راستش جمالراده در خودرنی دیگه زیاده روی میکنه. مدلش نمیدانم که بوده اما ایرانی ها اتفاقا مردم قدرشناس و اکثرا شرافتمندی هستند. یا مثلا همین مکر و حیله و ریاکاری در گروهی وجود دارد اما من بخصوص در روستاها و شهرستانهای کوچک جنوب اکثر مردم را صاف و ساده و بسیار زودباور یافتم. نمیخواهم روده درازی کنم اما فکر میکنم جمالزاده زشتی های گروهی را (احتمالا در طبقات بالا و مذهبی) به همه تعمیم داده.
کافر جان چند نکته: -اینها رو جمالزاده نگفته و گفتار افراد دیگر در مورد ایرانیان است که که جمالزاده با منبع تو کتابش ذکر کرده. -کتاب چند قسمت داره که یک قسمت کاملا به صفات خوب ایرانیها ربط داره. -هیچ کدوم از این صفات مسلما به همه ایرانیها ربط پیدا نمیکنه و تو اونهایی هم که این صفات وجود داره مسلما شدت و ضعف داره. – هدف من از انتشار اینها اینه که اون هموطنانی که این صفات رو دارند متوجه شوند که اونقدرها هم زرنگ نیستند و بقیه هم بلاخره متوجه این رفتار میشوند و شاید در صدد اصلاح رفتار خودشون بر بیان, و افراد دیگر هم به زشتی این رفتار پی ببرند و نسبت به اون واکنش نشون بدند. -اگر انتشار این مطالب برای شما ناراحت کننده است هیچ اصراری به ادامه اون ندارم. تعارف نمیکنم. مشروطه برای من در درجه اول یک محیط دوستانه است که با چند نفر آدم حسابی همفکر تبادل اطلاعات کنیم و کمی گپ بزنیم.
کم لطفی میفرمائید شیخ عزیز. چگونه ممکن است من از هر انتقادی، بجا و یا نابجا، دلگیر شوم. من فقط نظر انتقادی خود را نسبت به این اعتقادات بیان کردم و فکر میکنم هر دو توافق داریم که نمیتوان تعمیم جزء به کل داد. متاسفانه این قسمت و قسمت قبل از آنجا که دکری از نام سیاح خارجی نداشت باعث شد که فکر کنم نظریات خود جمالزاده است. با عرض پوزش از ایشان و شما. چنان که در تبادل نظر با فانوس گرامی نیز عنوان کردم من با شما همعقیده هستم که فرهنگ ایرانی محتاج یک تکاندن حسابی است تا هر چه ساس و سوسک و شپش و گرد و خاک در این قالی خوشرنگ جای گرفته بیرون ریخته و سالی و دورانی نو را آغاز کند و خود را با جهان مدرن مطابق نموده و به جای یک جامعه از هم گسیخته تبدیل به یک ملت شود. این تلنگرهای شما در این راستا قابل تقدیر است.
جمال زاده دروغ نگفته. یک مدیر ایرانی را با یک مدیر سفید پوست مقایسه کنید و از هر ایرانی مقیم خارج بپرسید که کدام را ترجیح می دهد. راستی چرا؟ علتش دقیقا همین چیزهایی است که جمال زاده گفته. همکار هست که با اروپایی ازدواج کرده و بیشتر در غرب زندگی کرده تا در ایران ولی وقتی رئیسی را می بیند دست به سینه اش می زند و طبق عادات ایرانی صد بار تعظیم می کند. رئیس خارجی که نمی فهمد این دارد چه می کند و بارها شده که رفته دنبال کارش و دیگر اونجا نیست ولی این هنوز دارد تعظیم می کند. همین آدم اگر ازش بخواهید روی انگشت بریده ادرار کند نمی کند چون درش نفعی نمی بیند. این فقط یک مثال است. می شود هزارها کتاب از این نوع مثالهای واقعی نوشت. ایران بیشتر از تغییر سیاسی، تغییر فرهنگی لازم دارد. به قدیمی ها امید زیادی نیست. اکثرا دگم، یک دنده و کم خردند. امید به نسل جوان است که اول باید این مذهب کذایی را در توالت انداخته روش سیفون بکشند بعد سنت های قدیمی که ریشه باز در مذهب اسلام یا زرتشت دارند مثل ناموس، لات بازی، بزرگتر، کوچکتر، دروغ، ریا، تظاهر، چاپلوسی، حقه بازی و … را به دنبال مذهب در توالت انداخته و روش سیفون بکشند. دروغ، تملق، دورویی و پارتی بازی باید از فرهنگ ایرانی حذف بشوند یا همین چهار ناهنجاری رفتاری قدرت آن را بخوبی دارند تا هم کشور و هم مردمش را در توالت انداخته و روی همه اش سیفون بکشند. شوخی نداریم. رسیده ایم سر دو راهی تاریخی، یا درست می شویم یا نابود. راه سومی در کار نیست.
