طنازی و خشم نسل جوان پس از انقلاب از ترمیناتورهای ۵۷ T به روایت تصویر؛ روز مادر یک یکیشون مبارک!

هر چه بیشتر از عمر «انقلاب سیاه» سال ۵۷ و جمهوری اسلامی میگذرد، نسل جوان بیشتر و بیشتر از عاملان این انقلاب متنفر میشود. سالهاست زبان طنز مردم کوچه و‌بازار بهتر از هر تاریخ نویس و تحلیلگری انقلاب سیاه ۵۷ را به نقد کشیده است.

نتیجه این انقلاب سیاه چنان ایران را ویران کرده است که بسیاری در کنار خمینی و‌مثلث بیق و لات ها و اوباش مذهبی، شاه و ساواک را هم به باد فحش میکشند و از شاه ایران به عنوان یک ترسوی دلرحم یاد میکنند که با تروریست های نادان ۵۷ تی و فواحش سیاسی احزاب توده و فدایی و مجاهد با اقتدار رفتار نکرد و با خروج از ایران و عدم فرمان خونریزی، در ویرانی امروز ایران نقشی اساسی دارد.

اینکه این روزها ساواک دارد در دل تاریخ تطهیر میشود و خطایش از سوی نسل جوان، مماشات با تروریست های ۵۷ تی اعلام می شود، خودش یک دنیا حرف است و هیچ احتیاجی به تحلیل و تفسیر دیگری نیست.

آنچه در ایران امروز اتفاق می افتد، انکار پدران و‌مادران توسط فرزندانشان است. هر جک و هر لطیفه ای که امروز در نکوهش نسل نادان ۵۷ تی نوشته میشود، در دلش هزار حکایت و روایت است که باید به آنها دقت کرد.

در میان تصاویر و‌کپشن هایی که به مناسبت روز مادر در کانال های تلگرامی پخش میشود، دو‌تصویر نظر مرا بیش از همه جلب کرد. یکی تصویری از خمینی جلاد که خنده بر لب دارد اما زیرش نوشته شده :

مادر تمام بدبختی ها، روزت مبارک!

و‌ دیگری تصویری معروف از طرفداران انقلاب سیاه ۵۷ است که در یکی از ساختمانهای نیمه تمام جشن پیروزی گرفته اند و نمیدانند در فردایی نه چندان دور چنان روزگار اکثریتشان دگرگون میشود که روزهای بد زمان شاه، برایشان میشود آرزو!

خیلی دوست داشتم بدانم از آن جمعیت عظیم چند نفر سرشان بر دار رفت و‌چند نفر فرزندانشان در جنگ 6+2 از بین رفت و‌ چند نفرشان در کشتارهای دهه شصت تیرباران شدند و‌چند نفرشان فرزندان خویش را در حمله به کوی دانشگاه و تظاهراتهای سال ۸۸ و دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ از دست دادند؟

خیلی دوست داشتم بدانم چند نفر از این افراد امروز پل خواب و‌اتوبوس خواب و‌ گورخواب شده اند؟

خیلی دوست داشتم بدانم چند نفر از فرزندان این افراد کلیه و کبد و قرنیه چشم خویش را به برکت انقلاب ابلهانه پدرانشان به خاطر فقر فروخته اند؟

خیلی دوست داشتم امروز از این پیرمردها و پیرزنان بپرسم آیا انقلاب کردن با یک شاه دلرحم و یک ارتش مردمی که در کنارشان ایستاد و سلاخی شد، اصلا افتخاری هم دارد؟ آیا شورش کوری که نام «انقلاب اسلامی ایران» را یدک میکشد و نتیجه اش میشود یک قرن عقب برگشتن، اصلا میتواند مایه افتخار باشد؟

شما نامردمانی که آن روزها جوجه کباب میخوردید و عرق سگی سر میکشیدید و به فرح پهلوی فحاشی میکردید، چه شد که در برابر توحش ناب محمدی خمینی و خامنه ای، انقلاب یادتان رفته است؟

بگذریم؛ چنان انقلاب سیاهتان کمر ایران و‌نسل پس از انقلاب را شکسته است که حتی روز مادر هم باید لگدی به لاشه متعفن شما زد؛ تا شاید حیا کنید و‌پس از ۴۳ سال ویرانی ایران، خود را بازنشسته کنید و بگذارید نسل جوان خودش طرحی نو بیاندازد!

