تاریخ شفاهی: ملاقات شاه با خمینی در دربار و تخریب حظیرةالقدس
راوی فرزند آیت الله عبدالکریم حائری یزدی, موسس حوزه علمیه قم, است.
From 1:24:07 to 1:27:00
مهدی حائری یزدی (زادهٔ فروردین ۱۳۰۲ در قم – درگذشتهٔ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در تهران) فقیه و فیلسوف شیعه ایرانی، استاد حوزه علمیه قم، دانشگاه تهران و دانشگاههای کانادا و آمریکا، نماینده بروجردی در آمریکا و اولین سفیر ایران در آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که در دوران وزارت خارجه کریم سنجابی و با نظر استاد و دوستش روحالله خمینی به این مقام منصوب شد.
فعالیت علمی
حائری یزدی علوم حوزوی را نزد روحالله خمینی، احمد خوانساری، میرزا مهدی آشتیانی، سید حسین طباطبایی بروجردی و سید محمد حجت کوه کمری فرا گرفت و پس از اخذ درجه اجتهاد به عنوان نماینده سید حسین طباطبایی بروجردی به آمریکا سفر کرد. او اولین شخصی بود که اجتهاد مطلق را از بروجردی دریافت میکرد. در آمریکا و کانادا هم به آموختن فلسفه غرب پرداخت و موفق به گرفتن درجه دکترا در رشته فلسفه تحلیلی با تز دکترای «علم حضوری، اصول معرفتشناسی در فلسفهٔ اسلامی» از دانشگاه تورنتو شد.
تدریس
سوابق تدریس:
تدریس فلسفه (از جمله فلسفه دکارت و فلسفه عالی مشایی) در دارالتبلیغ اسلامی در سالهای ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵.
تدریس الهیات و فلسفه، درآیة الحدیث و شرح اصول کافی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران که در خلال سالهای ۱۳۴۴ الی ۱۳۴۸، فلسفه ابن سینا و ملاصدرا را برای شاگردان خود تدریس میکرد.
تدریس کفایهالاصول، اسفار و اشارات در مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری)
تدریس در «مرکز تحقیقات ادیان جهانی» وابسته به دانشگاه هاروارد در طول سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵
تدریس فلسفه اسلامی و ادبیات فارسی در دانشگاه مکگیل در سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱
تدریس فلسفه و فقه در دانشگاه میشیگان در خلال سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲
تدریس ادبیات فارسی -تاریخ بیهقی- در دورهٔ فوق لیسانس دانشگاه تورنتو در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵
تدریس در «مؤسسه تحقیقات قرون وسطی» وابسته به دانشگاه تورنتو با عنوان «تعلیمات بنیادین فلسفهٔ بوعلی سینا» در خلال سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶.
تدریس در دانشگاه جرج تاون با عنوان «مبادی عناصر الهی در جوامع اسلامی» در سال ۱۹۷۹.
تدریس در دانشگاه تورنتو در زمینه فلسفه اخلاق در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰.
تدریس فلسفه در دانشگاه ییل ـ دانشگاه دولتی نیویورک
تدریس فلسفه تحلیلی در دانشگاه آکسفورد
تدریس فلسفه اشراق در دانشگاه مونترال
حائری در شهریور ۱۳۵۹ که از آمریکا به ایران بازگشت و پس از آن حق خروج از کشور را نداشت و به نوعی در تهران بازداشت خانگی بود. این بازداشت تا سال ۱۹۸۳ که به انگلستان و دانشگاه آکسفورد رفت، ادامه یافت.
خانواده
او فرزند عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه قم) و برادر مرتضی حائری یزدی دیگر فقیه نامدار شیعهاست. برادرزاده او (دختر مرتضی حائری) همسر مصطفی خمینی پسر روحالله خمینی بود و او از این طریق با خانواده خمینی خویشاوندی داشت.
همچنین خمینی سالها در حوزه علمیه قم شاگرد عبدالکریم حائری بود؛ و مهدی نیز فلسفه اسلامی را از خمینی میآموخت. علاوه بر این آن دو بیش از بیست سال در قم روابط دوستانه بسیار نزدیکی با یکدیگر داشتند.
فعالیت سیاسی
او در دوران نخستوزیری محمد مصدق به پیشنهاد بروجردی به عضویت شورای عالی فرهنگ درآمد.
علاقه او به جبهه ملی و اعتقادش به مصدق آشکار بود. او در خاطراتش میگوید: «بنده با این که رسماً جزو جبهه ملی نبودم و اصولاً هیچ وقت مایل نبودم که در هیچ حزب و گروهی رسماً مشارکت کنم، ولیکن نسبت به جبهه ملی و بخصوص نسبت به شخص دکتر مصدق خیلی علاقه زیاد داشتم… معتقدم به این که عامل شکست او فقط صحت عمل و درستیاش، کردار و رفتار سیاسی او بود، رفتار اصولی سیاسی… او همیشه یک حرف میزد: چه در زندان، چه در ریاست دولت و نخست وزیری، چه در وکالت مجلس…».
حائری در سال ۱۳۳۲ در انتخابات هفدهمین دوره مجلس شورای ملی نامزد نمایندگی شهر یزد شد و در ائتلاف با دکتر مرشد و موسوی زاده قرار گرفت که با شکست ائتلافشان به مجلس راه نیافت.
وی پس از تحصیل در حوزه علمیه قم و اخذ درجه اجتهاد در دهه ۱۳۳۰ به آمریکا رفت و انجمن اسلامی دانشجویان کانادا و آمریکا را تأسیس کرد که صادق قطب زاده، مصطفی چمران و پس از مدتی ابراهیم یزدی وارد آن شدند. او همچنین پس از استعفا از سرپرستی سفارت ایران در واشینگتن و در دوران اقامت در آمریکا و در جریان بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا تلاش نافرجامی را برای پایان این ماجرا انجام داد.


این کلیپ رو میشد “اولین ضعف شاه در مقابل خمینی” هم نامید!
نکته مورد توجه دیگر در سخنان ایشان این است که یک یا دو سال پس از ورود پدر ایشان به قم، حکومت عراق که انگلیسیها اداره میکردند دو مرجع دیگر در حد پدر ایشان یعنی میرزا حسین نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی را از نجف به قم تبعید میکند و در نتیجه سه مرجع بزرگ شیعه در قم قرار میگیرند. تبعید مرجع شیعه به ایران مثل تبعید ماهی به دریا است. نیات انگلستان آشکار است.
کافر جان,
به قول معروف “ما که به چشم خودمان ندیدیم, ولی دروغ چرا…” منهم هر چی بین خطوط رو میخونم بیشتر باور پیدا میکنم که: کار کار انگلیسی ها است!
نمی دانستم که خمینی با شاه ملاقات داشته
یک جایی یادم هست که بعد از پیروزی انقلاب، از شاه در خارج کشور درباره خمینی پرسیده بودند و ایشان می گفتم من نمی دانم این از کجا سردرآورد (نقل به مضمون)
یعنی شاه اصلا خمینی را نمی شناخت و او را جزو آدم حساب نمیکرد.