تکرار سناریوی زهرا کاظمی؛ دماغ نوید افکاری شکسته بود! به احتمال قوی او زیر شکنجه جان باخته است!

زهرا کاظمی عکاس ایرانی_ کانادایی بود که در زمان یکه تازی قاضی مرتضوی، در دوران بازجویی اوباش ولایت وقیح از او مورد تجاوز قرار گرفت و عوامل وزارت اطلاعات با ضربه زدن به سرش او را کشتند تا ماجرای شکنجه و تجاوز به او جهانی نشود و به قولی سعی کردند موضوع دلیل قتل را مهندسی کنند و بگویند او بر اثر حادثه جان باخته است.

این قتل عواقب سنگینی برای جمهوری اسلامی داشت و‌تا مدت ها جمهوری اسلامی سعی داشت قتل او را حادثه نشان دهد و خوشبختانه پیگیری های کانادا و فرزند زنده یاد کاظمی نقشه های نظام را بر باد داد و همه جهان فهمیدند زهرا کاظمی را قاضی مرتضوی و عواملش به دلیل «مقاومت» در برابر حرامیان ولایت فقیه، شکنجه و سپس با زدن ضربه به سرش به قتل رسانده اند.

گرچه قاضی مرتضوی و مزدورانش بر تصادفی بودن مرگ وی بر اثر ضربه و خون‌ریزی مغزی ناشی از «برخورد جسم سخت به سر یا برخورد سر به جسم سخت» پافشاری نمودند، اما  شهرام اعظم، پزشک سابق و کارمند وزارت دفاع ایران که در سال ۲۰۰۴ ایران را ترک و از کانادا درخواست پناهندگی نمود، پس از معاینه بدن زهرا کاظمی، اعلام نمود که علایم ضرب و شتم شدید، شکنجه و تجاوز جنسی شامل: شکستگی جمجمه و بینی، له‌شدگی انگشتان پا، شکستگی انگشتهای میانی و کوچک دست راست و انگشت میانی دست چپ، کنده شدن ناخن‌های انگشتهای شصت و اشاره دست، صدمات در ناحیه ریه و دنده، کبودی شدید ناحیه شکم، اندام تناسلی و پاها که حاکی از تجاوزات وحشیانه جنسی و شلاق خوردن در زمان‌های مکرر دارد، نشان می‌دهد که او هنگام تحمل حبس به قتل رسیده‌است. وزیر امور خارجه کانادا با تأیید گزارش دکتر اعظم در کنفرانس مطبوعاتی تورنتو عنوان نمود که مسوولان کشور کانادا برای روشن شدن کامل جزئیات پرونده قتل زهرا کاظمی تلاش خواهند کرد…

«نوید»

امروز خبر آمده است که یکی از بستگان نوید اعلام کرده است هنگام دفن جنازه اطرافیان متوجه میشوند «دماغ» نوید شکسته است و کرکسان ولایت فقیه اجازه نداده اند خانواده اش تن و بدن این قهرمان ملی را ببینند!

بدبین ترین آدمها هم فکر نمیکردند در حالیکه چیزی زیادی به کشیدن رسمی ماشه بازگشت همه تحریم ها نمانده است، جمهوری اسلامی افکار عمومی مردمان جهان_ به ویژه ورزشکاران_ را اینطور ابلهانه نادیده بگیرد و در چنین جو و شرایطی که همه جهان فریاد میزنند:

نکشید!

نوید را در ظرف ۳ یا ۴ روز اینگونه ناباورانه اعدام کنند. آنها که ماهیت پلید رژیم را میشناسند، اول این اعدام را به حساب این گذاشتند که رژیم میخواهد به جهان اقتدار خود را نشان دهد و بگوید حرف هیچکسی برای ما مهم نیست و‌ما کار خودمان را میکنیم؛ که هم غربی ها حساب کار دستشان بیاید که فشار حداکثری روی «جمهوری جنایت» تاثیر ندارد و هم جوانان معترض بترسند که مبادا در روزهای آینده با فروپاشی کامل اقتصاد، هوس تظاهرات دوباره به سرشان بزند و با توجه به تجربه آبان ماه ، رژیم به سقوط نهایی اش نزدیک تر شود.

