ببینید رژیم چگونه موفق شد یکی از تفاله های خود را مشاور امنیتی امریکا کند
آرین طباطبایی، مشاور ارشد در وزارت خارجه آمریکا: تظاهرات-آبان۹۸-تغییر بزرگی نبود. تظاهرات کردن بخشی از زندگی عمومی ایرانیها و ویژگی جمهوری اسلامی است که قبلا هم بوده،عبور نیست براندازی جوک شده دربین خانوادههای ایرانی سپاه با اعلام ساقط کردن تصادفی هواپیما مسئولیتپذیری نشان داد pic.twitter.com/8OqxZJ8kSM
مرسی ملا جان، اصلا فکر نمیکردم جواد خان دختر داشته باشه و دخترش هم انقدر حروم لقمه و لکه ننگ باشه. بیخود نیست پدر معنوی سپاه و تشکیل هلال شیعه شده باباش!
باورکردنی نیست این حجم از وقاحت در توصیف کشتار حداقل ۱۵۰۰ نفر بی سلاح و شهروند فقر و فلاکت زده!
این تئوری ها هم که «ایرانی ها با زیرکی اسلام را برای اعتلای ایران به کاربردند» بوضوح مزاح هستند. اگر انقدر زیرک بودند چرا یک چیزی پیدا نکردند که خودشان را بد بخت نکند؟
اصلا این «ایران» اینها دقیقا چه چیزی است؟ یک نام تاریخی که ما باید خودمان را قربانی کنیم تا حفظ بشود تا نسل بعد بیاید تا خودش را قربانی کند تا تجزیه نشود تا نسل بعد بیاید تا… این که میشود بهترین نسخه برای صغارت ابدی مردم!
بی وجودی و بی جگری تاریخی ایرانیان نیازی به توضیح اضافه ندارد استاد، راستش من یکی زمانی همه فکر و ذهنم این بود هر چه بشود ایران تجزیه نشود! الان که چند وقت گذشته است میبینم ایران به معنای تاریخی آن وجود خارجی ندارد که بخواهد تجزیه شود!
تجزیه و استقلال دو حربه نظام است. اولا که کشورهای عقب مانده اسلامی استقلال برایشان سم است. نگاهی به همان کشورهایی که در زمان قاجار از ایران جدا شدند بیاندازید، حداقلش این است که آزادی های اجتماعی دارند. گسست از اسلام و ایران شیعه نامش هر چه باشد، در نهایت «خوشبختی» است. ایران یا باید به طور کامل آزاد شود و یا هر چه بشود بهتر است که امثال خامنه ای ها آن را اینگونه ویران کنند…
آن ایرانی که ما برایش دل میسوزانیم در زمان یزدگرد ساسانی از میان رفته است و ایران امروز همان ایران عرب شده است که تنها قرمه سبزی و زبان فارسی اش باقی مانده است…
به قول خاتمی تکرار میکنم: این اشکال ج/ا نیست که بر حسب منافع خودش عمل میکنه و آ. طباطبایی ها رو تولید میکنه مشکل “ما” اپوزیسیون خارج از کشوره که نتونسته یکی تولید کنه که تو مجامع مختلف جواب این رو بده, به انگلیسی مقاله بنویسه و…. خارجی نویس ما هنوز امیر طاهری یه… حتا زینب سلیمانی هم انگلیسی (و عربی) بلده حتا هیچ کس تو اپوزیسیون دیگه حاضر نیست به خودش بگه “فعال سیاسی” همه شدن “تحلیلگر سیاسی” تلویزیون های فارسی زبان
اولا که کجا هفت اپوزیسیون گرو هشتشه؟ اینهمه افراد موفق خارج از کشور مگه برای دادگاه حمید نوری به سادگی پول مورد نظر جمع نشد؟ جسارتا این ها به نظر من فقط بهانه جویی است بابا هنوز ۴ نفر که بتونن درست و حسابی انگلیسی صحبت کنن تو این اپوزیسیون خارج از کشور پیدا نمیکنی این چه ربطی به پول داره؟ اونوقت زینب سلیمانی انگلیسی صحبت میکنه مثل بلبل!
کدام «مجامع»؟ اینهایی که من باهایشان سر و کار دارم خودشان همه چیز را میدانند، نیازی به روشنگری ندارند.
آن «مجامعی» هم که شما اشاره میکنید سیاستشان از پیش تعیین شده و اصلا نمیتواند هم چیز دیگری بشود: به محض اینکه گزینه جنگ را کنار بگذارید نتیجه نهایتا یک توافق فاسد خواهد بود، خوب نه آنها تیپ دیگری متخصص به کارشان میآید و نه از دست متخصص در این چارچوب کاری بر میآید.
حتی از این نظر همان باب ملی درست میگوید که سیاست ترامپ منطق نداشت، سیاست بولتون منطقی داشت که آن را هم ترامپ در نیمه راه به هم زد.
البته به جز “مجامع” که شما بولد کردید “مقاله” هم بود که ایگنور کردید! به عنوان مثال نوشتن مقاله به زبانهای خارجی هیچ اثری در گاهی بخشی به افکار عمومی شهروندان خارج از کشور نداره؟ آیا افکار عمومی شهروندان فرضا آلمان هیچ اثری روی سیاستمداران اونها نداره؟
باز هم به همان جا میرسیم: در نهایت همان شهروند آلمانی (تحصیلکرده) هم میپرسد اگر مذاکره نکنیم چه کار کنیم و من باید بگویم جنگ. او هم جواب میدهد اولا ما نمیخواهیم بجنگیم و ثانیا اگر بخواهیم هم نمیتوانیم، ما به تنهایی حتی قادر نیستیم چند گردان برای گشتزنی به افغانستان بفرستیم!
