تداوم تفکر پنجاه و هفتی در اندیشه ایرانی

تفکر و رفتار پنجاه و هفتی حال جای خویش را در ادبیات ایران یافته و در مواردی بکار میرود که فرد قادر به دیدن حقایق نیست، و جو زده و قدر ناشناس، بدون تفکر وبی دلیل به مشتی باورهای بی اساس و آرمانشهری دل بسته و طلبکار است و به پای خویش شلیک میکند.  لااقل این برداشت من از تفکر و عمل پنجاه و هفتی است.

این تفکر متاسفانه در 57 و یا سالهای پس از آن از اندیشه ایرانی رخت بر نبسته و ریشه هایش بسیار عمیقتر و کهن تر از پنجاه و هفت و انقلاب مشروعه خواهی آن سال است. حتی سالها زیستن در دموکراسی های غربی این نوع از نگرش را در میان بخش قابل توجهی از ایرانیان از بین نبرده و یا شاید این بخت من است که کسر بزرگی از ایرانیان پیرامون من چنین نگرش و رفتاری را از خود بروز میدهند.

برای مثال همین موضوع واکسن کرونا را در نظر بگیرید. هیچکدام از دوستان انگلیسی من نیست که واکسن نزده باشد و یا مشکل خاصی با آن داشته باشد. برخورد دوستان و آشنایان ایرانی من با این موضوع اما متفاوت است. نظریه هائی از نقشه بیل گیت برای تصاحب دنیا تا تصمیم پنهان دولت برای از بین بردن بازنشستگان و کاهش مخارج نگهداری آنها از سوی این افراد طرح میشود و همه این نظریه ها در یک اصل اشتراک دارند، بدبینی به حکومت و عدم درک صحیح از جهانی که در آن زندگی میکنیم. این افراد نمی اندیشند که بیل گیت که چندصباح از عمرش باقی مانده و کارنامه اش حکایت از عقل سالم دارد برای چه یک دفعه میخواهد نقش ژوکر فیلمهای بتمن را بازی کند. وقتی به آنها میگوئی حکومت انگلستان دموکراسی است و این فرضیه که میخواهد مردم خودش را بکشد واقعا مضحک است به آدم نگاه عاقل اندر سفیه میکنند و میگویند تو خیلی ساده ای. فکر نمیکنند که چرا برای مثال انگلستان باید چنین فاجعه اقتصادی را تجربه کند و تا کمر در قرض فرو برود که جنایتکارانه تعدادی افراد بازنشسته را بکشد تا چندرغاز آنها را ندهد.

همین طرز فکر باعث شده که این افراد از واکسن کوبی پرهیز نمایند و  هیچ دلیل عقلی هم نپذیرند. چند تائی هم کرونا گرفتند و یکی به وخامت افتاد و به حال مرگ در بیمارستان بستری شد و دیگری که حالش به آن وخامت نبود دو هفته درد را تحمل نمود که نزد دکتر نرود و نفهمند که کرونا گرفته. فکر میکنید این باعث شد که عقلشان سر جایش بیاید؟

موارد زیادی از این نوع طرز تفکر وجود دارد. نمونه دیگر تفکر ایرانیان در مورد انگلیس است و بخصوص ایرانیان ساکن ایران که انگلستان را پشت رژیم ایران میدانند. در ارتباط تاریخی انگلیس با آخوندها و نقش آن در انقلاب 57 هیچ شکی نیست اما امروز اوضاع بسیار متفاوت است. امروز ما منافع قابل توجهی برای انگلستان در ایران نمی یابیم و بر عکس روسیه ایران را یلعیده و سیاستمداران و ارتشیان ایران از مسکو کسب تکلیف میکنند و اما باز صفحه خط افتاده ایرانیان تکرار میکند که همه چیز کار انگلیس است. خیلی که مدرک بخواهی بی بی سی را مدرک می آورند و فراموش میکنند که دیگر شبکه های ایرانی زبان که دولتهای اروپائی و امریکائی برقرار کرده اند همان رویه نامیمون محافظه کارانه را دنبال میکنند. این ما هستیم که باید همه این شبکه ها را تحریم کنیم. این عدم توانائی دیدن واقعیت باعث میشود که مردم ایران از دشمن واقعی خوش غافل شوند و بی شک روسیه نیز به این نگرش دائی جان ناپلئونی در ایران دامن میزند.

رابطه مردم و حکومت در ایران برای قرنها قانون جنگل و رابطه دزد و پاسبان بوده. حکومتی که میخواهد بدزدد و مردمی که باید مال خویش را پاسبانی کنند. این باعث میشود که ایرانیان حتی در کشورهای قانونمند نیز قانون گریز باشند و همه چیز را نوعی بازی ببینند. بار دیگر قادر نیستند ببینند که این قوانین چگونه جامعه را نظم میبخشد و برای چه وضع شده اند. یعنی یکی از ضعفهای بزرگ ایرانیان که عدم اجرای قانون اساسی مترقی ایران پیش از انقلاب بود به قوت خود باقی است و برای این طرز تفکر فرقی بین قوانین مترقی و شرعیات رژیم اسلامی نیست. 

