از دست تحلیلگران ایرانی کجا فرار کنم؟

خسته شدم از دست اینها. تحلیلگران بی بی سی را نمیگویم که از توی چاله چوله های خیابان و زیر سنگ پیدا میکند و به اسم کارشناس به خلق خدا قالب میکند. شما هر جا سنگی را بردارید چند تا از تحلیلگران بی بی سی زیر آن در حال لولیدن و یا فرار کردن هستند. منظورم همه تلویزیونهای ایرانی است و این به اصطلاح کارشناسانی که تحلیلهایشان با صحبتهای قهوه خانه و مجالس خانوادگی فرقی ندارد و همه یک چیز را تکرار میکنند.

راست این که خیلی وقت است اینها را فقط برای سرگرمی گوش میکنم. خیلی هاشان فقط خبر را با چند تا جملات سطحی عنوان میکنند و دریغ از اندکی عمق در آنچه میگویند. همین حمله روسیه به اوکراین را در نظر بگیرید. استادان و پژوهشگران دانشگاه و موسسات پژوهشی دعوت میشوند و همان اخبار و نظرات رسانه ها را برایمان تکرار میکنند. استاد دانشگاه از هلند دعوت میشود و بجای یک تحلیل درست میگوید پوتین قاتل به مردم بی دفاع اوکراین توی این سرمای زمستان حمله کرده. آقا اگر بنا به این جور تحلیلها باشد که بی بی من بهتر از همه تحلیل میکند و تازه چند تا ذلیل بشه هم به آن اضاقه میکند تا تحلیلش پر بار تر شود. آن یکی میگوید حالا چین هم به تایوان حمله میکند و برنامه اصلی تایوان است. اینها را توی تاکسی هم میتوانید بشنوید.

ما باید از آنچه در سطح است و این تحلیلگران تکرار میکنند گذشته و با واقع بینی به آنچه در زیر جریان دارد توجه کنیم. هیچ کشوری بی دلیل به کشور دیگر حمله نمیکند. جنگ آخرین راه حل است و در اکثر جنگها هر دو طرف بازنده اند. همه جنگها اما برندگانی دارند که درگیر آن نبوده اند و اما از آن سود برده و در بسیاری موارد خود در ایجاد آن نقش داشته اند. این فرضیه که پوتین میخواهد تزار باشد و کشورگشائی کند را نمیتوان به سادگی پذیرفت. روسیه برای دفاع از منافع خود مجبور به حمله به اوکراین شد.

یکی ار مشکلات من با این تحلیلگران شخصی نمودن کنشهای جهانی است. تقلیل سیستم های بزرگ جهانی که با هم در تقابل هستند به پوتین و بایدن و ترامپ و خصائل شخصی آنها ساده انگارانه است. اینها هر کدام بلندگوی یک سیستم با منافع خاص هستند. پوتین جهره عمومی مافیای حاکم روس است و بایدن نماینده بخشی از سیستم سرمایه داری امریکا.

این فرضیه ساده که بایدن بی عرضه است و برای همین پوتین به اوکراین حمله کرده را نمیتوان پذیرفت. دموکراسی ها این را آموخته اند که نمیتوانند اهداف بلند مدت سیاست خارجی را تابع انتخابات جهار ساله کنند. اتاقهای فکر نقشه های بلند مدت را طرح میکنند و هر رئیس جمهور و دولت آن به پیشبرد همان طرح کمک میکند. با این پیش زمینه آیا نمیتوان این احتمال را داد که همه بازی ترامپ بر سر بی ارزش و ضعیف جلوه دادن ناتو و اختلافات با شرکا بخشی از نقشه ای بوده که پوتین را تحریک به حمله به اوکراین بکند؟ اوکراین را طعمه نمودند و روسیه در تله افتاد و آن چه اکنون در حال رخ دادن است و ائتلاف جهانی بر علیه روسیه و تحریمها کم از یک حمله گسترده علیه آن نیست.  

تحلیلگران عامی رسانه ها میگویند آفرین به مردم روسیه که بر علیه جنگ تظاهرات کردند. تظاهرات علیه جنگ همیشه صورت میپذیرد اما در این مورد باید توجه کرد که روسیه پر از اوکراینی و روسی های مرتبط با اوکراین با رشته های فامیلی و غیره است. روسیه نمیتوانست در جنگی بدتر از این درگیر شود. به دلیل یکسانی مردم و به این دلیل که هدف آن از حمله به اوکراین الحاق آن به خود و یا ایجاد یک دولت دست نشانده است نمیتواند خشونت بی رویه اعمال کند و دستش بسته است. بمبهای اتمی اش را هم میتواند بمکد.

امروز وزیر دفاع انگلیس اعلام نمود که دولت انگلستان مشکلی با افرادی که میخواهند برای کمک به دفاع از اوکراین به آن کشور بروند ندارد و این را دفاع از دموکراسی و صلح در اروپا میداند. این یعنی افراد زبده ارتشی به اسم مردم عادی به اوکراین فرستاده خواهند شد. این از سوی دیگر کشورهای غربی نیز صورت خواهد گرفت. تسلیحات نظامی  و بودجه نیز از هر سو در حال سرازیر شدن به اوکراین است. دیروز فرانسه کشتی روسی را توقیف کرد. روسیه در حال اخراج از سیستم اقتصادی است و آسمان کشورهای اروپای غربی و منحدانشان در حال بسته شدن بر آن است. روسیه تا شغال شده بود در چنین سوراخی گیر نکرده بود.

شکست و ضعف روسیه یعنی جابجائی و تحول در نوکران و دست نشاندگانی مانند رژیم اسلامی. متاسفانه ما فاقد آن اپوزیسیون لازم برای شکل دادن به آینده ایران در روند این تحول بزرگ هستیم. امروز ما به دولتی در تبعید احتیج داریم که با پشتوانه یک ملت به این ائتلاف جهانی و جبهه غرب بپیوندد و راه را برای سرنگونی رژیم هموار کند. شوربختانه ممکن است تنها چیزی که برای ما تغییر کند انتقال قدرت به اصلاح طلبان و جایگزین شدن ارتباط با شرق به ارتباط با غرب باشد. مردم ما باید با همت و درایت از چنین تغییری که همچنان ایران را قربانی خواهد کرد جلوگیری کنند.

به اشتراک بگذارید:

12 thoughts on “از دست تحلیلگران ایرانی کجا فرار کنم؟

  • 2022-02-27 در t 14:49
    پیوند یکتا

    بیشتر این افرادی که به آنها اشاره کردید تحلیل گر نیستند، بلکه سخنران هستند. تازه توی همان هم مالی نیستند.

    شما مثلا به حرفهای امید معماریان دقت کنید.
    درباره همه موضوعات بعنوان کارشناس دعوت میشود و هیچ حرف مشخصی نمی زند. جملاتی کاملا کلی که همه بلدند.
    گاهی فکر می کنم اگر همین مستعارنویس ها با نام واقعی خود فعالیت میکردند امکان حضورشان بعنوان تحلیل گر بیشتر بود. این یکی از دلایل قحطی تحلیل گر در رسانه های فارسی است.

  • 2022-02-27 در t 16:23
    پیوند یکتا

    باورش سخت است،
    اما دنیا همینقدر  🥚🥚 و …. است که می بینید.
    اشکالش از آموزش مدرسه است که به دانش آموزان می باورانند که دنیا منظم است و حساب و کتاب دارد و همه چیز سر جای خودش است، که نیست و نبوده و نخواهد بود.
    چندین سال پیش می گفتند در دانشگاه هاروارد یک تئوری داده شده راجع به قرار داشتن دنیا بر اساس بی نظمی.
    اگر به رفتارهای سایر موجودات زنده توجه کنیم انسان هم جزء آنها است.
    در این دنیا هر کی صبح خط کش اش راست می شود یک جنگ راه می اندازد، مثل پوتین و خمینی و صدام و کیم جون اون …..
    این فقط شانس ماست که در یک دوره با ثبات بدنیا بیاییم یا در یک دوره جنگ و یا در جایی باشیم که جنگ نیست، و انسان کوچکتر از وقایع است.
    در زمان جنگ و موشک باران به استادمان که خانمش خارجی بود گفتم چرا نمی روید اروپا، گفت اولاً الان بیشتر موشکهای اتمی شوروی روی اروپا نشانه گیری شده، دوم اینکه چه کسی عمر ۶۰ و ۷۰ ساله همراه با صلح و آرامش را تضمین کرده است??

