شغل بسیار دشوار اکبر گنجی
بنظر من انسان باید نان بازوی خودش را بخورد و از راه شرافتمندانه شکم خود و خانواده اش را سیر کند مخصوصا در امریکا و اروپا شما اگر یک مهارت و تخصص فنی کوچک هم از طریق رفتن به کالج و سپری کردن دوره های کوتاه مدت کسب کنی می توانی شغل و درآمد متوسط ولی آبرومندی را ایجاد کنی. من در اینجا ایرانیانی را می شناسم که با داشتن کمترین تحصیلات و تخصص و سرمایه از ایران به کانادا آمده اند اما با کار و کوشش و تلاش شبانه روزی صاحب بهترین خانه و ماشین و زندگی شده اند.
این را در مورد کسانی میگویم که تحصیلات آکادمی و تخصص ویژه ای ندارند و الا مسیر موفقیت برای کسانی که صاحب علم و دانش و تخصص هستند هموارتر است. بسیاری از مهندسان ایرانی از کارهای پایین شروع کردند و اکنون در رده های بالای مدیریت شرکتهای بزرگ چند ملیتی با حقوق و مزایای بالا کار می کنند.
اکنون خطاب من به مزدورانی است که در خارج کشور زندگی شان از راه ماله کشی برای رژیم آخوندها می گذرد. والله بالله، راه پول درآوردن و زندگی مرفه داشتن در خارج کشور آنقدرها هم که شما تصور می کنید سخت و محال نیست. کافی است یک ذره همت و پشتکار داشته باشید و روی پای خود بایستید و نان بازوی خود را بخورید. تا کی میخواهید مجیزگوی یک مشت جنایتکار آخوند بیشرف باشید که به زن و بچه خود شما هم رحم نخواهند کرد؟
در خارج کشور عده ای از ایرانیان بخاطر اینکه اهل کار و سختی کشیدن نبودند شغل شریف مزدوری را انتخاب کرده اند و چرخ زندگی شان از طریق نوشتن مقالات به نفع جمهوری اسلامی می گذرد. کار اینها بسیار سخت و دشوار است چون هم باید هوای ارباب خود را داشته باشند و هم طوری بنویسند که رسانه های خارجی رغبت به چاپ آنها را داشته باشند. مثلا نمیشود همان ادبیات و جملاتی که حسین شریعتمداری در کیهان بکار می برد اکبر گنجی و امثالهم نیز بکار ببرند. کار سخت اینها آنجاست که باید با هر سازی که رژیم آخوندی می زند برقصند. مثلا یکروز باید مردم را برای رفتن به پای صندوق انتخابات تشویق کنند و برای هربار باید ترفند جدیدی پیدا کنند.
وضعیت شغلی اکبر گنجی برای مزدوری وضعیتی به مراتب سخت تر از دیگر مزدوران است. او هم باید دل سپاه پاسداران را بدست بیاورد و آنها را راضی و خشنود کند و هم دل اصلاح طلبان در خارج کشور را که از براندازی نظام مقدس شان در هراسند. او هم باید به پهلوی می تاخت و هم به ترامپ و هم برای خالی نبودن عریضه سوزنی به مجلس خبرگان و شورای نگهبان.
او 4 سال باید به ترامپ می تاخت و مرتب به خواننده القا می کرد که ترامپ میخواهد به “ایران” حمله کند و ایران را کلنگی کند. وظیفه او این بود که حمله به جمهوری اسلامی را حمله به ایران جا بیاندازد. هر مقاله دو متری که می نوشت آسمان را به زمین می دوخت که هدف از تحریم ها سوریه ای کردن ایران است.
اکنون ترامپ با تقلب کنار زده شده و کار اکبر گنجی دشوارتر شده زیرا دیگر در کاخ سفید ترامپی نیست که او را متهم به حمله به ایران کند بلکه یک رئیس جمهور سوپر دمکرات آخوند دوست بجای ترامپ آمده که دیگر نمیشود با همان روش های سابق مردم را ترساند. پس باید شگرد دیگری پیدا کرد. این است که می بینید اکبر گنجی برداشته یک مقاله در سایت گویا نوشته و در یک مصاحبه خیالی چنان القا می کند که اگرچه ترامپ در چهار سال دوران ریاست جمهوری خود وارد هیچ جنگی نشد اما از اسلیپی جو خواسته که بعد از من به ایران حمله کن!
یعنی انسان حیرت می کند از این همه وقاحت و بی شرمی و شگفت آورتر اینکه سایت وزینی مثل گویا شده تریبون مزخرفات چنین مزدوران بی شرم و حیایی که شعور و مخاطب ایرانی را کم انگاشته اند.


وقتی چهارچوب فکری و افکار درپیتی کسی مثل پادوهای در مسجدی داعشیعه ای باشد هر فاضلاب و زباله ای تراوش می کند.
