سفارت شاهنشاهی به دانشجویان برای جشنهایشان خاویار میداد و فحش میخورد

ناصر پاکدامن که از چپهای معروف ایران بود و عمری را صرف مبارزه با رژیم شاهنشاهی کرد در این مصاحبه عنوان میکند که وقتی دانشجویان در پاریس جشن برگزار میکردند سفارت برای جشن به آنها خاویار میداد و برای کمک مالی بلیت میخرید (1:18). بعد هم میگوید همه جا این کار را میکردند تا القا نماید که مثلا چیز خاصی نبوده و وظیفه شان بوده. اینها هم به جایش مرتب دور هم جمع میشدند که چطوری رژیم را عوض کنند.

شما در این مصاحبه در می یابید که این استاد دانشگاه فرزند یک کارمند دولت بود که ار همدان به همراه خانمش به تهران کوچ کرده بود و ایشان و برادرش هم توانسته بودند برای تحصیل به فرانسه بروند. شما در میمانید که وقتی فرزندان یک کارمند دولت برای تحصیل به فرانسه میرفتند درد این چپها چه بود؟

موضوع دیگری که باعث خشم ایشان میشود این است که وقتی فروغ فرخزاد در آن تصادف کشته میشود برایش تشیع جنازه میگیرند و هویدا هم یک دسته گل میفرستد. اگر حیران مانده اید که چگونه این موضوع میتواند باعث نارضائی شود دلیلش این بوده که چند هفته بعد مصدق مرده و دولت کاری نکرده (1:34). به خدا، به پیر، به پیغمبر، بنی اسرائیل از این بهانه ها نمیگرفتند.  سپس این استاد دانشگاه نقل میکند که به دوستش نوشته که ببین برای این فروغ فرخزاد که وقتی با برادرش (فریدون فرخزاد) در مونیخ بودند چه کارها میکردند تشیع جنازه گرفتند و برای مصدق نگرفتند. این سطح شعور این استاد دانشگاه و فارغ التحصیل فرانسه است که حال هم از این فرصت استفاده نمیکند که برای این بی احترامی به فروغ و فریدون پوزش بطلبد و بگوید که مثلا ببینید آن زمان چقدر فکر ما بسته بود و یا کج فکر میکردیم و یا احمق و بی شعور بودیم و باز هم همان را بدون هیچ پوزشی تکرار میکند.

در جای دیگر هم عنوان میکند که یکی از جنایات آن زمان و از مسائلی که باعث شد او به این نتیجه برسد که دیگر هیچ امیدی به دستگاه شاه نیست این بود که دولت دائره المعارف آقای مصاحب را نخریده بود و از دولت انتقاد میکند که کشتی کشتی تخم مرغ و پرتقال وارد میکرد و میریخت تو دریا اما یک میلیون تومان نمیداد دائره المعارف غلامحسین مصاحب را بخرد. (1:57)

در کل چیز بدرد بخوری بجز بی شعوری چپ در این مصاحبه نبود. این تازه نویسنده و استاد دانشگاهشان بود. نیتشان خوب بود اما از بی شعوری رنج میبردند.

به اشتراک بگذارید:

16 thoughts on “سفارت شاهنشاهی به دانشجویان برای جشنهایشان خاویار میداد و فحش میخورد

  • 2021-12-04 در t 14:01
    پیوند یکتا

    من ۱۰ دقیقه اول این مصاحبه رو که گوش کردم به این نتیجه رسیدم که با یک “گاو” ۵۷ تی طرف هستم و همونجا قطع کردم.

    • 2021-12-04 در t 16:08
      پیوند یکتا

      چیز زیادی از دست ندادی. در جای دیگر از خودش دفاع میکند و میگوید شرمنده نیست که با انتشارات فرانکلین همکاری کرده. میپرسید چرا باید شرمنده باشد؟ برای این که انتشارات فرانکلین حاصل یک پروژه امریکائی بوده. خودش هم پیش از آن میگوید که هیچگونه کنترل و یا سانسوری از سوی امریکائی ها وجود نداشت و خودشان نویسنده و کتاب و مترجم و هر چه میخواستند انتخاب و چاپ میکردند. فقط چون چب است با نام امریکا مشکل دارد. یک جا هم میگوید که او حکومت پهلوی را حکومت ظلمه میدانست و همکاری با آن را مردود میدانست. یعنی این وسط اسلام را هم وارد کار کرده.