طرفداران مماشات وسوسه هایشان جذابتراست: قرار دادهای میلیاردی، ورود سرمایه های دزدها، مسافرت به ایران ارزان با ارز قوی و قس علی هذا…
مشکل واقعی اینها وقتی است که منافع خودشان به خطر بیافتد، مثل توانایی هسته ای و موشکی ج.ا.، ولی برای آن هم اینها به دنبال یک کسی مثل روحانی میگردند که مشکلشان را از داخل حل کند، باز هم چون اگر این راه را نروند در نهایت جنگ باقی میماند. ذکر این نکته که این راه از نظر استراتژیک به جای خوبی ختم نمیشود هم دیگر کسی را تکان نمیدهد، وگرنه بیش از ایران در مورد چین و روسیه و …. تکان میداد. آلمانی ها یک ضرب المثل دارند: «یک بار که آبرو ریخت دیگرمیشود بی خیال زندگی کرد!»
گفتم که، این که این که دراین نهادهای این کشورها این تیپ افراد جذب میشوند نه به این خاطر است که آدم حسابی دیگری وجود ندارد، بلکه به این دلیل است که پروفایل اپلیکیشن فقط به این تیپ دلال و هرز میخورد. وگرنه چطور برای کارهای پژوهشی جدی امثال من را جذب میکنند و نه این تیپ افراد توخالی؟
خوب اشکالش این است که من حتی خودم این رویکرد را کارساز نمیدانم!
مشکل اینها مثلا تسلیحات هسته ای (و موشکهای حامل آن) است. خوب حالا اگر رژیم باب مذاکره را بسته ببیند میتواند بازرسها را بیرون کند و این تسلیحات را تکمیل کند، بعدش حتی همین گزینه جنگ هم بعید میشود، آیا واقعا کسی باور دارد که مردم غرب یک جنگ هسته ای را هضم میکنند؟
متاسفانه اگر بزودی گزینه حمله عملیاتی نشود رژیم به اهدافش (شبیه کره شمالی) میرسد، این پیشنهادات شما هم اثرشان به این محدود میشود که ما به خودمان تسلی بدهیم که کاری کرده ایم.
مونتی جان, مساله “مصداق” نیست که شما به جنگ معتقدی و من به چیز دیگر. مساله اینه که خانومی به اسم طباطبایی رسیده به اینجایی که میبینید و داره ج/ا رو پشتیبانی میکنه و طبق معمول داد اپوزیسیون در آمده که چرا چنین شده. حرف من اینه که این طبیعی ترین کار هر حکومتی است آدم های خودش رو اینجا و اونجا بکاره. مساله اینه که چرا اپوزیسیون نتونسته چنین کاری بکنه؟ یا حداقل بعد از ۴۳ سال ۵۰ نفر رو داشته باشه که ۲ تا مقاله بنویسن یا بتونن به یک زبون خارجی مصاحبه کنن؟ یا حداقل بتونن جو کامنتهای یو تیوب رو به نفع اپوزیسیون به دست بگیرند؟ این انتظار زیادیه؟ آملا میگه رسانه ها همه دست چپول هاست و همه فاسدن و … آیا تو فاکس نیوز یا رسانه های دست راستی اسرائیل هم نمیشه تریبون پیدا کرد؟ اینهمه ظریف و نایاکی ها چپ و راست تو رسانه های آمریکایی مقاله مینویسند, آیا اگر یک مقاله درست و حسابی اپوزیسیون براشون فرستاده بشه هیچ رسانه ای حاضر به چاپ اون نیست؟ خلاصه میکنم به جای بدو بیراه گفتن به امثال طباطبایی باید به فکر نقص های خودمون باشیم. بابا زینب سلیمانی حداقل به ۳ زبون صحبت میکنه. آیا حرف اون برد جهانی بیشتری داره یا حرف اپوزیسیون. آیا زینب سلیمانی میتونه یک نوجوان عرب یا عرب تبار انگلیسی زبان رو قانع کنه که باباش هر کاری کرده درست بوده یا من نوعی که فقط بلدم تو مدیای فارسی کامنت در کنم و به امثال زینب سلیمانی و طباطبایی ها فحش بدم؟ از رضا پهلوی و امیر طاهری که محصولات قبل از انقلاب هستند که بگذریم به جز مهدی خلجی و مسیح علینژاد چه کسی رو در اپوزیسیون میشناسید که بتونه ۵ دقیقه به یک زبون خارجی مصاحبه کنه (حالا مقاله نوشتن و شرکت در مناظره و… به کنار). تکرار میکنم: کاری که ج/ا برای کادر سازی و… میکنه طبیعی ترین کاریه که باید بکنه, نقص اپوزیسیونه که نتونسته چنین کاری بکنه.
شما مطمئنید که اصلا فرض شما صحیح است؟ در همان «ققنوس» این همه آدم دانشگاهی هست، شما تحقیق کرده اید که آیا واقعا زبان بلد نیستند؟ اگر اشاره به زباندانی است (صرف نظر از شرکت در بازی تبلیغاتی) من خودم زبانهای دیگرم حداقل از فارسی ام قویتر است. اکثر آشناهای من هم چند زبانه هستند، من حتی آشنا دارم که پنج زبان «مادری» دارد (پدر فارسی، مادر انگلیسی، متولد سوییس و بزرگ شده با سه زبان آلمانی، ایتالیایی و فرانسوی).بهایی هم هست و به شدت مخالف رژیم، در یک موسسه تاثیر گذار هم کار میکند، اینکه این تیپ افراد در این بازی «پوز زنی» شرکت نمیکنند دلیل نمیشود که بیکار نشسته اند. شما هیچوقت برعکس این سوال را از خودتان پرسیده اید، یعنی چطور شده که بین این همه دیکتاتوریهای دنیا به ج.ا. انقدر گیر داده اند؟
من هر کشور اروپایی را نگاه میکنم در پارلمان ایرانی هست، تقریبا همه را هم میشود جزء اپوزیسیون حساب کرد، اگر چه آنها مثل من تبلیغ جنگ را نمیکنند یا نمیتوانند بکنند. ضمن اینکه خود فعالان و سیاسیون آلمانی هم که «دشمن» ما نیستند، آشنا باشید و خصوصی که باهاشان حرف بزنید میبینید که ما اصلا برداشت متفاوتی نداریم که نیاز داشته باشد من آنها را روشن کنم، یا مردم را روشن کنم که نمایندگان دیگری انتخاب کنند، گیر کار ما اینجاست که من یا اسرائیلی ها مصالحمان ایجاب میکند که تا پای جنگ برویم، اینها نه، یا حداقل این طور تشخیص داده ایم. اسرائیلی ها هم زبان بلد نیستند که منظورشان را بفهمانند؟
البته اگر شما دنبال افرادی میگردید که «جو کامنتهای یو تیوب را بدست بگیرند» این تیپ آدم به کارتان نمیآید، برای اینکار به هوچیگر نیاز دارید، یعنی یک کسی که فقط بلد باشد حرف بزند، ولی برای شخصیت خودش ارزشی قائل نباشد.
