اسلحه یعنی آزادی!
حدود یک هفته است که روزانه دادگاه جورج فلوید رو به صورت مستقیم دنبال میکنم و از هر لحظه اون لذت میبرم. در یک جمله خلاصه میکنم؛ در حال حاضر اگر جایی در دنیا باشه که قصه خلخال از پای زن یهودی و… در حال اجرا باشه اون آمریکا است. پلیس سفید با این اتهام که در دستگیری یک سیاه پوست از زور بیش از حد استفاده کرده و منجر به مرگ اون شده محاکمه میشه.
دادگاه با حضور ۱۴ نفر هیات منصفه که با توافق وکلای متهم و شاکی انتخاب شده اند برگزار میشه و در نهایت هم این هیات منصفه (نماینده جامعه) است که رای میده که آیا بدون هیچ شک معقولی (Without Reasonable Doubt) در مورد اتهامات منتسب به متهم اون رو گناهکار میدونه یا نه (Gulilty or Not Gulity). شبکه های خبری اصلی آمریکا هم یا دادگاه رو به صورت مستقیم پوشش میدند یا خبر اصلی شون همین دادگاه هست و همگی با استفاده از کارشناسان مختلف لحظه به لحظه جریان دادگاه رو زیر نظر دارند.
یک نکته اضافی هم بگم؛ در چند سال گذشته قوانین اساسی بسیاری توسط افراد و سازمانهای مختلف برای دوران پسا جمهوری اسلامی ارائه شده. به نظر من بهترین قانون اساسی برای کشوری به وسعت و تنوع قومی نژادی مثل ایران ترجمه “طابق النعل بالنعل” قانون اساسی آمریکا است, بخصوص روی سیستم فدرالی و حق حمل اسلحه تاکید دارم. اسلحه (قدرت) به هیچ عنوان نباید به صورت انحصاری در دست حکومت باشه. از نظر من حق حمل اسلحه که در متمم دوم قانون اساسی آمریکا به رسمیت شناخته شده این معنی رو میده: عوامل حاکمیت همیشه باید در این ترس باشند که اگر “ظلم” کنند, احتمال تلفات دادن خودشون هم به سادگی وجود داره. به عبارت دیگه: اسلحه یعنی آزادی!


جای دارد یادی کنیم 🙏🙏از دو تن از سیاهپوستان طرفدار ترامپ که خون گرمشان توسط دموکراتهای جنایتکار بزمین ریخت و هنوز قاتلین آنها شناسایی نشده اند.این قاتلین در میان دموکراتهای تروریست ایجاد کننده ترور و وحشت هستند. شرم و ننگ بر دموکراتهای قاتل
https://www.fox23.com/news/trending/milwaukee-police-search-killer-motive-slaying-well-known-black-trump-supporter/T3MEKCYZSNEZRKQJWDPXLHR6I4/
اینها نمایش سیرک دمکراتهاست.
آنها دلشان برای سیاهان نسوخته بلکه الان دارند پیاز داغش را زیاد می کنند تا از این پیراهن عثمان برای فاطی تنبان بدوزند!
هر روز دهها سیاه و سفید بی گناه کشته میشوند اما این یک مورد چون برای دمکراتها نان و آب داشت برایش اشک تمساح می ریزند.
برای ملتی مثل ما که فاصله بین صفر و صد یا نقطه جوش را تو کمتر از یک ثانیه پیش می ره داشتن اسلحه ممکنه خیلی به امنیت جامعه کمک نکنه ولی داشتن قوانین پیشرفته شاید بتونه مزایای داشتن اسلحه را جبران کنه.
قدرت نباید متمرکز باشه و نهادهای نظارتی باید بتوانند بالاترین شخص کشوری را هم زیر سوال ببرند.