فانوس جان من با تو کاملا موافقم که جامعه ما محتاج یک تغییر بنیادین در باورها و رفتارهایش است. حرف من این است که این صفات بد را نمیتوان به همه تعمیم داد. مثلا همین بیرحمی و حرص وعدم قدرشناسی و شرافتمندی را در نظر بگیر. من اگر برای مثال به افرادی که میشناسم و دوست و آشنا و فامیل نگاه کنم این صفات را به این تندی در اکثر آنان نمی یابم.شما خودت همین امتحان را بکن و میبینی که شامل خیلی افراد نمیشود. من فکر میکنم این ایرانی بد یک چیزی مثل همان قوم فارس است. این بدین معنی نیست که من زشتی ها و نواقص فرهنگ ایرانی را نمیبینم و حتی شریفترین افراد را محتاج به تغییر فرهنگ نمی یابم. از پدرسالاری و ناموس پرستی گرفته تا خانواده و ایل گرائی و زرنگی و باورهای مذهبی و همه باید تغییر کند و اگر نه آینده مان هم مثل امروزمان خواهد بود.
در مورد ایرانیان قدیمی و جید من بر خلاف شما فکر میکنم به بعضی قدیمی ها که زمان شاه بزرگ شدند بیشتر میتوان امید داشت. بعضی شان هم البته خرند مثل یک بابائی که سالها اینجا بوده و زن انگلیسی دارد و هنوز همان اراجیف کمونیستهای 57 را تکرار میکند و تو همان زمان گیر کرده. همکارهای ایرانی و خارجی هر دو را داشته ام و اکثرا فرق زیادی ندارند اما یک مورد بود که خاطره بدی نیست. یک همکار ایرانی داشتم که میزش نزدیک من بود و اوائلی که استخدامش کردم یک بار با احترام گفت من فکر میکنم اگر مایل باشید و صلاح بدانید صفحه های کامپیوترمان را عوض کنیم. فکر کردم صفحه کامپیوترش خراب شده و گفتم خوب به چه دلیل چنین کاری بکنیم؟ گفت آخه صفحه کامپیوتر من از مال شما بزرگتره و این درست نیست چون شما رئیس هستید و باید مال شما بزرگتر باشد. نمیدانستم بخندم یا گریه کنم.
کافر جان من تناقضی در سخنمان نمی بینم. مسلم است که همه ایرانی ها این شکلی نیستند و آنهایی که این خصوصیات را نشان می دهند درجات مختلفی از خیلی ضعیف تا خیلی قوی ممکن است داشته باشند. مشکل اینجاست که ما ایرانی ها طبق یک استاندارد خاص رفتار نمی کنیم. فامیلی که ممکن است بسیار خوب با شما رفتار کند می تواند با کارگرش فاشیست و بی رحم باشد. حکومت آینده ایران باید قوانین خیلی سختی برای دروغ، رشوه، پارتی بازی و خیانت بگذارد. این رفتارها باید از فرهنگ ایرانی زدوده بشود. قدیمی ها افرادی هستند که بالای ۷۰ ساله اند. اینها اکثرا همون عن قلابی های ۵۷تی هستند. کسانی که خیلی توقع دارند و همانقدر کمتر منطق. مشتی خودبزرگ بین که از خیر سر اسلام عزیز همه اکنون اکثرا به دریوزگی افتاده اند. اینها نمی توانند اسلام عزیز را ول کنند و چه کمونیست، چه لائیک چه ملی منقلی، چه هر چی همه شون چاکر، نوکر اسلام عزیزند. بین آنها آدم حسابی هم پیدا می شود ولی صحبت من رفتار جمعی و کلی آنهاست. بله نسل جدید شاید از کمبود کیفیت رنج ببرد. چیزی که زمان شاه به وفور بود ولی مشکل اسلام عزیز برای نسل جدید حل شده و اکثر جوانان امروزی هیچ مسئله ای ندارند روی قرآن و تمام مذهب ادرار کنند. امید اینجاست. اگر این مذهب نباشد، وجود اخوند و کارهای او را چگونه می شود توجیه کرد؟ اگر مذهب نباشد وجود همه این حکومت زیر سوال می رود.