من فکر میکنم شما از آن تیپی که «اپوزیسیون لس آنجلسی» نامیده میشود دل پری دارید، که قابل درک هم هست. میبینید که من هم در این بازی «پاچه گیری» شرکت نمیکنم، چون این سطح کار را قبول ندارم، ولی من فعالیت مدنی را هم در این مورد خاص کارساز نمیدانم (هر چقدر هم که «با کلاس» باشد)، پس این انتظار که مثلا یکی مثل من رویکردی را نمایندگی کند که خودش را هم قانع نمیکند را نمیتوان داشت.
صرف نظر از این مورد خاص اجازه بدهید که من یک تحلیل هم بکنم که چرا شما اینگونه موضعگیری میکنید: شناخت من این است که شما یک نحله فکری در آمریکا را میپسندید که کمابیش میگویند هر کسی به آن چیزهایی دست می یابد که لیاقتش را دارد. برای اینکه این پرنسیپ همواره درست از آب در بیاید ما باید برای هر مورد عدم موفقیتی بگردیم تا نشان دهیم که تقصیر خود شخص بوده است.
حالا ما با این وضع روبرو هستیم که خارجی ها تقریبا هر کاری به غیر از جنگ را انجام دادند (حتی فراتراز آنچه ما قبلا انتظار داشتیم)، ولی باز هم مردم (شامل خودمان) رژیم را عوض نکردند. خوب برای حفظ پرنسیپ بالا اینجا باید یا مردم داخل کشور را متهم کرد یا اپوزیسیون خارج و یا هر دو. مسلما نه ما بهینه بودیم و نه مردم، ولی من جدا و صادقا بر این باورم (و همیشه بودم) که اصلا راهی بجز جنگ یا فروپاشی واقعگرایانه نیست، غیر از این کار بیشتری هم میکردیم نتیجه نمیداد. چرا شما فرض را بر این میگذارید که این بهانه آوردن است، شاید برای اینکه به اصل بالا خدشه ای وارد نشود؟ به نظر شما این یک رویکرد «علمی» است که از یک اصل مورد مناقشه شروع و بر مبنای آن قضاوت کنیم؟
شما نوشته اید: «اگر نمیتونی فضای یوتیوب رو از رژیم بگیری, مطمئن باش نمیتونی فضای دیپلماسی و نهایتا حکومت رو هم از این رژیم بگیری.» اینکه ما نمیتوانیم حکومت را از این رژیم بگیریم (انطوری که مورد نظر مردم است) که حرف بالای من است، ولی این مقدمات را من بجا نمیدانم، چون این تلقین میکند که راهی وجود میداشت که از گرفتن فضای یوتیوب شروع میشد. یک جوری من را یاد متلک آن کاربر «ج» در بالاترین میاندازد که «این شاقلی ها فکر میکنند برای فتح کشور باید اول بالاترین را فتح کنند»!
بله، حرف شما با این دید صحیح است که اگراین راهش بود و ما عرضه همان قدم اول را هم نداشتیم حتما عرضه جنگ و غیره را هم نخواهیم داشت. ولی اگر یک کسی صادقانه باور داشته باشد که این یک صحنه ایذائی است باز هم باید حتما به راهی که خودش هم قبول ندارد برود که چه بشود، فقط اینکه ثابت کند که بی عرضه نیست؟ این که میشود همان روشهای تلقین روانی که حکومتها برای سرباز گیری به کار میبرند…
مساله فقط زبان دانی نیست. مساله اینه که چرا این زبان دانی نمود بیرونی نداره. اینهمه ققنوس و فرشگرد و شورای ملی و شورای مدیریت گزار و افراد دانشگاهی … چه میکنند یا تا حالا چه کار کردند؟ اینهمه دانشگاهی به قول شما چرا در باره مقاله جعلی و آمار سازی شده دانشگاه جورج واشنگتن رو به صلابه نکشیدند؟ این که دیگه موضوع کاملا اکدمیک بود. تمام حرف من هم همینه که اینهمه پتانسیل خارج از کشور اپوزیسیون بازده چند دهه گذشته اش فاجعه بوده. از محیط یوتیوب تا محیط دانشگاهی, تا محیط رسانه ای, تا محیط سیاسی همه رو به رژیم واگذار کرده/کردیم. این هم که میگید در پارلمان های اروپایی ایرانی هست و تقریبا همه جزو اپوزیسیون هستند: من اروپا رو از نزدیک دنبال نمیکنم ولی با اخباری که روزانه خوندم جور در نمیاد. ولی در آمریکا به طور قطع میگم که لابی ج/ا بسیار قویه و در حال گسترش. ولی اصلا بگریم این آمار شما صحیح, چرا اینهمه پارلمانتر نمیتونن یک خانوم فمینیست اروپایی رو که میاد ایران روسری سر میکنه رو به صلابه بکشند؟
در مورد یو تیوب هم به عنوان کسی که بسیاری از کامنتهای انگلیسی رو میخونم با نظر شما کاملا مخالفم. به جز لینکهای فارسی که طبق معمول ملت غیور در حال فحاشی و کری خونی هستند در لینکهای انگلیسی بسیاری افراد در موارد مختلف (مثال ماجرای نوید افکاری و هواپیمای اوکراینی) براشون سوال مطرح میشه مثل اینکه آیا نوید افکاری واقعا یک مامور اطلاعاتی رو کشته بود؟ یا آیا سپاه عمدا هواپیمای اوکراینی رو سرنگون کرد؟ خوب فکر میکنید جوابی که میگیره چیه؟ اگر اینها رو دنبال نکردید اجازه بدید من بهتون بگم چه اتفاقی “افتاده”. هر موقع چنین سوالاتی مطرح میشه چند نفر مثل گرگ میریزند و در مورد اول نوید رو میکنند یک قاتل بلفطره و در مورد دوم هم آمریکا میشه مقصر موشک زدن به هواپیمای اکراینی. این چه ربطی به هوچی گری داره؟ آیا این افکار عمومی کشور های غربی نیست که اینجوری داره بازی میخوره؟ شما که (اگر درست متوجه شده باشم) تنها راه حل رو جنگ میدونید فکر میکنید هیچ دولتمرد کشور اروپایی یا آمریکایی جرات میکنه بدون اینکه افکار عمومی رو برای لزوم جنگ حداقل تا حدودی آماده کنه یک شبه بلند شه بگه ای ملت من به این نتیجه رسیدم که پول مالیات شما رو بردارم برم ۲۰ هزار کیلومتر دورتر آتش بازی راه بندازم؟ بر خلاف شما که تنها راه حل رو جنگ میدونید (باز هم اگر من درست متوجه شده باشم) به نظر من از هر ابزاری برای فشار به رژیم در خارج از کشور از کامنت یو تیوب بگیرید تا مقاله, مصاحبه, تحقیق, جامعه مدنی, احزاب, لابی گری تا …. جنگ باید استفاده کرد.
