سطح شعور یک آخوند از مفهوم رفراندوم
یک آخوند در مجلس اسلامی در پاسخ درخواست امام جمعه زاهدان مبنی بر برگزاری رفراندوم گفت: رفراندوم لازم نیست چون ما در ۱۴۰۰ سال پیش در غدیر خم رفراندوم برگزار کردیم و علی را انتخاب کردیم و دیگر نیازی به تکرار رفراندوم نداریم!!
باور ندارید؟
لینک حرفهایش در سایت دولتی ایسنا هست. اینجا


کشوری را اشغال کنی، 14 قرن به سلاخی با نهایت بربریت مشغول باشی و روبروی گروگان هایت قرار بگیری و از بطلان رفراندوم که نه اساسش را می دانی نه جایش نه شرایطش حرف بزنی.
بزرگترین صدمه ی این قرن را روانشناسانش به سیستم قضایی زدند که خودشان را جدا کردند و منهای اندکی، اکثرشان تا همین دهه ی اخیر ادعا کردند رذایل اخلاقی را نباید وارد جرمشناسی قضایی و فاکتورهای محاکمه ی متهمین کرد بلکه با دید آسیب روانی باید به آنها نگریست. پخمه های الدنگ با سواد (البته در دهه ی اخیر یکباره نشست های خصوصی غلط کردم هایشان تشدید گرفته، خجالتی هم هستند پفیوزها)
اگر در قانون قضایی تمام کشورها، دروغ، دوگانگی اخلاقی، ریا، عدم شفافیت، پنهانکاری، وقاحت، بی شرمی، دریدگی و بی لجامی هم با دید جرم شناسانه نگاه میشد نه “اندک مواردی” که مشمول آسیب های روحیند، جهان جای هزار بار بهتری برای آدمهایش بود.
دست و پای قانون را از دهه ی 1920 با این نگاه کلان و اکثریتی بدجور بستند. بماند که در ایران همان قانون نیمبند میراث فرانسه اش هم ضمانی برای اجرا ندارد مگر هر ضمانتی برای تفسیر به رای.
هیچ نشانه ای برای بارزتر نمایاندن بادکنک تمدنمان بهتر از این نیست که 2022 سال پس از میلادش، دروغگوها و شارلاتان ها و مجرمین با محصولات سمی اجتماعی راست راست ول می چرخند اما کثیری از قاتل های الزامی و ناگزیرش پشت میله هایند.
صد سال طول کشید تا سرانجام خود روانپزشکان فهمیدند بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی، ذیل بیماری روانی نیستند بلکه اتفاقا جرم های آگاهانه ی مجاز مانده ی اجتماعیند. و دو میلیون سال در پرسپکتیو ساواناه ذیل تکاملمان طول کشید تا بالاخره بفهمیم گرچه با احتمال بسیار زیاد و قریب به یقین، هیچکس با تابلوی سفید و بدون سوگیری به دنیا نمی آید، اما دروغ، دورویی و بی شمار رذالت های اخلاقی، هیچ جایی روی این تابلوهای سیاه همزادمان ندارند و پیدایش این رذایل و ابتذال های شرّ و شرارت، مگر اتفاقا در مواردی حداقلی، جایی ذیل آسیب روانی و روحی ندارند.
این توده های سرطانی را بایست بدون سقوط در دام اخلاق گرایی یا فضیلت گرایی اشتباه انسانی، کشت و حذف فیزیکی کرد (نظر شخصی من) یا اقلا با نگاه همان انتلکتورهای حقوقدان کنار گود، پای میزهای محاکمه کشاند.