براستی روز مادر مبارک مادران یک یکیتان!

به اشتراک بگذارید:

4 thoughts on “طنازی و خشم نسل جوان پس از انقلاب از ترمیناتورهای ۵۷ T به روایت تصویر؛ روز مادر یک یکیشون مبارک!

  • 2022-01-23 در t 23:23
    پیوند یکتا

    حرفهای نویسنده در مورد انقلاب و نسلی که انقلاب را براه انداختند درست اما از انقلاب تا حالا چندین نسل جوان بوجود امدند و سوال من این است که این ها برای پیشرفت ایران و قطع دست های اخوند ها از حکومت و ایجاد جامعه ای بهتر چه کردند؟ اینست که من مردم ایران را در حالت کما میبینم

    • 2022-01-24 در t 06:01
      پیوند یکتا

      دوست عزیز، کدام نسل؟

      در سال ۱۳۷۶، نسل پس از انقلاب راه اصلاحات را پیش گرفت و برای رسیدن به آن تا سال ۹۶ صبر پیشه کرد.

      از ۱۸ تیرماه ۷۸ ( اعتراضات دهه ۶۰ ربطی به نسل پس از انقلاب ندارد) که زیر بیست ساله های نسل پس از انقلاب اعتراضات را شروع کرد، هزینه ای نبوده است که این نسل نداده باشد. برای نمونه همین آبان ۹۸ در کمتر از یک هفته به اندازه کل جانباختگان راه خمینی خون دادند.

      مشکل این است که این رژیم رحم ندارد. تمام تظاهراتهای سال ۵۷ و‌ارتش در برابر این رژیم و‌نیروهای سرکوبگرش جک است.

      در ثانی شما این را در نظر بگیر که نسل فعلی عاشق شهادت و آرمان نیست و زمانه عوض شده است. مشکل تغییر جهان است و در دنیای فعلی فعلاکسی که زور دارد و اسلحه در دست دارد، پیروز است.

      نسل پس از انقلاب متاسفانه از همان آغاز مغزشویی شده است و به ابتذال کشیده شده است. نسل انقلاب با برنامه ریزی درگیر اعتیاد و جنون سکسی شده است و مناسفانه پدران و‌مادرانش هم همین ها هستند که ذکر خیرشان بود.

      اگر بخواهم جمع بندی کنم :

      یک دیوانه یک سنگی را ته چاه میاندازد، صد عاقل نمیتوانند ان سنگ را بیرون بیاورند!

      سنگ مورد نظر همان انقلاب ۵۷ است.

      یادمان نرود در این سالها هم امثال بهنودها و‌مهاجرانی ها و نگهدارهای ۵۷ تی مردم را پشت خندق اصلاحات نگاه داشته بودند.

      با همه اینها نسل فعلی بی تقصیر نیست اما واقعا شرایط برایش سخت است.

      تربیت غلط در خانه هایی که پول فوسول های ۵۷ تی حضور داشتند.

      ۲- مغزشویی در مدرسه و پای تلویزیون، آن هم به طور ۲۴ ساعته!

      ما تازه پس از ظهور اینترنت و شبکه های اجتماعی است که کمی تکان خورده ایم.

      اکنون هم نسبت به تمام خاورمیانه مستعد داشتن یک حکومت نرمال و شبه دموکرات هستیم و تعداد نامسلمانان ایرانی در خاورمیانه بی نظیر است اما همین خروج از اسلام هم از طرفی باعث شده است ارمانگرایی و شهادت و کشته شدن در راه میهن، هواخواه زیادی نداشته باشد.

