیرن

            مصطفی : 

            یعنی چی شهرو میگیرن مگه ما مردیم ؟ حضرت آقا چشم امیدش به ماهاست ، کل انقلابیا چشمشون به ماهاست

            بیسیم :

            از پسشون برنمیایم مصطفی جان تعداد زیاده

            سلاح ها مشقی ندارن که بترسونیم همه‌اش رو جنگی بار زدیم

            مصطفی: 

            هرجا کم آوردید به اختیار بزنیدشون

            داداش ما سوریه و عراق رو جمع کردیم اینجا که ولایت خودمونه

            بیسیم : 

            داداش جمعیت زیاده چند نفرو بزنیم !

            مصطفی : 

            خشابت چندتا گلوله داره ؟ خشاب خالی برگرد

            بیسیم : 

            آخه … باشه

             ۳ دقیقه بعد

            بیسیم : 

            مصطفی جان دلمون رضا نمیده ، بچه ها سر سنگین اند 

            داداش کاش بچه های اطلاعاتی میومدن شاه مهره ها را نشان می کردند یا همونا را می زدیم یا دستگیر میکردیم اینطوری که نمیشه ما که نمیدونم کی به کیه آخه نمیشه که رگبار زد تو مردم

            مصطفی : 

            داداش هرکس تو اون جمعیت هست شاه مهره است

            هرکس اونجاست براندازه و خونش مباح

            نگران شرعش هم نباش از حاج آقا حکم داریم

            بیسیم: 

            بچه توشون هست

            مصطفی: 

            زمان شاه هم کم بچه توی اعتراضات کشته نشد

            بیسیم داشته باش سردار نجات میخواد باهات حرف بزنه

            نجات: 

            برادر عزیز حفظ نظام از اوجب واجبات است

            وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ

            بیسیم : 

            سردار ضد شورش بگید بیاد اشک آور بزنه متفرق میشن نیاز به خون ریزی نیست

            مصطفی: 

            سردار رفت ، دیگه ادامه این بحث میشه تمرد 

            اندیشه هر اتفاقی بیفته تو رو میشناسیم اینجا به اندازه کافی صوت و شاهد از استنکاف شما …

          • 2020-11-21 در t 19:05
            پیوند یکتا

            خاطره یکی از حاضرین در ستاد فرماندهی ضد اغتشاشات قرارگاه ثارالله در آبان ۹۸‫۱۸۰ کلیک   ‫۱٫۱۱۶   بالابلاگ

            در ستاد نشسته بودیم ، در حالی که بیسیم های ناجا و یگان های عملیاتی سپاه را گوش می کردیم

            بیسیم سپاه : 

            مصطفی جان توی اندیشه(شهریار) اصلا وضع خوب نیست.بچه ها میگن همینطوری پیش بره شهرو میگیرن

            مصطفی : 

            یعنی چی شهرو میگیرن مگه ما مردیم ؟ حضرت آقا چشم امیدش به ماهاست ، کل انقلابیا چشمشون به ماهاست

            بیسیم :

            از پسشون برنمیایم مصطفی جان تعداد زیاده

            سلاح ها مشقی ندارن که بترسونیم همه‌اش رو جنگی بار زدیم

            مصطفی: 

            هرجا کم آوردید به اختیار بزنیدشون

            داداش ما سوریه و عراق رو جمع کردیم اینجا که ولایت خودمونه

            بیسیم : 

            داداش جمعیت زیاده چند نفرو بزنیم !

            مصطفی : 

            خشابت چندتا گلوله داره ؟ خشاب خالی برگرد

            بیسیم : 

            آخه … باشه

             ۳ دقیقه بعد

            بیسیم : 

            مصطفی جان دلمون رضا نمیده ، بچه ها سر سنگین اند 

            داداش کاش بچه های اطلاعاتی میومدن شاه مهره ها را نشان می کردند یا همونا را می زدیم یا دستگیر میکردیم اینطوری که نمیشه ما که نمیدونم کی به کیه آخه نمیشه که رگبار زد تو مردم

            مصطفی : 

