بوی جوی فاشیسم آید همی
پدرم تعریف میکرد زمانی در تهران و بیشتر شهرهای ایرانی منازل هنوز به شبکه برق وصل نشده بودند و مردم از چراغ های نفتی، گردسوز، استفاده میکردند. کم کم دولت کار اتصال برق شهری به منازل را آغاز کرد. آن اوایل کنتور برق هنوز مرسوم نشده بود، به هر خانه ای دو سیم از تیر چراغ برق سرکوچه می کشیدند و داخل خانه ها سیم کشی میکردند. جالب تر اینکه برق منازل شبانه روزی نبود بلکه از ساعت ۶ عصر تا نیمه شب برق منازل وصل میشد.
پدرم میگفت توی کوچه و محله ما بیشتر خانه ها به برق شهری وصل شده بودند و از این امکانات شیک و پاکیزه استفاده میکردند بجز یکی دو خانه که آخوند و مذهبی بودند و میانه خوبی با امکانات مدرن نداشتند. البته برخی افراد کله شق هم بودند که می گفتند ما اجازه روشنایی اندرونی مان را به دولت نمی دهیم که هر وقت دلش خواست آنرا قطع و وصل کند. ما با همان چراغ گردسوز نفتی زندگی می کنیم اما استقلال خودمان را حفظ می کنیم و زیر بار وابستگی به دولت نمی رویم.
با گذشت زمان و همه گیر شدن استفاده مردم از برق شهری، نسلی که در برابر برق مقاومت میکردند از بین رفت و شک و تردید در استفاده از چنین امکاناتی به تاریخ پیوست اما شرکت سهامی برق ایران که بعدها به وزارت نیرو تغییر نام پیدا کرد هیچگاه در دادن سرویس دهی به شهروندان تبعیض قائل نشد و مثلا کسی را به جرم یهودی بودن یا ارمنی بودن یا طرفدار شاه یا مصدق برق خانه اش را قطع نکرد.
تصور کنید در قرن بیست و یکم، در یک کشور پیشرفته برق خانه کسی را قطع کنند بخاطر اینکه افکارش مخالف افکار رئیس شرکت برق یا وزیر نیرو باشد! چقدر چنین کاری مشمئزکننده و دور از انسانیت است؟!
مشابه همین اقدام را مافیای چپگرای رسانه های جمعی مثل فیسبوک و توئیتر و گوگل و یوتیوب با دونالد ترامپ کردند. یعنی کسی که در توئیتر بیش از ۸۴ میلیون نفر فالوئر داشت را صدایش را خفه کردند و حتی وقتی خواست از اپلیکیشن پارلر استفاده کند و با مخاطبانش ارتباط برقرار کند، فورا قرارداد استفاده از سرور آنرا فسخ کردند تا او را کاملا خفه کنند.
تصور کنید وقتی آنها توانستند ترامپ را با آن همه پشتوانه خفه کنند، قطعا خواهند توانست صدای مخالفان دیگر را نیز از بین ببرند. این یعنی از دل دمکراسی و لیبرالیسم بوی فاشیسم می آید. رسانه های جمعی که اساسا قرار بود ابزار گسترش آزادی بیان و لیبرالیسم باشد، دارد تبدیل به همان شرکت برقی میشود که برق خانه افراد را بدلیل اختلاف ایدئولوژی قطع می کند.
امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم استفاده از چنین ابزارهایی در زندگی ما جاافتاده و مثل استفاده از برق روشنایی تبدیل به یک سرویس همگانی گردیده است اما اگر قدرت صاحبان این شرکتهای عظیم کنترل نشود، آینده بسیار دردناکی در انتظارمان خواهد بود زیرا آنها هستند که برای افراد خط قرمز تعیین می کنند و هرکس را که اراده کنند زمین می زنند و هر جریان فکری را که بخواهند تقویت و هدایت می کنند.
اگر الان به این وضعیت اعتراض نکنیم فردا خود قربانی همین هیولاهای مافیایی خواهیم شد.


خوب چند مطلب
اول این که ترامپ بیکار ننشست و پلتفرم وعده داده شده را بالا آورد
دوم اونجا دستگاه قضایی مستقل وجوددارد که امثال ترام بتوانند دادخواهی کنند نانچه دستاه قضایی هم فاسد شد بله باید فاتحه دمکراسی را خواند
اما حرکت جالب توجه اخیر برای من برداشتن حق مالکیت معنوی واکسن کرونا بود. امیدوارم در مورد فیسبوک و یوتیوب و… هم همین اقدام صورت بگیره و نظارت و محدودیت به شکل قانونمند برای حفط حقوق همگان صورت بگیرد.
به هر حال حقوق هم دارای پیچیدگی ها و مسائل نو میباشد
دمکراسی یک وجود زنده است و مثل هر موجود زنده ای اگر مردم مواظب او نباشن ویروس ها و انگل ها او را از پای در خواهند آورد.
فیسبوک و تویتر و بقیه همون کار ویروس را انجام می دهند فقط در بعد اجتماعی.
همیشه در همه جا و در هر برحه زمانی منافع 1% ها در جهت عکس منافع 99%هاست چون این اصل اول قانون برده داری است. 1% ها وقتی می تونند 1% بشن که 99% ها براشون مجانی کار کنند و از حقوق خودشون بگذرند. برده داری چه با قل و زنجیر چه با پول و اقتصاد هیچ راه دیگه ای جز سو استفاده از اکثریت راه دیگری نداره.
در آینده وقتی بشر پیشرفت کرد و این موضوع را فهمید باید یک انقلاب مثل انقلاب کبیر فرانسه کنه تا این 1% ها را از روی زمین برداره تا بتونه سهم همه را به طور مساوی به همه بده. تا آنزمان هنوز صدها یا شاید هزارها سال زمان مونده چون مدیا، پول، قدرت نظامی و قهریه همه دست همون 1% هاست و مردم جز تعداد هیچ قدرت دیگری ندارند.
مورد خاص ترامپ تفسیر دیگری دارد: او(چون اولویتش خودش بود) پشتیبان بانفوذی نداشت، دیرش بعد از دعوا با ژنرال متیس تصمیم به حذفش گرفته شده بود، و به درستی! ما نیازی به یک سیاستمدار نداریم که ما را برای مقاصد خودش به کار بگیرد، بلکه کسی را میخواهیم که او را برای مقاصد خودمان به کار بگیریم.
اگرجزاین بود میشد ترتیبی داد که او پلتفرم خودش را داشته باشد، چاره ای نبود اسرائیلی ها برایش درست میکردند. اگر زمانی شخصی در راه باشد که من مطمئن باشم وقتی سر کار بیاید فرمان جنگ میدهد خودم هم کارم را ترک میکنم و کمک میکنم که از نظر تکنیکی از هیچکس کم نیاورد! ولی برای دلقک بازی صرف نمیکند…