زوال جهان اسلام؛ حامد عبدالصمد
✋🏿انزوا و مشاهدهی طولانی سایه خود، تنها به ستایش از خود منجر نمیشود بلکه منجر به بیماری پارانویا هم میشود. هر نقدی که از برون به اسلام وارد میشود به عنوان اعلام جنگ برداشت میگردد؛ هر پرسش از درون خود اسلام به عنوان ارتداد و خیانت تعبیر میشود.
✋🏿هر چه یک جامعه بستهتر باشد، به همان اندازه نیز جهان خارج از خود را خصمانهتر ارزیابی میکند. مقررات اخلاقی سختتر میشود و فشار بر هواداران خود فزونی میگیرد تا بدینگونه وفاداری بیقید و شرط آنها تضمین شود. مقررات برای حجاب فیزیکی و فکری نوشته میشود و دانش دوستی پیش از آن که زاده شود در نطفه خفه میگردد. در جامعه، ترس از مرتدان و بیگانگان و دشمنی با آنها دامن زده میشود.
✋🏿هر چه این جوامع بستهی اسلامی تأثیر جهان خارج را بیشتر بر خود احساس میکنند، به همان اندازه سختگیری نسبت به اعضای جامعهی خود و به ویژه کسانی که از صف خارج میشوند، بیشتر میگردد. جامعهی منزوی با همبستگی، مراقبت و خاموشی، خود را حفظ میکند و سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند. اعمال ننگین از سوی رؤسای این خانوادهی بزرگ پردهپوشی میشود و رعایا هم به نوبه خود این آسیبهای روانی را به تاریکخانههای قلب خود میرانند.
✋🏿هر کس این منطق را زیر پرسش ببرد، مرگ یا تبعید را به جان خریده است. در جهان اسلام، اغلب اصلاحگران دینی که برای دگرگونی تلاش کردهاند، جان خود را در این راه هزینه کردهاند، بسیاری از آنها نیز به غار بازگشتند و داوطلبانه خود را به زنجیر کشیدند و نگاههای خود را به سایهها دوختند!
Hamed Abdel-Samad is a German-Egyptian political scientist and author.
PublicationsIn
English translation: Hamed Abdel-Samad: Islamic Fascism, Prometheus Books, New York 2016, ISBN 978-1633881242In
German:
Hamed Abdel-Samad: Mohamed – Eine Abrechnung (“Muhammad – A final reckoning”), Droemer Knaur Verlag, Munich 2015, ISBN 978-3-426-27640-2
Hamed Abdel-Samad: Krieg oder Frieden – Die arabische Revolution und die Zukunft des Westens (“War or peace – The Arab revolution and the future of the West”), Dromer Knaur Verlag, Munich 2011, ISBN 978-3-426-27558-0
Hamed Abdel-Samad: Der Untergang der islamischen Welt – Eine Prognose (“The downfall of the Islamic world – A prognosis”), Droemer Knaur Verlag, Munich 2010, ISBN 978-3-426-27544-3
Hamed Abdel-Samad: Mein Abschied vom Himmel – Aus dem Leben eines Muslims in Deutschland (“My farewell to heaven – From the life of a Muslim in Germany”), Droemer Knaur Verlag, Munich 2010, ISBN 978-3-426-78408-2


> سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند
این قسمت رو متوجه نشدم.
اصل مافیای بر تجاوزه. اونوقت چگونه “تجاوز فرهنگی به خویشتن” موجب زوال مافیا میشه؟
آیا مصداقی برای این وجود داره؟
در ضمن متن فارسی کامنت کاربر یوتیوب “باران فیضی” است.
می انگارم منظور نویسنده این بوده باشد:
“و سرانجام با تجاوز فرهنگی, به دست خویشتن, گور خود را میکند.”
بر کسی پوشیده نیست, که فرهنگ قوی و به روز شده, فرهنگ ضعیف را بلعیده و آنرا از بین می برد!!
حتی خامنه ای زمانی می نالید, که نوه هایش از دستاورد های فرهنگ غربی, استفاده می کنند!!!!
ترم های ” تهاجم فرهنگی” و یا “هجمه فرهنگی” و یا “دژمن فرهنگی”, خواب را از چشمان سد علی گدا ربوده اند!!!!
> بر کسی پوشیده نیست, که فرهنگ قوی و به روز شده, فرهنگ ضعیف را بلعیده و آنرا از بین می برد!!
فرهنگ چاپلوسی و تملق (و کلا فرهنگ مافیایی “نظام” در ۴۲ سال گذشته) که برعکس عمل کرده و فرهنگ مدرن رو از بین برده و در حال بلعیدن اونه؟!
از سویی فرمایش شما هم اکنون درست است. و این دلیل اش آشکارا زور سرنیزه و بیشتر قشر مذهبی, ترس اقشار فرودست و آنهایی که رابطه اقتصادی مستقیم دارند, ولیکن در زیر پوست جامعه یک قشر نسبتا متوسط و فرهنگی, با پتانسیل بسیار قوی در راه رشدی بالنده می باشند.
حتی آمار رسمی بروشنی نشان می دهند, که چه اندازه انرژی, پول و زمان برای جلوگیری از به اصطلاح بد حجابی هزینه شده, و چه دستاورد پوچی داشته اند.
هر روز به کسانی که, بدون ترس از بگیر و ببند اعتراض می کنند, افزوده می شود!
نفرت از تمام کسانی که, کوچکترین وابستگی به نظام و اسلام دارند-حتی به قولی سلبریتی ها-گواه دیدگاه بسیارانی در باره مهرداد میناوند و علی انصاریان می باشد.
سپاس، مشکل ما ریشه ای هستش، و باید ریشه ای به اسلام بپردازیم.