همه این حدس و‌گمان ها بر این پایه بود که رژیم راست گفته باشد و نوید را اعدام کرده باشد، اما حالا با درز کردن خبر دماغ شکسته شده نوید، داستان را باید طور دیگری دید. همین چند روز پیش بود که فایل صوتی نوید خطاب به مردم ایران و جهان بیرون آمد که تقاضا میکرد به دادش برسند، چرا که او بیگناه است! پس از افشاگری های نوید ناگهان تیتر خبرها به حکم اعدام بی رحمانه و بدون دلیل و مدرک قانع کننده او معطوف شد. در عرض چند ساعت مردم ایران و کشتی گیران و ورزشکاران جهان فضای اینترنت را پر کردند از اسم «قهرمان»؛ و بی شک این حجم از همدلی و همبستگی میان مردم ایران و‌جهان، به مذاق خفاشان ولایت وقیح خوش نیامد و بعید نیست این حرامیانی که هر روز در سوریه توسط اسراییل تحقیر و‌کشته و کتلت و ساندویچ میشوند، عقده های کودکی و «طوسی» نشان خویش را با حمله به نوید و شکنجه اش خواسته باشند جبران کنند. از آنجا که این بیماران سادیسمی هیچ اصول و خط و مرزی جز «حفظ نظام» ندارند، بعید نیست با توجه به ورزشکار بودن و مقاومت جانانه نوید، حتی همانند زهرا کاظمی به او تجاوز کرده باشند و برای پنهان کردن این جنایت شنیع است که اعلام کردند او‌را اعدام کرده اند؛ که عواقبش از اعلام مرگ بر اثر شکنجه برای نظام کمتر باشد.

آخر کدام اعدامی با طناب دار را در جهان را سراغ دارید که دماغش به جای گردنش شکسته شده باشد!؟ سوگواری و ناله و فحش و سزا چاره کار نیست، باید از تمام نهادهای بین المللی خواست که بر جمهوری اسلامی فشار بگذارند تا جنازه نوید کالبد شکافی شود. جمهوری جنایت محال است این را قبول کند چرا که به احتمال ۹۹ درصد نوید را زیر شکنجه به قتل رسانده اند. یادمان باشد جای نوید ممکن است هر کدام از ما در آینده _ با همین روش صدر اسلامی و «محمدی» به قتل برسیم. مگذارید جنایات جمهوری اسلامی بی مکافات بماند!

به اشتراک بگذارید:

17 thoughts on “تکرار سناریوی زهرا کاظمی؛ دماغ نوید افکاری شکسته بود! به احتمال قوی او زیر شکنجه جان باخته است!

  • 2020-09-15 در t 02:26
    پیوند یکتا

    فکر میکنم در این مورد باید احتیاط کنیم که قتل دولتی نوید افکاری تبدیل به یک حادثه زیر شکنجه و عمل نیروهای خودسر نشود.

    • 2020-09-15 در t 05:42
      پیوند یکتا

      هیچ قتلی در ایران خودسر نبوده است. همان قتلهای زنجیره ای هم در امتداد ترور بختیار و فروهر و … بود.

      اینکه یک فرد مقاوم را پیش از اعدام شکنجه کرده باشند و بر دار کرده باشند و یا با شکنجه به قتل رسانده باشند، فرقی نمیکند. در هر ۲ صورت شخص خامنه ای و‌کل نظام مسئول هستند.

      مهم جان نازنین جهان پهلوان بود که رفت…

      در ضمن کافر جان نمیدانم لینک خزعلی را دیده ای یا نه، این بی شرف و نمایش هایش در اوین یکی از دلایل حمله مردم خشمگین به ستوده ها و مسیح ها است .

      https://news.gooya.com/2020/09/post-43193.php

      • 2020-09-15 در t 17:44
        پیوند یکتا

        بله هیچ قتلی خودسر نبوده. این را من و شما میدانیم. جامعه جهانی هم میداند. اما اگر بتوانند آن را خودسر بخوانند از زیر آن شانه خالی میکنندو جامعه جهانی هم بهانه ای برای مماشات با آنها بدست می آورد. اگر لازم شود حتی یک یا دو نفر را نیز قربانی میکنند.