در مورد شخصیت و خصوصیات من هم که به نوعی قضاوت کردید بزارید خودم یک جنبه از اون رو براتون روشن کنم: من در هر کاری اگر از همه توانم استفاده کنم (فارغ از نتیجه حتا اگر موفق هم نشم) هیچ وقت احساس شکست نمیکنم. تنها موقعی خودم رو ملامت میکنم که از همه امکانات و توانم استفاده نکرده باشم.
شیخنا، تا موقعی که رژیم سقوط نکرده میتوان در هر مورد دلخواهی ادعا کرد که مخالفان یا از اساس راه اشتباه رفته اند، یا در راه درست به اندازه کافی کار نکرده اند، وگرنه چرا رژیم سقوط نکرده؟! خوب این طرز استدلال به قدری عام است که نمیتوان آن را مفید قلمداد کرد.
در این مورد هم برداشت من این است که شما روی یک موضوع خاص «فیکس» کرده اید و میخواهید هر جور که شده آن را به کرسی بنشانید، من دوباره هم وقت بگذارم و جزء به جزء جواب بدهم فایده ای نخواهد داشت. این است که من به جای آن شما را تشویق میکنم که آن کاری را که به نظر خودتان درست است را بهتر و بیشتر انجام بدهید. در مورد دیگران هم از دو حال خارج نیست: یا به اندازه کافی آدمهایی وجود دارند که با انگیزه درونی (و نه با سرکوفت) همراهی کنند، که فبه المراد. و یا این آدمها وجود ندارند، که خوب در این صورت در هر حال محکوم به شکست بود.
سپاس مر خدای را که بالاخره به یک موضوع رسیدیم که ارزش صحبت کردن را داشته باشد 🙂
فیزیک که هیچوقت «حرف آخر» را نمیزند.
و حتی با ریاضی هم «حقیقت» یافت نمی شود. حقیقت یک افسانه است و تصور وجودش یک سوء تفاهم پیش پا افتاده.
حقیقت ریاضی یک قرار داد ساده است، آنقدر ساده که نمیتواند اشتباه باشد. ولی به همین دلیل من هیچ نوع شک دریک نتیجه ریاضی را نمیپذیرم، چون چنین چیزی اصلا معنی ندارد…
> حقیقت ریاضی یک قرار داد ساده است، آنقدر ساده که نمیتواند اشتباه باشد. ولی به همین دلیل من هیچ نوع شک دریک نتیجه ریاضی را نمیپذیرم، چون چنین چیزی اصلا معنی ندارد…
به همین دلیل من ریاضی را نمیپسندم، چون اشتباه “هم” برای من این معنی را دارد: موفقیت
من قبلا توی یک پست مفصلا توضیح دادم که چگونه و طی چه پروسه ای این افراد بولد میشوند. اینها بخاطر نبوغ و استعدادشان نیست که سر از وزارتخارجه و کاخ سفید در می آورند، بلکه ساختار معیوب امریکاست که اجازه پخش فاندهای بی حساب و کتاب به موسسات و حتی لابیستها میدهد. امریکا آنقدر خر تو خر است که یک تروریست مثل موسویان در امریکا فاند میگیرد تا علیه امریکا مبارزه کند!
آملا, اگر مجاهدین که زمانی آمریکایی میکشتن و مرگ بر آمریکا میگفتن بتونن تو امریکا نفوذ و لابی کنند مسلما گروه های دیگه مخالف رژیم هم میتونند. این حرفهای شما ماستمالی کردن ابتر بودن اپوزیسیونه. قضیه خیلی ساده است: اپوزیسیون حتا فضای یوتیوب انگلیسی زبان رو که من رصد میکنم به رژیم باخته (از سایر محیط های مجازی انگلیسی زبان بی خبرم ولی حدس میزنم اونجا هم همین وضع باشه). به عبارت دیگه: اگر نمیتونی فضای یوتیوب رو از رژیم بگیری, مطمئن باش نمیتونی فضای دیپلماسی و نهایتا حکومت رو هم از این رژیم بگیری.
دیدگاهها بسته شدهاند.
با استفاده از این سایت شما توافق ضمنی خود را با استفاده از «کوکی» ابراز میکنید .