    • 2022-02-27 در t 16:46
      پیوند یکتا

      بی نظمی قبول اما کسی نمیتواند به این راحتی جنگ راه بیاندازد. حتی دیگتاتور تمامیت خواه و دیوانه ای مثل خامنه ای نیز نمیتواند به دلخواه جنگ راه بیاندازد. او هم بلندگوی مافیای حاکم است. جنگ برای دفاع و یا ازدیاد منافع گروه حاکم است و کسی نمبتواند هوس کند که ارتشی را به جنگ بفرستد و بی دلیل منافع همه گروه را به خطر بیاندازد.

  • 2022-02-27 در t 17:21
    پیوند یکتا

    موثرترین عوامل در خود اوکراین و روسیه هستند، اینکه ارتش روسیه در پیشروی به مشکل برخورده که ربطی به اینکه قرار است سویفت تحریم بشود ندارد. پوتین یک ماموریت دشوار به نیروهای مسلح داده (اینکه شهرها را بدون قتل عام بگیرند)، و آنها هم روی عدم مقاومت اوکراینی ها شرط بندی کرده و یک طرح بلند پروازانه ارائه داده اند، که که با توان لجیستک و سطح آمادگی ارتش روسیه هم خوانی نداشته و در عمل به مشکل برخورده است. اگر دولت ومردم اوکراین جا زده بودند این تردید ها در مورد «پشت پرده» پدید نمیآمد.

    درسی که میگیریم: یا نباید وارد جنگ شد، یا باید هر مقاومتی را بی قید و شرط در هم شکست. این انتظاراتی که در این عصر از نحوه جنگ وجود دارد (نه فقط برای روسیه!) یک مسئله لاینحل تعریف میکنند.

    • 2022-02-27 در t 17:49
      پیوند یکتا

      درست است و اما این بیشتر مثل همان اره است. اگر خشونت زیاد هم به خرج بدهد هم اوکراینی ها را برای ابد دشمن روسیه نموده (این چیزها در خاطرات ملتها باقی میماند)، هم در خود روسیه موجب ناآرامی میشود و هم رسانه ها در دنیا آبرو برای روسیه باقی نمیگذارند. از سوئی به نظر می آید که انگیزه دادن به سربازان برای چنین خشونتی نیز به آن سادگی نیست. چنانچه میگوئید پوتین انتظار عدم تقابل و یک کریمه دیگر را داشت.

      در مورد سویفت تاثیرات دراز مدت است. به یاد بیاوریم که وقتی روسیه کریمه را گرفت و او را تهدید به اخراج از سویفت کردند، پوتین گفت این به معنای اعلان جنگ به روسیه است.

      • 2022-02-27 در t 19:18
        پیوند یکتا

        خیر اتفاقا سوییفت بطور آنی اثر خودشو نشون میده.
        مثلا من می خواهم دستور پرداختی به بانک خودم بدم برای انتقال وجه الان که سوییفت بستست چکار می توان انجام داد. مانند اینه شما یک صندوقچه طلا ته یک دره داشته باشد، به چه کاری خواهد آمد؟
        ضمن این که اثر تحریم بر روسیه بسیار سریعتر از کشوری مانند ایران خودشو نشون میده چون اصلا حجم تجارت بازرگانی و اقتصاد روسبه با کشوری چون ایران برابر نیست.

  • 2022-02-27 در t 17:45
    پیوند یکتا

    تحلیل جالبی بود.
    متاسفانه تعداد تحلیلگران ؟! محدوده و رسانه های فارسی زبان با حلقه بسته ای مواجهند.
    با توجه به تخریب گسترده ادوات روسی و تلفات نسبتا زیاد ، احتمالا پیش بینی روس ها‌ در بسیاری از موارد کاملا اشتباه بوده. در کنار نقش دفاع مردمی من انسجام و شجاعت ارتش اوکراین را هم دخیل می دونم.
    در تایید نظر کافر تحلیل گر دفاعی همیشه حاضر در روز اول جنگ وعده فتح سه یا هفت روزه اوکراین را می داد.
    در قبل از جنگ هم بیشتر تحلیل گران وقوع جنگ را غیر محتمل می دانستند.
    اما فعالان مزدور سیاسی هم بدجوری در مورد حمله روسیه به اوکراین ذوق زده شدند.
    اما در مورد فریب روسیه و ترغیب او به جنگ جای تامل و تردید بسیار است.

