اغتشاشگران به روایت ساواک و علی خامنه ای؛ حق با چه کسی بود؟

ساواک هم همانند دیگر موضوعات تاریخی دوران معاصر که در طول زمان در اذهان مردم دچار تغییر شدند، این روزها دوباره دارد به بطن بحث های سیاسی مردم بر میگردد تا از نو شناخته شود.

نسلی که پس از انقلاب به دنیا آمده است، سرخورده از وقاحت رهبران نظام، گاهی فتوی صادر میکند که ساواک باید تمام این سگ‌ها را میکشت!

(بیچاره سگ ها ی دوست داشتنی و بی آزار)

این نسل نمیداند «ساواک» که مخفف سازمان امنیت و اطلاعات کشور است، سالها پیش از پیروزی انقلاب شخماتیک ۵۷، خطر «خمینی» ها و رفسنجانی ها و خامنه ای ها و لاجوردی ها را حس کرده بود و این افراد را «عناصر نامطلوبی» تشخیص داده بود که برای ایران و ملت ایران «خطرناک» هستند!

آن روزها همه ساواک را لعن و نفرین میکردند که چرا «امام خمینی» را دستگیر کرده است! ؟

چرا ساواک جنایتکار جلوی منبر رفتن «خامنه ای» ها و «رفسنجانی» ها را میگیرد؟

چرا ساواک بر اعضای حزب توده «فشار» میآورد؟

چرا ساواک «حسین شریعتمداری» را به کمیته خرابکاری انتقال داده است….

از این چراها بسیار زیاد است و اگر گذشته را نقب بزنیم، خواهیم دید در آن دوران سازمان امنیت کشور امثال خمینی ها خامنه ای ها و رفسنجانی ها و لاجوردی ها را «خرابکار» و «تروریست» تشخیص داده بود و فعالیت این افراد را به دلیل خطری که برای «امنیت» کشور داشتند، محدود کرده بود.

انقلابیون و رهبران امروز نظام، همان اشخاصی هستند که «ساواک» آنها را به دلیل فعالیت های ضد ایرانی شان دستگیر کرده بود و به زندان افکنده بود_ در کنار اینها، بودند افرادی که خانه تیمی به راه انداخته بودند و بمب گذاری میکردند و به دنبال «ترور» ولیعهد ایران بودند، این افراد را هم ساواک برای گرفتن اعتراف و پی بردن به نقشه هایشان، به روایت خودشان «شکنجه» میکرده است!

از خرس انداختن به جان زندانیان بگیرید تا ناخن کشی و …! و چه جالب ! تمام کسانی که پس از انقلاب وکیل و وزیر و نخست وزیر و نماینده مجلس شدند، هیچکدامشان «بی ناخن» نبودند و هیچکس هم نپرسید آن چند گونی ناخن کشیده شده که انقلابیون ادعا میکردند «ساواک» از پای انقلابیون کشیده، کجا بود و چرا هیچ عکسی از آن گونی ها و لشگر بی ناخن ها موجود نیست!؟

امروز که ۴۰ سال از فروپاشی ساواک میگذرد، اگر بی تعصب به ساواک نگاه کنیم، خواهیم دید که ساواک در «تشخیص» جنایتکاران و وطن فروشان و‌قاتلان و‌جانیان و جاسوسان شوروی ، خطایی نداشت؛ هر چند این وسط کسانی هم بودند که به اشتباه قربانی روش های غلط ساواک در اعتراف گیری شدند. افرادی از جنس غلامحسین ساعدی، هیچوقت نباید زندان را تجربه میکردند و این فرق نگذاشتن میان تروریست های اسلامی با نویسندگان «چپ»، یک خطای استراتژیک بود که سرانجام باعث پیوند «ارتجاع سیاه» و «ارتجاع سرخ» شد و از بطن این وصلت شوم و نامبارک، موجود ناقص الخلقه و صد پدری به نام «جمهوری اسلامی» زاده شد که هم خمینی و یاران چپ و مسلمانش در پدید آمدنش نقش داشتند و هم شاه و دولتمردانش…