By using this website, you agree to let us use cookies
مرسی ملا جان،
اصلا فکر نمیکردم جواد خان دختر داشته باشه و دخترش هم انقدر حروم لقمه و لکه ننگ باشه. بیخود نیست پدر معنوی سپاه و تشکیل هلال شیعه شده باباش!
باورکردنی نیست این حجم از وقاحت در توصیف کشتار حداقل ۱۵۰۰ نفر بی سلاح و شهروند فقر و فلاکت زده!
اینها فکر میکنن جمهوری اسلامی بره ایران تجزیه میشه! آخه کدوم ایران اصلا؟ ما از خود تازی ها بدتر هستیم!
کرم از خود درخت است…
این تئوری ها هم که «ایرانی ها با زیرکی اسلام را برای اعتلای ایران به کاربردند» بوضوح مزاح هستند. اگر انقدر زیرک بودند چرا یک چیزی پیدا نکردند که خودشان را بد بخت نکند؟
اصلا این «ایران» اینها دقیقا چه چیزی است؟ یک نام تاریخی که ما باید خودمان را قربانی کنیم تا حفظ بشود تا نسل بعد بیاید تا خودش را قربانی کند تا تجزیه نشود تا نسل بعد بیاید تا…
این که میشود بهترین نسخه برای صغارت ابدی مردم!
بی وجودی و بی جگری تاریخی ایرانیان نیازی به توضیح اضافه ندارد استاد، راستش من یکی زمانی همه فکر و ذهنم این بود هر چه بشود ایران تجزیه نشود! الان که چند وقت گذشته است میبینم ایران به معنای تاریخی آن وجود خارجی ندارد که بخواهد تجزیه شود!
تجزیه و استقلال دو حربه نظام است. اولا که کشورهای عقب مانده اسلامی استقلال برایشان سم است. نگاهی به همان کشورهایی که در زمان قاجار از ایران جدا شدند بیاندازید، حداقلش این است که آزادی های اجتماعی دارند. گسست از اسلام و ایران شیعه نامش هر چه باشد، در نهایت «خوشبختی» است. ایران یا باید به طور کامل آزاد شود و یا هر چه بشود بهتر است که امثال خامنه ای ها آن را اینگونه ویران کنند…
آن ایرانی که ما برایش دل میسوزانیم در زمان یزدگرد ساسانی از میان رفته است و ایران امروز همان ایران عرب شده است که تنها قرمه سبزی و زبان فارسی اش باقی مانده است…
به قول خاتمی تکرار میکنم:
این اشکال ج/ا نیست که بر حسب منافع خودش عمل میکنه و آ. طباطبایی ها رو تولید میکنه
مشکل “ما” اپوزیسیون خارج از کشوره که نتونسته یکی تولید کنه که تو مجامع مختلف جواب این رو بده, به انگلیسی مقاله بنویسه و….
خارجی نویس ما هنوز امیر طاهری یه…
حتا زینب سلیمانی هم انگلیسی (و عربی) بلده
حتا هیچ کس تو اپوزیسیون دیگه حاضر نیست به خودش بگه “فعال سیاسی”
همه شدن “تحلیلگر سیاسی” تلویزیون های فارسی زبان
امکانات مالی جمهوری اسلامی را با ما که هفت مان گرو هشت مون است یکسان می بینید؟
اولا که کجا هفت اپوزیسیون گرو هشتشه؟
اینهمه افراد موفق خارج از کشور
مگه برای دادگاه حمید نوری به سادگی پول مورد نظر جمع نشد؟
جسارتا این ها به نظر من فقط بهانه جویی است
بابا هنوز ۴ نفر که بتونن درست و حسابی انگلیسی صحبت کنن تو این اپوزیسیون خارج از کشور پیدا نمیکنی این چه ربطی به پول داره؟ اونوقت زینب سلیمانی انگلیسی صحبت میکنه مثل بلبل!
کدام «مجامع»؟ اینهایی که من باهایشان سر و کار دارم خودشان همه چیز را میدانند، نیازی به روشنگری ندارند.
آن «مجامعی» هم که شما اشاره میکنید سیاستشان از پیش تعیین شده و اصلا نمیتواند هم چیز دیگری بشود: به محض اینکه گزینه جنگ را کنار بگذارید نتیجه نهایتا یک توافق فاسد خواهد بود، خوب نه آنها تیپ دیگری متخصص به کارشان میآید و نه از دست متخصص در این چارچوب کاری بر میآید.
حتی از این نظر همان باب ملی درست میگوید که سیاست ترامپ منطق نداشت، سیاست بولتون منطقی داشت که آن را هم ترامپ در نیمه راه به هم زد.
البته به جز “مجامع” که شما بولد کردید “مقاله” هم بود که ایگنور کردید! به عنوان مثال نوشتن مقاله به زبانهای خارجی هیچ اثری در گاهی بخشی به افکار عمومی شهروندان خارج از کشور نداره؟ آیا افکار عمومی شهروندان فرضا آلمان هیچ اثری روی سیاستمداران اونها نداره؟
باز هم به همان جا میرسیم: در نهایت همان شهروند آلمانی (تحصیلکرده) هم میپرسد اگر مذاکره نکنیم چه کار کنیم و من باید بگویم جنگ. او هم جواب میدهد اولا ما نمیخواهیم بجنگیم و ثانیا اگر بخواهیم هم نمیتوانیم، ما به تنهایی حتی قادر نیستیم چند گردان برای گشتزنی به افغانستان بفرستیم!
طرفداران مماشات وسوسه هایشان جذابتراست: قرار دادهای میلیاردی، ورود سرمایه های دزدها، مسافرت به ایران ارزان با ارز قوی و قس علی هذا…
مشکل واقعی اینها وقتی است که منافع خودشان به خطر بیافتد، مثل توانایی هسته ای و موشکی ج.ا.، ولی برای آن هم اینها به دنبال یک کسی مثل روحانی میگردند که مشکلشان را از داخل حل کند، باز هم چون اگر این راه را نروند در نهایت جنگ باقی میماند. ذکر این نکته که این راه از نظر استراتژیک به جای خوبی ختم نمیشود هم دیگر کسی را تکان نمیدهد، وگرنه بیش از ایران در مورد چین و روسیه و …. تکان میداد. آلمانی ها یک ضرب المثل دارند: «یک بار که آبرو ریخت دیگرمیشود بی خیال زندگی کرد!»
