از دفترچه خاطرات کاترین خانوم

جمهوری اسلامی با همدستی بی بی سی فارسی تلاش می کند سر و ته ماجرای کاترین شکدام را بهم بیاورد و آنرا به زیر فرش جارو کند. بنابر این تصمیم گرفتم هر از گاهی مطلب طنزی در این باره بنویسم تا این بحث شیرین کاترین خانوم فراموش نشود و راهش همچنان پر رهرو باقی بماند.

خانم کاترین شکدام:
عجیب ترین خاطره ای که از مقامات جمهوری اسلامی دارم مربوط به زمانی بود که وقتی لخت شدم و محسن رضایی آمد توی اتاق گفت:
‏با رمز یا فاطمه زهرا به قلب دشمن حمله می کنیم، هییییییی
‏یک دفعه دیدم سه گردان از تیپ پیاده لشگر نبی اکرم ریختند تو اتاق!!

پنجشنبه مصادف با نهم محرم الحرام:

آیت الله جنتی زنگ زد گفت خانوم کاترین شما از سادات و اولاد پیغمبرید. تشریف بیاورید امشب اینجا دو نفری صلاحیت نامزدهای انتخاباتی شورای شهر الیگودرز را با هم بررسی کنیم.

گفتم حاج آقا شرمنده امشب نمی توانم بیام. حاج آقا علم الهدی داره میاد دنبالم برویم منزلشان تا فلسفه عاشورا را برایش شیر فهم کنم.

آقای جنتی عصبانی شد داد زد: ای لعنت به اون علم الهدی خیکی! مردک فاسد هرزه و زن باز!

و گوشی رو قطع کرد.

به اشتراک بگذارید:

یک دیدگاه در «از دفترچه خاطرات کاترین خانوم»

  • 2022-03-09 در t 13:21
    پیوند یکتا

    چی شد ?!?!?!
    یکدفعه جمهوری اسلامی و BBC و “من و تو” همه با هم ریختند وسط سر و ته قضیه را هم بیاورند!?!?!?
    این وسط مقدار زیادی اطلاعات دست اول جابجا شد، و حدود ۱۰۰ فقره سکس انجام شد و چند ده میلیون دلار حق السکوت از جمهوری اسلامی دریافت گردید و بین کاترین و مدیران BBC و “من و تو” تقسیم گردید.
    امت همیشه در صحنه هم طبق عادت همیشگی گوسفندی رو به قبله قنبل می کند و می گوید چسلام واقعی چیز دیگری است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.