تاثیر درازمدت جنگ اوکراین بر ایران
یکی از بدشانسی های ما ایرانیان این است که همسایه روسیه هستیم و این واقعیتی است که نمی توانیم آنرا تغییر بدهیم. از زمان فتحعلیشاه تاکنون بارها و بارها روسیه به ایران لطمه زده و در دوره قاجار بخشهای بزرگی از ایران را برای همیشه تصرف کرد و در جنگ جهانی هم قصد داشت ایران را ببلعد که با فشار امریکا مجبور به عقب نشینی شد.
در دوره پهلوی، ایران چاره ای نداشت بخاطر در امان بودن از خطر اشغال نظامی توسط شوروی سیاست نزدیکی به امریکا را برگزیند. شاه همواره این ترس را داشت که صبح از خواب بیدار شود و ببیند ارتش سرخ در خیابانهای تهران است همانطور که در افغانستان رخ داد.
با روی کار آمدن آخوندها، روسها همپیمان خوبی برای امریکاستیزی پیدا کردند اما این پیوند دوستی بیشتر به نفع روسیه بوده تا رژیم آخوندها.
سیاستهای نسنجیده جمهوری اسلامی که باعث انزوای سیاسی و تحریم های کمرشکن از سوی غرب شد، موقعیتی را بوجود آورد که رژیم آخوندا چاره ای جز باج دادن به روسیه نداشته باشند. بعنوان مثال، مسئله صادرات گاز ایران به کشورهای غربی است که بدون اجازه روسیه، آخوندها جرات فروش ندارند.
در دوره کلینتون قرار بود خط لوله گاز از ایران به اروپا کشیده شود. این می توانست علاوه بر درآمدزایی، تضمین امنیتی نیز بدنبال آورد که با مخالفت خامنه ای و احتمالا روسیه مواجه شد. این ماجرا مال آن دوره بود که هنوز انزوای جمهوری اسلامی اینقدر شدید نبود. در سالهای اخیر آنقدر موضع این حکومت تضعیف شده که بدون اجازه روسیه نمی تواند با اروپا قرارداد نفتی ببندد.
اگر روزی تصمیم گرفته شود، باج دادن به روسها متوقف شود، بعید نیست همان اتفاقی که امروز بر سر اوکراین آمد بر سر ایران بیاید و تانکهای ارتش روسیه در خیابانهای تهران جولان دهند.
اگر روسیه در اشغال اوکراین پیروز شود، اعتماد بنفس روسیه آنقدر بالا خواهد رفت که همسایه های ضعیفش مثل حکومت آخوندها باید باج بیشتری به روسیه بدهند و روز به روز بیشتر گرفتار چنگال های این حکومت قلدر بشوند. روسیه مثل آب خوردن در مسائل داخلی کشورهای مجاور دخالت می کند و جلو هر تغییر رژیم ضد مردمی را می گیرد.
اما اگر اوکراین حکم باتلاق را برای روسیه بشود و تحریم های کشورهای اروپایی اقتصاد روسیه را نابود کنند، در آنصورت بیرون آمدن از زیر یوغ روسیه برای ایران آسانتر خواهد بود. در این شرایط است که اگر در جایی مثل قزاقستان، سوریه و حتی ایران تظاهرات مردمی شکل بگیرد، روسیه تضعیف شده جرات ارسال نیروی نظامی برای سرکوب مردم را نخواهد داشت.
نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که با توجه به اینکه ابهت امریکا و غرب فرو ریخته و دیگر نمیتوان چشم امیدی به آنها داشت، برای ما مردم ایران که چاره ای جز همسایگی با روسیه نداریم، امید تغییر رژیم در ایران زیر سایه روسیه ضعیف میسر است و نه روسیه مقتدر و مداخله گر.


این واقعه حداقل یک نتیجه مفید داشت و آن اینکه ریل اروپا به کلی عوض میشود، ازحالا به بعد اروپایی ها برای اولین بار پس از ج ج ۲ جدی وارد بازی نظامی میشوند. من حداقل آلمان را انقدر خوب میشناسم که بتوانم تضمین بدهم اینها (از چپ تا راست) قصد جدی دارند به کلی تغییر مسیر بدهند، تبعات اصلی اش در درازمدت پدیدار میشوند، ولی بعدش دریک دنیای دیگر خواهیم بود…
اگر رئیس جمهور اوکراین در این جنگ کشته شود، فشار روانی زیادی در اروپا علیه روسیه بوجود خواهد آمد و باعث اتحاد اروپا علیه روسیه خواهد شد.
اما پاشنه آشیل اروپا همچنان نیاز به نفت و گاز روسیه است.
همین حالا هم شده، و در درجه اول به خاطر خودشان! انفعال اروپایی ها به خاطر راحت طلبی و منفعت طلبی بود، وقتی خودشان تحت تهدید جدی قرار بگیرند که دیگر ادامه روند قبلی خریت محض میشد…
اگر نیروهای اوکراینی موتورسیکلت برقی بیصدا یا موتور سیکلت موتورکراس Motorcross داشته باشند تحرکشان چند برابر خواهد شد و با سلاحهای ضد تانک می توانند به کاروانهای نظامی روسی در شب یا روز حمله کنند.
وانتهای تویوتای ژاپنی نیز کارآیی خود را در جنگها نشان داده است.
اگر پوتین در اوکراین موفق شود،
بطرف مناطق نفت خیز خاورمیانه ایران و عراق و عربستان خواهد آمد تا غرب و جهان را از مناطق نفتی محروم کند.
و با توجه به پایگاه های سابق شوروی در عراق و یمن و لیبی و اخیراً در ایران و سابقه اشغال و جاسوسی در ایران بعید بنظر نمی رسد.
اوکراین را قربانی کردند اما پوتین در بد دامی افتاد. روسیه نمیتواند در این جنگ خشونت بی رویه زیادی به خرج دهد و ضعف آن در این جنگ باعث خواهد شد که نوکرانی مانند رژیم اسلامی حساب کار خودشان را بکنند و برای بقای خود با غرب رابطه برقرار کنند. من به دلایلی فکر میکنم که حتی رفتار پوتین با رئیسی نشان میدهد که شاید ارتباطی مخفی در جریان بوده.
اخبار سنه ۲۲ از هزاره سوم انجیلی منجیلی،
” سقوط اوکراین سقوط اروپاست. “
درحالی که موش از کون رئیس جمهور آمریکا بلغور می کشد، و چین هر چه اروپایی ها می ساختند بهترش را می سازد و لنگ گاز و نفت گران برای گرم کردن خانه ها و راندن ملشینهایشان هستند و فقط توریسم و مراکز مالی برایشان مانده و در حال کیفوری مشغول سپری کردن دوران هستند،
که یکدفعه شوک حمله به اوکراین بهشان وارد می شود و از خواب می پرند، و در برلین میلیونی میریزند بیرون و سوئیس همیشه بیطرف، حسابهای بانکی روسیه را می بندد.
خطر خیلی نزدیک است،
الان اروپایی ها هر چه جیمز باند داشتند فرستادند اوکراین تا نگذارند ورق برگردد.
والا ترتیب همه شون داده است.
و یکی از خوش شانسی های ما این است که دموکراتها و روسها در مقابل هم قرار گرفتند…..
روسیه از شبکه پروپاگاندای شوروی سابق متشکل از کهنه کمونیست ها و کهنه چپولها در سراسر جهان استفاده کرد تا با تحمیق افکار عمومی یک رئیس جمهور ضعیف در آمریکا بر سر کار آورد به اهداف جنایتکارانه و وحشیانه و تجاوزکارانه خود جامه عمل بپوشاند.
سوئدو فنلاند اهداف بعدی روسیه هستند.