        در مورد خزعلی باید بگویم من همان اوائل که میگفت انتشارات من را بستند برای مدت کوتاهی فریب خوردم و فکر کردم همراه بقیه نیست اما چند سال است که من او را از خودشان میدانم. خلجی هم همین است. خزعلی و گنجی و خلجی و بقیه اینها جزوی از این نظام بوده و هستند. وکلای زندانی مانند ستوده و نرگس محمدی و محمد نجفی و سهیلا حجاب و دیگران حسابشان جدا است. گناه ستوده این است که خواسته از راه اصلاحات به حقوق بشر دست یابد. هیج نقطه سیاهی در پرونده اش نیست و تا حال هزینه زیادی داده.

        اگر فردا از بین رفت مردمی که حمایتش نکردند این شرمندگی را کجا میخواهند ببرند؟ حمایت نمیکنند چون میترسند مثل خزعلی از آب در بیاید. یعنی همانگونه که مونتی عزیز گفت هیج ریسکی را نمیخواهد بپذیرند، هر جند من در اینجا ریسکی نمیبینم. حقیقت این است که رژیم و لشکر سایبری اش در منفور نمودن یکی از بزرگترین دشمنانش و محروم نمودن او از حمایت مردم بسیار موفق بوده وما در این مورد شکست خورده ایم.

        • 2020-09-16 در t 08:05
          پیوند یکتا

          نمیدانم کافر جان چقدر در خاطرت هست هیچکس به اندازه من از نوریزاد و ستوده و مسیح دفاع نکرده است. من حتی از حقوق انسانی روح الله زم هم دفاع کرده ام و بارها نوشته ام اینکه یک نفر «بازی» بخورد، با اینکه یک نفر «مزدور» و «طرفدار» است، فرق دارد.

          نفرت سلطنت طلب های افراطی به همان مصاحبه مسیح با رضا پهلوی بر می گردد که میگویند به اعلیحضرت رضا شاه دوم ( یعنی آرزویشان) بی احترامی کرده…

          دومین دلیلش این است که مسیح زن است و نه فقط سلطنت طلبها بلکه اکثر فعالان ما نگاه زن ستیز دارند. سوم هم این است که مسیح قدرت کمپین و سازماندهی را با یک صفحه مجازی نشان داد، کاری که هیچکس از مخالفان رژیم تا کنون موفق به انجامش نشدند. حسادت را در این معادلات دست کم نگیر.

          مورد بانو ستوده هم شاید برگردد به گذشته بانو شیرین عبادی، شیرین عبادی اکنون مورد احترام است چرا که علنا هم از گذشته اش اعلام برائت کرده است و هم بدون کوچکترین لفافه پیچی، حرف از «براندازی» زده است. اگر بگوییم خانم ستوده خب گرفتار است، پس آن ۱۴ نفر و دیگرانی که شجاعانه فریاد میزنند این نظام باید برود، چه هستند؟

          خانم ستوده خط مشی اصلاح طلبانه دارد و به نظرم مردم عصبی و بازی خورده میخواهند به مواضعش حمله کنند، به خودش اشتباها حمله میکنند.

          مورد دیگر این است اطلاعات نظام با خبرها بازی میکند و بارها من دیده ام که از نوریزاد و ستوده «خبر» میسازند چرا که اخبارشان برای مردم جذاب است. درست همان کاری که با روح الله زم کردند و این وزارت اطلاعات بود که زم را به بازی گرفته بود، بدون آنکه خودش بداند.

          دقیقا در مورد خانم ستوده و یا محمد نوریزاد هم به نظرم این وزارت اطلاعات است که عمدی در زمان هایی خاص، با فشار مهندسی شده بر آنان باعث واکنش پیش بینی شده آنها میشود و مردم هم این «مهندسی» اخبار را با «مزدور» بودن یکی میکنند.