مثالهای متعددی هست که میتواند باعث طول کلام شود. از تئوری توطئه حلقه جهانی یهود و قدرتهای پنهان گرفته تا طلبکاری از کشورهای مهمان و همان قدرناشناسی از دولتها و جوامع میزبان برای مساعدتی که به آنها شده. این حکومتها هم قدرتهای خبیثی میبینند که مرتب در حال نقشه کشیدن بر علیه جامعه هستند و باید عوض شوند اما خودشان هم نمیدانند چه میخواهند به جایش بگذارند. یعنی اصلا خودشان هم نمیدانند چه مرگشان است. شاید این تعریف کوتاه تری از پنجاه و هفتی باشد. افرادی که خودشان هم نمیدانند چه مرگشان است.  

به اشتراک بگذارید:

10 thoughts on “تداوم تفکر پنجاه و هفتی در اندیشه ایرانی

  • 2021-12-27 در t 14:16
    پیوند یکتا

    آفرین
    چند روز پیش جرقه ای توی ذهنم زد که ما در برابر مسئله آزادی بیان هنوز پنجاه و هفتی فکر می کنیم.
    یعنی اگر فردا رژیم ساقط بشود و مثلا من و امثال من بقدرت برسیم می گوییم همه گروهها و گرایشات آزادند هرچی دلشان میخواهد بنویسند اما…
    همین «اما» ، اتفاقی بود که سال ۵۸ رخ داد. همه مطبوعات آزاد بودند بجز طرفداری از حکومت شاه.
    روزنامه آیندگان یک مقاله ای نوشت، همه گروههای سیاسی اعتراض کردند و خواستار بستن آیندگان شدند قبل از اینکه خمینی قلم ها را بشکند.

    خیلی طول می کشد ما ظرفیت آزادی بیان بدون شرط و اما و اگر را پیدا کنیم.

    • 2021-12-27 در t 14:26
      پیوند یکتا

      با سپاس، موافقم. باید اعتراف کنم که اگر فردا انقلاب شود و روزنامه ای از جمهوری اسلامی دفاع کند برای من بسیار سخت خواهد بود که آن را دشمن آزادی ندانم و شک ندارم که این خشمی که در مردم هست اجازه آزادی بیان را نخواهد داد.

  • 2021-12-27 در t 15:12
    پیوند یکتا

    اصولاً افکار ما ایرانی ها منحط شده و من یاد حرفهای سفرای خارجی در زمان قاجار در مورد رفتار ایرانی ها می افتم.
    قانون و مقررات گریزی، دروغ ، سوء استفاده گری و دله دزدی و باورهای دینی مسخره … نتیجه قحطی ها خشکسالی ها زور گویی ها و … می باشد.
    کافیست ملت ژاپن را با ایرانی ها مقایسه کنیم.
    ” زرنگها “
    خلاصه عده ای که خود را ” زرنگ” روی کره زمین میدانند در حال تنفس در دود مازوت و قحطی و تصادفات وحشتناک بدون آزادهای مدنی مرسوم در جهان عمر را تلف می کنند.
    شانس آنرا داشتم که دو دختر خردسال خود را به دندان بگیرم و به یک جامعه نرمال بیاورم و مغز و روح آنها را رهایی بخشم و اکنون که می بینم شادترین و بی آلایش ترین و بی عقده ترین و با آتیه ترین موجودات روی زمین اند به خود می بالم●

    • 2021-12-27 در t 16:03
      پیوند یکتا

      درود به شما که بچه هایتان را از آن دیوانه خانه نجات دادید. این بلاهت خودخواهانه که زرنگی نامیده میشود و در ایران مورد تحسین جامعه ناآگاه قرار میکیرد شاید بیش از هر چیز به این جامعه ضربه زده. این کوته فکری ایرانی که خود را از جامعه و محیطی که در آن زندگی میکند جدا میداند و فکر میکند حقه بازی و دزدی و پیچاندن افراد رمز موفقیت است تنها به نابودی محیط و جامعه منحر میشود.

  • 2021-12-27 در t 19:43
    پیوند یکتا

    سرعت آگاه شدن ایرانی ها ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال و سرعت عمل کردن بعد از آگاهی ایرانی ها ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال از سرعت نابود شدن محیط زیست، منابع ثروت و ارزش های اجتماعی و فرهنگی کمتر است.
    به عبارتی اگر از زمان T0 این مسابقه را شروع کنیم ۵۰۰ سال از نابودی کل اقلیم ایران و مردن آخرین ایرانی خواهد گذشت تا این مردم هم آگاه شده باشند و هم آماده حرکت و تغییر اوضاع شده باشند.
    بعد از ۴۳ سال و مرگ بیش از ۸۰% اقلیم مملکت هنوز یاد نگرفته ایم که یکی یکی اعتراض کنیم هرگز و هیچوقت به هیچ کجا نمی رسیم و حکومت هم در سرکوب ما موفق تر خواهد بود و هم یاد می گیرد اعتراضات بعدی را چگونه موثرتر سرکوب کند.
    قدیم ها می گفتند ایرانی ها باهوش اند. پس این هوش در نزدیک به نیم قرن گذشته کجاست که پیداش نیست؟

