در عصر فضای «مجازی» حتی جنگ هم به مضحکه کشیده میشود!
داستان عملیاتی که حزب الله آن را ابتدا جشن گرفت و سپس منکر شد

شروع داستان اینگونه بود که یک عضو حزب الله (علی کامل محسن) در حمله هوایی روز بیستم جولای اسرائیل به سوریه کشته شد.

از آنجا که این روزها همه یک چیزی از «تئوری بازی ها» شنیده اند، ولی چون حوصله پرداختن به ریاضی را ندارند آن را در سطوحی مانند «بازی برد-برد = بیا با هم بخوریم» و «باز تولید بازدارندگی = خون در برابر خون» تفسیر میکنند حزب الله هم به ناچار اعلام کرد که برای «بازتولید بازدارندگی» عملیاتی را انجام خواهد داد.

ولی خوب وقتی هدف شما پارامترهای «روانی» هستند و واقعیات روی زمین «ابزار» محسوب میشوند این دور از انتظار نیست که شما به دنبال «شبیه سازی» بروید.
نظیر این پدیده را ما در بورس هم مشاهده میکنیم، وقتی که بازی ماهیتا از جنسی است که میشد آن را با ورقهای بازی (آس، سرباز، …) هم بازی کرد و تمسک به کارنامه اقتصادی شرکتها غالبا برای غلبه بر مانع روانی «ولی ما که قمار باز نیستیم» صورت میپذیرد.

در این داستان چون حزب الله خودش بهتر از هر کسی میدانست که هدف فقط اعلام «ما پاسخ دادیم» است هنوز عملیات به پایان نرسیده «خانواده شهید» را برای پخش شیرینی به خیابان فرستادند:

اشکالی که این بار پیش آمد این بود که اسرائیلیها بازی را خراب کردند، همان چند نفری که قرار بود یک راکت ضد تانک شلیک کنند و در بروند را قبل از هر اقدامی هدف قرار دادند و بنا بر برخی گزارشها از آنها هم تلفات گرفتند:

حزب الله هم که دید از این نمد کلاهی در نمیآید در یک بیانیه رسمی از بیخ منکر هر گونه عملیاتی شد! (سوال این است که پس چه را جشن گرفته بودند، مرگ پدرشان را؟)

اسرائیل قبلا «همبازی» بهتری بود، در واقعه مشابه قبلی آنها یک خود رو را جایی پارک کردند که حزب الله بتواند آن را هدف بگیرد، حتی چند سرباز اسراییلی را با برانکارد سوار هلیکوپتر کردند تا لبنانی ها بتوانند از دور از صحنه فیلم برداری کنند (این سربازان هنگام فرود هلیکوپتر سالم و خندان با پای خودشان پیاده شدند!)

در مقیاس بزرگتر ما این خیمه شب بازی را در عملیات «انتقام سخت» (حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد) دیدیم، که قبل از اجرای آن نظامیان آمریکایی جابجایی های لازم را انجام و خودشان به پناهگاه رفته بودند. جالبتر این بود که پروازهای سیویل در کوریدورهای آسمان عراق تنها چند ساعت قبل از حمله متوقف و بلافاصله بعد از آن از سر گرفته شدند! (یعنی همه طرفین حتی روی اینکه کار از کنترل خارج نمیشود هم حساب کرده بودند).

تمام اینها دور از انتظار نیست، دوستان در تحلیلهایشان در وهله اول به جنبه های تکنیکی و تاکتیکی توجه میکنند و از یاد میبرند که برای یک «جنگ تمام عیار» قبل از هر چیز باید حداقل یک بازیگر «عزم راسخ» برای رفتن تا آخر خط داشته باشد.

برای اینکه روشن شود کسی که واقعا مصمم است چگونه صحبت و رفتار میکند به این سخنرانی هیتلر توجه کنید:

تصمیم من تغییر ناپذیر است. من در اولین فرصت مناسب به انگلستان و فرانسه حمله خواهم کرد.

آدلف هیتلر

هر زمانی که حداقل در یک کشور مهم چنین رهبرانی سر کار آمدند و جو غالب نیز همسو با طرز فکر «به هر قیمتی» بود شما میتوانید انتظار یک «جنگ تمام عیار» (totaler Krieg, total war) را داشته باشید. تا قبل از آن میتوانید (حتی با محسوب کردن عامل «اشتباه سهوی») اطمینان داشته باشید که هیچ نزاعی در هیچ کجا به این سطح از جدیت نخواهد رسید…

به اشتراک بگذارید:

7 thoughts on “در عصر فضای «مجازی» حتی جنگ هم به مضحکه کشیده میشود!

  • 2020-07-27 در t 23:56
    پیوند یکتا

    والله ما برای اینکه آخوندها رو سرکیسه کنیم این عملیات رو کردیم تا یک پولی از آخوندها بگیریم اما عملیات به گند کشیده شد و برادران داعشیعه هضب عولاه (حزب الله) به .. رفتند.

