صدای آمریکا و “ایرونی بازی”
امروز گفتار آقای جمشید چالنگی در مورد ماجراهای صدای امریکا رو گوش کردم که لینکش رو در پایین گذاشتم. اول بگم که تنها اطلاعی که از این ماجرا دارم همین حرفهای جناب چالنگی است و متن ۱۵ صفحه ای که ایشون اشاره میکنند رو نخوندم و بنابراین برداشت من هم به همین کلیپ محدود میشه.
به نظرم این ویدئو رو میشه در دو کلمه خلاصه کرد: ایرونی بازی!
خلاصه اتفاقی که افتاده اینه: ابر و ماه و خورشید و فلک به کار میافتند و یک ایرونی به مقامی میرسه که لیاقت اون رو نداره. ایرونی مزبور برای اینکه مقامی رو که به دست آورده از دست نده ۲ کار رو همزمان و هماهنگ پیش میبره:
۱- شروع به باند بازی میکنه (“قبیله” خودش رو تشکیل میده) و در نهایت بعد از مدتی یک مافیا در درون اون سازمان تشکیل میشه که وظیفه اصلی اون دیگه اهدافی نیست که در اساسنامه اون سازمان آمده, بلکه: حفظ منافع اعضای مافیا اوجب واجبات است!
۲- مافیای مزبور همینجور که بزرگتر و بزرگتر میشه همزمان:
الف- از افراد بی لیاقت و فرصت طلب دیگه عضو گیری میکنه
ب- زیر آب افراد با لیاقت رو میزنه
چند تا از روش های معمول که برای زیر آب زنی اجرا میشه هم اینها هستند: افراد با لیاقت و کاردان تنزل درجه پیدا میکنند, به کارهای نامربوط منصوب میشوند, اونقدر عرصه بر اونها تنگ میشه که خودشون عطای کار کردن در اون موسسه رو به لقایش میبخشند و….
حالا چه شباهتی بین این “شاهکار ایرونی بازی” که توسط عده ای از هموطنان غیور در پایتخت آمریکا اجرا شده با کابوسی که در ۴۲ سال گذشته اینور دنیا و در مملکت خودمون جریان داشته میبینید؟ آیا بی ربطه اگر کسی این نظام رو”عصاره فضایل” همین ملت بدونه؟
پینوشت: تعمدا در این نوشته به جز جناب چالنگی از شخص دیگری نام برده نشده چون مساله اصلا شخصی نیست بلکه بیان یک “درد فرهنگی و اجتماعی” است.


این مسئله در میان خارجی ها هم اتفاق می افتد و فقط مختص به ایرانیان نیست هر چند خارجی ها در بی وجدانی به گرد پای این گونه ایرانیان نیز نمیرسند. این بسیار قابل انتظار است که یک آدم بی عرضه افرادی را دور خود گرد می آورد و استخدام میکند که بی عرضه باشند و مقام خود را از سوی افراد با عرضه در خطر میبیند. من تجربه دست اول از این در انگلستان هم داشته ام. مشکل فقط مدیر بی عرضه نیست. مشکل این است که سازمان اجازه چنین کاری را داده و چنین زمینه ای را بوجود آورده. مشکل در کل مدیریت آن سازمان است. من فکر میکنم جناب چالنگی و افراد دیگری مانند دهقان پور و بقیه قربانیان ستاره درخشش باید مدیریت را از این فساد اداری به نوعی مطلع نموده باشند و برخی سیاسی کارها هم نمایندگان مجلس را مطلع نمودند و ما بینندگان نیز از این سو با تحریم صدای امریکا و اعتراضات در شبکه های اجتماعی و رسانه های خودمان ناخشنودی خود را بیان کردیم و اما برای سالها نتیجه ای حاصل نشد. این نتیجه بی مبالاتی و ضعف مدیریت در کل صدای امریکا است. آنچه اجتناب ناپذیر است این است که وقتی چنین فسادی اتفاق می افتد آن اداره، شرکت و یا سازمان سرنوشتی بجز نابودی نخواهد داشت اما در دوایر دولتی این عمر با پول مفت مالیات دهندگان طولانی میشود.
آن چه که کار ستاره درخشش را نفرت آور میکند این است که او چنین فسادی را در شبکه ای دایر کرد که یکی از چند امید مردم ایران بود و میتوانست صدایی برای مردم ایران باشد و میبایست چهره سیاه رژیم جنایتکار را به دنیا مینمایاند. بی شک ستاده درخشش در ریختن خون بسیاری از ایرانیان شریک است و من این را نه یک فرض بلکه یک امر قطعی میدانم.
اگر به بسیجیان پایگاه مقداد ماموریت میدادند تا بروند امریکا وبخش فارسی صدای امریکا را نابود کنند فکر نمی کنم به اندازه کاری که این ملعون یعنی ستاره درخشش کرد میتوانستند خرابی به بار بیاورند.
گلا زد و از بیخ این رسانه را نابود کرد.