      • 2021-12-06 در t 18:40
        پیوند یکتا

        مرسی کافر جان از خلاصه نویسی و‌تایپ نکات مهم
        🌹

        -آخوند و ۵۷ تی د وجه مشترک دارن، یکی با هم گند زدن به ایران و دیگری خوبشون، مردشونه!

        خمینی حرام زاده خوب خاویارکشی کرد از این احمق ها و‌جواب خوش خدمتیشونو خوب داد

        • 2021-12-07 در t 11:26
          پیوند یکتا

          خواهش میکنم. با هر دو مورد کاملا موافقم.

          • 2021-12-08 در t 00:24
            پیوند یکتا

            یک زحمتی داشتم برات اگر لطف کنی اطلاعاتی که مربوط به رزم آراست را در یک مقاله دقیق مثل همین ها بنویسی خیلی ممنون میشوم. من در صحبت های شیخ و شما متوجه شدم رزم آرا آدم درست و حسابی بوده و برای همین چند مطلب را دنبال کردم تا به این رسیدم :

            اسنادی از زوایای پنهان ترور سپهبد رزم آرا – نقش جبهه ملی

            دکتر محمد مصدق در جلسه هشتم تیرماه ۱۳۲۹:

            «… خدا را شاهد است اگر ما را بکشند،‌ پارچه پارچه بکنند، زیر بار حکومت این جور اشخاص نمی رویم. به وحدانیت حق خون می کنیم. خون می کنیم، می زنیم و کشته می شویم…. (با خشم) اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی ترم، می کشم، همین جا شما را می کشم….»

            دکتر مصدق از تريبون مجلس خطاب به رزم آرا فرياد کرد :

            « اين طرح اگر به تصويب برسد ، من با دست خودم ترا می کُشم ! »  –علی میرفطروس « 28 مرداد » و بلندای پروازِ حقيقت

                                          ——————————–

            رزم آرا: نظر نداشتم که دوباره وارد موضوع بشوم ولی جناب آقای دکتر(مصدق) مطالبی ضمن بیاناتشان فرمودند که ناگزیرم جواب عرض کنم ( صحیح است ) اولا ایشان اینطور فرمودند که بنده نمایندگی از خارجی ها دارم که برای مملکت کار کنم بنده خودم وطن پرستی خودم را نشان داده ام

            جناب آقای دکتر شما که ملیونر هستید دهات بسیار دارید قراء و قصبات فراوان دارید چکار کردید شما وطن پرست هستید یا من ؟ من آدمی هستیم که ۳۰ سال در این مملکت سابقه خدمت دارم ) ( کف زدن تماشا چیان ) ( زنگ ممتد رئیس – همهمه نمایندگان ) ( رئیس – کسانی را که دست زدند خارج کنید ) دوم ایشان ضمن جواب خودشان باز راجع به انجمن های ایالتی و ولایتی صحبت کردند تشکیل انجمن ایالتی و ولایتی طبق قانون اساسی است ما برخلاف قانون اساسی نمیتوانیم رفتار کنیم. سوم اینکه فرمودند اگر وزرایتان را بیاورید من اینجا سرشان را میبرم بنده سوال میکنم مگر مجلس شورای ملی قصابخانه است اینجا مگر چاقوکش هست ؟ بنده فردا وزرایم را می آورم به مجلس شما هر کاری که میتوانید بکنید . 

            مجلس شورای ملی دوره ۱۶ جلسه 

          • 2021-12-08 در t 19:46
            پیوند یکتا

            ارغوان جان از اعتمادی که به من مبذول نمودید که از عهده این کار بر آیم بسیار متشکرم اما خودم آن اعتماد را ندارم و برای همین خواهش میکنم مرا از این امر معذور بفرمائید. قتل رزم آرا یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران است کگه روند تحول کشور ما را تغییر داد. به نظر من این کاری است برای یک تاریخ دادن بی طرف که در زمان مناسب به آن بپردازد والبته همین حالا هم بسیاری به آن پرداخته اند. این اسناد که به اشتراک گذاشته اید بسیار جالب و روشنگرانه است. رزم آرا چنان که من دریافته ام مردی بود میهن دوست، واقع بین، سخت کوش و با محبوبیت و قدرت نفوذ بسیار زیاد در ارتش و در میان عشایر. تاریخ نشان داد که انتخاب او یعنی معامله با انگلیسی ها بر سر مساله نفت انتخاب درست بود و گویا پیش از مرگ موفق شده بود با آنها به توافق 50/50 برسد.