گفتم که، این که این که دراین نهادهای این کشورها این تیپ افراد جذب میشوند نه به این خاطر است که آدم حسابی دیگری وجود ندارد، بلکه به این دلیل است که پروفایل اپلیکیشن فقط به این تیپ دلال و هرز میخورد. وگرنه چطور برای کارهای پژوهشی جدی امثال من را جذب میکنند و نه این تیپ افراد توخالی؟
> باز هم به همان جا میرسیم: در نهایت همان شهروند آلمانی (تحصیلکرده) هم میپرسد اگر مذاکره نکنیم چه کار کنیم و من باید بگویم جنگ.
خیر. به جای جنگ میتونید بگید: تحریم دیپلماتیک مقامات رژیم, همراه شدن با فشار حداکثری به جای خنثا کردن اون, کوتاه نیومدن در مقابل باج خواهی های ج/ا و…
خوب اشکالش این است که من حتی خودم این رویکرد را کارساز نمیدانم!
مشکل اینها مثلا تسلیحات هسته ای (و موشکهای حامل آن) است. خوب حالا اگر رژیم باب مذاکره را بسته ببیند میتواند بازرسها را بیرون کند و این تسلیحات را تکمیل کند، بعدش حتی همین گزینه جنگ هم بعید میشود، آیا واقعا کسی باور دارد که مردم غرب یک جنگ هسته ای را هضم میکنند؟
متاسفانه اگر بزودی گزینه حمله عملیاتی نشود رژیم به اهدافش (شبیه کره شمالی) میرسد، این پیشنهادات شما هم اثرشان به این محدود میشود که ما به خودمان تسلی بدهیم که کاری کرده ایم.
مونتی جان,
مساله “مصداق” نیست که شما به جنگ معتقدی و من به چیز دیگر. مساله اینه که خانومی به اسم طباطبایی رسیده به اینجایی که میبینید و داره ج/ا رو پشتیبانی میکنه و طبق معمول داد اپوزیسیون در آمده که چرا چنین شده. حرف من اینه که این طبیعی ترین کار هر حکومتی است آدم های خودش رو اینجا و اونجا بکاره. مساله اینه که چرا اپوزیسیون نتونسته چنین کاری بکنه؟ یا حداقل بعد از ۴۳ سال ۵۰ نفر رو داشته باشه که ۲ تا مقاله بنویسن یا بتونن به یک زبون خارجی مصاحبه کنن؟ یا حداقل بتونن جو کامنتهای یو تیوب رو به نفع اپوزیسیون به دست بگیرند؟ این انتظار زیادیه؟ آملا میگه رسانه ها همه دست چپول هاست و همه فاسدن و … آیا تو فاکس نیوز یا رسانه های دست راستی اسرائیل هم نمیشه تریبون پیدا کرد؟ اینهمه ظریف و نایاکی ها چپ و راست تو رسانه های آمریکایی مقاله مینویسند, آیا اگر یک مقاله درست و حسابی اپوزیسیون براشون فرستاده بشه هیچ رسانه ای حاضر به چاپ اون نیست؟ خلاصه میکنم به جای بدو بیراه گفتن به امثال طباطبایی باید به فکر نقص های خودمون باشیم. بابا زینب سلیمانی حداقل به ۳ زبون صحبت میکنه. آیا حرف اون برد جهانی بیشتری داره یا حرف اپوزیسیون. آیا زینب سلیمانی میتونه یک نوجوان عرب یا عرب تبار انگلیسی زبان رو قانع کنه که باباش هر کاری کرده درست بوده یا من نوعی که فقط بلدم تو مدیای فارسی کامنت در کنم و به امثال زینب سلیمانی و طباطبایی ها فحش بدم؟ از رضا پهلوی و امیر طاهری که محصولات قبل از انقلاب هستند که بگذریم به جز مهدی خلجی و مسیح علینژاد چه کسی رو در اپوزیسیون میشناسید که بتونه ۵ دقیقه به یک زبون خارجی مصاحبه کنه (حالا مقاله نوشتن و شرکت در مناظره و… به کنار). تکرار میکنم: کاری که ج/ا برای کادر سازی و… میکنه طبیعی ترین کاریه که باید بکنه, نقص اپوزیسیونه که نتونسته چنین کاری بکنه.
شما مطمئنید که اصلا فرض شما صحیح است؟ در همان «ققنوس» این همه آدم دانشگاهی هست، شما تحقیق کرده اید که آیا واقعا زبان بلد نیستند؟ اگر اشاره به زباندانی است (صرف نظر از شرکت در بازی تبلیغاتی) من خودم زبانهای دیگرم حداقل از فارسی ام قویتر است. اکثر آشناهای من هم چند زبانه هستند، من حتی آشنا دارم که پنج زبان «مادری» دارد (پدر فارسی، مادر انگلیسی، متولد سوییس و بزرگ شده با سه زبان آلمانی، ایتالیایی و فرانسوی).بهایی هم هست و به شدت مخالف رژیم، در یک موسسه تاثیر گذار هم کار میکند، اینکه این تیپ افراد در این بازی «پوز زنی» شرکت نمیکنند دلیل نمیشود که بیکار نشسته اند. شما هیچوقت برعکس این سوال را از خودتان پرسیده اید، یعنی چطور شده که بین این همه دیکتاتوریهای دنیا به ج.ا. انقدر گیر داده اند؟
من هر کشور اروپایی را نگاه میکنم در پارلمان ایرانی هست، تقریبا همه را هم میشود جزء اپوزیسیون حساب کرد، اگر چه آنها مثل من تبلیغ جنگ را نمیکنند یا نمیتوانند بکنند. ضمن اینکه خود فعالان و سیاسیون آلمانی هم که «دشمن» ما نیستند، آشنا باشید و خصوصی که باهاشان حرف بزنید میبینید که ما اصلا برداشت متفاوتی نداریم که نیاز داشته باشد من آنها را روشن کنم، یا مردم را روشن کنم که نمایندگان دیگری انتخاب کنند، گیر کار ما اینجاست که من یا اسرائیلی ها مصالحمان ایجاب میکند که تا پای جنگ برویم، اینها نه، یا حداقل این طور تشخیص داده ایم. اسرائیلی ها هم زبان بلد نیستند که منظورشان را بفهمانند؟
البته اگر شما دنبال افرادی میگردید که «جو کامنتهای یو تیوب را بدست بگیرند» این تیپ آدم به کارتان نمیآید، برای اینکار به هوچیگر نیاز دارید، یعنی یک کسی که فقط بلد باشد حرف بزند، ولی برای شخصیت خودش ارزشی قائل نباشد.