    • 2021-12-28 در t 13:50
      پیوند یکتا

      خوب تفکیکش کردی فانوس جان. روی هر دو مورد آگاهی و عمل مشکل داریم. مشکل ما در مورد آگاهی این است که همیشه به دنبال نیروهای پنهان و چیزهای پشت پرده و ارواح خبیثی هستیم که هدفشان ضربه زدن به ما است و از دیدن حقیقت عریان عاجز میشویم. در یکی از مصاحبه های تاریخ شفاهی، خداداد فرمانفرمائیان که در ابتدای جوانی به امریکا ر فته و پس از سالها بازگشته و زمانی رئیس سازمان برنامه بود تعریف میکند که آشنائی به دیدنش آمده بود و به این آشنا گفته بود که میخواهیم سد دز را بزنیم و این همه مزایا دارد. آن آشنا گفته بود آنها نمیگذارند این سد را بزنید. پرسیده بود کی؟ گفته بود همانها که همه چیز دستشان است. او سپس میگوید این در ذهنیت ایرانی ها است که آنها هیچ کاره اند و یک آنهای نامعلومی هست که برای همه چیز تصمیم میگیرد.

      در مورد عمل هم باید بگویم که ما ایرانی ها در کار گروهی بسیار ضعیف هستیم. به قول انگلیسی ها رئیس قبیله زیاد و سرخپوست کم. نه تنها شش، هشت، یا هر چه میلیون ایرانی خارج از کشور نتوانستیم یک اپوزیسیون درست و. حسابی علیه این رژیم تشکیل بدهیم بلکه من این ضعف ایرانیان در کارهای گروهی را در فعالیتهای اقتصادی و موارد دیگر نیز بارها دیده ام.

  • 2021-12-27 در t 23:18
    پیوند یکتا

    ” بزرگترین زرنگی راستی است.”

    و آدمهای روراست در نهایت در زندگی موفقتر هستند و وجدانشان آسوده و در آرامش هستند.

     هر کاری را قبل و ضمن و بعد از عمل چک کنید.
    و برای هر کار و قراردادتان تضمینی عملی و فوری مالی و ملکی بگیرید که سر و کارتان به دادگاه نیفتد که حتی اگر برنده شوید وقت و اعصابتان بهدر می رود.

    • 2021-12-28 در t 13:54
      پیوند یکتا

      موافقم. اگر توانستیم دروغ را از ایرانی و بطور کل خاورمیانه ای بگیریم، نصف راه را رفته ایم.

  • 2021-12-28 در t 01:21
    پیوند یکتا

    من مشکلات فرهنگی ما ایرانیان را در خارج از کشور و در بین قشر بسیار تحصیلکرده به همان صورت و اندازهای که در ایران در دوران جوانی دیده بودم میبینم. فرد پرستی و ظاهر سازی و دروغگویی و کلاه برداری و به تئوری توطئه معتقد بودن و حرافی در مورد دموکراسی و انسان دوستی شرقی و بر خلاف اینها عمل کردن در عذه بسیاری از ایرانیانی که بیش از سی سال است در جوامع دموکراتیک غربی زندگی میکنند کماکان خصلت غالب است.

    • 2021-12-28 در t 14:09
      پیوند یکتا

      انسان دوستی شرقی که قصه است اما این پدیده که ذکر میکنید و شاید همه شاهدش بوده ایم چیز غریبی است. وقتی به عصر بیداری ایرانیان در اواخر دوران قاجار و سپس مشروطه نگاه میکنیم میبینیم که عده قلیلی که به خارج رفتند نکات مثبت فرهنگ و حکومت غربی را گرفته و سعی در گسترش آن در ایران کردند و باعث جهش بی سابقه کشور رو به سوی جلو شدند. حال میلیونها ایرانی به خارج آمده و بر خلاف آنان سعی در نگاهداشت عقب ماندگی های فرهنگی خود و در صورت امکان گسترش آن عقب ماندگی ها در غرب دارند. این افراد از جذب نقاط قدرت فرهنگ غرب که باعث پیشرفت مادی آن شده عاجزند و همچنان در همان پیله تظاهر و تجمل پرستی و دروغ خویش زندگی میکنند. اینها مانند آن نخبه های زمان قاجار به جنگ زشتی ها و عقب ماندگی های در ایران نمیروند و گویا ترجیح میدهند که ایران همچنان بدبخت بماند تا اینها بتوانند اینجا زندگی کرده و آنجا پزش را بدهند و هنگام سفر به ایران چلوکباب آلوده ارزان بخورند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.