سعدی یک باب از کتاب خود را به خاموشی اختصاص داد که به امثال این لومپن های باصطلاح سیاسی بگوید اگر نمی دانید و ندیدید و از میان باتلاق آلوده داعشیعه هوار می زنید اقلا ساکت باشید و یاد بگیرید. و اینقدر لجن های ذهنی خود را به اطراف نپراکَنید.
مثال آن اسب آبی است که در موقع قضای حاجت دم خود را می چرخاند و مدفوع خود را به اطراف می پراکند.
کسی که می ره دنبال کار شرافتمندانه و هر چند سخت کار شرافتمندانه می کنه تو وجودش «««باید و باید»»» عنصری وجود داشته باشه به نام شرافت. اگر شخص شرف نداشته باشه کار شرافتمندانه اذیتش می کنه و نمی تونه ادامه بده.
حالا کسی که قبلا پاسدار بوده و تو پیشانی دخترهای مردم پونس فرو می کرده، تو خیابون چماق می زده و شاید تو زندانها هم تیر خلاصی می زده، به نظر شما چقدر از عنصر شرافت تو وجود منحوسش وجود داره؟
گنجی دگوری سد علی است و در راه وطن فروشی و خیانت به مردم و کشور برای خودش یلی است و سابقه ای طولانی و اسف باری در این راه داره. دیگه این موجود نمی تونه کار فاحشه سیاسی بودن را بزاره کنار.
یک چنین دگوری مفلوکی را باید مثل یک اسب پیر و چلاق برد پشت دیوار همان فاحشه خونه و یک تیر خلاص تو مخ معیوبش زد تا از این ننگ که اسمش زندگی فلاکت بار این بابا بود رها بشه.
واقعا خرعبلات یک چنین علف هرزی خواندن نداره. نمی دانم چرا گویا چاپ می کنه ولی احتمالش هست دلارهای نفتی ۳پا به چاپ شر و ورهای این بابا کمک زیادی می کنه.
پاسخ خرسندی به اکبر گنجی
هادی خرسندی
ای اکبر گَن، اکبر گَن، اکبر گنجی
یک حرف بگویم چه برنجی، چه نرنجی
*
خوب است به تاریخ نظر کردن و دیدن
با پند ز دیروز به امروز رسیدن
*
خوب است بگیریم ز بگذشته سراغی
سازیم از آن در ره آینده چراغی
*
اما نه بگوئیم ز احوال خصوصی
این که چه کسی با چه کسی کرده عروسی!
*
این که چه کسی با چه کسی رفته به بستر
اینکه سرشب تا به سحر کرده مکرر!
*
هستی تو اگر در پی تحقیق و پژوهش
از چه بدهی مبحث پائین تنه را کش؟
*
از چه سر اِحلیل فلانکس بکنی زوم؟
اینگونه کنی عقده خود ظاهر و معلوم
*
«ف. م. سخن» اینجا نظری داد ازین پیش
من نیز همانطور بگویم نظر خویش
*
در باره شخصی که بود رأس حکومت
لازم بود البته شناسائی و دقت
*
اما نه که خاله زَنَکی بیخ بگیریم
بیمار صفت، بیضه تاریخ بگیریم!
*
(من طنز در اینباره نوشتم که سزا بود
البته به تأئید مؤلف، که رضا بود) *
*
اما تو که تاریخنویسی و مؤلف…
هستم ز برای تو مؤلف، متاسف
*
از شاه سخن گفتی و زنبارگی او
اما نه ز اهمال و خطاکارگی او
*
اهمال ز سرکوبی شیخان دغلباز
سلطان خرافاتی و زَوّار و حرم ساز
*
حرفی نزدی بابت زندان مصدق
اما تو نویسندهِ انگار محقق:
*
در باره کاپوت زدی طعنه بر آن شاه؟
اصلاً تو چگونه شدی از مسئله آگاه؟
*
دیدی تو که کاپوت ندارد به فلانش؟
یا اینکه علمدار به تو داد نشانش!
*
اینها همه را شخص عَلَم گفت، مگر نه؟
تحقیق تو بی زحمت و یامفت، مگر نه؟
*
آقای علم نوکری شاه، مرامش
بود از دل و جان جاکش و همراز و غلامش
*
حالا تو که میراث خور نوکر شاهی
آیا بجز این هست ترا هیچ گواهی؟
*
به به، به پژوهشگر فعال کپی کار
تازه چه خبر؟ای شده از کهنه خبردار
*
یعنی که نویسنده و اهل قلمی تو؟
یا منشی مخصوص جناب علمی تو
*
یا گشت خیابانی ناموس و حجابی؟
بیرونی از آن باغ ولی ریشه در آبی
*
خواهی که ز دیکتاتوری شاه بگوئی
باید بزنی جلق و ازین راه بگوئی؟
*
قصد تو اگر بررسی کار طرف بود؟
فکر تو چرا داخل شلوار طرف بود؟
*
ای اکبر گَن، اکبر گَن، اکبر گنجی
خوب است خودت ارزش این کار بسنجی
*
——————————
* «یادداشتهای مشکوک علم» – نشر باران – استکهلم
منبع:پژواک ایران