من فکر میکنم شما از آن تیپی که «اپوزیسیون لس آنجلسی» نامیده میشود دل پری دارید، که قابل درک هم هست. میبینید که من هم در این بازی «پاچه گیری» شرکت نمیکنم، چون این سطح کار را قبول ندارم، ولی من فعالیت مدنی را هم در این مورد خاص کارساز نمیدانم (هر چقدر هم که «با کلاس» باشد)، پس این انتظار که مثلا یکی مثل من رویکردی را نمایندگی کند که خودش را هم قانع نمیکند را نمیتوان داشت.
صرف نظر از این مورد خاص اجازه بدهید که من یک تحلیل هم بکنم که چرا شما اینگونه موضعگیری میکنید: شناخت من این است که شما یک نحله فکری در آمریکا را میپسندید که کمابیش میگویند هر کسی به آن چیزهایی دست می یابد که لیاقتش را دارد. برای اینکه این پرنسیپ همواره درست از آب در بیاید ما باید برای هر مورد عدم موفقیتی بگردیم تا نشان دهیم که تقصیر خود شخص بوده است.
حالا ما با این وضع روبرو هستیم که خارجی ها تقریبا هر کاری به غیر از جنگ را انجام دادند (حتی فراتراز آنچه ما قبلا انتظار داشتیم)، ولی باز هم مردم (شامل خودمان) رژیم را عوض نکردند. خوب برای حفظ پرنسیپ بالا اینجا باید یا مردم داخل کشور را متهم کرد یا اپوزیسیون خارج و یا هر دو. مسلما نه ما بهینه بودیم و نه مردم، ولی من جدا و صادقا بر این باورم (و همیشه بودم) که اصلا راهی بجز جنگ یا فروپاشی واقعگرایانه نیست، غیر از این کار بیشتری هم میکردیم نتیجه نمیداد. چرا شما فرض را بر این میگذارید که این بهانه آوردن است، شاید برای اینکه به اصل بالا خدشه ای وارد نشود؟ به نظر شما این یک رویکرد «علمی» است که از یک اصل مورد مناقشه شروع و بر مبنای آن قضاوت کنیم؟
شما نوشته اید: «اگر نمیتونی فضای یوتیوب رو از رژیم بگیری, مطمئن باش نمیتونی فضای دیپلماسی و نهایتا حکومت رو هم از این رژیم بگیری.» اینکه ما نمیتوانیم حکومت را از این رژیم بگیریم (انطوری که مورد نظر مردم است) که حرف بالای من است، ولی این مقدمات را من بجا نمیدانم، چون این تلقین میکند که راهی وجود میداشت که از گرفتن فضای یوتیوب شروع میشد. یک جوری من را یاد متلک آن کاربر «ج» در بالاترین میاندازد که «این شاقلی ها فکر میکنند برای فتح کشور باید اول بالاترین را فتح کنند»!
بله، حرف شما با این دید صحیح است که اگراین راهش بود و ما عرضه همان قدم اول را هم نداشتیم حتما عرضه جنگ و غیره را هم نخواهیم داشت. ولی اگر یک کسی صادقانه باور داشته باشد که این یک صحنه ایذائی است باز هم باید حتما به راهی که خودش هم قبول ندارد برود که چه بشود، فقط اینکه ثابت کند که بی عرضه نیست؟ این که میشود همان روشهای تلقین روانی که حکومتها برای سرباز گیری به کار میبرند…
مساله فقط زبان دانی نیست. مساله اینه که چرا این زبان دانی نمود بیرونی نداره. اینهمه ققنوس و فرشگرد و شورای ملی و شورای مدیریت گزار و افراد دانشگاهی … چه میکنند یا تا حالا چه کار کردند؟ اینهمه دانشگاهی به قول شما چرا در باره مقاله جعلی و آمار سازی شده دانشگاه جورج واشنگتن رو به صلابه نکشیدند؟ این که دیگه موضوع کاملا اکدمیک بود. تمام حرف من هم همینه که اینهمه پتانسیل خارج از کشور اپوزیسیون بازده چند دهه گذشته اش فاجعه بوده. از محیط یوتیوب تا محیط دانشگاهی, تا محیط رسانه ای, تا محیط سیاسی همه رو به رژیم واگذار کرده/کردیم. این هم که میگید در پارلمان های اروپایی ایرانی هست و تقریبا همه جزو اپوزیسیون هستند: من اروپا رو از نزدیک دنبال نمیکنم ولی با اخباری که روزانه خوندم جور در نمیاد. ولی در آمریکا به طور قطع میگم که لابی ج/ا بسیار قویه و در حال گسترش. ولی اصلا بگریم این آمار شما صحیح, چرا اینهمه پارلمانتر نمیتونن یک خانوم فمینیست اروپایی رو که میاد ایران روسری سر میکنه رو به صلابه بکشند؟
در مورد یو تیوب هم به عنوان کسی که بسیاری از کامنتهای انگلیسی رو میخونم با نظر شما کاملا مخالفم. به جز لینکهای فارسی که طبق معمول ملت غیور در حال فحاشی و کری خونی هستند در لینکهای انگلیسی بسیاری افراد در موارد مختلف (مثال ماجرای نوید افکاری و هواپیمای اوکراینی) براشون سوال مطرح میشه مثل اینکه آیا نوید افکاری واقعا یک مامور اطلاعاتی رو کشته بود؟ یا آیا سپاه عمدا هواپیمای اوکراینی رو سرنگون کرد؟ خوب فکر میکنید جوابی که میگیره چیه؟ اگر اینها رو دنبال نکردید اجازه بدید من بهتون بگم چه اتفاقی “افتاده”. هر موقع چنین سوالاتی مطرح میشه چند نفر مثل گرگ میریزند و در مورد اول نوید رو میکنند یک قاتل بلفطره و در مورد دوم هم آمریکا میشه مقصر موشک زدن به هواپیمای اکراینی. این چه ربطی به هوچی گری داره؟ آیا این افکار عمومی کشور های غربی نیست که اینجوری داره بازی میخوره؟ شما که (اگر درست متوجه شده باشم) تنها راه حل رو جنگ میدونید فکر میکنید هیچ دولتمرد کشور اروپایی یا آمریکایی جرات میکنه بدون اینکه افکار عمومی رو برای لزوم جنگ حداقل تا حدودی آماده کنه یک شبه بلند شه بگه ای ملت من به این نتیجه رسیدم که پول مالیات شما رو بردارم برم ۲۰ هزار کیلومتر دورتر آتش بازی راه بندازم؟ بر خلاف شما که تنها راه حل رو جنگ میدونید (باز هم اگر من درست متوجه شده باشم) به نظر من از هر ابزاری برای فشار به رژیم در خارج از کشور از کامنت یو تیوب بگیرید تا مقاله, مصاحبه, تحقیق, جامعه مدنی, احزاب, لابی گری تا …. جنگ باید استفاده کرد.
