بیا منو بخور!

روزى حضرت رضا عليه السلام در محلى كه بوديم وارد شد و درباره امامت ايشان بحث كرديم وقتى خارج شد، من و رفیقم در پى آن جناب رفتيم ؛ هنگامى كه وارد بيابان شديم ، ناگهان به آهوانى برخورديم. آن حضرت به يكى از آنها اشاره كرد، آهو فورا پيش آمد و در مقابل آن حضرت ايستاد. امام عليه السلام دستى بر سر آهو كشيد و آن را به غلامش داد.

آهو به اضطراب افتاد كه به چراگاه باز گردد، آن حضرت سخنى گفت كه ما نفهميديم . آهو آرام گرفت .

سپس رو به من كرده فرمود: باز ايمان نمى آورى ؟

عرض كردم : چرا. آقاى من ! تو حجت خدايى بر مردم ، من از آنچه قبلا گفته بودم توبه كردم.

آن گاه رو به آهو كرده فرمود: برو! آهو اشك ريزان خود را به آن حضرت ماليد و به چرا رفت .

بعدا رو به من كرده ، فرمود: مى دانى ، چه گفت ؟!

گفتم: خدا و پيامبرش بهتر مى دانند؛

فرمود: آهو گفت وقتى مرا نزد خود خواندى ، به خدمت رسيدم و اميدوار شدم كه از گوشت لذیذ من خواهى خورد؛ اما حال که دستور رفتن مرا دادى ، افسرده شدم و اشک ریزان به چراگاه برمیگردم!

منبع: بحارالانوار نوشته علامه! مجلسی جلد 49 صفحه 53

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “بیا منو بخور!

  • 2022-02-04 در t 06:37
    پیوند یکتا

    آهو نر بوده و به حضرت گفته بیاد آن جایش را بخورد ولی خوب حضرت تقیه کرده تا حفظ ظاهر بشود.
    یا آهو با هوش بوده و عربی بلد بوده یا حضرت دیکشنری عربی-آهویی داشته که می توانسته زبان آهویی را به عربی ترجمه کنه.
    البته حضرت سواد نداشته و نمی توانسته دیکشنری را بخونه.
    این داستان های اسلامی را هر چه قدر هم تخفیف بدین و بخواهید جمعش کنید باز هیچ کجاش با هیچ منطقی جور در نمی آد.
    سناریو نویس بحارالانوار واقعا پخمه و کودن بوده و بهتر بود به جای نوشتن داستان های اکشن و تریلر می رفت همون داستان های پورن را می نوشت که آخوندا توش خیلی واردتر و باتجربه تراند.

    • 2022-02-04 در t 15:36
      پیوند یکتا

      من دقت کرده ام بیشتر این داستانهایی که جعل کرده اند همگی از یک تم واحد برخوردار هستند مثلا آهو در اطراف امام رضا وول میخوردند. صدتا داستان درباره امام رضا و آهو درست کرده اند.
      معلوم نیست امام رضا اصلا در عمرش آهو دیده بوده و یا خیال میکرده الاغ همان آهوست.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.