صادق هدایت میگه توی دنیا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپیده

هر ایرانی باید برای یک بار هم که شده باید این رمان را بخواند. حاجی آقایی که صادق هدایت توصیف کرده است، قرن هاست که در این سرزمین حکمرانی میکند و میچاپد و به ریش بلند حماقت عده کثیری میخندد!

توی دنیا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپیده.اگر نمیخواهی جزو چاپیده ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی. سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می کنه و از زندگی عقب می اندازه. فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن. چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافیست، تا بتوانی حساب پول را نگهداری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟حساب مهمه! باید هر چه زودتر وارد زندگی شد. همینقدر روزنامه را توانستی بخوانی بسه. باید کاسبی یاد بگیری. با مردم طرف بشی، از من میشنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری! سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا میتوانی عرض اندام بکن. حق خودت را بگیر. از فحش و تحقیر و رده نترس، حرف توی هوا پخش میشه.هر وقت ازین در بیرونت انداختند، از در دیگر با لیخند وارد بشو.فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی سواد. چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد تا کار بهتر درست بشه …….. نان را به نرخ روز بايد خورد.سعی كن با مقامات عاليه مربوط بشی، با هركس و هر عقيده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی.من می خواهم که تو مرد زندگی بار بیایی و محتاج خلق نشی. كتاب و درس و اينها دوتا پول نمی ارزه! خيال كن تو سر گردنه داری زندگی مي‌كنی: اگر غفلت كردی تو را می چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجی و چندتا كلمه قلنبه ياد بگير، همين بسه. آسوده باش! من همه ی این وزرا و وکلا را درس میدم. چیزیکه مهمه باید نشان داد که دزد زبر دستی هستی که به آسانی مچت واز نمیشه و جزو جرگه ی آنهایی و سازش می کنی. باید اطمینان آنها را جلب کرد تا ترا از خودشان بدانند. ما توی سرگردنه داریم زندگی میکنیم…!
حاجی آقا / صادق هدايت / سال انتشار ۱۳۴۴

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “صادق هدایت میگه توی دنیا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپیده

  • 2020-01-29 در t 00:14
    پیوند یکتا

    ارغوانم
    شاید سه گروهند مردمان: بچاپ، چاپیده و ناظرین چاپیدن! دسته سوم گوشه دنجی به دور از تلاطم می گزینند و مسیرهای نیل به منافع شخصی شان را هر صبح روی درب یخچال مرور می کنند و ککشان هم نمی گزد اگر بچاپ یا چاپیده ای در آن دورترین نقطه ی امکان ِ زمینشان وجود داشته باشد؛ زیرا اساسا این مسئله شخصی شان نیست، دغدغه شان نیست، منافعشان نیست. نقش مخرب این دسته سوم در کارکرد اجتماعی و سیاسی جوامع نمود می یابد و از بمب اتم هراس آورتر است. بچاپ در کنش و واکنش با چاپیده دچار اصطکاک می شود، گاه صیقل می خورد و گاه خراش می نهد. رشدش در گرو سکوت مطلق چاپیده ای که تسلیمش می تواند منتج از جبر یا فقر خرد و بینش و یا درک نادرست از حقوقش باشد نیست! بلکه رشد او در سایه ی کثیف ناظرینی است که نه ان جبر را دارند، نه نادارند و نه از عواقب سکوت و امتناعشان در کنش نا آگاه. می خواستم بگویم چاپیده غالبا در جبر تسلیم چاپنده است، اما “ناظر چاپیدن” اکثرا در اختیار نسبی و یا کامل و وقوف حداقلی از عواقب سکوتش نمو دارد و همین دسته ی سومند که خروجی اجتماعی و سیاسی کارکرد ممتنعشان! بدترین و کثیف ترین و مخوف ترین ضربات را بر پیکر مردمان می زند. اینها آشوبم می کنند. بیزارم از هیئات های مدرن و معطر و سیرشان وقتی بانیان “اکثریتی ِ” سقوط انسانیتند. همیشه برایم از ان دو دسته ی دیگر نفرت انگیزتر بوده اند. من حتی چاپنده ها را هم بسیار در تارهای جبر و اقتضای سرنوشت شان دیده ام و بحالشان گریسته ام. اما اختیارات نسبی این دسته ی سوم را در عین “امتناعشان از کنش در برابر دیگر-تخریبی همنوعان” تا روزی که دامنه ی این آنتالپی انسانی دامان خودشان را درنوردد، مایه ی احوال مسموم دنیای سیاهمان دیده ام.

