بی تعارف با برخی رهبران سیاسی
اکنون دامنه اعتراضات و اعتصابات در حال گسترش است. کارگران صنعت نفت، کارکنان پتروشیمی، حمل و نقل و بسیاری از بازنشستگان و سایر بخش ها در حال اعتصاب و یا اعتراض هستند. و یکی از معضلات کنونی در بثمر نشستن اعتصابات و اعتراضات، خودخواهی برخی جریان های سیاسی در ایجاد ائتلاف و همبستگی است. بارزترین آن عدم همراهی بسیاری از آنها در کمپین ” نه به جمهوری اسلامی” بود. صرف نظر از برخی گروه های اندک جریان ساز که پشتوانه نسبتا خوبی در داخل و خارج ایران دارند، آیا این دوستان که به تنهایی رهبر یک جریان سیاسی خودخوانده هستند، بهتر نیست با کنار گذاشتن این تک روی و خود محوری، در ائتلاف با سایر گروه ها دست همکاری دراز کنند. واقعا سود این موضوع برای آن ها جز شرکت در برنامه های تلوزیونی، و دریافت دستمزدهای ۱۰۰ پوندی برای مصاحبه چه چیز دیگری است. چگونه است که یک جبهه، حزب یا جنبش تنها یک عضو دارد و آن عضو هم خود را دبیر کل آن جریان می داند؟
اگر پرسش بالا اشتباه است، لطفا این احزاب عزیز یک روز را در مقابل سفارت خانه های جمهوری اسلامی یا هر مکان دیگر فراخوان اعلام کنند تا بنده همینجا از همه این احزاب یک نفره و چند نفره عذرخواهی کنم. مردم ایران و بویژه کارگران در حال اعتصاب به انرزی مثبت از خارج از کشور و همچنین رهبری قوی نیاز دارند. اگر امروز اقدام نکنید، فردا بسیار دیر است. تا کنون هیچگاه پس از انقلاب جامعه مستعد خیزش مردمی مانند زمان کنونی نبوده است. پس درنگ نکنید.


شخصا معتقدم که اکثر قریب به اتفاق گروههای مخالف رژیم در خارج از کشور نه دلشان برای ایران سوخته و نه وضعیت کشور و مردم در داخل فرقی به حال آنها می کند.
اینها همه به دنبال این هستند که مردم هزینه ها را بدهند و آخوندها را از سر سفره انقلاب بیرون کنند و خودشان جای آنها بنشینند. علت عدم همکاری و اتحاد آنها با بقیه گروهها هم همین است چون هر گروه، باقی مانده ثروت ایران را برای خود می خواهد و دوست ندارد با کسی غارت های آینده را تقسیم کند.
مخالفان خارج از کشور را نباید خیلی صادق و خیلی جدی تصور کرد. اکثر آنها نفع شخصی را مقدم بر هر چیزی و هر کسی می دانند. مخصوصا آنکه همه شان ملیت کشور میزبان را داشته و نه در زندگی و نه در آزادی کمبودی نداشته و سختی حس نمی کنند. در کل اینها را باید بی خیال شد یا خیلی جدی نگرفت.
تنها کسانی که در مصیبت رژیم با هم شریک هستند فقط و فقط مردم داخل ایران هستند. این وسط اگر کسی کاری کند که کار باشد باز باید از داخل ایران شروع شود نه از خارج.
رژیم با اعتصابات گسترده، تظاهرات خیابانی و احتمالا یک فاز مسلحانه ممکن است استحاله بشود.
ایرانی هایی که در خارج واقعا دلشان برای ایران می سوزد و رسیدن به سفره انقلاب هدفشان نیست همین اندک کسانی هستند که نام و نشانی ندارند و با قلم یا تجمعات خود رژیم ایران را رسوا و دست کثیف رژیم را برای همه رو می کنند.
باید این حقیقت را قبول کنیم که ایرانی ها کلا حرف از وطن می زنند ولی ذاتا نه وطن پرست اند و نه برای ایران و آینده آن تره ای خرد می کنند. ما خائن و وطن فروش خیلی زیاد داریم. هیچ ملتی را ندیده ام که اینقدر خائن داشته باشد. مردمی دزد، دروغگو و فوق العاده مادی و بی رحم.
باید به مردم داخل امید بست. اگر ایرانی های مقیم خارج بخاری داشتند توی این ۴۳ سال موفق می شدند حداقل یک کار اساسی یا یک مجله یا تلویزیون غیر وابسته یا یک کار خیریه جمعی برای زندانیان سیاسی، اعدام شدگان، آوارگان، پناهندگان و غیره انجام بدهند در حالی که همه شاهدیم بزرگترین و مرفه ترین اقلیت ها هستیم در حالی که از برگ چغندر هم بی خاصیت تریم.
دلیلش هم در بالا گفته شد. هر گروه و دسته در رویای رسیدن به سفره انقلاب است نه ساختن و سرافراز کردن ایران.
ایرانی خارج از کشور حاضر نیست یک بعد از ظهر روز تعطیلش را مجانی برای ایران و مردم کشورش هزینه کند. دلیل پراکندگی و در جا زدن های پی در پی این است که حرف زیاد می زنیم ولی هیچ عملی نداریم.
بسیار سپاسگزارم لایت هاوس عزیز که همیشه کامنت های مشروح قرار می دهید.
البته جمله زیر از شما جای نقد دارد: