«بی طرف» به معنی اتخاذ موضع میانه اصلا در ذاتش اشکال دارد: فرض کنید بازیگران معمولا امتیازهایی مانند ۷، ۹ و غیره میگیرند. حالا اگر یک بازیگر «خیلی بد» ظاهر بشود که امتیازش منهای چند صد باشد نقطه میانه میتواند به منهای صد برسد. چون مرزی به طرف پایین وجود ندارد ابتکار عمل به دست بازیگر شرور میافتد، و او میتواند معیارها را هر مقداری تنزل دهد.
آن نوع «بی طرفی» که پذیرفتنی است صرفا در مواجه با واقعیت است، یعنی مثلا اگر حکومت بگوید هواپیما نقص فنی داشته و مخالفانش بگویند با موشک زده وظیفه یک خبرنگار تحقیقگر این است که حرف هیچکدام را معیار قرار ندهد، بلکه خودش به دنبال شواهد برود تا معلوم کند کدام بوده (نه اینکه حرف را در برابر حرف بگذارد!)، بعدش اگر واقعیت به مذاق یک طرف خوش نیامد مشکل خودش است…
«بی طرف» به معنی اتخاذ موضع میانه اصلا در ذاتش اشکال دارد: فرض کنید بازیگران معمولا امتیازهایی مانند ۷، ۹ و غیره میگیرند. حالا اگر یک بازیگر «خیلی بد» ظاهر بشود که امتیازش منهای چند صد باشد نقطه میانه میتواند به منهای صد برسد. چون مرزی به طرف پایین وجود ندارد ابتکار عمل به دست بازیگر شرور میافتد، و او میتواند معیارها را هر مقداری تنزل دهد.
آن نوع «بی طرفی» که پذیرفتنی است صرفا در مواجه با واقعیت است، یعنی مثلا اگر حکومت بگوید هواپیما نقص فنی داشته و مخالفانش بگویند با موشک زده وظیفه یک خبرنگار تحقیقگر این است که حرف هیچکدام را معیار قرار ندهد، بلکه خودش به دنبال شواهد برود تا معلوم کند کدام بوده (نه اینکه حرف را در برابر حرف بگذارد!)، بعدش اگر واقعیت به مذاق یک طرف خوش نیامد مشکل خودش است…
لینک ویدئو کاملش در یوتیوب را جایگزین کردم.