          سوال بزرگ شکاکان این است این همه وکیل در جمهوری اسلامی زندانی است که فعالیت هایشان بسیار شجاعانه تر از بانو ستوده بوده است، این همه زندانی سیاسی داریم که در قلب اوین بدون هیچ ترس و واهمه ای صحبت از رفتن رژیم و خامنه ای کرده اند، پس چرا همه اخبار حقوق بشری روی محور خانم ستوده میچرخد و از میان این همه زندانیان سیاسی و وکلای گرفتار، چرا اروپا و سازمان های حقوق بشری بیشتر او را میبینند؟

          سوال این عده این است :

          خانم ستوده چه کاری برای براندازی کرده است؟ کجا از براندازی حرف زده است؟ کجا گفته است خامنه ای باید برود ( مقایسه کنید با آن ۱۴ نفری که خواهان استعفای خامنه ای شدند و با بدترین تهدیدها و شکنجه ها روبرو شده اند)

          خانم ستوده خط مشی اصلاح طلبانه دارد و این خط مشی چون حتی پس از دی ماه ۹۶ که مردم شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» را سر دادند، «تغییر» نکرده است، شوربختانه باعث میشود گاها شخصیت فردی خانم ستوده به جای خط مشی اش مورد حمله قرار بگیرد.

          همانگونه که گفتم وزارت اطلاعات برای کوبیدن «داریوش فروهر» او را در یک دوره ای احضار نمیکرد و حتی پس از مصاحبه با رسانه های خارجی سراغ دوستان و همکارانش میرفتند نه خود او، تا اینکه کم کم زمزمه در میان یاران خودش شروع شد که نکند فروهر خودش از آنها باشد….

          نتیجه آن مهندسی رذیلانه این شد که تا وقتی که توسط وزارت اطلاعات «کارد آجین» نشده بود، همه با تردید به او نگاه میکردند.

          نمونه دیگر سوالی بود که از خود «محمد نوریزاد» پرسیده بودند مردم؛ که اگر هر کس دیگری جای شما این سخنان را گفته بود، صد بار اعدامش میکردند، پس چطور با شما این همه «شکیبایی» و

          • 2020-09-16 در t 08:27
            پیوند یکتا

            ادامه کامنت
            شکیبایی و مدارا میشود!؟ نوریزاد هم پاسخ داده بود:

            نمیدانم!

            یکی از ضعف های اپوزیسیون و‌ملت این است که فکر میکنند همه نظام یعنی ویترین خامنه ای و جنتی و یزدی و … اما نظام این ها نیست. نظام مهره هایی دارد که توسط روسیه و‌ چین و … آموزش دیده اند و کاملا میدانند چگونه جامعه و اپوزیسیون را «عقیم» کنند.

            حرف آخر :

            همانگونه که گفتم مردم مقصر نیستند، نمونه هایی چو عباس فخر آور و سازگارا و گنجی و خرعلی را دیده اند. مردم دیده اند که گنجی ۴۲ کیلو بود و از ایران چگونه خارج شد و چگونه اکنون از خامنه ای بیشتر برای نظام پستان میچسباند. مردم بسیجی خیبر و انتقادهای خزعلی از خامنه ای را دیده اند که چگونه در اوضاع رو به سقوط نظام تبدیل میشود به نشستن در صفوف اول نماز جمعه. مردم داستانهای اعتصاب غذاهای آب ماهیچه ای را دیده اند. مردم حصر با استخر را دیده اند، پس به این مردم حق بدهید که اگر دایی جان ناپلئون شده اند.
            به این مردمی که غم نان دارند، حق بدهید مثل خارج نشینان نمیتوانند قدرت تحلیل و تجزیه داشته باشند. هر وقت خواستید آنها را نقد کنید، یادتان بیفتد خودتان در ایران که بودید، چگونه میاندیشیدید؟
            تمام خشم مردم از بازی خوردن است. برای همین هم هست همه را با یک چوب میزنند. شاید هم باید به آنها حق داد که اینگونه بیاندیشند، حداقل خطرش کمتر است.

            اگر به نظرسنجی عمار ملکی که فعلا بهترین نمونه است مراجعه شود میخوانیم :

            بر طبق جدول ۱، کسانیکه به رضا پهلوی رأی داده اند، نسرین ستوده را بیش از دیگر کاندیداها بعنوان انتخاب دوم یا سوم خود در نظر گرفته‌اند. نکته قابل توجه این است که در میان کسانی که به رضا پهلوی رأی نداده‌اند، کمتر کسی او را به عنوان انتخاب دوم یا سوم خود در نظر گرفته است. بیشترین میزان رأی به رضا پهلوی به عنوان انتخاب دوم یا سوم، در میان رأی دهندگان به نسرین ستوده دیده می‌شود.

            https://www.radiozamaneh.com/336156

          • 2020-09-16 در t 08:46
            پیوند یکتا

            اگر این مقاله را خوب بخوانید متوجه خواهید شد شخص رضا پهلوی ۲ برابر نوع نظام های پادشاهی «طرفدار» دارد. این طرفداران یعنی همان جمهوریخواهانی که فقط به یک دلیل به رضا پهلوی اعتماد دارند، سابقه حکومتی ندارد و از همان اول «برانداز» بوده است. چرا؟

            پاسخ به سوال ساده است. جمهوری اسلامی پدرش را از ایران بیرون کرد و آنگونه ناجوانمردانه خانواده اش سرگردان شدند. خواهر و برادرش به دلیل افسردگی ناشی از همان انقلاب سیاه خودکشی کردند. خودش سالهاست سایه ترور بالای سرش است. و از همه مهمتر او نیاز مالی هم ندارد. همه این عوامل و خط مشی «ثابت» او در این ۴۲ سال باعث میشود مردم حتی اگر او را یک چوب خشک بی خاصیت بدانند، مطمئن باشند که توسط جمهوری اسلامی «قابل خریدن» نیست.

            جمهوری اسلامی استاد مهندسی افکار عمومی است. به جای عصبانی شدن از اینکه چرا به فلانی حمله میشود، باید روشنگری کرد و دلیل و مدرک آورد که چرا به فلانی نباید اعتماد کنید و یا برعکس!

            حالا من از خود شما این سوال را میپرسم :

            بانو ستوده را با دیگر فعالان و وکلایی که در زندان بودند و هستند، مقایسه کنید، چه فعالیت و چه کاری برای مردم بیشتر از آنها کرده است؟ چه حرفی زده است؟ خط مشی او چگونه بوده است؟
            و ده ها سوال دیگر…

            فردای این حکومت وقتی نور بر تاریکخانه اشباح بیفتد، مشخص خواهد شد که چه کسانی برای این حکومت کار میکردند و‌چه کسانی قربانی «توهم» مردم شده اند؛ پس تا آن روز یک راه بیشتر نداریم، دقت و دقت، روشنگری و پاسخ و پرسش و واکاوی هر پدیده اجتماعی و سیاسی…

            کسی که در ایران کار سیاسی میکند، باید آماده هرگونه حمله و توهین و ناسزا باشد، باید پوست کرگردن داشته باشی تا بتوانی در این محیط دوام بیاوری، به ویژه اگر مخاطب تو، دایناسورهای ۵۷ تی باشد!

            در بسیاری از موارد که مردم روی افراد خاصی حساس شده اند، آن افراد بدون آنکه گناهی داشته باشند و یا «مزدور» باشند، ناخواسته در بازی های تبلیغاتی رژیم گرفتار شده اند. نمونه اش درز دادن خبر تغییر جنسیت محمد رضا فروتن،همزمان با پروسه محاکمه و گرفتن حکم اعدام «نوید افکاری» است. آیا محمد رضا فروتن روحش خبر داشت که قرار است برایش چه جهنمی درست کنند؟

            درست است که خبر تغییر جنسیت او تکذیب شد اما چهره تغییر کرده او در سریال مانکن و همچنین آهنگ «ژنتیک» او در چند ماه قبل، هنوز عده ای را قانع نکرده است.