  • 2020-07-28 در t 00:40
    پیوند یکتا

    > تصمیم من تغییر ناپذیر است. من در اولین فرصت مناسب به انگلستان و فرانسه حمله خواهم کرد.
    آدلف هیتلر

    مقام معظم رهبری هم فرمودند اسرائیل رو تا ۲۵ سال آینده نابود میکنند.
    اگر هم عمر با برکتشون کفاف نداد آقا مجتبی همین را خواهند گفت.
    اگرعمر ایشون هم کفاف نداد فرزند آقا مجتبی و زهرا خانوم همین را خواهند گفت و …

    • 2020-07-28 در t 01:36
      پیوند یکتا

      اگرچه غالبا خود موضوع را جدی نمیگیرند، ولی به نظر من در اختلاف همین دو جمله همه تفاوتها نهفته است!
      خامنه ای کلمه به کلمه میگوید (از روی ویدئوی سخنرانیش نت برداشتم):

      انشاء الله ـ به توفیق الهی ـ تا ۲۵ سال دیگر چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.

      این جمله فاعل ندارد (مثل همه اعلام آرمانهای ایرانی ها که خودشان نمیخواهند مسئولیتش را قبول کنند)، منوط به اراده الهی است (که هر جور هم قضیه پیش برود بنابر تعریف به وقوع پیوسته) و منظورش هم دقیقا معلوم نیست (میتواند با یک رفراندم هم محقق شود).
      برعکس هیتلر میگوید «من» حمله میکنم (نه حتی «ما» یا «آلمان»)، تصریح میکند که فقط و فقط پیروزی نظامی را میخواهد، و برای شروعش هم عجله دارد. بعدا هم اضافه میکند که هیچ عرفی مانع او نیست (به بی طرفی هلند و بلژیک هم وقعی نمیگذارم و از روی آنها با تانک رد میشوم…)
      اتفاقا به قول گوبلز بزرگترین اشتباهی که دیگران کردند این بود که حرفهای آنها را کلمه-به-کلمه جدی نگرفتند. جالب اینکه هیتلر (وقتی هیچکاره بود) حتی این را هم گفته بود (اینها فکر میکنند ما هم مثل خودشان هستیم و حرفهایمان جای چانه زنی دارد). بعدها گفت: «از آنهایی که آن روزها میخندیدند امروز خیلی ها دیگر نمیخندند…»

  • 2020-07-28 در t 02:31
    پیوند یکتا

    خب ماجرا خیلی ساده و روشن است.
    وضعیت اقتصادی لبنان بشدت خراب است. دولت بسیار ضعیف و متزلزل است و عربستان بخاطر نفوذ حزب الله در دولت لبنان کمکهای مالی خود را قطع کرده. جمهوری اسلامی هم اوضاعش خرابتر است و خیلی هنر بکند همان حقوق ماهانه اعضای حزب الله را تامین بکند.
    بنابر این دست حزب الله برای یک جنگ واقعی با اسرائیل کاملا بسته است چون از جانب خود لبنانی ها مورد شماتت قرار می گیرد.
    بنابر این تنها چاره حزب الله جنگولک بازی است. همان شیوه های مسخره احمدی نژادی مثل پخش شیرینی و الکی جشن و ادعای پیروزی های دروغین.

    • 2020-07-28 در t 03:29
      پیوند یکتا

      از حزب الله که ما انتظاری نداریم، انتظار از شاگرد اول کلاس (اسرائیل) است که تکلیف آنها را یکسره کند.
      البته این هم شاید یک اخلاق «آلمانی» است که همواره به دنبال «راه حل نهایی» باشید…

      • 2020-07-28 در t 03:50
        پیوند یکتا

        اسرائیل بخاطر همسایگی با لبنان ترجیح میدهد حزب الله را از داخل لبنان تحت فشار و منزوی کند. هیچ لبنانی دوست ندارد توی این گرفتاری و بدبختی، جنگ و بمباران هم به مشکلاتشان اضافه شود.
        نتانیاهو فهمیده که سر مار یعنی جمهوری اسلامی را اگر بزند مشکل حزب الله و حماس برای همیشه حل خواهد شد.
        اما اوضاع نتانیاهو در اسرائیل هم تعریفی نیست. همه جا چپ ها دارند کارشکنی می کنند

        • 2020-07-28 در t 04:21
          پیوند یکتا

          البته این ملاحظات وجود دارند، ولی این طوری هیچ مشکلی هم حل نمی‌شود (من جمله ج. ا.).

          یک لحظه تصور کنید در جنگ جهانی دوم هم رهبران این طوری فکر می‌کردند، متلا نبرد همزمان با انگلستان، فرانسه و شوروی آسان بود؟ یا برعکس موبیلیزه کردن میلیونها سرباز و پیاده کردنشان برای باز پس گرفتن اروپا؟

          یک جوری همه این توانایی را از دست داده اند که “بزرگ فکر کنند”…

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.