خانه در آتش و دغدغه های فانتزی ما

فرض کنید توی خانه پدری همراه خانواده تان خوابیده اید. ناگهان متوجه میشوید که عده ای سارق و جنایتکار وارد خانه شده اند. چند نفر را اعضای خانواده را کشته و زخمی کرده اند، فرش ها و طلا و جواهرات را جمع کرده اند، گوشه ای از خانه را هم به آتش کشیده اند. خواهر و مادرتان را هم به گروگان گرفته و در اتاقی حبس کرده اند. 

شما تنها کاری که به ذهن تان میرسد فرار به سمت کوچه و خیابان است و فریاد زدن برای کمک و یاری.

چند نفر برای همراهی جلو می آیند اما شما از قیافه یا لهجه آنها خوشتان نمی آید. چند نفر دیگر هم هستند اما شما به آنها اعتماد ندارید. چند نفر دیگر هم هستند که اصلا اهل کمک به دیگران نیستند…

شما همینطور که حیران و سرگردان در کوچه و خیابان دنبال یافتن راهی برای رهایی خانه و خانواده خود هستید، کم کم دغدغه اصلی تان فراموش میشود و بجای آن به فکر این می افتید که چرا شهرداری کوچه و خیابان را پاکیزه نمی کند؟ چرا به درختان کنار خیابان آب نمی دهند؟ چرا مردم به علائم راهنمایی توجه نمی کنند و از چراغ قرمز عبور می کنند؟ حتی هنگام رانندگی کمربند ایمنی هم نمی بندند.

این در حالی است که خانه شما در تصرف دزدان و جنایتکاران در حال ویرانی و غارت است و جان و ناموس افراد خانه در خطر.

داستان بالا اگرچه ممکن است اغراق آمیز و دور از واقعیت باشد اما چاره ای نداشتم تا با نقل آن، دغدغه های فانتزی و قلابی مخالفان حکومت اسلامی در خارج کشور را بیان کنم.

مسائلی همچون تغییرات آب و هوایی، آزاد کردن سقط جنین، پذیرش مهاجر و … اینها دغدغه اصلی ما ایرانیان نیست. ما کشورمان اشغال شده و هر روز که می گذرد نابودی و فلاکت این سرزمین بیشتر و بیشتر میشود. 

دغدغه ما، دیدن بدبختی روزافزون مردم خوزستان و سیستان بلوچستان و کولبران کردستان و فقر و درماندگی هموطنانمان در بقیه نقاط ایران است. به ما چه مربوط که ترامپ از پیمان محیط زیست پاریس بیرون آمد؟

چند سال پیش، دغدغه کسانی که صدای شان در رسانه ها بلندتر از بقیه شنیده میشد «تراول بن» بود. چرا این موضوع فیک باید جایگزین دغدغه اصلی ما براندازان بشود؟ به ما چه که مثلا ننه بتول یا عمه شاباجی دیگر نمی تواند به لوس آنجلس بیاید و با خودش سبزی تازه قورمه سبزی سوغات بیاورد؟

باور کنید چهل سال است محور دوستی و دشمنی در بین اپوزیسیون دعوا بر سر دغدغه های فانتزی است و نه آزادی ایران،

لازم به ذکر است که یکی از ماموریتهای حامیان حکومت آخوندها در خارج کشور، جایگزین کردن دغدغه های فانتزی بجای دغدغه اصلی است تا ما هیچوقت نتوانیم روی دغدغه اصلی متمرکز بشویم.

به اشتراک بگذارید:

5 thoughts on “خانه در آتش و دغدغه های فانتزی ما

  • 2020-12-07 در t 16:43
    پیوند یکتا

    من یک قدم فراتر رفته و میگویم داستان خانه در اتش شما نه تنها بیانگر احوال مخالفان خارج نشین است که بیانگر احوال همه مردم ایران است!

  • 2020-12-07 در t 22:06
    پیوند یکتا

    تمثیل بالا کاملا حقیقت دارد و دلیل آن خودخواهی، کوته بینی و خودمحور بودن ما ایرانی هاست.
    همه ایرانی ها به جز اسلامی ها و کمونها دوست دارند ایران سربلند باشد ولی حاضر نیستند کوچکترین هزینه ای در این مورد از جیب مبارک بپردازند. حتی هزینه ای در حد ۱۰۰ دلار.
    مردم ایران به درد و فلاکت همدیگر کاملا بی تفاوتند و ایران را بخشی از آینده خود یا آینده فرزندانشان نمی بینند.
    ایران به مثال گوشت قربانی است که هر کس به اندازه توانش تکه ای کنده و فقط به فکر فرار از آن است چه مسئولینی که از صبح تا شب اختلاس و دزدی می کنند چه طبقه تکنوکرات و متوسط. همه می خواهند جمع کنند و فرار کنند یا بچه هاشون را از ایران فراری بدهند. طبقه تهی دست هم چاره ای جز ماندن و سوختن ندارد.
    ایران شده یتیم خانه ای که حتی یتیمان ساکن آن خود به خود رحم نمی کنند و به جای همبستگی، اتحاد و همفکری جیب همدیگر را می زنند.
    ایرانی های ساکن خارج که خود را سوار کشتی نوح می بینند و سوختن ایران در آتش از دور به نظرشان زیبا و شاعرانه می آید چون این آتش به آنها کوچکترین صدمه ای نمی زند.
    چنین ملتی اگر زودتر به خود نیاید سرنوشتی بسیار غم انگیز و غیر قابل جبران خواهد داشت. زمان دارد می گذرد و همه نشسته اند منتظر یکی دیگر تا با اژدها گلاویز شود.

  • 2020-12-08 در t 07:44
    پیوند یکتا

    شما واقعاً فکر می کنید انقلاب ۵۷ نتیجه کاز مردم بوده ؟ نتیجه همبستگی مردم ؟ پس لطفاً بیدار شین، نقش مردم توی انقلاب به اندازه یک چس فیل هم نبود، همه کار رو آمریکا از قبل انجام داده بود، جانشسن تعیین شده بود، خمینی توی پاریس آماده بود، با هواپیمای اختصاصی اوردنش، تغییر رژیم کار قدرت های غربی بود نه مردم، مردم رو فقط واسه آشوب میخواستن، شما به رژیم ونزوئلا نگاه کن، اونها خیلی از ایرانی مصمم تر بودند که رژیم رو عوض کنند، چی شد ؟ نشستن سر جاشون، چون بدون رهبر و لیدر، و بدون هماهنگی با قدرت های غربی تغییر رژیم غیر ممکنه، تمام

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.