            باید فعالان گرفتار در زندان ما هم هوشمندتر عمل کنند. بی شک وقتی می بینند موضوع خاصی جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داده است، اگر مشکلی برایشان پیش می آید، صبر کنند تا کمی جو آرام شود. برای مثال حکومت میدانست که اگر تلفن دست «محمد نوریزاد» بدهد، او‌چه حرفهایی میزند و دقیقا همزمان با فشار فعالان برای نجات جان نوید، حکومت اجازه تماس به نوریزاد میدهد و کاملا هم آگاه است آن فایل بیرون می آید و موج درست میشود و اگر هم موج درست نشود، باعث افتادن اختلاف و شک و تردید میان مخالفان میشود. یا خانم ستوده پس از این همه زندانی شدن باید این را بداند که وقتی دخترش را ممنوع الخروج میکنند، حکومت دقیقا میداند که خانم ستوده واکنشش «اعتصاب غذا» خواهد بود و از آنجا که ایشان چهره ای جهانی شده است بی شک اخبارش میتواند فشار مردم را به جای تمرکز بر یک نقطه، تقسیم بر چند موضوع کند تا نظام به هدفش که همان کم کردن فشار و انحراف از موضوع اصلی ( در اینجا نوید افکاری) است، برسد. گاهی نظام برای خودش هم «بد» مهندسی شده در برابر «بدتر» درست میکند و «بد» را انتخاب میکند.

          • 2020-09-16 در t 19:50
            پیوند یکتا

            ارغوان جان لطفا روی مردم را نشور. مردم باید از عقلشان استفاده کنند و اگر نه همیشه همین آش است و همین کاسه.

            من فکر میکنم که این مهم است که ما اسیر کلمات نشویم و نگذاریم که پرده کلمات جلوی چشم ما را بگیرد و از دیدن حقیقت محروم کند. نسرین خواسته هایش را صریحا عنوان کرده و آن حقوق بشر و بخصوص حق دادرسی عادلانه برای زندانیان است. مهم این نیست که بگوید براندازم یا خیر، رژیم برود یا نرود، خواست او بنیادی تر از این حرفها است. بگذارید برای شما از گروهی دیگر مثال بزنم. گروهی که حال بیش از 160 سال است با آخوند و اسلام در افتاده و ادعا میکند که سیاسی نیست. بهائیان را میگویم. در ایران هیج چیزی سیاسی تر و هیج عمل سیاسی خطرناکتر از در افتادن با آخوند نیست و اینها که از روز اول سعی کرده اند فرش را از زیر پای آخوند بکشند بدون این که شاید خود بدانند بسیار هم سیاسی هستند. زمان قاجار میگفتند آزادی عقیده و بیان میخواهیم و حالا هم همان را میگویند و بسیار هم برایش هزینه داده اند اما هنوز هم گاه مورد انتقاد قرار میگیرند که جرا میگویند سیاسی نیستیم. فرض بگیر اینها زمان قاجار میگفتند ما براندازیم و میخواهیم قاجار را بیاندازیم. قاجار برافتاد، حالا کجائیم؟ بگذار گروهی دیگر را برایت مثال بزنم که بی شک خود را برانداز میداند، مجاهدین. آیا اینها برانداز هستند یا خواهان همین تحجر اسلامی و سیستم ولایت فقیه و فقط با چهره ها و نامهای متفاوت هستند؟ میتوانند هر ادعائی بکنند و دموکراسی و سکولاریته هم در پیامهایشان بلغور کنند اما یک نگاه به تاریخجه آنها و حال و روز امروزشان و رسانه ها و باورهایشان خط بطلان بر همه ادعاهایشان خواهد کشید

          • 2020-09-16 در t 19:51
            پیوند یکتا

            نسرین ستوده اصل را گرفته و حقوق بشر را میخواهد. این تصور اشتباه را از سر بیرون کنیم که رژیم اسلامی میتواند به موازات حقوق بشر وجود داشته باشد. اسلام و حقوق یشر مثل روز و شب نمیتوانند در یک زمان و مکان وجود داشته باشند. یکی که بیاید دیگری میرود. ممکن است که نسرین ستوده نگوید شب نمیخواهم اما دارد میگوید روز میخواهم. راست این که نسرین ستوده و نرگس محمدی و افرادی مانند اینها براندازترین برانداز هستند.

