دیدار پومپئو از اشرف و دست های پنهان
بار دیگر درست در میانه اعتراضات در ایران توجه یک ساستمدار امریکائی به مجاهدین جلب میشود و مادام پرزیدنت مهر تابان را چهره شاخص مخالفین رژیم معرفی میکنند.
البته که ما چون هربار با داد و فریاد میگوئیم که اشتباه نکنید، این گروه هیچ شانسی برای رسیدن به قدرت در ایران نداشته و فرقی بین جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی در تبعید وجود ندارد. راست این که آنها بهتر از ما میدانند و این تاکتیک چیزی بجز تلاشی برای ریختن آب سرد بر تظاهرات گر گرفته نیست. تلاشی از سوی دشمنان ایران برای تداوم بقای رژیم آخوندی و عقب ماندگی و ضعف ایران.
هیچ دوست ندارم از این لفظ دژمن که یکی آن را به ابتذال کشیده استفاده کنم اما وقتی آنها که منافع اقتصادی و قدرت سیاسی خود را با ما در تعارض میبینند به بقای رژیمی کمک میکنند که مردم ما را میکشد و با شکنجه و زندان و گسترش جهل و فقر و فساد از زندگی ساقط میکند نمبتوان نامی بجز دشمن بر آنها نهاد.
این که یک سیاستمدار امریکائی که نقشی در دولت فعلی ندارد پول خوبی، مثلا یک میلیون دلار بگیرد و به بازدید از یک کمپ برود چیز غریبی نیست اما این پولها از کجا می آید و چرا هزینه میشود؟ کدام قدرت مخارج سنگین مجاهدین و تبلیغات آنها را میدهد. جواب روشنی نمیتوان داد اما میتوان با کمی تفکر و استدلال به جواب نزدیک شد.
برای این که قدرت پنهان در پشت مجاهدین را شناسائی کنیم باید ببینیم کدام قدرت و یا قدرتها از بقای رژیم منتفع شده اند. در یک کلام تقریبا همه همسایگان ما و برخی قدرتهای جهانی. نزول ایران به جایگاه یک کشور شکست خورده باعث افزایش قدرت و نفوذ ریاض به عنوان یک قدرت مطرح منطقه شده است. قطر همچنان در حال ثروت اندوزی از میدان گازی مشترک است. انزوای ایران باعث شد که امارات تبدیل به یک مرکز تجاری منطقه و دروازه ای به ایران شود. ترکیه که زمانی تقریبا با ایران برایر بود دهه ها از ما جلو افتاده و رفاه نسبی برای شهروندانش ایجاد کرده. روسیه به عنوان ارباب فعلی رژیم آخوندی و چین به عنوان شریک مهم اقتصادی رژیم در حال انتفاع از سقوط ایران و سیاهروزی مردمش هستند. امریکای اسلام گستر نیز از اوضاع به هم ریخته و بی ثبات منطقه و جنگ افروزی های رژیم بهره خود را میبرد.
دست پنهان
کدام یک از این قدرتها دست پنهان پشت مجاهدین است؟ این را میدانیم که زمانی به سعودی ها بسیار نزدیک بودند و اما به نظر می آید که سعودی با به قدرت رسیدن بن سلمان خط مشی خود را تغییر داده و به قضاوت من آینده دیگری را برای منطقه ترسیم میکند. بن سلمان خواهان انتقال تکنولوژی به سعودی و گسترش اقتصاد آن به زمینه های غیر نفتی است و برای همین مغضوب امریکا شده است. بیاد بیاوریم که درست پیش از مهمترین اجلاس اقتصادی که سعودی ترتیب داد خاشقچی به طرز مرموزی کشته شد و اطلاعات قتل او به صورت قطره چکانی منتشر شده و بی بی سی و سی ان ان و دیگر رسانه ها روزی نیمی از مقالات و برنامه هایشان را به آن اختصاص دادند. برخی ار مدعوین از رفتن به اجلاس خودداری کرده و دیگران سطح مشارکت را نزول دادند و اجلاس شکست خورد. سیاست فعلی سعودی و توجه به صنایع غیر نفتی با یک منطقه آرام و تجاری و یک رژیم صلح آمیز در تهران همخوانی دارد و نه آخوندهای جنگ افروز. ترکیه پیشرفته حال کالاهای بسیاری برای عرضه به یک اقتصاد موفق در همسایگی اش دارد و تغییر رژیم در ایران را به نفع خود خواهد دید. امارات نیز خود را به عنوان یک مرکز تجاری تثبیت نموده و از یک منطقه تجاری آرام و یک ایران ثروتمند منفعت بیشتری کسب خواهد کرد. همینگونه میتوان استدلال کرد که چین نیز یک ایران با ثبات و ثروتمند را شریک بسیار ارزشمندتری برای خود و سرمایه گذاری خارجی خواهد یافت. روسیه نیز نمیتواند حامی مجاهدین باشد چون اگر میبود هر تماسی با مجاهدین برای سیاستمداران امریکایی میتوانست نوعی خودکشی باشد.
