طعنه شنیدنی بولتون: اگر این «توطئه گران» (تقلب در انتخابات) انقدر حرفه ای هستند باید آنها را برای «سیا» استخدام کنیم!
جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، دیروز در یک مصاحبه با شبکه تلویزیونی ABC گفت:
تیم ترامپ خیلی ساده هیچ مدرک محکمه پسندی ندارد. استدلال آنها در اصل این است: «این توطئه ای آنچنان کامل و موفق بود که مدرکی به جا نگذاشته است!» اگر این حقیقت داشته باشد من واقعا میخواهم آنهایی که از پس این کار برآمدند را بشناسم، ما باید آنها را در CIA استخدام کنیم…
جان بولتون


توطئه و کودتای برنامه ریزی شده دموکراتها و مافیای چپ بین الملل، چین ، روسیه و اروپا همراه با مافیای رسانه ای و شرکتهای بزرگ کامپیوتری بر علیه مردم و کشور آمریکا و
بزودی با آشکار شدن ابعاد مختلف آن سران دموکرات و مافیای رسانه ای و کامپیوتری بجرم خیانت به مرگ و حبس ابد محکوم خواهند شد.
بسیاری از اظهارات اخیر جان بولتون رو باید در اختلافاتش با دانلد ترامپ علتجویی کرد. اینکه جان بولتون این روزها در اصلیترین رسانههای دموکراتها ظاهر میشه و دقیقاً جملاتی رو بر زبان میاره که دموکراتها آرزوی شنیدنش رو دارن رو باید مصداق این عبارت دونست که «دشمنِ دشمن من، دوست من است.»
احتمالا، ولی اختلافاتش با ترامپ را هم باید به نوبه خود در تفاوت بنیادی دو رویکرد به مسایل علت جویی کرد: رویکرد پرنسیپ محور بولتون و رویکرد «دلبخواهی» ترامپ…
اتفاقاً جان بولتون جزء افرادیه که توسط همین رسانههای دموکراتها بارها به بیپرنسیپی متهم شده. به طور مثال به خاطر دریافت پول از مجاهدین خلق برای شرکت تو همایشهای این سازمان و همینطور به خاطر دیدگاههای سیاسی افراطی و غیر قابل اجراش.
منطور از “پرنسیپ” اخلاقی نبود، بلکه داشتن یک قطب نمای سیاسی است (یعنی مثلا کره شمالی دشمن است و نمیتواند بدون تغییر رژیم دوست بشود)، برعکس ترامپ که مواضع سیاسی اش تابعی از کمپین شخصی خودش هستند. داشتن مواضع رادیکال هم خودش گواه نوعی بنیاد گرایی است. من مواضع “افراطی” بولتون را منطقی مییابم، مثلا اینکه وقتی اختلافات استراتژیک هستند حرف زدن اتلاف وقت است و باید به زور متوسل شد!