اسلام رحمانی به روایت آریانا سعید؛ عشقم مرا بکش!
آریانا سعید خواننده محبوب افغانی که چندی پیش بخت یارش شد و توانست در بلبشوی به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان از دست طالبان بگریزد، در جدیدترین مصاحبه اش به وحشتی اشاره میکند که خالقش فقط میتواند یک مسلمان باشد. او میگوید وقتی در تعقیب و گریز از چنگال طالبان بوده است، از نامزدش خواهش کرده اگر با خطر دستگیری توسط شبهنظامیان طالبان مواجه شدند، حتما او را بکشد و نگذارد که زنده به دست آنان اسیر شود!
این خاطره هولناک و دردناک عمق ماهیت یک دین اهریمنی و ضد زن را نشان میدهد که اول آیه های کتاب مقدسشان دم از خداوند بخشنده و مهربان میزنند اما کمی که جلوتر بروید چهره هیولای اسلام با آیه های قتل و شلاق و سنگسار و زنا و غارت نمایان میشود.
واقعا زنان حق دارند که بیشتر از مردان از اسلام متنفر باشند. شاید یکی از دلایلی که در ایران و افغانستان زنان در خط مقدم قیام بر علیه تحجر مذهبی میجنگند و از مردان در مبارزه با طالبان های کابل و تهران پیشی گرفته اند، همین ماهیت ضد زن اسلام است.
فقط برای لحظه ای تصور کنید دختری زیبارو چو آریانا سعید اسیر این مردان حشری و کثیف و غارنشین میشد، براستی این غارنشینان کوردل که پیرو و ادامه دهنده راه پیامبر خویش هستند چه از آریانا سعید باقی میگذاشتند؟
این حس هولناک و ترس از دریده شدن توسط نره خرهای الله را تنها زنان میفهمند. حس غارت شدن و به یغما رفتن، حس زیر سایه وحشت زیستن، حس ترس از آلت های سرگردان الله که در خیابان ها رژه میروند و منتظرند تا حفره ای گناهکار به اسم زن را پیدا کنند و عقده های جنسی و ناکامی های خویش را بر سر او خالی کنند و از دست و پا زدنش و اشک هایش لذت ببرند و سرانجام هم او را چو لاشه ای بی جان و غرق خون، بر سنگ غسالخانه ها غسل میت دهند و به خاک بسپارند و تمام؛ چرا که حتی این قربانی که نامش «زن» مسلمان زاده است، حق ندارد عکسی برای سنگ گورش داشته باشد؛ چرا که خدای ناکرده ممکن است الله پرستان حشری شوند و با سنگ مرده هم جماع کنند!
براستی ما نفرین شدگان مسلمان زاده چه گناهی کرده ایم که در خاورمیانه به دنیا آمده ایم؟ چگونه مشتی آلت سرگردان به خود اجازه میدهند که سر آدمیزاد را ببرند و تن آدمیزاد را به یغما ببرند؟
وقتی این روایت فرار آریانا سعید را شنیدم بی اختیار گریه ام گرفت. گریه بر مصیبتی به نام «زن» بودن در خاورمیانه؛ گریه بر معشوقی که از عاشقش میخواهد نگذارد پیکرش به دست طالبان ها بیفتد! اما خواهرم، آریانا، این نره خرهای پشمالو وکریه و مسلمان حتی اگر عشقت ترا میکشت، باز با جنازه ات هم جماع میکردند، میپرسی مگر میشود؟ میگویم برو توضیح المسائل علمای اعظم اسلام را بخوان!


جنایات مسلمانان زامبی تروریست روی هیتلر و استالین را سفید کرده است.
● گروههای مردم آسیب دیده مانند ایزدی ها، خانواده های ۱۱ سپتامبر، خانواده های پرواز اوکراین، و گروههای پناهندگان باید در آمریکا و کانادا و انگلیس و اروپا و … باید برای غیرقانونی شدن اسلام مانند نازیسم در دادگاههای کشورهای محل اقامت خود طرح شکایت کنند.
● سازمان انسانهای آسیب دیده از اسلام باید تشکیل شود و همه انسانهای آسیب دیده از اسلام در آن عضو شوند و از کمکهای حقوقی و قانونی برخوردار شوند
نوشتار با این وزینی در آخر واژه خواهرمش خیلی تو ذوق می زنه
انسان خواهر و برادر انسان است.
بجز وحوش مسلمان که معلوم نیست از کدام خراب شده آمده اند? و چه جریانی این جانوران را دوباره بجان دنیا انداخته است?
و در قرن ۲۱ مایه شرمساری انسان و بشریت گردیده است.
با شناخت نسبتا ژرف و سالیان دراز گذشته که از نویسنده دارم, بی گمان مراد از “خواهرم” چیزی بیش نیست, بجز آنکه تنها به “ماهوی انسانی” این بانو به عنوان یک کنشگر سیاسی-اجتماعی-هنری-فرهنگی و مبارزه برای دستیابی زنان افغانستان به حقوق ابتدایی و حقه خود اشاره شده, و هیچ ربطی به ویژگی های فردی ایشان ندارد.
نکته سنجی و پرسش گری شما شایان بالیدن است!
اصلا واژه هایی با عنوان خواهر، همشیره و حتی آبجی و از این قبیل کارکرد سنتی و دموده مبتنی بر ارزش های ایدئولوژیک دارند و به نظرم استفاده ازشان بیشتر حس اینکه آیا ما را به عنوان کسی نگاه کنند که از اونها نیستیم را می رساند ( مثل اينکه خواسته باشیم از خود رفع اتهام کنیم بیش از این که متهم شده باشیم )
البته مغز اصلی نوشتار این نگرانی را تا حد زیادی رفع میکند و شاید هم من نوعی به گونه ای مته به خشخاش گذاشته باشم و خواستم مو از ماست بیرون بکشم…
پیروز باشید.