به استدلال من این قطر است که هزینه های هنگفت مجاهدین را پرداخت میکند. همان کشور کوچک و مخربی که طالبان را با ثروت خویش به افغانستان بازگرداند و تروریستهای فلسطین را در خود جا داده تا بحرانها در منطقه همچنان ادامه یابد و او همچنان با فروش گاز و نفت سرشار ثروت بیاندوزد. شما نمیبینید که هیچکدام از این گروههای تروریستی به قطر حمله کنند. بهبود اوضاع ایران چیزی بجز ضرر برای قطر نخواهد داشت. قطر به تنهائی و بدون حمایت برخی مراکز قدرت در امریکا قادر به چنین نقش آفرینی در سیاست منطقه نمیتوانست باشد. عجیب نیست که بزرگترین پایگاه امریکا در منطقه در کشوری است که بزرگترین حامی اسلام جهادی است.
تغییر سیاست قطر تنها از طریق امریکا ممکن است اما متاسفانه در سالهای اخیر به نظر می آید که به قول انگلیسی ها این دم است که سگ را میجنباند. شاید بهترین راه مقابله با آن این باشد که مردم ایران با اعتماد به خویش این بازی ها را نادیده گرفته و بدانند که این ترفندها تنها برای تزریق ناامیدی به آنها است و سرنوشت ایران چون چند هزار سال گذشته در دست ساکنینش است.


آمریکایی ها و اروپایی ها نقشه ها بسیار بدی برای ایران کشیده اند و خوابهای بسیار بدی برای ایران دیده اند که ایران را تا ۵۰ سال دیگر در این وضعیت و در چنگال ارتجاع سیاه مذهبی و ارتجاع سرخ نگهدارند.
” ای ایرانی بخود بیا و در این بازی شوم نیستی و نابودی ایران همدست آنان نباش.”
من فکر میکنم نقشه های آنها بر اساس کارها و رفتار ما شکل میگیرد و آنچه مهم است خواست ما ساکنان و صاحبان این سرزمین است و اگر مثل یک ملت عمل کنیم آنها هم با ما راه می آیند.
جوانان ایران میگویند: اسلام کیلویی چند ?
مجاهدین عسلامی ارتجاعی تار عنکبوت گرفته دیگر چه چیزی از عسلام مانده که آخوند به این ملت اماله نکرده باشد ?
نتیجه گیری نویسنده همچون تحلیلش درست است. مردم ایران اگر واقعا در پی خلاص شدن از شر این جمهوری اسلامی هستند باید فقط به نیروی خود متکی باشند و به دنبال ایجاد یک تشکیلات برای تغییر رژیم باشند. واقعیت تاریخی اینست که امریکا و غرب با پشتیبانی از انقلاب اسلامی و گروه های مسلمان افغان به دنبال ایجاد یک کمر بند سبز در خاورمیانه بودند و هنوز هم از این استراتژی سود های بیلیون دلاری میبرند. مردم ایران بخصوص ان عده ای که از حکومت اسلامی ذله شده اند یاری در مبارزه خود با این قصابان ندارند. البته اکثر کشور های ازاد جهان هم برای بدست اوردن ازادی مجبور به قبول تنگناهایی شده اند و ملت ما هم نمیتواند انتظار دیگری داشته باشد!