نهادهای نظارتی باید مستقل باشن و نهادهای دیگر نظارت آنها را دایم بررسی کنند. شفافیت یعنی سلامت. باید حقوق همه کارمندان دولت که بالاتر از یک حدی است در دسترس عموم باشه و تمام حسابهای شخصی آنها توسط نهادهای مالیاتی و نظارتی کنترل بشه. یعنی چند نهاد مستقل و مجزا درامد تک تک کارکنان سه قوه را نظارت و نتایج آن را در اختیار عموم قرار بده.
> برای ملتی مثل ما که فاصله بین صفر و صد یا نقطه جوش را تو کمتر از یک ثانیه پیش می ره داشتن اسلحه ممکنه خیلی به امنیت جامعه کمک نکنه
اتفاقا من روی حق حمل اسلحه خیلی تاکید دارم. حتا از عوامل مهم پیروزی انقلاب مشروطه هم وجود اسلحه در دست مردم (ایلات) بوده. همین الان اگر مردم حق حمل سلاح داشتند آیا “نظام” جرات میکرد اینترنت رو قطع کنه و یک هفته مردم رو قتل عام کنه؟ اتفاقا اگر اسلحه دست مردم باشه حکومت انقدر محافظه کار میشه که هیچ وقت غلطی نمیکنه که مردم به اون “نقطه جوش” برسند!
من هم با فانوس گرامی موافقم که این قوانین پیشرفته و مکانیزم های لازم برای اجرای آنها است که میتواند مشکل را حل کند. من فکر میکنم این تصور که اگر مردم اسلحه داشته باشند در صورت لزوم در یک اتحاد جلوی حکومت می ایستند بسیار مطلوب و در عین حال بسیار نامحتمل است. نگاه کنید به کشورهایی که در آن سلاح زیادی در دست مردم است. برزیل پر از فاولاهایی است که بسیاری سلاح دارند. هر کدام منظقه ای بی قانون وخشن ایجاد کرده اند که پلیس نمیتواند به آن وارد شود و نه بیشتر. کشورهای زیادی هست که مردم سلاح دارند و در هیچکدام برای ایجاد دموکراسی استفاده نشده. در همین ایران اگر مردم میخواستند سلاح تهیه کنند مشکل زیادی نداشتند و تهیه آن حالا از زمان شاه بسیار ساده تر است. در سوی دیگر در اروپا مقدار کمی سلاح در بین مردم وجود دارد اما قوانین موجود دست دولت را برای هر گونه تعرض میبندد. از من بپرسید در همان امریکا هم این قانون است که ضامن حقوق شهروند است و نه اسلحه.
رضا شاه کلی زحمت کشید تا سلاح ها را از دست راهزنان جمع کند حالا ما بیاییم دوباره اسلحه بدهیم بدست مردمی که هر گوشه اش یک ساز می زند؟
توی کردستان عراق پس از صدام همه مسلح بودند. با وجودیکه حکومت خودمختار داشتند اما هر شب عده ای میریختند خانه کسی و طرف را می کشتند. بطوریکه بیشتر کسانی که پولدارتر بودند جلوی خانه هایشان پست نگهبانی نصب کرده بودند.
بعد از یک مدت به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند امنیت داشته باشند باید اسلحه را از دست مردم جمع کنند.
کشورهای خاورمیانه شرایط اجتماعی و فرهنگی اش با امریکا فرق می کند
تعادل فعلی اروپا «روی کاغذ» بوجود نیامده است، برای اینکه حکام و کلیسا عقب نشینی کنند چند صد سال جنگ لازم بود، صلح وستفالی (که آن را آغاز دولتهای مدرن میدانند) وقتی شکل گرفت که مناطق وسیعی از آلمان از سکنه خالی شده بودند و دیگر کسی باقی نمانده بود که بجنگد!
قانونی که کار کند نتیجه تعادل است و نه برعکس…
مونتی جان برداشت من این است که این پیشنهاد برای پس از سرنگونی است و اگر نه من هم کاملا معتقدم که این حکومت بجز با زور و جنگیدن نمی افتد. به نظر من تظاهرات خیابانی در این رژیم بی فایده است و بجای آن باید گروههای مسلح تشکیل داد.