            در قتل او هر کس انگشت اتهام را به سوی کسی دراز میکند. من بر اساس آنچه خوانده و شنیده ام و شخصیتهای افراد مورد اتهام میتوانم به یقین بگویم که شاه در آن دست نداشته. احتمال دست داشتن مصدق نیز با همه هارت و پورت هایش بسیار کم است. متهم ردیف اول علم است که وی را با اصرار به مسجد برد و با شناختی که از وی دارم قادر به چنین کاری میبود. شرکتهای امریکائی هم بی شک از تلاش او برای معامله نفت با انگلیس راضی نبودند. مذهبی ها هم با او مخالف بودند. البته آنها دم در آورده بودند و با همه مخالف بودند و میدانیم که منصور و هژیر و کسروی را هم کشتند و شاه را نیز سعی کردند بکشند که موفق نشدند. حالا هم که دمشان به عرش رسیده.

            حالا که صحبت از رزم آرا شد این را هم از یکی از خاطرات شفاهی اینجا بیاورم که فکر کنم هلاکو رامبد نقل کرد. میگفت علم نشسته بود و پروفسور عدل و دکتر ایادی نیز که دوستان نزدیکش بودند در دو سویش بودند. علم در مقام دفاع از خود میگفت که من آدم بی دین وایمانی نیستم و اگر به مجامع مذهبی و مسجد نمیروم دلیل این نمیشود که به مذهب معتقد نباشم یا ایمانم سست باشد. پروفسور عدل هم میگوید همان یک بار که با رزم آرا رفتی مسجد کافیه.

          • 2021-12-08 در t 20:06
            پیوند یکتا

            ارادتمند اینها را هم بخوانید :

            عزت‌الله سحابی:
            نواب صفوی و دوستانش مشکل اصلی ایران را در وجود شاه می دیدند و نظر او مبارزه با دربار بود، ولی جبهه ملی، مرحوم کاشانی و دکتر مصدق و دیگران، رزم آرا را مشکل اساسی می دانستند. نواب سرانجام تسلیم نظر آنها شد و قرار شد که رزم آرا به وسیله فدائیان از میان برداشته شود. پس از ترور او، راه برای بالا آمدن جبهه ملی، ملی شدن نفت و یک گام به پیش علیه استعمار انگلیس، برای ملت ایران برداشته شد

            – سخنان عبدالقدير آزاد در روزنامه اراده آذربايجان٬ شماره ۲۵ مورخ ۲۹ تيرماه ۱۳۳۰ چاپ شده که سعيد رهبر از کتاب افسانه مصدق اثر رحيم زهتاب‌فرد صفحات ۲۵۰-۲۴۹ نقل مي‌کند:
            «خود آقايان به خاطر دارند روزي که رزم‌آرا آمد اينجا٬ ما و آقاي دکتر مصدق اين قدر پيش‌دستي‌ها را به هم زديم که صداي کسي شنيده نمي‌شد تا چه رسد رزم‌آرا و تازه به من گفتند چرا قايم نمي‌زني٬ ما و آقاي دکتر مصدق فتواي قتل رزم‌آرا را داديم٬ گفتيم خائن است٬ وطن فروش است, آقاي دکتر مصدق هم گفتند: رزم‌آرا را٬ يک نفر آدم «خليل طهماسبي» برحسب داد و فرياد و هو ما کشت.

            -دو روز بعد، عموم رهبران جبههء ملّی در جشنوارة ۷۰ هزار نفری ترور رزم‌آرا در میدان بهارستان شرکت و شادمانی کردند و دکتر فاطمی، ترور رزم‌آرا و هژیر (وزیر دربار) را «دو نمونه از علاقهء مردم رشید پایتخت به آزادی آراء و عقاید خویش» اعلام کرد! ( روزنامهء باختر امروز،۲۰ اسفند ۱۳۲۹)

            – نواب صفوي در جريان بازجويي در مورد نقش مصدق در قتل رزم‌آرا ميگويد:
            «رأي و تجويز کردن آقاي کاشاني و آقاي مصدق‌السلطنه علني و صريح بود نسبت به اين که تيمسار سپهبد رزم‌آرا را بايستي از بين برد٬ و او دست [نشانده] انگليس‌هاست.