سپاسگزارم. من فکر میکنم همه مردم ایران به همین نتیجه که فرمودید رسیده اند که کس نخارد پشت من … و با خواهش و التماس به دیگران به جائی نمیرسیم. همه کشورهای جهان دوره های رخوت را داشته اند و به نطر می آید که ما هم از 96 به پایان دوره ای از رخوت رسیدیم و مردم عزم خود را برای تغییر جزم کرده اند.
حس ششم من میگه سازمان مجاهدین اخیرا پشت پرده با جمهوری اسلامی همکاری می کنند. هر وقت مردم می خواهند برای نابودی این رژیم خیز بردارند، فورا سازمان مجاهدین بولد میشه.
گفت روباه تخم میذاره یا بچه میکنه؟ گفت ار این دم بریده هر چی بگی بر میاد.
بولد شدن سازمان مجاهدین خر ، به دلیل توهم بزرگ آنها است که تصور میکنند که پایگاه بزرگی در ایران دارند و یا اینکه تلاش میکنند که چنین القا کنند و به همین دلیل هر وقت که در ایران اعتراضاتی صورت میگیرد ، سریعا شلوغش می کنند که بگن ما هستیم.به هر حال آنچه مسلم است ، جز ملت ایران هیچ کشور دیگری خواهان بازگشت ایران به قبل از سال 57 نیست و البته روشنفکر نماهایی که هنوز در اتمسفر قبل از انقلاب زندگی می کنند و گویی که هنوز مشکل آنها محمد رضا شاه است! روش ان فکر هایی که توان و برد صدایشان بسیار بیشتر از توان مغزی و تفکراتشان است. آنچه که ما اکنون به عنوان اپوزیسیون داریم ، بیشتر شبیه کلاغ هایی هستند که تنها غار غار می کنند و این در حالی است که قالب پنیرشان را یکی دیگر می برد.آنهایی که تمام ایرادشان به محمد رضا شاه توسعه سیاسی بود و برای آن تمامی پیشرفت های فرهنگی و اقتصادی و … ( حتی سیاسی ) را به باد دادند تا نهایتا مثلا کشوری مانند فرانسه نصیبشان بشود ( بدون داشتن چنین ظرفیت فرهنگی و فکری) کشوری که دموکراسی آن تنها با حدود 30 درصد مشارکت در انتخابات ، رئیس کشورشان را انتخاب می کنند! کشوری که حتی انقلاب فرانسه و جمهوریت هم نتوانست مانع جنایات آنها در الجزایر و شمال آفریقا و … شود. یا جمهوریتی مانند آمریکا که قدرت دایما میان دموکرات ها و جمهوری خواهان دست به دست می شود که این امر شاید تنها بیانگر حق انتخاب نمادین مردم یک کشور باشد و نه پتانسیل یک انتخاب خوب و مفید که اگر چنین بود لزومی به تغییر مدام قدرت میان دو گروه کاملا متفاوت نبود که این به معنای انتخاب از روی ناچاری است .
اگر مردم هر چه زودتر وارد صحنه سیاست نشوند و به دنیا نشان ندهند که رای آنها مهم است و آنها قادرند روی دوام حکومت تاثیر بگذارند، بزودی غرب و شرق توافق می کنند مجتبی یا یک آدم خور دیگر را آنجا بگذارند یا همین مجاهدین را بیاورند تا پروژه نابودی ایران به طور تضمینی ادامه پیدا کند.
توصیه می شود اگر مجاهد آشنایی سراغ دارید که رو راست باهتون صحبت می کند باهاش صحبت کنید و بپرسید اگر شماها حکومت را به دست بگیرید چکار می کنید؟
جوابی که به من دادند این بود که به خوراک و پوشاک مردم کاری نداریم ولی هر صدای مخالف یعنی تیرباران. ما زندانی نخواهیم داشت و همه مخالفانمان را تیرباران می کنیم. وقتی سوال شد پس شماها هم می خواهید مثل خمینی کشت و کشتار راه بیندازید؟ جوابش این بود که خمینی بلد نبود آدم بکشه. ما آنقدر آدم می کشیم که کشتارهای خمینی اصلا در مقابلش کشتار حساب نخواهد شد.
اینا تروریست هایی با ۴۴ سال عقده و حقارت اند. اگر بیایند سر کار به صغیر و کبیر رحم نمی کنند و احتمالا میلیونها نفر را اعدام و تیرباران می کنند.
