داستانهای مضحک از خرافات شیعه-2

سیدالعلماء العاملین جناب آقای حاج سید محمد علی سبطالشیخ نقل فرمودند یکی از شیوخ عرب که رئیس قبیله ای از اطراف بغداد بوده تصمیم می گیرد برای ازدواج پسرش دختری از بستگانش خواستگاری نماید و مرسومشان چنین است که در یک شب مجلس عقد و زفاف را انجام می دهند .

در شب معینی دعوت می نماید و وسایل پذیرایی و جشن و اطعام به طور تفصیل فراهم می کند و از مرحوم حاج شیخ مهدی خالصی که در آن زمان مرجع تقلید عرب بوده برای انجام صیغه عقد دعوت می کند .

پس از حضور شیخ و آمادگی مجلس عقد ، عده ای از جوانان به دنبال داماد می روند و او را با تشریفات مخصوصی مطابق مرسوم به مجلس عقد بیاورند و در عرض راه هلهله کنان داماد را می آورند و ضمنا طبق مرسوم تیرهای هوایی می انداختند ، در این اثناء جوان سیدی که جزء آنها بود و تفنگ پر به دستش بود ، ناگهان تیر خالی می شود و به سینه داماد می خورد و کشته می گردد ، سید بیچاره فرار می کند ، سپس این فاجعه در مجلس عقد به پدر داماد گفته می شود .

مرحوم شیخ مهدی خالصی پدر را امر به صبر می کند وبه این بیان لطیف آرامش می کند می فرماید : ( ( آیا می دانی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بر همه ما حق بزرگی دارد وهمه ما نیازمند شفاعت او هستیم ؟ پدر تصدیق می نماید شیخ می فرماید این جوان سید عمدا کاری نکرده ، تیری بدون اختیارش بیرون آمده و به فرزند تو رسیده و به قضای الهی فرزندت از دنیا رفته است ، این سید را به خاطر جدش عفو کن و در این مصیبت صبر نما و تسلیم خواست خدا باش تا خداوند اجر صابرین به تو دهد ) ) .

پدر داماد پس از پذیرفتن اندرزهای شیخ ، قدری ساکت می شود و فکر می کند سپس می گوید هر چه فکر می کنم می بینم امشب جمعی میهمان داریم وما آنها را به مجلس عیش و سرور دعوت کردیم ومبدل شدن آن به عزا سزاوار نیست و برای تکمیل ادای حق رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله بروید آن جوان سید را بیاورید به جای پسرم دختر را برای او عقد کنید و به حجله برید .

شیخ بر او احسنت و مرحبا می گوید دنبال سید می روند و او را پیدا می کنند ، سید باور نمی کرده که چنین تصمیمی درباره اش گرفته شده و خیال می کرده به این بهانه می خواهند او را ببرند و بکشند ، تا پس از تاءمین واطمینان که به او دادند می آید و در همان شب ، شیخ دختر را برای سید عقد می کند و مجلس زفاف انجام می گیرد ، فردا هم جنازه پسر را دفن می نمایند .

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “داستانهای مضحک از خرافات شیعه-2

  • 2019-10-29 در t 17:47
    پیوند یکتا

    کارگردان این فیلم یک اخوند مسلمان بوده که قهرمان داستان را در حقیقت رسولو لا معرفی می کنه.
    اگر همین داستان را به شرکت مارول ببریم قهرمان داستان هراکلیوس می شه که نیروی جادویی به پسرک تیر خورده را از طریق عقربهای آنجا انجام می ده و از فرداش مرد عقربی پدیدار می شه که در راه هراکلیوس آدمهای خلاف را می گیره و تحویل قانون می ده.
    تنها فرق داستان‌های اسلامی و داستان‌های هالیوودی در اسم قهرمانانش هست. در ضمن داستان‌های اسلامی اختراع آخوند بی سواد و بی شعور و شیاد ساخته می شه ولی داستان‌های هالیوودی توسط یکسری داستان نویس حرفه ای.
    برای همین هم هست که داستان‌های آخوندها همه آبکی و مضحکه ولی داستان‌های هالیوودی خیلی تماشاگر داره.

    • 2019-10-30 در t 20:35
      پیوند یکتا

      جالبه که برداشت من هم از این داستان ها نزدیک به نگاه شما ست. با این تفاوت که من این داستان ها را تحریف شده شعر و ادبیات کلاسیک ایران میدانم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.