            – بعداز قتل رزم‌آرا ترتيب «قانوني» آزادي قاتل از سوي اکثريت مجلس طرفدار دولت به تصويب ميرسد:
            مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ امرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۴

          • 2021-12-08 در t 20:42
            پیوند یکتا

            با سپاس من بخش زیادی از آن را خواندم و آن را یک سویه یافتم. بعضی از منابع هم چاپ زمان رژیم اسلامی است که به نظر من کلا از اعتبار ساقط است. هنوز هم فکر میکنم این کاری است برای یک تاریخدان بی طرف. منوچهر رزم آرا در مصاحبه با علی لیمونادی به طور غیر مستقیم علم را دخیل در قتل برادرش دانست. من فکر میکنم خانواده رژم آرا با ارتباطات گسترده ای که دارد باید اطلاعات خوبی در این سالها بدست آورده باشد. در این که مذهبی های جبهه ملی با فدائیان اسلام ارتباط داشتند و عده ای نیز در جبهه ملی خواهان قتل رزم آرا بودند تردیدی نیست اما رزم آرا فرد قدرتمندی بود که خیلی ها از جانب او احساس خطر میکردند.

  • 2021-12-04 در t 15:03
    پیوند یکتا

    این گوساله هنوز زنده است؟
    آیا طعم زندگی زیر سایه آخوند را چشید یا هنوز در کشورهای سرمایه داری دارد مبارزه می کند؟

    • 2021-12-04 در t 16:17
      پیوند یکتا

      فکر میکنم نظر به سنش باید تا حال فوت شده باشد اما مصاحبه در پاریس انجام شده و فکر میکنم بعد از انقلاب به فرانسه رفته و آنجا در دانشگاه تدریس کرده. خودش میگوید که بعد از انقلاب متوجه شدند دارد دیکتاتوری میشود و به خمینی نامه سرگشاده نوشتند اما رفیقهایش دیگر حوصله مبارزه سیاسی نداشتند. آنچه او نمیگوید این است که اینها واقعا مبارز سیاسی نبودند. با یک حکومت ملی در افتاده بودند که نمیخواست دست به جنایت بزند و چنانچه میبینید از واردات تخم مرغ و پرتقالش هم ایراد میگرفتند. حالا مردم آب خوردن هم ندارند و امثال اینها به خیال گروه و دسته سازی نمی افتند.

  • 2021-12-04 در t 15:07
    پیوند یکتا

    الان توی گوگل ناصر پاکدامن را جستجو کردم با کمال تعجب دیدم شوهر خانم هما ناطق بوده!!
    درسته؟

    • 2021-12-04 در t 16:30
      پیوند یکتا

      بله ایشان شوهر خانم ناطق بوده و هر دو با گروههای کمونیستی همکاری داشتند و دو بچه هم دارند. مطمئن نیستم ولی به نظر می آید که سالها بوده که از هم جدا شده بودند. باز هما ناطق یک پوزش و گوه خوردم گفت اما این آدم دوست ندارد از اشتباهاتش حرف بزند و آخر مصاحبه هم وقتی از مواضع گروهشان پس از انقلاب سوال میشود به صورتی میفهماند که فکر میکرده مصاحبه راجع به ایران است و از زیرش در میرود و مصاحبه تمام میشود.

  • 2021-12-04 در t 18:21
    پیوند یکتا

    اشکال به اصطلاح روشنفکران ایرانی را مرحوم ارامش دوستدار به درستی توضیح داده. افرادی نظیر پاکدامن از دین اسلام بریده و به دین سوسیالیسم لنینی-استالینی گرویدند و واضح است که ادم دیندار قدرت تفکر مستقل ندارد!

    • 2021-12-05 در t 12:16
      پیوند یکتا

      متاسفانه این سخن کاملا درست است و برای ذهن دینی کاپیتال جای قرآن، مارکس جای محمد، استالین جای علی و … را میگیرد. گاهی هم جایگزینی صورت نمیگیرد و جایگاه بین هر دو تقسیم میشود. شوربختانه این تعصب، عدم پرسشگری و عدم تحمل که فرهنگ مذهبی در میان ایرانیان رواج داده باعث نگرانی است و پس از این رژیم هم میتواند با تغییر شکل به صورت تعصب بر سلطنت، جمهوری و یا هر چه دیگر ما را گرفتار مشکلات کند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.