کنیزی داشتم که از او خوشم می آمد. به حضرت امام مهدی (عج) نامه نوشتم و از آنحضرت خواستم با علم کامل خود مرا در امر حامله کردن آن کنیز راهنمایی کند.
جواب آمد (چطوری و چگونه؟ معلوم نیست): باردارش ساز! خدا هرچه خواهد می کند!
پس با آن کنیز نزدیکی کردم و آبستن شد. سپس بچه را سقط کرد و خودش هم مرد.
اصول کافی- بخش الحجه- باب مولد الصاحب علیه السلام
مسئلتن:
قضیه چی بوده؟ یعنی اون عرب گردن کلفت نمی دانسته چجوری کنیز بیچاره را حامله کند و باید طرز کار را از امام موهوم بپرسد؟
احتمالا اون مرد عرب به کنیز خردسال و ضعیفی تجاوز کرده و آن بدبخت فلک زده نتوانسته زایمان کند و هم خودش و هم طفل داخل شکمش فوت کرده اند. آنوقت آن مرد عرب پولی به یکی از آخوندها مثل شیخ کلینی داده که برایش بنویسد که اجازه آبستن کردن طفل معصوم را امام زمان داده.
آورده اند که در مورد چگونگی مکاتبات علی بن محمد با حضرت امام مهدی (عج) بین علما و آیات عظام بحث و دعوای بزرگی در افتادندی جوری که حضرات از صبح تا شب به هم فحش خوار مادر دادندی و عمامه و نعلین به سوی هم پرتاب بکردندی تا اینکه حضرت محمد بن صالح توانستندی با یک تریک شرلوک هولمزی از این معمای قرن سر در آوردندی. از آنجا که علی بن محمد می دانستندی که حضرت امام مهدی (عج) در چاه زندگی کردندی هر بار توالت رفتندی یک نامه در توالت انداختندی. حضرت امام مهدی (عج) چون کاغذ قلم نداشتندی جواب نامه را با گرفتن توالت دادندی و با اجسام شناور در سنگ مستراح کلمات درست کردندی و علی بن محمد را خر فهم کردندی. این فرضیه مورد قبول آیات عظام افتادندی و از آن روز تا به حال همه با صلح و صفا از مردم خر سواری گرفتندی.
این هم محتمل است که کنیز بدبخت که از این متجاوز متنفر بوده سعی در انداختن بچه با صدمه زدن به خویش نموده و باعث هلاک خود شده و شاید هم خودکشی نموده است.
در ادیان ابراهیمی حاملگیهای مشکوک یا کار پیغمبران و امامان است یا خدا یک نوع حاملگی هم داریم که طرف کنیز بود اصلا حامله نشد انداختند گردن امام عسکری خاجه
دیدگاهها بسته شدهاند.
با استفاده از این سایت شما توافق ضمنی خود را با استفاده از «کوکی» ابراز میکنید .
By using this website, you agree to let us use cookies
آورده اند که در مورد چگونگی مکاتبات علی بن محمد با حضرت امام مهدی (عج) بین علما و آیات عظام بحث و دعوای بزرگی در افتادندی جوری که حضرات از صبح تا شب به هم فحش خوار مادر دادندی و عمامه و نعلین به سوی هم پرتاب بکردندی تا اینکه حضرت محمد بن صالح توانستندی با یک تریک شرلوک هولمزی از این معمای قرن سر در آوردندی.
از آنجا که علی بن محمد می دانستندی که حضرت امام مهدی (عج) در چاه زندگی کردندی هر بار توالت رفتندی یک نامه در توالت انداختندی.
حضرت امام مهدی (عج) چون کاغذ قلم نداشتندی جواب نامه را با گرفتن توالت دادندی و با اجسام شناور در سنگ مستراح کلمات درست کردندی و علی بن محمد را خر فهم کردندی.
این فرضیه مورد قبول آیات عظام افتادندی و از آن روز تا به حال همه با صلح و صفا از مردم خر سواری گرفتندی.
🙂 😀
این هم محتمل است که کنیز بدبخت که از این متجاوز متنفر بوده سعی در انداختن بچه با صدمه زدن به خویش نموده و باعث هلاک خود شده و شاید هم خودکشی نموده است.
در ادیان ابراهیمی حاملگیهای مشکوک یا کار پیغمبران و امامان است یا خدا
یک نوع حاملگی هم داریم که طرف کنیز بود اصلا حامله نشد انداختند گردن امام عسکری خاجه