خیر گرامی، هیچ تناقضی نیست. هز دو ما خواهان زیر و رو شدن فرهنگی هستیم که ما را عقب نگاه داشته. ممکن است در امور جزئی تجربه مختلفی داشته باشیم اما در کل حرفمان یکی است. در مورد نسل قدیمی که من آن را در مجموع وطن پرست تر یافته ام باید این را هم اما اضافه کنم که این نسلی بود که سر سفره انقلاب مشروطه و ادامه آن یعنی حکومت پهلوی و سالها کشور سازی و ایران گرائی نشست و همه چیز برایش تقریبا به سهولت فراهم شد. شما در آن نسل افراد زیادی را می یابید که در آن کشور در حال توسعه از فقر به ثروت و مدارج بالا و حداقل زندگی های راحت رسیدند. آخرش هم ریدند توی سفره و برای ما خرابش کردند. متاسفانه به همان دلیل سهولت در دستیابی به زندگی مرفه و سهولت برانداختن حکومت پهلوی این نسل کمی هم انتظار دارد که تغییرات سهل الوصول باشد. در مورد مذهبی بودن هم درست می فرمائید و اینها مذهبی تر از نسل جدید هستند هرچند که آنها هم حداقل به جدائی دین از حکومت باور دارند. در این البته شکی نیست که مذهب و بخصوص اسلام وجودش به هر صورتی در جامعه موجب فساد و تباهی است.
دیدگاهها بسته شدهاند.
با استفاده از این سایت شما توافق ضمنی خود را با استفاده از «کوکی» ابراز میکنید .
By using this website, you agree to let us use cookies
راستش جمالراده در خودرنی دیگه زیاده روی میکنه. مدلش نمیدانم که بوده اما ایرانی ها اتفاقا مردم قدرشناس و اکثرا شرافتمندی هستند. یا مثلا همین مکر و حیله و ریاکاری در گروهی وجود دارد اما من بخصوص در روستاها و شهرستانهای کوچک جنوب اکثر مردم را صاف و ساده و بسیار زودباور یافتم. نمیخواهم روده درازی کنم اما فکر میکنم جمالزاده زشتی های گروهی را (احتمالا در طبقات بالا و مذهبی) به همه تعمیم داده.
کافر جان چند نکته:
-اینها رو جمالزاده نگفته و گفتار افراد دیگر در مورد ایرانیان است که که جمالزاده با منبع تو کتابش ذکر کرده.
-کتاب چند قسمت داره که یک قسمت کاملا به صفات خوب ایرانیها ربط داره.
-هیچ کدوم از این صفات مسلما به همه ایرانیها ربط پیدا نمیکنه و تو اونهایی هم که این صفات وجود داره مسلما شدت و ضعف داره.
– هدف من از انتشار اینها اینه که اون هموطنانی که این صفات رو دارند متوجه شوند که اونقدرها هم زرنگ نیستند و بقیه هم بلاخره متوجه این رفتار میشوند و شاید در صدد اصلاح رفتار خودشون بر بیان, و افراد دیگر هم به زشتی این رفتار پی ببرند و نسبت به اون واکنش نشون بدند.
-اگر انتشار این مطالب برای شما ناراحت کننده است هیچ اصراری به ادامه اون ندارم. تعارف نمیکنم. مشروطه برای من در درجه اول یک محیط دوستانه است که با چند نفر آدم حسابی همفکر تبادل اطلاعات کنیم و کمی گپ بزنیم.