انقلاب اسلامی و‌جمهوری اسلامی، کارنامه گویای همه گروه های سیاسی پیش از انقلاب است. از نواب صفوی تا خمینی، از خمینی تا یاران دکتر مصدق و جبهه ملی که برای «امام خمینی» بشارت نامه نوشت، تا توده ای ها و فداییان و …، همه اینها افرادی بودند که ساواک اینها را «خرابکار» و «تروریست» خطاب کرده بود، حال امروز اگر ما به عقب برگردیم، میتوانیم امثال رفسنجانی ها و خامنه ای ها و لاجوردی ها را جز جنایتکار، نام دیگری بخشیم!؟

براستی کسانی که سینما رکس را آتش زدند و «رفیق» خود را کشتند ( خسرو روزبه) و صمد بهرنگی که شنا بلد نبود را_ به عنوان قربانی ساواک_ به ملت معرفی کردند، نامشان «آزادیخواه» بود یا خرابکار؟

پاسخ به سوالات بالا، راه را برای رسیدن به سوالات امروز باز میکند.

در سال ۱۳۷۸، عده ای دانشجوی غیر مسلح، در اعتراض به بسته شدن یک روزنامه، دست به تظاهرات میزنند! فورا نظام و رهبرش آنها را اراذل و اوباش میخوانند و بسیجیان بی شرافت، یا حسین گویان، جوانان را از بالکن به بیرون پرتاب میکنند و عده زیادی را مجروح میکنند و چند نفر هم به قتل میرسند…

سال ۸۸ برای پرسیدن یک سوال که «رای من کجاست؟» ملت را به کهریزک میبرند و تجاوز میکنند و از روی مردم با ماشین رد میشوند و یک مشت بی پناه و بی سلاح را به گلوله میبندند و ندای یک ملت را خاموش میکنند و در آخر آنها را مشتی جاسوس و مزدور و آشوب طلب معرفی میکنند…

سال ۹۶ مردم در اعتراض به گرانی ها به خیابان ها میآیند و اینبار با شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» کار را برای «استمرار طلبان» دشوار میکنند و در آخر مشتی اغتشاشگر و سیب زمین خور و کرکس و …خطاب میشوند و به ضرب باتوم و گلوله و زندان، خاموش میشوند

سال ۹۸ از راه میرسد و به یک شب قسمت بنزین را دولت دو- سه برابر میکند، مردم میآیند در خیابان، رژیم شروع به سرکوب میکند و مردم پاسخ میدهند و رژیم بچه های سیزده چهارده ساله را میکشد و نامشان را باز «اغتشاشگر» میگذارد….

حال سوال اینجاست؛ اگر خیابان آمدن و اعتراض کردن مدنی و راهپیمایی سکوت نامش آشوب است و اغتشاش، پس سرباز کشی ها و چریک بازی ها و سیاهکل راه انداختن ها و بمب گذاری ها و سینما رکس آتش زدن ها و یکدیگر را کشتن و گردن شاه انداختن ها و شایعه ساختن ها و دروغ بافتن ها و برای شوروی جاسوی کردن ها، نامش چیست!؟

پس از ۴۰ سال امروز وقت آن رسیده است که دوباره از خود بپرسیم:

براستی چه کسی «خرابکار» بود و چه کسی اغتشاشگر!؟

چه کسی راست میگفت و چه کسی دروغ؟

چه کسی ایران را ساخت و چه کسی ویرانش کرد؟

و‌نقش امروز و دیروز ملت در این فاجعه ای که ایران را نابود کرده است، کجاست!؟

انقلاب اسلامی ۵۷ اگر پیروز شد، راز موفقیتش در «وحدت کلمه» و اسلحه ای بود که در دست مخالفان شاه قرار داشت و همچنین «خشونت گریزی» شاه!

امروز اگر انقلاب اسلامی پس از این همه جنایات و‌مکافاتی که نصیب ملت کرده است، همچنان سر کار است، دلیلش این است که بر خلاف حکومت شاه ، حکومت خشونت طلب است و مردم «خشونت گریز»!

این حکومت نه با تظاهرات از بین میرود، و نه با شعار، تنها راه برانداختن این حکومت، آچمز کردن سیستم و مقابله به مثل کردن و آتش به اختیار بودن ملت است؛ گر نه صد تظاهرات مسالمت آمیز میلیونی هم انجام بدهیم، حکومت از جایش تکان نمیخورد!

