دوران طلایی حضرت اوباما
شاید بسیاری از ما هنوز دوران ریاست جمهوری باراک حسین اوباما را به خاطر داشته باشیم. برای نخستین بار در تاریخ کاخ سفید بدست کسانی افتاده بود که سنخیتی با امریکا نداشتند و از لحاظ جهان بینی به گروههای ضد امریکایی بیشتر تمایل داشتند.
تیم اوباما بر این باور بودند که همه دشمنی های کشورهای مخالف امریکا بخاطر سیاستهای امپریالیستی امریکا در سالهای گذشته بوده و اگر با این کشورها از راه تعامل و دیالوگ وارد شوی دیگر دلیلی بر دشمنی این کشورها وجود نخواهد داشت.
اوباما همین شیوه اشتباه را درباره حکومت آخوندها که سمبل حقه بازی و پدرسوختگی هستند اتخاذ کرد. اوباما نه تنها جلوی برخوردهای قضایی با حزب الله لبنان بخاطر قاچاق مواد مخدر و پولشویی را نگرفت بلکه به وزارت خارجه جمهوری اسلامی اجازه داده بود تا شبکه لابی خود را در امریکا سازماندهی کند.
وخامت اوضاع از این هم بالاتر رفت و عوامل رژیم موفق شدند بعنوان کارمند و کارشناس و مشاور در کاخ سفید و وزارت خارجه امریکا هم نفوذ کنند. طبق گفته سخنگوی کاخ سفید، در سالهای پایانی باراک اوباما رفت و آمد عوامل نایاک به کاخ سفید امری عادی شده بود بطوریکه ظرف یکسال بیش از ۳۰ مرتبه در آنجا جلسه داشته اند که چند بار آن همراه حسین موسویان، سفیر سابق جمهوری اسلامی در آلمان که مظنون مشارکت در ترورهای رژیم بوده است.
بطور خلاصه باید گفت که دوران اوباما برای جمهوری اسلامی دوران طلایی بود. کاخ سفید و وزارتخارجه امریکا شده بود حیاط خلوت عوامل رژیم.
خوشبختانه بساط آنها با آمدن ترامپ بهم خورد و آن ممه را لولو برد!
اکنون همه تلاشهای شرق و غرب این است که دوباره ترامپ انتخاب نشود تا بار دیگر آن دوران رویایی و شیرین تکرار شود. اگر ترامپ چهار سال دیگر در کاخ سفید باقی بماند، چه با رژیم جمهوری اسلامی معامله بکند یا نکند، هرگز دوران طلایی حضرت اوباما را نمیگذارد تکرار شود و همین است که ما از ترامپ طرفداری می کنیم و الا اگر غیر این بود، هیچ دلیل دیگری برای پیگیری انتخابات امریکا نداشتیم.


این که روشن است، ولی نکته ای که ایرانیان (بویژه خارج نشین) ما نمیگیرند: الگوی گفتگو یا رقابت یا دعوای سیاسی کشور های دیگر به کار ما نمیآید، چون ما بعدش انتخاباتی نداریم و بنابراین تقریبا کل انرژی که اینجا مصرف شده به هدر میرود.
منظور از «شبیه سازی» این است: ایرانیان میبینند که مثلا در آمریکا چگونه هواداران جمهوریخواهها و دموکراتها توی سر و کله همدیگر میزنند. بعد شروع به تقلید میکنند، مثلا هواداران پادشاهی و جمهوری شروع به جدل میکنند. این به عنوان یک بحث تاریخی یا فلسفه سیاسی قابل توجیه است، ولی به عنوان یک کار سیاسی نه تنها بی فایده، بلکه مضحک است، چون ما انتخاباتی نداریم و (با این روش) نخواهیم داشت که بر سرش رقابت کنیم.
جای تاسفه که ایرانیان به کسی مثل ترامپ برای رهایی ایران از چنگ اخوندها دل ببندند، در حالی که ترامپ رفتار عوام فریبانه خمینی را دنبال میکند و طرفندارانش شباهت بسیاری به بسیجیهای بعد از انقلاب دارند. ترامپ خمینی آمریکاست