کم لطفی میفرمائید شیخ عزیز. چگونه ممکن است من از هر انتقادی، بجا و یا نابجا، دلگیر شوم. من فقط نظر انتقادی خود را نسبت به این اعتقادات بیان کردم و فکر میکنم هر دو توافق داریم که نمیتوان تعمیم جزء به کل داد. متاسفانه این قسمت و قسمت قبل از آنجا که دکری از نام سیاح خارجی نداشت باعث شد که فکر کنم نظریات خود جمالزاده است. با عرض پوزش از ایشان و شما. چنان که در تبادل نظر با فانوس گرامی نیز عنوان کردم من با شما همعقیده هستم که فرهنگ ایرانی محتاج یک تکاندن حسابی است تا هر چه ساس و سوسک و شپش و گرد و خاک در این قالی خوشرنگ جای گرفته بیرون ریخته و سالی و دورانی نو را آغاز کند و خود را با جهان مدرن مطابق نموده و به جای یک جامعه از هم گسیخته تبدیل به یک ملت شود. این تلنگرهای شما در این راستا قابل تقدیر است.
جمال زاده دروغ نگفته. یک مدیر ایرانی را با یک مدیر سفید پوست مقایسه کنید و از هر ایرانی مقیم خارج بپرسید که کدام را ترجیح می دهد. راستی چرا؟
علتش دقیقا همین چیزهایی است که جمال زاده گفته. همکار هست که با اروپایی ازدواج کرده و بیشتر در غرب زندگی کرده تا در ایران ولی وقتی رئیسی را می بیند دست به سینه اش می زند و طبق عادات ایرانی صد بار تعظیم می کند. رئیس خارجی که نمی فهمد این دارد چه می کند و بارها شده که رفته دنبال کارش و دیگر اونجا نیست ولی این هنوز دارد تعظیم می کند. همین آدم اگر ازش بخواهید روی انگشت بریده ادرار کند نمی کند چون درش نفعی نمی بیند. این فقط یک مثال است. می شود هزارها کتاب از این نوع مثالهای واقعی نوشت.
ایران بیشتر از تغییر سیاسی، تغییر فرهنگی لازم دارد. به قدیمی ها امید زیادی نیست. اکثرا دگم، یک دنده و کم خردند. امید به نسل جوان است که اول باید این مذهب کذایی را در توالت انداخته روش سیفون بکشند بعد سنت های قدیمی که ریشه باز در مذهب اسلام یا زرتشت دارند مثل ناموس، لات بازی، بزرگتر، کوچکتر، دروغ، ریا، تظاهر، چاپلوسی، حقه بازی و … را به دنبال مذهب در توالت انداخته و روش سیفون بکشند.
دروغ، تملق، دورویی و پارتی بازی باید از فرهنگ ایرانی حذف بشوند یا همین چهار ناهنجاری رفتاری قدرت آن را بخوبی دارند تا هم کشور و هم مردمش را در توالت انداخته و روی همه اش سیفون بکشند.
شوخی نداریم. رسیده ایم سر دو راهی تاریخی، یا درست می شویم یا نابود. راه سومی در کار نیست.
فانوس جان من با تو کاملا موافقم که جامعه ما محتاج یک تغییر بنیادین در باورها و رفتارهایش است. حرف من این است که این صفات بد را نمیتوان به همه تعمیم داد. مثلا همین بیرحمی و حرص وعدم قدرشناسی و شرافتمندی را در نظر بگیر. من اگر برای مثال به افرادی که میشناسم و دوست و آشنا و فامیل نگاه کنم این صفات را به این تندی در اکثر آنان نمی یابم.شما خودت همین امتحان را بکن و میبینی که شامل خیلی افراد نمیشود. من فکر میکنم این ایرانی بد یک چیزی مثل همان قوم فارس است. این بدین معنی نیست که من زشتی ها و نواقص فرهنگ ایرانی را نمیبینم و حتی شریفترین افراد را محتاج به تغییر فرهنگ نمی یابم. از پدرسالاری و ناموس پرستی گرفته تا خانواده و ایل گرائی و زرنگی و باورهای مذهبی و همه باید تغییر کند و اگر نه آینده مان هم مثل امروزمان خواهد بود.