عده ای میگویند وقتی انقلابیون ۵۷ تی را مواخذه میکنید راه را بر انقلاب دیگر میبندید، اما نه! همه حرف ما این است که تفنگ ۵۷ تی ها در راه برقراری «اسلام» و تضعیف «ایران» و «هویت ملی» ما که از قضا شاه هم بخشی از آن هویت ۲۵۰۰ ساله بود، به کار رفت و نتیجه روی کار آمدن حکومت اشغالگر «جمهوری اسلامی» شد؛ درست بر خلاف نسل امروز که روز به روز دارد از اسلام فاصله میگیرد و به دنبال بازیابی هویت گم شده خویش است. روزی که نسل امروز اسلحه بر دست بگیرد، پیروزی اش حتمی است اما مهم این است که این نسل میخواهد «اسلام» را برکند و این تفاوتی است که باعث‌میشود من به آینده ایران خوشبین باشم.

تفاوت ۲ نسل را در این کلیپ تماشا کنید

حمله به حوزه ها و‌مساجد و آخوندها، آغاز یک پایان است. با مرگ انقلاب ۵۷، همه گروه هایی که در به وجودآمدنش نقش داشته اند، خواهند مرد و این همان دلیلی است که باعث میشود، از چپ ایدئولوژی زده و مسلمان، برای بقا و استمرار این نظام، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

حفظ نظام جمهوری اسلامی، نقطه ای است که خاتمی و خامنه ای و بهنود و نگهدار و علیز و … را به هم میرساند تا یک صدا فریاد بزنند :

مرگ بر اغتشاشگران ….

اندکی صبر، سحر نزدیک است؛ ای خرابکاران «دیروز» و «ویرانگران» و «بچه کش» های امروز…

به اشتراک بگذارید:

3 thoughts on “اغتشاشگران به روایت ساواک و علی خامنه ای؛ حق با چه کسی بود؟

  • 2019-11-28 در t 05:51
    پیوند یکتا

    مرصادی ها در قامت روشنفکران خشونت گریز سوپر دمکراتیک بعد از هر خیزش مردم از درون قبرهایشان در می ایند و دفاع مردم از خود را بسیار تقبیح می کنند و می گویند مردم باید از خشونت پرهیز کنند ولی جالب اینکه انها از کارخانه تولید خشونت این رژیم اسلامی هرگز چیزی نمی گویند.
    دلیل این حرکت واضح است. ۱۰ نفر مسلح ده هزار نفر غیر مسلح را حریف است و تا وقتی که مردم با دست خالی تو خیابانها می آیند آخوندها هیچ غمی ندارند چون شکست مردم و هزینه بالای انها قطعی و گارانتی شده است.
    باید روی روشها فکر کرد. باید هزینه را بر دوش ضحاکیان انداخت. باید تهاجمی بود و قبل از هر چیزی اول ترس را کنار گذاشت چون الان کارزار این رژیم به نقطه ای رسیده که یا مرگ ملت و مرگ ایران در راه است یا مرگ ضحاکیان. یکی پیروز می شود و یکی مغلوب. مردم باید عزمشان را جزم کنند و تکلیفشان را با این دشمن ضد ایرانی معلوم کنند.