  • 2022-02-28 در t 16:04
    پیوند یکتا

    کافر گرامی درود،
    جماعتی که شما «تحلیلگران ایرانی» نامیدید، در واقع کارشان ترجمه تحلیل‌های کارشناسان غربی به زبان فارسی و ارائه آن در رسانه‌ها است. اما غالبا این کار را هم خوب انجام نمی‌دهند و در سطح مسائل می‌لغزند. به نظر من برای اینکه بتوان تصویری واقعی از حوادث اوکراین به دست آورد، باید مسائل را «فراسوی نیک و بد» (اصطلاح نیچه) تحلیل کرد. یعنی «ارزش‌داوری‌ها» و «تفسیر اخلاقی پدیده‌ها» را کنار گذاشت و مستقیم به عمق مناسبات قدرت چشم دوخت. من خوشحالم که شما در این نوشته چنین رویکردی اتخاذ کردید. آدمی به نام «کلاوزویتس» که ژنرال ارتش پروس و نظریه‌پرداز نظامی بود، رساله معروفی دارد به نام «درباره جنگ» که در آن از جمله گفته بود: جنگ ادامه‌ سیاست با ابزاری دیگر است. مساله جنگ در اوکراین را هم باید از چنین منظری نگریست. شوروی جنگ سرد را به آمریکا باخت، اما اصلا قرار نبود این پایان ماجرا باشد و آمریکا تا آخرین استحکامات روسیه را فتح نکند، دست برنخواهد داشت. برای آمریکا حتی ویران شدن نیمی از اروپای شرقی هم هیچ اهمیتی نخواهد داشت اگر روسیه چنان تضعیف شود که واقعا به یک «قدرت منطقه‌ای» تبدیل گردد. چون در آن زمان آمریکا می‌تواند با خیال آسوده همه قدرت خود را متوجه مقابله با چین کند. این را منطق قدرت ایجاب می‌کند و باز بقول کلاوزویتس: هدف نهایی، تحمیل اراده خود به دشمن است. بویژه اگر در نظر داشته باشیم که نشانه‌های افول دوران ابرقدرتی آمریکا در افق ظاهر شده و بسیاری معتقدند تا پایان این قرن چین جای آن را خواهد گرفت. گسترش ناتو به شرق اروپا و استقرار موشک‌های مدرن زیر دماغ روسیه هم در راستای همین سیاست قابل تعریف است. گرجستان و اوکراین و فردا احتمالا بلاروس هم بخشی از همین بازی گسترش ناتو تا مرزهای روسیه ‌هستند. اما ناتو که یک «سازمان حقوق بشری» نیست که روسیه حضور نیروهای آن در مرز خود را به سادگی بپذیرد، بلکه یک پیمان نظامی مقتدر با قدرت آتشی عظیم است که اصلا برای مقابله با شوروی سابق شکل گرفته است. فرض کنیم الان روسیه از چنان قدرتی برخوردار بود که می‌توانست موشک‌هایش را در کوبا و مکزیک مستقر کند. فکر می‌کنید واکنش آمریکا چه می‌بود؟ ماجرای «خلیج خوک‌ها» در بحران کوبا جهان را تا آستانه جنگ جهانی سوم برد. بنابراین به بحران اوکراین باید از این زاویه هم نگریست. البته الان در یک فضای کاملا احساساتی روسیه و پوتین در رسانه‌های غرب تجسم مطلق «شر» هستند و اوکراین نماد نیکی و مظلومیت. هر دولتی هم در این معرکه دارد آش خودش را می‌پزد و خیلی‌ها هم بقول معروف روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کنند! کمتر کسی هم جرأت می‌کند مسائل را «فراسوی نیک و بد» قضاوت کند. نظر شخصی من این است که پوتین و اوکراین هر دو سخت اشتباه کردند. اوکراین در مذاکرات دیپلماتیک با روسیه می‌توانست موقتا (فرضا برای ده سال) از پیوستن به ناتو چشم‌پوشی و خطر حمله نظامی را خنثی کند. پوتین هم دچار بزرگ‌ترین حماقت زندگی‌اش شد چون فکر نمی‌کرد که در اوکراین با چنین مقاومتی روبرو شود. اگر این جنگ فرسایشی شود هر دو هزینه بسیار سنگینی برای آن خواهند پرداخت. اوکراین آن را از محل نابودی زیرساخت‌های خود خواهد پرداخت (مانند صربستان در جنگ یوگسلاوی که به گفته کارشناسان تقریبا ۶۰ سال عقب افتاد). اما وضع پوتین بدتر است و در صورت ناکامی در جنگ ممکن است حتی از صحنه سیاسی روسیه حذف شود.