در مورد شخصیت و خصوصیات من هم که به نوعی قضاوت کردید بزارید خودم یک جنبه از اون رو براتون روشن کنم: من در هر کاری اگر از همه توانم استفاده کنم (فارغ از نتیجه حتا اگر موفق هم نشم) هیچ وقت احساس شکست نمیکنم. تنها موقعی خودم رو ملامت میکنم که از همه امکانات و توانم استفاده نکرده باشم.
شیخنا، تا موقعی که رژیم سقوط نکرده میتوان در هر مورد دلخواهی ادعا کرد که مخالفان یا از اساس راه اشتباه رفته اند، یا در راه درست به اندازه کافی کار نکرده اند، وگرنه چرا رژیم سقوط نکرده؟!
خوب این طرز استدلال به قدری عام است که نمیتوان آن را مفید قلمداد کرد.
در این مورد هم برداشت من این است که شما روی یک موضوع خاص «فیکس» کرده اید و میخواهید هر جور که شده آن را به کرسی بنشانید، من دوباره هم وقت بگذارم و جزء به جزء جواب بدهم فایده ای نخواهد داشت. این است که من به جای آن شما را تشویق میکنم که آن کاری را که به نظر خودتان درست است را بهتر و بیشتر انجام بدهید.
در مورد دیگران هم از دو حال خارج نیست: یا به اندازه کافی آدمهایی وجود دارند که با انگیزه درونی (و نه با سرکوفت) همراهی کنند، که فبه المراد. و یا این آدمها وجود ندارند، که خوب در این صورت در هر حال محکوم به شکست بود.
مونتی جان,
من فکر میکنم اختلاف ما بسیار “مبنایی تر” از این حرفهاست:
من عقیده ندارم فیزیک و ریاضی “همیشه” حرف اول و آخر را میزنند!
سپاس مر خدای را که بالاخره به یک موضوع رسیدیم که ارزش صحبت کردن را داشته باشد 🙂
فیزیک که هیچوقت «حرف آخر» را نمیزند.
و حتی با ریاضی هم «حقیقت» یافت نمی شود. حقیقت یک افسانه است و تصور وجودش یک سوء تفاهم پیش پا افتاده.
حقیقت ریاضی یک قرار داد ساده است، آنقدر ساده که نمیتواند اشتباه باشد. ولی به همین دلیل من هیچ نوع شک دریک نتیجه ریاضی را نمیپذیرم، چون چنین چیزی اصلا معنی ندارد…
> حقیقت ریاضی یک قرار داد ساده است، آنقدر ساده که نمیتواند اشتباه باشد. ولی به همین دلیل من هیچ نوع شک دریک نتیجه ریاضی را نمیپذیرم، چون چنین چیزی اصلا معنی ندارد…
به همین دلیل من ریاضی را نمیپسندم، چون اشتباه “هم” برای من این معنی را دارد: موفقیت
من قبلا توی یک پست مفصلا توضیح دادم که چگونه و طی چه پروسه ای این افراد بولد میشوند.
اینها بخاطر نبوغ و استعدادشان نیست که سر از وزارتخارجه و کاخ سفید در می آورند، بلکه ساختار معیوب امریکاست که اجازه پخش فاندهای بی حساب و کتاب به موسسات و حتی لابیستها میدهد.
امریکا آنقدر خر تو خر است که یک تروریست مثل موسویان در امریکا فاند میگیرد تا علیه امریکا مبارزه کند!
آملا,
اگر مجاهدین که زمانی آمریکایی میکشتن و مرگ بر آمریکا میگفتن بتونن تو امریکا نفوذ و لابی کنند مسلما گروه های دیگه مخالف رژیم هم میتونند. این حرفهای شما ماستمالی کردن ابتر بودن اپوزیسیونه. قضیه خیلی ساده است: اپوزیسیون حتا فضای یوتیوب انگلیسی زبان رو که من رصد میکنم به رژیم باخته (از سایر محیط های مجازی انگلیسی زبان بی خبرم ولی حدس میزنم اونجا هم همین وضع باشه). به عبارت دیگه: اگر نمیتونی فضای یوتیوب رو از رژیم بگیری, مطمئن باش نمیتونی فضای دیپلماسی و نهایتا حکومت رو هم از این رژیم بگیری.