  • 2019-11-28 در t 17:33
    پیوند یکتا

    تنها اشکالی که به ساواک می شود گرفت این بود که اولا خیلی خیلی رئوف بود. البته علت رئوفت انها این بود که شاه عاشق مردم بود و به انها خیلی خیلی بیشتر از ان چیزی که واقعا لایقش بودند احترام می گذاشت. در نتیجه ساواک مجبور بود موازی عمل کند و بیش از اندازه رئوف باشد.
    دومین اشکال حکومت و شاه سانسور مطالب مخالفان خائنش مثل خمینی و توده ایها بود. ساواک باید مطالب اینها را در اختیار همه می گذاشت تا مردم بخوانند و بفهمند با کی سر و کار دارند. توضیح المسائل خمینی را باید مجانی به مردم می داد تا مردم بخوانند و ببینند که کسی که عکسش در ماه است در باره سکس با نوزاد و سکس با خر و الاغ یا عمه و خاله چه می گوید نه اینکه توضیح المسائل یک چنین جانوری را سانسور و غیر قانونی کند.
    در ایران جانورانی رشد می کنند که مختص خاورمیانه است. این جانوران آدمخورند وگرنه این همه بسییجی، شکنجه گر، تیرخلاص زن از کجا می ایند؟ چطور می شود ادمهایی مثل خلخالی، لاجوردی، خمینی، موسوی تبریزی، خود علی گدا، رفسنجانی ، مجتبی و غیره و غیره در این کشور به وفور یافت شود ولی نمی شود امثال اینها را در اروپا یا کانادا یا جهان غرب پیدا کرد؟ واقعا چرا؟
    برای مهار این جانوران و امنیت شهروندان سازمان امنیت کشور هم باید مطابقا سخت گیر و ادمخور باشد. نباید ادمی مثل لاجوردی را دو تا چک زد بعد صحیح و سالم ولش کرد تو خیابان تا چند سال بعد بشود قصاب اوین. نباید هیولایی مثل خمینی را تبعید کرد انهم به نوفل لوشاتو. مگر بلیط بخت آزمایش برده بود که برود بهترین جای دنیا زندگی کند؟
    اینها اشکالات ساواک و حکومت پهلوی بودند. فوق العاده لطافت و رئوفت به گرگ تیز دندان می شود این چیزی که الان در ایران داریم. آیا این نتیجه درست است؟ گیریم که مردم بی لیاقت و پست ۵۷تی لیاقتشان همین ملاها بود. جوانان بی گناهی که بعد از سال ۵۷ به دنیا آمده اند چه تقصیری دارند که اینجوری باید یا پرپر بشوند یا زندگیشان و جوانیشان بسوزد و دود بشود برود هوا؟ واقعا این تقصیر گردن کیست؟

  • 2019-11-28 در t 18:06
    پیوند یکتا

    حکومت شاهنشاهی پهلوی به نوبه خود یک هدیه خدایی و جایزه ای بود که بعلت جنگ جهانی و حواس پرتی انها از دست غرب و شرق در رفت و افتاد در دامان مردم ایران و مردم نابغه ایران هم با این هدیه کاری کردند که همه می دانیم.
    گرچه این حکومت خاص بود ولی خالی از اشکال هم نبود. بزرگترین اشکال این حکومت این بود که شاه مردم ایران را خیلی خیلی دوست داشت و به انها بیش از حدی که لیاقتش را داشتند احترام می گذاشت در نتیجه ساواک مجبور بود موازی عمل کند و با دشمنان این مردم چون متولد ایران بودند با رئوفت و لطافت رفتار کند.
    خاورمیانه جای عجیبی است. در این سرزمین جانورانی رشد می کنند که نظیرشان در هیچ کجای دنیا نیست. این جانوران زامبی های ادمخورند و در وحشی گری و قصاوت از هر حیوانی درنده تر هستند. وگرنه این همه بسیجی و شکنجه گر و تیر خلاص زن از کجا می آید.
    اشکال ساواک این بود که یکی مثل لاجوردی را می گرفت دو تا چک می زد و بعد ولش می کرد تو خیابون تا چند سال بعد بشود قصاب اوین. جانوری مثل خمینی را تبعید می کرد نوفل لوشاتو انگار بلیط بخت آزمایش برده تا برود در بهترین جای دنیا زندگی کند. به علی گدا یک لقب زندانی سیاسی می دهد انگار این هم ادم است و الا آخر…
    ساواک نباید نوشته های اینها را توقیف می کرد. باید برعکس مجانی در اختیار همه می گذاشت تا بخوانند و ببینند با کی طرف هستند.
    آبا توضیح المسائل خمینی کسی که عکسش در ماه است باید سانسور می شد یا در هر دکه ای مجانی داده می شد تا مردم ببینند نظر امامشان در باره سکس با نوزاد شیرخوره، خاله و عمه و اسب و خر و الاغ چیست.
    نتیجه لطافت با هیولاهایی که در خاورمیانه فقط پیدا می شوند اینست که می شود آنی که الان در ایران داریم. گیریم مردم بی لیاقت و بی شعور ۵۷تی لیاقتشان همین ملاها بود. نکلیف جوانان بی گناهی که بعد از این سال نکبت به دنیا امده اند چیست؟ چرا اینها باید یا پرپر بشوند یا جوانیشان برای هیچ و پوچ بسوزد و دود بشود برود هوا؟ واقعا تقصیر این گردن کیست؟

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.