اگر ایران بمباران اتمی بشه هم ضرر و هم کشتارش کمتر از به قدرت رسیدن مجاهدین خواهد بود.
مردم باید هر چه زودتر با هم متحد شوند و برای یک جنگ جانانه با بسیجی ۳پایی ها و مجاهدا و تروریست دیگر آماده شوند وگرنه ۵۰ سال دیگر باید با ذلت و خفت اسلامی اینبار با چاشنی و طعم مجاهدین روزی ۱۰ بار بمیرند و زنده شوند.
شعار تظاهرات از عالیجناب آقای اردوان مفید:
رهبر ما کیه?
رضا رضا پهلویه
” برای بازگشت به جامعه متمدن جهانی هیچ راهی جز بازگشت پادشاهی مشروطه و شاهنشاه رضا پهلوی به ایران نیست.”
هر گزینه عجیب الخلقه اسلامیچپولی دیگری به گواه تاریخ و سیاست و اقتصاد محکوم به شکست است.
همسایگان ایران برای اجتناب از یک ایران قوی و ثروتمند درصدد ریزه کردن ایران به چند کشور مجزا و شاید ترجیحا متخاصم هستند.کافیست به سرمایه گذاری هایی که عربستان و ترکیه در این زمینه دارند توجه داشته باشیم.حتی تغییر حکومت در ایران نیز می تواند برای آنها عامل خطرناکتری باشد یعنی ایران پس از جمهوری اسلامی به راهی برود مشابه آنچه که زنده یاد شاهنشاه ایران ترسیم کرده بود.من فکر می کنم تنها راه نجات ایران از موقعیت بسیار خطیر فعلی تنها ظهور یک رهبر معتقد به دمکراسی برای هدایت خیزش های مردمی البته مشروط به انتقال قدرت به مردم پس از گذر از جمهوری اسلامیست در غیر اینصورت یا رژیم فعلی ایران را به قعر دره می برد و یا شورشی کور آتش بر خرمن ایران خواهد زد.
برداشت نویسنده گرامی از دلیل دیدار پمپئو از مجاهدین درست نیست . نه مجاهدین آنقدر پول دارند که هر روز به این و آن بدهند آن هم به سیاستمداران بازنشسته و بیکار و نه افرادی مانند پمپئو نیازمند دریافت پول از یک گروهک کوچک زندانی در آلبانی که هیچ امیدی هم برای برگشت شان به ایران نیست . اما ماجرا چیست . من این ماجرا را در چند رسانه مانند کیهان لندن هم نوشته ام ولی از آنجا که شیفتگی ایرانیان به آقای ترامپ و حزبش بسیار زیاد بود و هست نوشته های من بازتاب نیافت . امید وارم نوشته من دستکم مدیراین سایت را به اندیشه وادارد. ماجرای دیدار پمپئو از مجاهدین از سال دوم ریاست جمهوری آقای ترامپ بوسیله مشاوراول خود رئیس جمهور آقای جان بولتن پیشنهاد شد که اگر ناگهان رژیم ساقط شد ما بتوانیم تیم و حکومت
دلخواه (بخوانید دست نشانده) خود را در ایران مستقر کنیم که ایران بسمت و سوی دیگری نرود . پس از مدتی که بعضی از تیم اطراف پرزیدنت مخالف مجاهدین بودند در نهایت ترامپ پیشنهاد جان بولتن را درست تشخیص داد بقیه هم موافقت کردند . نخستین دیدار را جان بولتن با تیم خودش از مجاهدین داشت و به آنها قول مساعدت آمریکا را دادکه آنها بتوانند به حکومت ایران پس از سرنگونی آخوندها برسند دیدار با استقبال مجاهدین روبرو شد و رفت و آمدها بین آنها ادامه یافت پس از بولتون سناتوری بنام گینگریج بدیدار مریم رجوی رفت و پس از آن بترتیب وکیل خود ترامپ جولیانی چندین بار به دیدار مجاهدین و سخنرانی به دیدار آنها رفت و فیلمی را هم از او دیدم که دست مریم رجوی را مانند داور کشتی که دست کشتی گیر پیروز را بالا میبرد بالا برد و فریاد زد رئیس جمهورآینده ایران و مورد استقبال و دست زدن چندین دقیقه بوسیله مجاهدین حاظر درسالن فرارگرفت پس ازجولیانی هفت تن از وزیران و سناتورها و نظامیان ترامپ در گروه یک نفره یا چند نفربه تکرار به دیدار مجاهدین رفتند بطوریکه درآخرین روزهای دوراول ریاست جمهوری ترامپ که همه فکر میکردند سد در سد او دوباره انتخاب خواهد شد به مجاهدین قول داده میشود که در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ سقوط جمهوری اسلامی و برگشت شما حتمی است . و مجاهدین خود را در یک قدمی برگشت به ایران و گرفتن قدرت میدیدند و هیچ ایرانی به اندازه مجاهدین از شکست ترام درانتخابات ناراحت وعصبانی نگردید. آنها بناگهان تمام امید و آرزوهای خود را یکشبه بر باد دیدند .