            میگوئید ستوده چکار کرده؟ میگویم چکار نکرده؟ فریاد آزدیخواهی برای عدالت در ایران را به گوش جهان رسانده. نسرین ستوده چوب موفقیت و صدای بلندش را میخورد. بسیار تلاش کرده و بسیار هزینه داده. دیگران هم مثل او تلاش کرده اند و آنها هم همانقدر به گردن ما حق دارند. اینجا اما مدال پخش نمیکنیم. فعالان حقوق بشری را یک تیم فوتبال ببینید که نوک حمله شان نسرین ستوده است. میتوانست کس دیگری باشد فرق نمیکرد. گل و برد و باخت مال همه است. سالها طول کشیده تا ما چهره ای ملی مترادف با حقوق بشر و شناخته شده در همه دنیا داشته باشیم و چنین نامدبرانه آن را تخریب میکنیم

          • 2020-09-16 در t 19:53
            پیوند یکتا

            میگوئید اگر اعتصاب نسرین ستوده نبود شاید میتوانستیم نوید افکاری را نجات بدهیم. محمد صالحی را چرا نجات ندادیم؟ قربانیان دیگر چی؟ شما آیا واقعا فکر میکنید موردی بوده که به اندازه نوید افکاری برای آن تلاش شده باشد؟ حتی اعتصاب غذای نسرین ستوده هم در هیاهوی آن رنگ باخت. این ادعای عجیب که فریاد یک قربانی فریاد قربانیان دیگر را میپوشاند به همان بی اعتباری سخن خزئلی در مورد تویت ترامپ است.

            من روی مردم عادی را نمیشورم چون همه باید بتوانند بیاندیشند اما انتظار از فرهیختگان جامعه بسیار بیشتر است و در این مورد به نظر حقیر کوتاهی شده.

          • 2020-09-17 در t 07:46
            پیوند یکتا

            عالی نوشتی عزیزم. این را هم بگویم من این سری مطلب ها را بر اساس تفکرات «دیگران» نوشتم و نه خودم. تنها موردی که من اشاره کردم این است که شاید گاهی وقتها خود جمهوری اسلامی ترجیح دهد میان اخبار مخالفانش کدام در «صدر» بنشیند، ضررش برای نظام کمتر است. مهندسی اخبار و افکار عمومی.

            الان نظر شیخ توجه مرا جلب کرد که او «وکیل» است و ذاتا نمیتواند برانداز باشد و مثلا بیانیه پر شور بدهد و دعوت به شورش کند، همانطور که رضا پهلوی به قولی پوست خربزه سلطنت طلب ها را همیشه بی توجه به غوغایشان کنار زده است و از چارچوب یک مشروطه تشریفاتی بیرون نیامده است.

            به نظرم در مورد براندازی تا کنون هیچکس به اندازه مسیح علینژاد موفق نبوده است. و اگر قرار است الگویی ساخته شود، کمپین او یک الگوی موفق است.

            کافر جان من روی مردم را نمیشورم اما واقعا مردم در شرایط بدی هستند و واقعا پیشرفت کرده اند ( با توجه به مسلمان زاده بودن اکثریتشان) اما این پیشرفت هنوز کافی نیست.

  • 2020-09-17 در t 01:28
    پیوند یکتا

    #4922
    @csomeb

    همانطور که شما خودتان هم اشاره کردید «فعال حقوق بشری» و «رهبر سیاسی» دو نقش متفاوت هستند. این «اعتماد»ی که شما ازآن صحبت میکنید حتی از نقش رهبر سیاسی هم فراتر میرود، در واقع شما دنبال کسی میگردید که اگر گروه چریکی تشکیل دادید و دست سپاه افتاد هم شما را لو ندهد  🙂 
    گذشته از این در مواضع سیاسی هم گاهی آدم بعضی ناهمخوانی ها را درک نمیکند. در همین آلمان ما یک رییس جمهور داشتیم (مقام «احترامی»)؛ یک حقوقدان که در بعضی موضوعات مقالات فوق العاده عمیقی نوشته بود (که البته به ندرت کسی میخواند). من همواره میپرسیدم این آدم با این اندیشه ها چرا در این حزب مانده است (البته او در حزبش هم در موضع اقلیت محض بود). ولی خوب من در این موارد فرض را خوشبینانه بر این میگذارم که او مصلحتی را دیده که من ندیده ام. به جای اصرار بر تبعیت یا همصدایی محض ما میتوانیم از توافق روی بعضی مواضع بنیادی هم احساس رضایت کنیم.
    سرانجام یک نکته که من تضمین میکنم: هیچگاه و تحت هیچ شرایطی دیگر این نظام فردی مانند نسرین ستوده را به عنوان مهره برای ریاست جمهوری و امثالهم بیرون نخواهد کشید. دلیلش هم این است که خود خدا را هم بیاورند دیگر نمیتواند بدون سرکوب این نظام را نگه دارد، یعنی اگر هم کسی اعتباری داشته باشد در مقام حکومتی به طرفه العینی از دست میرود و نظام دو برابر بازنده خواهد بود. پس هر ترفندی هم که نظام داشته باشد به مراحل خیلی پایینتر (جنگ زرگری و غیره) محدود میشود.

