جمهوری اسلامی همه مزیتهای ژئوپلتیکی ایران را نابود کرده
امروز در اخبار خواندم که جمهوری اسلامی برای بسته نشدن جادهٔ ارتباطیاش با اروپا از طریق ارمنستان، حاضر شده به جنگ دولت باکو برود. ظاهراً این همه غیرت برای حفظ یک جادهٔ ترانزیتی قابل ستایش است و آدم به خودش میگوید اینها چقدر به منافع ملی و ژئوپلتیکی کشور توجه نشان میدهند.
اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنید متوجه میشوید که جمهوری اسلامی در طول حیاتش ایران را به یک سیاهچالهٔ ژئوپلیتیک تبدیل کرده است. ایران به طور طبیعی میتوانست چهارراه جهانی باشد و شرق آسیا را به اروپا وصل کند. ایران میتوانست بهترین کشور منطقه برای مسیرهای ترانزیت بینالمللی و عبور خطوط انتقال نفت و گاز باشد. ما میتوانستیم بهترین مسیر تجاری بین شرق و غرب و بین شمال و جنوب جهان باشیم.
ما میتوانستیم سالیانه صدها میلیارد دلار از همین طریق کسب درآمد کنیم و کشورمان را از حیث اقتصادی شکوفا سازیم. اما این اتفاق رخ نداد، چون حاکمان مملکت در عوالم دیگری سیر میکنند و اهداف دیگری در سر دارند که با سازندگی و شکوفایی ایران در تضاد است. نتیجه اینکه همسایگان ایران بهسرعت مشغول طراحی و اجرای انواع مسیرهای ریلی و جادهای شدهاند که ایران را دور میزند. ایران آسانترین مسیر برای وصل کردن ترکیه به افغانستان و پاکستان و چین است اما ترکیه ترجیح داده با احداث کریدور لاجورد، از طریق آسیای میانه به این مقاصد برسد. یا نگاه کنید به کریدور زنگزور ترکیه که آشکارا ایران را نادیده گرفته.
چینیها پروژهٔ عظیم «کمربند، راه» خود را بدون در نظر گرفتن ایران دارند پیش میبرند. چابهار با آن مزیتهای بالقوهاش جای خود را به بندر گوادر پاکستان داده است. بروید و ببینید چینیها چه جادههای عظیم و حیرتانگیزی در پاکستان ساختهاند. شاید صدها میلیارد دلار فقط در این کشور همسایه ما سرمایهگذاری کردهاند. آنوقت مای بیچاره حتی نتوانستیم خط لولهٔ گاز خودمان به پاکستان و هند را عملیاتی کنیم. ما لوله کشی کردیم تا لب مرز پاکستان اما آنها کل پروژه را رها کردند و نتیجهاش بیست و هشت میلیارد دلار ضرر برای ما بود. چرا؟ چون هند و پاکستان ترجیح دادند گازشان رااز ترکمنستان بگیرند و پروژه تاپی را عملیاتی کنند.
به تنگهٔ هرمز نگاه کنید که قبل از انقلاب، مهمترین تنگهٔ ژئواستراتژیک دنیا بود اما جمهوری اسلامی آنقدر کشورهای عربی خلیج فارس را ترساند که آنها حالا بیشتر نفتشان را از طریق لوله و از مسیرهای امن دیگری منتقل میکنند، به طوری که حالا حتی بسته شدن تنگهٔ هرمز هم تاثیر چندانی در تجارت نفتی آنها نخواهد داشت. بله، این سیاهچالهٔ ژئوپلیتیک ایرانی، ثمرهٔ بیش از چهار دهه سیاستهای نادرست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است.
بیژن اشتری نویسنده و مترجم


اسلام برای ساختن طراحی نشده.
اسلام همون مغوله با فقط یک فرق آن هم داشتن یک موجود نامرئی به اسم الله.
فلسفه اسلام روی حمله و کشتار و بعد غارت سواره. زندگی و معاش مسلمانان کلا بر حسب این فلسفه می چرخه تا اول ارتش درست کنند و بعد حمله کنند به یکجا تا به اسم مسلمان کردن آنها، مردم آنجا را غارت و به زنان و کودکانشان تجاوز کنند. بعد غارتها را خرج می کنند و وقتی پول ها داره تموم می شه دوباره به یک جای دیگه حمله می کنند و دوباره آنجا را غارت کرده و مردم آنجا را به جرم کافر بودن کشتار می کنند. این فلسفه درست عین فلسفه مغول هاست.
ساختن جاده و رونق اقتصاد و تولید کار و اینجور چیزها برای سران مسلمان حاکم در ایران بی معنی است چون آنها می خواهند سرمایه های کشور را خرج کنند تا ارتش درست کنند و بعد به یک جا حمله کنند یا با کلک یک کشوری که پول داره را اشغال کنند مثل عربستان یا عراق یا یک جای دیگه. برای همین هم هست که دائم تو امور آنها دخالت می کنند و چون زور نظامی ندارند سعی می کنند با تشکیل گروههای تروریستی اوضاع داخلی آن کشورها را متزلزل کنند.
اینها آخوند و مسلمانند و طبق فلسفه اسلام فکر و عمل می کنند. تنها چیزی که در دین و آیین آنها مجاز و قانونی است کشتار و غارته و از نظر آنها هر کار دیگه ای غلط یا حرامه.
بی خود نبود که امامشون می گفت اقتصاد مال خره چون از نظر او با غارت و کشتار اقتصاد هم درست می شه و فقط یک خر باید بره دنبال راه های دیگه تا اقتصاد را درست کنه.