در مورد ایرانیان قدیمی و جید من بر خلاف شما فکر میکنم به بعضی قدیمی ها که زمان شاه بزرگ شدند بیشتر میتوان امید داشت. بعضی شان هم البته خرند مثل یک بابائی که سالها اینجا بوده و زن انگلیسی دارد و هنوز همان اراجیف کمونیستهای 57 را تکرار میکند و تو همان زمان گیر کرده. همکارهای ایرانی و خارجی هر دو را داشته ام و اکثرا فرق زیادی ندارند اما یک مورد بود که خاطره بدی نیست. یک همکار ایرانی داشتم که میزش نزدیک من بود و اوائلی که استخدامش کردم یک بار با احترام گفت من فکر میکنم اگر مایل باشید و صلاح بدانید صفحه های کامپیوترمان را عوض کنیم. فکر کردم صفحه کامپیوترش خراب شده و گفتم خوب به چه دلیل چنین کاری بکنیم؟ گفت آخه صفحه کامپیوتر من از مال شما بزرگتره و این درست نیست چون شما رئیس هستید و باید مال شما بزرگتر باشد. نمیدانستم بخندم یا گریه کنم.
کافر جان من تناقضی در سخنمان نمی بینم.
مسلم است که همه ایرانی ها این شکلی نیستند و آنهایی که این خصوصیات را نشان می دهند درجات مختلفی از خیلی ضعیف تا خیلی قوی ممکن است داشته باشند.
مشکل اینجاست که ما ایرانی ها طبق یک استاندارد خاص رفتار نمی کنیم. فامیلی که ممکن است بسیار خوب با شما رفتار کند می تواند با کارگرش فاشیست و بی رحم باشد. حکومت آینده ایران باید قوانین خیلی سختی برای دروغ، رشوه، پارتی بازی و خیانت بگذارد. این رفتارها باید از فرهنگ ایرانی زدوده بشود.
قدیمی ها افرادی هستند که بالای ۷۰ ساله اند. اینها اکثرا همون عن قلابی های ۵۷تی هستند. کسانی که خیلی توقع دارند و همانقدر کمتر منطق. مشتی خودبزرگ بین که از خیر سر اسلام عزیز همه اکنون اکثرا به دریوزگی افتاده اند. اینها نمی توانند اسلام عزیز را ول کنند و چه کمونیست، چه لائیک چه ملی منقلی، چه هر چی همه شون چاکر، نوکر اسلام عزیزند. بین آنها آدم حسابی هم پیدا می شود ولی صحبت من رفتار جمعی و کلی آنهاست.
بله نسل جدید شاید از کمبود کیفیت رنج ببرد. چیزی که زمان شاه به وفور بود ولی مشکل اسلام عزیز برای نسل جدید حل شده و اکثر جوانان امروزی هیچ مسئله ای ندارند روی قرآن و تمام مذهب ادرار کنند. امید اینجاست. اگر این مذهب نباشد، وجود اخوند و کارهای او را چگونه می شود توجیه کرد؟
اگر مذهب نباشد وجود همه این حکومت زیر سوال می رود.
خیر گرامی، هیچ تناقضی نیست. هز دو ما خواهان زیر و رو شدن فرهنگی هستیم که ما را عقب نگاه داشته. ممکن است در امور جزئی تجربه مختلفی داشته باشیم اما در کل حرفمان یکی است. در مورد نسل قدیمی که من آن را در مجموع وطن پرست تر یافته ام باید این را هم اما اضافه کنم که این نسلی بود که سر سفره انقلاب مشروطه و ادامه آن یعنی حکومت پهلوی و سالها کشور سازی و ایران گرائی نشست و همه چیز برایش تقریبا به سهولت فراهم شد. شما در آن نسل افراد زیادی را می یابید که در آن کشور در حال توسعه از فقر به ثروت و مدارج بالا و حداقل زندگی های راحت رسیدند. آخرش هم ریدند توی سفره و برای ما خرابش کردند. متاسفانه به همان دلیل سهولت در دستیابی به زندگی مرفه و سهولت برانداختن حکومت پهلوی این نسل کمی هم انتظار دارد که تغییرات سهل الوصول باشد. در مورد مذهبی بودن هم درست می فرمائید و اینها مذهبی تر از نسل جدید هستند هرچند که آنها هم حداقل به جدائی دین از حکومت باور دارند. در این البته شکی نیست که مذهب و بخصوص اسلام وجودش به هر صورتی در جامعه موجب فساد و تباهی است.