            داداش هرکس تو اون جمعیت هست شاه مهره است

            هرکس اونجاست براندازه و خونش مباح

            نگران شرعش هم نباش از حاج آقا حکم داریم

            بیسیم: 

            بچه توشون هست

            مصطفی: 

            زمان شاه هم کم بچه توی اعتراضات کشته نشد

            بیسیم داشته باش سردار نجات میخواد باهات حرف بزنه

            نجات: 

            برادر عزیز حفظ نظام از اوجب واجبات است

            وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ

            بیسیم : 

            سردار ضد شورش بگید بیاد اشک آور بزنه متفرق میشن نیاز به خون ریزی نیست

            مصطفی: 

            سردار رفت ، دیگه ادامه این بحث میشه تمرد 

            اندیشه هر اتفاقی بیفته تو رو میشناسیم اینجا به اندازه کافی صوت و شاهد از استنکاف شما موجوده

            بیسیم: 

            حاجی من تمرد نکردم ولی باید بتونم حجت بیارم واسه بچه ها؟

            مصطفی: 

            بچه ها غلط کردن مگه ما واسه همچین روزی تربیت نشدیم؟

            فکر کردید اگر اتفاقی بیفته همین آدما به شما رحم می کنند ؟ 

            الان یه تیم مسلح از بچه های انصار(انصار حزب الله) هم اینجان اگر نیاز دارید بفرستمشون؟

            بیسیم: 

            نه حاجی خودم درستش میکنم

            مصطفی :

            هرکس زدید سریع جنازه اش جمع کنید بهره برداری نکنند

            شکری : 

            چی میگه این ؟

            مصطفی :

            بابا من نمیدونم واسه چی آدمای سست رو میفرستن اینجور جاها

            اینا …. لای پاهاشون نیست به خدا

            پشت بیسیم تازه باید احکام ثانویه بهشون یاد بدیم

            …. تو این گزینش

            شکری : 

            خوب دیگه همه مثل هم نیستند بعضی ها با این مسائل کنار نمیان

            مسعود پلنگ الان پشت بیسیم میگفت حداقل ۲۰ نفرو خودم زدم

            مصطفی : 

            مسعود را فرستادن کجا ؟

            شکری : 

            شهر قدس بوده

            قبلش هم شهریار بوده

            مصطفی : 

            مسعود حیوونیه برا خودش بابا

            شکری: 

            ولی وضع خوبی نیست

            خیلی از بچه ها پای کار نیستند اینطوری بخواد پیش‌بره کار گره میخوره

            مصطفی:

            بزار این سر و صداها بخوابه …. را پار میکنند

            همه شون میفرستن دادسرا

            پول میگیرن واسه چی پس ؟

            شکری: 

            خوب حالا مگه چقدر دارن میدن 

            خداوکیلی ۶ میلیون هم شد حقوق ؟

            مصطفی: 

            ای بابا 

            چی بگم

            کار برای خدا برکت میاره

            منبع: کانال تلگرامی علی جوانمردی

          • 2020-11-21 در t 21:04
            پیوند یکتا

            بله درست است. کار این اطلاعاتی ها و سایبری ها همین موش دواندن ها است.

  • 2020-11-21 در t 18:18
    پیوند یکتا

    به اعتقاد من بین پوینده و ستوده تفاوت هست و این کاملا نرمال است. در واقع هر نوع مبارزه ای با رژیم جمهوری اسلامی باید از طرف مخالفین رژیم مورد پشتیبانی قرار گیرد و مقایسه عملکرد افراد برای اثبات حقانیت بیشتر یکی در برابر دیگری کمکی به مخالفین رژیم نمیکند. در عین حال قهرمان ساختن مبارزین هم کمکی به مبارزه نخواهد کرد. مبارزه با یک رژیم دیکتاتوری احتیاج به قهرمان ندارد بلکه محتاج تکثر هر چه بیشتر تعداد مبارزین است. شاید به دلیل این که مردم ایران همواره دنبال قهرمان و نجات دهنده بوده اند هیچ اتحادی بین مبارزین و مخالفین رژیم در چهل و اندی سال گذشته بوجود نیامده.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.