      خلاصه وضعی است
      🙂

  • 2022-01-24 در t 06:19
    پیوند یکتا

    اتفاقا نسلی که زمان شاه پدر و مادر بودند یکی از گندترین نسل هایی است که در تاریخ معاصر ایران وجود داشته. نسلی پرتوقع، بی خاصیت، بی سواد و بی عرضه که فقط برای اسلام خشتک پاره می کردند و هی بچه درست می کردند تا بچه ها را بنشانند جای پدر و مادر و مسئول سرویس دادن به خود.
    این نسل اتفاقا عین بادمجون بم آفت ندارد و بی پدرها هر کدامشان تا نزدیکی های ۱۰۰ سال عمر می کنند.
    آن زمان شورشی بودن مد بود و چروک بودن حسابی دختر کش. کم و بیش همه جای دنیا این شکلی بود. حتی وقتی بالا رفتن قیمت بنزین را در سال های ۷۸ و ۷۹ میلادی در آمریکا می بینید ملت آمریکا اعتراض و تظاهرات می کردند. به جنگ با ویتنام شدیدا معترض بودند و امریکا حتی مجبور شد نیروهای نظامی تو شهرها بیاورد ولی حالا چی؟
    چرا حالا جنگ می شود، تورم می شود، تو دولت دزدی و فساد می شود هیچکس دیگر نه حال تظاهرات دارد و نه اینکه برایش مهم است. حتی اگر حکومت ها هوس کنند مردم آرام و بی سر و صدا می میرند ولی حال تظاهرات و اعتراض را ندارند.
    همین اتفاق تو ایران هم افتاده. مردم ایران مثل مردم دنیا فقط تو بی تفاوتی و بی غیرتی داخل هم می لولند. هر کس به فکر خودش است و هیچکس هیچ آرمانی، اعتقادی، عزمی یا اراده ای ندارد. همه دنبال پول های راحت مثل بهره بانکی، خرید و فروش بیت کوین، یا دل و دزدی اند. قبح کار بد دیگر وجود ندارد، چه دزدی، چه فاحشه گی و چه آدم کشی. از نظر آدم امروزی دزدی هم کار درستی است به شرطی که دزد گیر نیافتد. اگر دزد مالی به جیب زد همه به او می گویند زرنگ و با هوش نه دزد و بزهکار. اگر دزدی بد بود چرا دنیای غرب هر چی دزد و ادم کش پول دار هست را فورا ویزا و اقامت دائم می دهد؟ چون پولش مهم است نه طریقه به دست آوردن آن.
    حتی در دنیای غرب هم سیاستمدارها، مدیران ارشد و افرادی که باید تصمیم های بزرگ بگیرند اکثرا میمون های کوتوله ای هستند که با پارتی پدر یا اقوام و آشناها سمت های بالا را گرفته اند. فساد همه جا را برداشته و تنها کاری که تمام سیستم به نحو اعجاز اوری می کند اینست که ظاهر قضیه را خیلی خوب نشان می دهد در حالی که فساد در عمقی رسوخ کرده که دیگر قابل درست شدن نیست.
    اتفاقا دمکراسی غربی هم گرچه بهترین گزینه نسبت به بقیه است ولی در عمل به دلیل فساد عملا شکست خورده و مانند یک کشتی سوراخ در حال غرق شدن است. فقط سرعت غرق شدن اش آهسته تر از بعضی جاهای دیگر است.
    مقصر این اوضاع در هم کیست؟ به نظر می آید خود مردم. چه مردم غرب و چه مردم جاهای دیگر و چه مردم ایران. بدون هزینه، بدون مبارزه، بدون هدف و آرمان، بدون تقلا و کار سخت نمی شود چیزی را عوض کرد، جنگی را برد، یا زندگی همه را بهبود بخشید. به نظر می آید همه آدم ها این حرف ها را قبول دارند ولی هیچکدامشان مرد عملش نیست و وقتی موقع هزینه و کار سخت می شود همه در می روند و انتظار دارند یکی دیگه که او را احتمالا خر می پندارند بیاید هزینه ها را بدهد تا حضرات سودش را ببرند. زکی خیال باطل! این روزها همه زرنگند و کسی خری که اینها می خواهند نیست. در این میدان هیچ مبارزی نیست و این فقط دزدان و فاسدان اند که دارند جولان می دهند و همچنان می تازند تا همه چیز از هم بپاشد و جهان به نقطه جنگ جهانی سوم برسد.
    ظاهرا بدون مصیبتی خیلی بزرگ بشر عقلش به اینکه چگونه باید درست زندگی کند نمی رسد. بشر مصیبتی بزرگ لازم دارد تا یاد بگیرد روی حرص و طمعش حد و حساب بگذارد. متاسفانه زود فراموش می کند.

