حکایت ریش ظریف

به آقاخان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه ایراد گرفته بودند که چرا دعوت سفیر انگلیس را پذیرفته‌ای و با آنها هم‌سفره شده و چلو پلوی نجس آنها را خورده‌ای؟
او جوابداد: من برای پیشبرد کار خودم و صدارتم حاضرم ریش خود را توی ماتحت سگ هم فرو کنم بعد هم آن را درمی‌آورم با آب و صابون شست و شو می‌دهم و گلاب می‌زنم. باز هم همان ریش تر و تمیز همیشگی است!
ظریف یکی دو روز قبل در اظهاراتی گفته بود که اگر تحریم ها برداشته شود، ایران آماده مذاکره با آمریکاست.
همه می‌دانیم که چهل سال است که رژیم اسلامی با خلق دشمنان خیالی، مردم ایران را به بازی گرفته تا مقاصد پلید خودش را به پیش ببرد و در این میان اصلی ترین دشمنی که برای خودش تراشیده آمریکاست.
پس از اتفاقات اخیر و صحبت‌های خامنه‌ای خیال می‌کردیم که رژیم اسلامی دیوار رابطه با آمریکا را بتون آرمه کرده‌ است و دیگر حتی امکان صحبت از برقراری رابطه با آمریکا برای خروج از بن بست فعلی وجود ندارد.

اما جواد ظریف ریش خود را آماده کرد تا به جای خامنه‌ای و روحانی همان کاری را بکند که در نظر آقا خان نوری بود. اما پاسخ ترامپ جالب بود. او نه تنها ریش جواد ظریف بلکه خود او را تا انتها در ماتحت سگ فروبرد و بیرون آورد به طوری که سر و صدای خودی های نظام هم از این بی آبرویی درآمد.

به اشتراک بگذارید:

یک دیدگاه در «حکایت ریش ظریف»

  • 2020-01-27 در t 19:28
    پیوند یکتا

    تا حالا ظریف نقش قواد شماره ۱ را برای آغا بازی کرده و ترامپ با این جوابش در حقیقت ریش ظریف را در ماتحت آغا فرو کرد و گلاب نزده او را فرستاد لای دست آغا.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.