شاهزاده: حمایت خارجی آری، دخالت نه
شاهزاده رضا پهلوی امروز در پاسخ خبرنگاری که پرسید حمایت کشورهای خارجی ممکن است دخالت بیگانه تلقی شود گفت: اگر حمایت کشورهای جهان نبود نلسون ماندلا صد تا کفن پوسانده بود و هنوز حکومت آپارتاید مستقر بود.
او همچنین گفت دلیل اینکه مردم شعار میدادند اوباما یا با اونا یا با ما، از امریکا درخواست حمایت داشتند. این شعار و حرف مردم ایران است که جهان از خیزش آزادیخواهانه ایرانیان حمایت کنند.


۱- دولتهای اروپایی باید مثل سال ۱۳۷۶ 1997 که پس از دادگاه میکونوس سفرای خود را از جمهوری اسلامی فراخواندند، سفرای خود را تا زمان استقرار یک دولت منتخب ملت ایران فرابخوانند.
۲- سپاه پاسداران را در لیست گروههای تروریستی قرار دهند.
۳- کلیه مقامات رژیم جمهوری اسلامی را در لیست تروریست ها قرار دهند و تحریم نمایند.
۴- کلیه روابط اقتصادی و تجاری و فرهنگی و ورزشی خود را با جمهوری اسلامی قطع کنند.
۵- کلیه دارایی های رژیم جمهوری اسلامی و اعضای آن را در بانکها و موسسات مسدود نمایند.
۶- کشورهای امریکا انگلیس کانادا استرالیا ژاپن کره جنوبی نیوزیلند و … نیز اقدام مشابه را انجام دهند.
رژیم تروریست و ضد زن جمهوری اسلامی جز با اقدامات عملی سقوط نخواهد کرد…..
شاهزاده آب پاکی هم روی دست طرفداران سلطنت مطلقه ریخت. نهاد پادشاهی در ایران مانند پادشاهی های اروپا میتواند نقش مهمی را به عنوان یک نهاد سمبولیک و فاقد قدرت اجرائی بازی کند. شاه کلید دیگر سخنان او حکومت غیر متمرکز بود که برای پروسه دموکراسی در ایران ضروری است.
جناب با احترام هیچوقت قرار نبوده سلطنت مطلقه برقرار شود،
در سالهای دهه های 60 و 70 میلادی که اوج گروههای تروریستی کمونیستی و اسلامی در جهان مثل بادر ماینهوف در آلمان و ارتش سرخ در ژاپن و ایتالیا و فرانسه و انگلیس و … بود شاهنشاه چاره ای جز برخورد با این گروهها نداشت.
” مشکل اصلی عدم هماهنگی سفرای ایران در زمان شاهنشاه با کشورهای مبتلا به این مشکل و راه حل مشترک بود.”
در ۲۲ بهمن ۵۷ در های قفسهای جانوران وحشی مانند خامنه ای رئیسی اژه ای لاجوردی و … گشوده شد و ملت ایران در قفس خانه های خود زندانی شدند.
دوست گرامی من هم از تاریخ بی اطلاع نیستم. نظر من ربطی به تاریخ نداشت و راجع به افرادی بود که همین امروز دنبال سلطنت مطلقه هستند. اعطای هر گونه قدرت اجرائی به نهاد پادشاهی راه به سلطنت مطلقه میبرد.
حرفهای شاهزاده عالی بود.
امیدوارم که اون صندوق حمایتی هم هر چه زودتر تشکیل بشه و هموطنان خارج بتونن حمایت خودشون از انقلاب رو هر چه بیشتر نشون بدهند.
البته فکر میکنم در مورد این صندوق پیشگیری از ۲ نکته لازم باشه:
۱- هر فرد یا گروهی که صحبت از پول جمع کردن بکنه خواهی نخواهی با اتهامات مالی مواجه خواهد شد.
۲- بسیار محتمله افراد سودجو با ایجاد صندوق های کاذب به کلاهبرداری بپردازند.
رصد موریانه های اطلاعاتی و مدیای غربی (نه آنچه روی مانیتور برای جهان بالا می آورند) از مدتها پیش و نه صرفا در طول وقایع اخیر، هر ذهن دغدغه داری را به این نتیجه می رساند که تمام تقلا را بکار می گیرند تا اگر روزی هم فرضا بر قرار ِ رفتن این رژیم اشغالگر توافقی حاصل شد، هر حکومتی که منافع ایران و مردم ایران برایش مقدم بر توهمات چرک اینها نباشد روی کار بیاید حالا صورتش دمکراتیک باشد که چه بهتر، از خودشان است!
چقدر مصاحبه مطبوعاتی و قرار ملاقات و برنامه تلویزیونی لازم هست تا با یک هوش نسبی و به شفافی، این ترس قدیمی توام با عینیت توطئه را دید (کسی را داشتیم که دهه ها پیش بوضوح می دید و زیر آوار حقیقت سیستم دفن شد). و از این سمت با این فاصله ی بین کهکشانی عجیب و سابقه دار میان اقلیت ایراندوست و اکثریت ویترین دوست در این سرزمین، هیچ چیز جز افسوس بر عجز و غرض مدعیان در تشخیص عریان و بهنگام این سرانگشتهای بالای دیوار و فجایع هولناک و مستمر منتج از آن که احیانا با صورتی نو تا دهه ها ادامه خواهند داشت، نصیب مرور آیندگان از خاطرات پاک ترین و خالص ترین شبح هایی که برای ایران و انسان آزاد و نه صرفا ایرانی فدا شدند نخواهد شد.
تلاش برای رسیدن به “انسان خداگونه” که پیشکش، همان ورژن “خردمند” آن در چنین جهان سراپا گه گرفته ای از تلاش سرباز یک دیکتاتور در خفه کردن قربانی بی نشانش مبتذل تر هست، حتی مبتذل تر از ارسال مادربورد آمریکایی با چیپست های فایرچایلد پک شده با تکنولوژی اتریشی و آلمانی برای ساخت پهپادهای کشتار و دوشیدن ملت هایی که همزمان برایشان اسلحه و استارلینک صدقه می شود.
عقیده دارم تمام آن شایستگی هایی که قرن ها عارفانه در شرق و رومی وار در غرب خمار تعریف و هجی شان در اکابر بزک شده ی وحش بودیم با این شبهه نظم و ظرف فعلی پیکوارگانیزم پر ادعامان باید جایشان را به بازنگری های بیرحمانه و اکت هایی بی رحمانه تر برای ایستادن در جای درست تاریخ دهند البته اگر هنوز هم مصرّانه بر درستی و حقیقی بودنشان باور داریم. غمگینم و توامان دلشاد که مهساها فردای این وسطای نوین را نخواهند دید.