خیر، مجاهدین پول زیادی در اختیار دارند . شهرک اشرف را هم از پول قلک بچه هایشان نساختند. منبع آن به نظر من همان است که عرض شد.
در زمان ترامپ هیچ عضو زسمی دولت به دیدار مجاهدین نرفت. افرادی که در دولت نیستند مانند جولیانی و یا سیاستمداران سابق از طریق همبن دیداز ها و سخنرانی ها و عضویت در کمپانی ها و غیره پول در می آورند و این ربطی به سیاست دولت ندارد و چنانچه میبینید مادام پرزیدنت همچنان لنگ یک ویزا است.
مشکل نحلیل شما در این است که شما فکر میکنید امریکا مردم ایران را هیچ حساب میکند و فکر میکند میتواند هر کسی را بر آنها حاکم کند. آنها به این سادگی و خوش خیالی نیستند. در زمان انقلاب 57 اکثریت مردم خمینی را میخواستند و جبهه ملی نیز از یک اعتبار بی مانند ملی برخوردار بود. امریکانیها هم فریب اروپانیها و جبهه ملی را خورده و به تغببر حکومت کمک کردند. این بسیار متفاوت ار جایگاه مجاهدین در رابطه با مردم ایران است.
چرا دولت آمریکا به رسمیت شناختن رژیم جمهوری اسلامی داعشیعه تروریست را پس نمی گیرد ???
شوخی میفرمایید. دموکرات های امریکا به همراه اروپاییان رژیم جمهوری اسلامی را در ایران و طالبان را در افغانستان روی کار اوردند تا از طریق این رژیم ها و ایجاد تنش مداوم در خاور میانه پول های باد اورده عربستان و امارات متده عربی و کویت و عراق را با فروش اسلحه از انها پس بگیرند! چرا فکر میکنید حالا باید بر علیه این حکومت کاری بکنند؟. تازه جمهوری خواهان که زیاد توافقی با جمهوری اسلامی ندارند هم مجاهدین را در اب نمک خوابانده اند تا اگر به هر دلیلی جمهوری اخوندی دیگر برایشان به خوبی قبل کار نکرد انها را سر کار بیاورند!
کشته شدن و ترور تیمسار عبدالعلی بدره ای فرمانده نیروی زمینی و فرمانده گارد جاویدان بدست CIA و مستشار آمریکایی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C
تیمسار بدره ای را در پادگان از پشت زدند اما این امریکائی بودن ضارب به تازگی سر زبانها افتاده و ما برای آن به سندی بیش ار ویکیپدیا احتیاج داریم. در زمان انقلاب 57 تعداد انقلابیون در ارتش کم نبود و از جنگ مسلحانه میان خود ارتشی ها اگاهی داریم. به همین دلیل برای کشتن تیمسار بدره ای به امریکائی نیازی نبود و افسران مذهبی عاشق خمینی هم کم نبودند.
اسناد محرمانه همکاری آمریکا با خمینی در سرنگونی پادشاهی در سال ۱۳۵۷ از دقیقه ۵۸
https://m.youtube.com/watch?v=Gz5E8llgjyI
هکل نفت و منابع کشور در اختیار جمهوری اسلامی است، شما دنبال منابع مالی مجاهدین می گردی؟ اگر امثال پومپئو با پول خریداری می شدند، جمهوری اسلامی انها را می خرید.