  • 2022-01-25 در t 06:53
    پیوند یکتا

    جایی از هانا خوندم (اگر دقیق و درست یادم بیاد) که وقتی فساد دامن تمام جامعه رو گرفت، دیگه صحبت از فساد یک نفر بی موضوعه و اصلا نمیشه به او گفت فاسد!
    نسل 57 تی فقط منحصر به دوره ی ایران کشی 57 نیست. یک پای این نسل / تبار / ژن / هر چیز که اسمش هست، در کهن تاریخ ایرانه و پای دیگرش با شکلی دگردیس شده و جهش یافته دقیقا در همین امروز. بین این دو پا، هر توطئه یا پلانی که انیرانی و ضد ایرانی ریختند، این تبار با آغوش باز پذیرفتش. توجه کنید با آغوش باز نه به ضرب شمشیر و زور (استثنائات بحث رو ورود ندید )
    این رفتار فسادگستر و فساد پرور که در نهاد اکثریت مردم ایران نهادینه و حک شده، تابع حکام و حکومت ها هم نیست. شواهد کم نیستند. اتفاقا اتفاقا بصورت معکوس از مردم به حتی دیکتاتورترین حکام این سرزمین دیکته شده فارغ از اینکه کارنامه اون حکومتها رو در برابر ملت چطور به قضاوت بنشینیم.
    یک مثال عامی و دم دستی بزنم: ما امروز چند میلیون نفر از بدنه جامعمون دارای تحصیلات از دیپلم تا دکترا هستند؟ (بگذارید اسمشون رو قلنداران محلی در حوزه ی خانواده و زندگی شون بگذاریم) اینها به هر نوع اخباری از دنیای آزاد و غیر آزاد اتفاقا دسترسی دارند. از همه چیز مطلعند منجمله شرایط کشور و آینده ی آن. اینطور نیست که ندانند و نفهمند. اما چرا حامیان شماره ی یک تکنوکرات این حکومتند؟ توجه کنید گفتم حامی نگفتم مطیع! (لطفا دلیل گرسنگی شب و نان را کناری بگذارید! اگر به حوزه ی کارایی و ادله ی این جمعیت برای حامی حکومت و جنایتکار بودن دقت کنیم مطلقا اولویتی بنام نان و مردن از گرسنگی در کار نیست! اتفاقا بسیاری شان دارند با نرم های بالاتر از نرم فعلی زندگی ملت زندگی می کنند از هر زاویه ای که نگاه کنید – باز هم می خواهم که استثنائات را ورود ندهید)
    موضوع این دایره ی ظاهرا بسته ی بازتولید فساد و تباهی که همه سر حکومتش را می چسبند اما در حقیقت کاملا باز و در سرانگشت خود ملت هست توجه به این نکته ی کلیدی و بنیادی است: (از نوشته های هانا وام می گیرم) : عزت نفس ِ زندگی کردن با خویشتن ِ خود! در حکومت نازی، عده ی قلیلی که راهشان را از هیتلر جدا کردند به این دلیل نبود که در دل به انحراف و اشتباه و جنایتکار بودن او و سیستمش معتقد بودند. بلکه به این دلیل راهشان را از حمایت او جدا کردند (و نه اطاعت) که می خواستند یک عمر با خودشان زندگی کنند! و نمی توانستند با خون روی دست با خود زندگی کنند و کنار آیند. این عزت نفس یک جمع، فرد یا ملت در دو بعد اخلاقی-حقوقی وارد سیستم ارتباط حاکم-مردمان می شود و سر نخی برای بسته ندیدن این دایره ی ظاهرا بسته به ما می دهد.
    مشکل ما در ایران مردمانی است که اتفاقا خیلی راحت می توانند با رد خون روی دستشان آداپته شده و به زندگی با خویشتن خودشان امتداد دهند. با خون هموطن اقلیتشان، با خون هموطن زندانی شان، با خون هموطن تن فروششان، با خون کشورشان، با خون ثروت های زیر خاکشان، با خون اعدامی ها و شرحه شرحه شده هاشان، این ملت برای با خون عضوی از خانواده ی خودش هم زیستن کاملا آداپته شده چه رسد به اجتماعش! (نیازی به هزار مثالش نیست)
    مشکل اصلی ایران حکام آن نبودند و نیستند، مردم ایرانند. همیشه هم مردم بودند. این را دارد تاریخ به ما نشان می دهد نه صرف یک انقلاب معاصر یا امروزمان. این دایره ی سرخ سرش بسته نیست!
    موتور محرکه ی پویایی و شکوفایی تمدنی در هر ملتی – نه فقط ایران – یک اقلیت از مردمانند که یا جامعه به همراهی و حمایتشان بر می خیزد یا بالعکس، به حمایت و مدارا با دشمنانشان.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.