    سرانجام این استدلال «حواس پرت کردن» را من هیچوقت نفهمیدم، حالا مردم حواسشان هم پرت نمیشد چه کار میکردند؟
     😉 

    • 2020-09-17 در t 08:01
      پیوند یکتا

      حرف حساب. این را هم بگویم من مقاله را بر اساس دیدگاه ۲ طرف نوشته ام و نه خودم!

  • 2020-09-17 در t 01:53
    پیوند یکتا

    امروز ایرج مصداقی یک جمله خوبی دراین باره گفت:
    او گفت اعدام نوید افکاری یکی از شاخص ترین اعدام هایی بود که اذن خامنه ای را داشت.
    نباید بگذاریم کسی غیر از خامنه ای عامل این قتل معرفی شود حتی زندان بان یا فلان بازجو.

  • 2020-09-17 در t 02:21
    پیوند یکتا

    نسرین ستوده یک وکیل است یعنی باید در چارچوب قانون فعالیت کند تا متهم به قانون شکنی نشود (تا همین حال هم که قانون را نشکسته به چند دهه زندان محکوم شده). موقعیت نسرین ستوده حتا با شیرین عبادی که خارج از ایران است فرق دارد. همانجور که مونتی گفت دوختن لباس رهبر گروه چریکی یا به نظر من حتا یک رهبر سیاسی اپوزیسیون بر تن ایشان اشتباه است و حتا به نوعی انداختن پوست خربزه زیر پای ایشان است. چند روز پیش هم با کافر همین صحبت در مورد رضا پهلوی بود. به نظر من رضا پهلوی هم همین نقش پادشاه مشروطه که تا کنون ایفا کرده (بدون ورود مستقیم به مجادلات سیاسی) تا کنون بهترین عملی است که کرده (یا نکرده).

    • 2020-09-17 در t 08:36
      پیوند یکتا

      کامنت های اینجا باعث شد یک جرقه در سرم زده شود که فکر کنم بتوانم مطلب مفیدی در این باره بنویسم

  • 2020-09-17 در t 18:28
    پیوند یکتا

    جمهوری اعدامی از همان روز اول تا روز اعدام قهرمان نوید افکاری، حقوق بشر و وکیل و وکالت را قبول نداشته وندارد.
    و اگر وکالت و وکیل را بصورت فرمالیته و برای حفظ ظاهر بین المللی مثل کلمه جمهوری و نظارت استصوابی مجبور به قبول آن شده ولی اهل نظر و خرد دانند که همه اینها شوخی است.
    بعنوان کسی که هزاران صفحه حقوق و فقه را بصورت تطبیقی و عمیق مطالعه کرده است، فقه اسلامی هیچ ارزشی برای حقوق بشر و آیین دادرسی و وکالت و وکیل قایل نیست.
    هر بچه ده ساله ای هم می داند که این رژیم قابل اصلاح نیست و افعی کفتر نمی زاید.
    حال چطور است که خانم نسرین ستوده هنوز بعد از ده سال می خواهند که این افعی کفتر بزاید?
    خانم نسرین ستوده یا خود را سر کار گذاشته اند، یا ما را، و شاید جوایز غیبی و جوایز حقوق بشری و آفتاب گرفتن در سواحل فرانسه انگیزه بالاتری باشد!?!?

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.