حمایت از اعتصابات و کمک مالی به کارگران، رانندگان و معلمانِ اعتصابی و نیازمند از طریق رمزارزها
نظر من اینه که هر کدوم از افراد شاغل و نیازمندی که دست به اعتصاب میزنن، از کارگر گرفته تا معلم، برای خودشون یه حساب و کیف پول رمزارز (Cryptocurrency) بسازن و چه ایرانیان خارج از کشور و چه ایرانیان داخل کشور (به خصوص ایرانیان خارج از کشور) بعد از تهیهی یک لیست مشخص از تمام این حسابها و با هماهنگی گروهی که وظیفهی مدیریت و هدایت اعتصابات رو بر عهده میگیره، به صورت دورهای و ماهیانه به این حسابها رمزارز واریز کنن. به این صورت، هم این نقل و انتقالاتِ مالی از کنترل و دید رژیم تروریستی آخوندی دور میمونه و هم اینکه اعتصابات با موفقیت ادامه پیدا میکنه و افراد خیلی بیشتری به این اعتصابات میپیوندن. اون اعتصابکنندگانی که به دلیل محدودیتها و محرومیتها با رمزارزها آشنایی ندارن هم میتونن از آشنایان و دوستانشون بخوان که واسشون یک کیف پول رمزارز افتتاح کنن یا اینکه همراه با گروهی از اعتصابکنندگانِ دیگه که بهشون اعتماد کامل دارن، یک حساب مشترک تشکیل بدن و مبالغ رو بین خودشون تقسیم کنن. ضمن اینکه به افرادی که در اعتصابات شرکت دارن، باید این امید و اطمینان داده بشه که بعد از سقوط رژیم، از مزایای ویژه برخوردار خواهند شد و ضررهای اقتصادی حاصل از اعتصابات به صورت کامل جبران خواهد شد. همینطور میشه روی اتحادیههای کارگری بینالمللی هم کار کرد و اونها رو تحت فشار قرار داد تا صندوقهایی رو (هرچند محدود و ناچیز) به حمایت از اعتصابیونِ انقلاب ایران اختصاص بدن. مطمئنم که کارهای زیادی رو در این زمینه میشه انجام داد که میتونه برای طیف گستردهای از مردم ایران، شدیداً امیدبخش باشه. مخصوصاً الآن که شاهد این حمایت گستردهی بینالمللی هستیم و قطعاً ظرفیتهای خیلی زیادی برای تقویت اعتصابات وجود داره.
ما مثل خمینیِ کفتار و ۵۷تیها، وجوهات و خمس و زکاتِ بازاریونِ خَرمذهب و خائن رو در اختیار نداریم که در قالب چمدانهای پول، در اختیار کارگران اعتصابی قرار بدیم و به همین دلیل باید از همین الآن دست به کار بشیم و به شکل همهجانبهای برای موفقیت و حمایت از اعتصابات برنامهریزی کنیم.
این جزء پیشنهاداتیه که من چندین ساله که از ابتدای ظهور رمزارزهایی مثل بیتکوین مطرح کردم و فکر میکنم که با یه خورده همت و توجه میتونه عملی بشه. رمزارزها پتانسیل و ایمنی بالایی برای تغذیهی مالی انقلابها و خیزشهای مردمی دارن.
اگر شما هم فکر میکنید که این پیشنهاد عقلانیه و میتونه عملی بشه، لطفاً از طریق هر تریبونی که در اختیار دارید، این پیشنهاد رو مطرح کنید و به گوش کسانی برسونید که میتونن در این زمینه مؤثر واقع بشن.


این حرف من نفی پیشنهادات دیگر نیست، ولی میتواند در کوتاه مدت کار را راه بیاندازد:
الان دیگر اکثر افراد در ایران یک کسی از خانواده یا فامیل در خارج دارند. هر خارج نشینی که وسعش میرسد میتواند میتواند پول را به بستگانی در ایران که پای کارند برساند تا آنها پخش کنند. اینجوری مشکل «اعتماد» (که بزرگترین گیر کار در این امر است) حل میشود و لازم هم نیست یک شبکه ارتباطات در کل کشور کاملا از نو خلق شود.
من نسبتا مطمئنم خارج نشینها وقتی ببینند کار دارد پیش میرود پول را با دل و جان میدهند، بی تعارف بگویم یک مشکل تا به حال این بوده که بسیاری افراد میخواستند کیس شخصی خودشان را پیش ببرند و نه کیس براندازی را…
علت اینکه من استفاده از رمزارزها و تشکیل یک گروه هماهنگکننده رو پیشنهاد دادم، همین قضیهی اعتماد بود و اینکه کارگرانی که در یک منطقهی محروم با کمترین امکانات و دستمزد دارن کار میکنن، ممکنه اصلاً فک و فامیلی در خارج از کشور نداشته باشن و اگر هم داشته باشن، از کجا معلوم که همون شخص مایل به کمک مالی باشه و تازه اگر هم باشه، چجوری قراره پول رو به حساب این کارگر یا بستگانش، اون هم از خارج از کشور واریز کنه که توسط رژیم قابل کنترل و رصد نباشه و بلوکه نشه؟ چون اولین کاری که رژیم خواهد کرد، کنترل حسابهای بانکی و ارتباطات این کارگران اعتصابی هست. به خصوص اگر بحث کمک مالی به اعتصابیون به طور جدی مطرح بشه. یعنی یک نفر نمیتونه داخل ایران ۵۰۰ میلیون تومن پول رو دستش بگیره و بره بین کارگران اعتصابی تقسیم کنه. اینجوری هم پول رو از دست میدیم و هم نفرات رو.