شیخ جان عجب حسن تصادفی. من همین دیروز این را گوش دادم و این فرد به نظرم بیش از حد خود بزرگ بین آمد. با شما موافقم که این گفتگوها گنجینه ای بسیار ارزشمند است و باید به حبیب لاجوردی، ضیاء صدری و دیگر دست اندرکاران درود فرستاد. من در مطلبی که امروز به اشتراک گذاشتم عرض کردم که ایرانیان هرگز مورخین خوبی نبوده اند. شما فکر میکنید چند نفر از این افراد که در دوران طلائی ایران و در زمان یکی از مهمترین انقلابات عصر حاضر مصدر امور بوده اند اگر این گفتگوها نبود به نوشتن خاطراتشان میپرداختند تا این اطلاعات ذی قیمت را برای نسلهای بعد به یادگار بگذارند؟
باید از شما نیز برای معرفی این مجموعه گرانبها تشکر کنم و یکی را هم من از خاطرات کاظم جفرودی و تصمیم او برای نوشتن عریضه به رضا شاه به اشتراک خواهم گذاشت. حکایتی بسیار شنیدنی است.
حبیب لاجوردی عجب گنجینه ای برای تاریخ به یادگار گذاشته…
شیخ جان عجب حسن تصادفی. من همین دیروز این را گوش دادم و این فرد به نظرم بیش از حد خود بزرگ بین آمد. با شما موافقم که این گفتگوها گنجینه ای بسیار ارزشمند است و باید به حبیب لاجوردی، ضیاء صدری و دیگر دست اندرکاران درود فرستاد. من در مطلبی که امروز به اشتراک گذاشتم عرض کردم که ایرانیان هرگز مورخین خوبی نبوده اند. شما فکر میکنید چند نفر از این افراد که در دوران طلائی ایران و در زمان یکی از مهمترین انقلابات عصر حاضر مصدر امور بوده اند اگر این گفتگوها نبود به نوشتن خاطراتشان میپرداختند تا این اطلاعات ذی قیمت را برای نسلهای بعد به یادگار بگذارند؟
باید از شما نیز برای معرفی این مجموعه گرانبها تشکر کنم و یکی را هم من از خاطرات کاظم جفرودی و تصمیم او برای نوشتن عریضه به رضا شاه به اشتراک خواهم گذاشت. حکایتی بسیار شنیدنی است.
ارادت کافر جان. خوشالم که مورد پسند واقع شد.
بهترین چیزی که میتونم بگم اینه که؛ یکی داستانی است پر آب چشم …