  • 2020-01-29 در t 04:35
    پیوند یکتا

    بله کتابهای صادق هدایت را شاید هر ایرانی باید بخواند. شاید روزی توصیف آنها را باید در مدرسه جزو دروس اجتماعی گذاشت. شاید مشکل آن اکثریت ناظر و خفه است که برای نفع خود نظارت کننده نزول اجتماع و کشور به یک قهقرا هستند و ککشان هم نمی گزد ولی آیا کسی پرسیده چرا؟
    چرا ایران این جمعیت میلیونی ناظر و بی غیرت را دارد ولی مثلا ژاپن ندارد. چرا ایران این جمعیت میلیونی خائن به کشور و مردم و انسانیت را دارد (همان چاپنده ها) ولی سوئد ندارد.
    چرا ایران اینقدر آدم بی رحم، بی سواد، متعصب، خرافه ای و دزد دارد ولی جاهای دیگر ندارد. اینها از کجا می آیند؟
    یک جور دیگر: اگر همین مسئولین دولتی ایران را امروز با یک جادو ببریم تو مجلس و دولت کشور نروژ بگذاریم و مسئولین آنها را به مجلس و دولت ایران آیا مشکل ایران حل می شود؟ آیا مسئولین رژیم اسلامی در نروژ دوام می آورند؟ آیا مسئولین نروژی در ایران دوام می آورند؟ آیا مردم هر دو کشور از دولتهایشان راضی خواهند بود؟
    قطعا خیر. اگر مسئولین نروژی آن مدرنیته، دمکراسی، آزادی و لیبراایسم و تحمل بالایشان را به مردم ایران نشان بدهند ایران دو روزه هرج و مرج می شود. مردم همدیگر را پاره می کنند و هر استان می خواهد تجزیه بشود و قتل و غارت همه جا را فرا خواهد گرفت. در نروژ هم همینجور می شود و مردم یک مشت وحشی بی سواد قاتل و دزد را بعنوان دولت قبول نخواهند کرد و اوضاع بسیار خراب خواهد شد.
    نتیجه: هر دولتی نشانی از همان ملت دارد و هرگز نه همه چیز تقصیر دولت هاست و نه همه چیز تقصیر ملتهاست ولی هر دو در فلاکتشان مقصرند.
    ما اگر مردم خوبی بودیم، عدالت سرمان می شد، عقل داشتیم، حق و حقوق خود و دیگران را می دانستیم و رعایت می کردیم هرگز و هرگز چنین هیولایی بر سرمان دوام نمی آورد و اصلا بین ما رشد نمی کرد. تمام شکنجه گران، بسیجیان، پاسداران، آخوندها، مذهبی ها و میلیونها نفر که رای می دهند، آنها را پشتیبانی می کنند، در تظاهرات می روند و یا می چاپند یا ناظر آن هستند از همین مردمند. اینها همان ملتی هستند که پرپرشدن هم وطنش ککش هم نمی گزد، بخشش خزر حتی مایه یک اعتراض سه نفره هم نمی شود ولی اسم خلیج عربی مولد دهها شکایت نامه به رئیس جمهور خارجی می شود.
    ما خودمان خوب نیستیم که وضعمان خوب نیست وگرنه همه چیز داشتیم. یک کشور بزرگ و ثروتمند ولی یک مردم نادان و پست که نتیجه اش این شد که الان هست.
    تا تغییر نکنیم هیچی عوض نمی شود. یک دزد برود یک دزد دیگر می آید. تغییر از تک تک ما می آید. یا تغییر می کنیم و بهتر می شود یا تغییر نمی کنیم تا در آخر محو و منقرض شویم. مسئولیت این تغییر به عهده تک تک ماست نه دیگران و نه دولتها و نه مردم یک جای دیگر. خود ما.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.