  • 2022-02-28 در t 16:10
    پیوند یکتا

    دنباله کامنت بالا
    شود هر دو هزینه بسیار سنگینی برای آن خواهند پرداخت. اوکراین آن را از محل نابودی زیرساخت‌های خود خواهد پرداخت (مانند صربستان در جنگ یوگسلاوی که به گفته کارشناسان تقریبا ۶۰ سال عقب افتاد). اما وضع پوتین بدتر است و در صورت ناکامی در جنگ ممکن است حتی از صحنه سیاسی روسیه حذف شود. 

    • 2022-02-28 در t 22:21
      پیوند یکتا

      جناب شباهنگ گرامی دزست میفرمائید و پوتین در این حمله به اوکراین اشتباه بزرگی مرتکب شد. هه دنیا ریخته اند سر روسیه و من هم دوست دارم که شگست روسیه و زوال سیستم آن را ببینم چون برای ما مهمتر از هرچیز منافع و آینده ایران است که اسیر این خرس شده. فکر میکنم رژیم ایران وقتی پشتش خالی شود بسته به توان مردم ایران اگر هم سقوط نکند ناچار از تغییر است (هر چند قدرت تغییر را در این رژیم نمیبینم). آیا فکر میکنید ممکن است روسیه از پس این ماجرا برای آشتی با دنیا فردی مثل ناوالنی را بر سر کار بیاورد؟ اگز چنین شود تبعات آن برای ایران چه خواهد بود؟

      • 2022-03-01 در t 15:22
        پیوند یکتا

        اگر واقعا روزی ناوالنی وارد کاخ کرملین شود، معنایش اینست که روسیه دموکراتیزه شده است. اما من در این راه موانع تاریخی و فرهنگی زیادی می‌بینم و چندان خوشبین نیستم. یک مشکل بزرگ روسیه از نظر تاریخی ضعف بورژوازی لیبرال در این کشور بوده، یعنی بر خلاف غرب که نیروهای بورژوازی لیبرال در آنجا روند ملت‌سازی و صنعتی شدن را به پیش رانده‌اند، چنین اتفاقی در روسیه نیفتاده است. البته انقلاب سال‌های ۱۹۰۵ و فوریه ۱۹۱۷ در این کشور تحت هژمونی نیروهای لیبرال دموکرات بود، اما درست به دلیل پدیده درازمدت «تزاریسم» و عقب‌ماندگی جامعه روسیه و نیمه‌صنعتی بودن آن، بلشویک‌ها به رهبری لنین توانستند در اکتبر ۱۹۱۷ با یک کودتا قدرت را به دست بگیرند و نیروهای لیبرال را سرکوب کنند. صنعتی شدن ناموزون (یعنی بدون دموکراتیزاسیون) روسیه هم بعدها در دوره استالین انجام شد. در واقع روس‌ها هیچوقت طعم آزادی و دموکراسی را نچشیدند و از «تزاریسم» مستقیم وارد «کمونیسم» شدند. بعد از فروپاشی شوروی شانس و فرصتی پیش آمد که روسیه در سیستم غرب انتگره بشود و حتی این کشور درخواست کرد که به ناتو بپیوندد، اما اشتباه غرب و روح جنگ سرد اجازه این کار را نداد، بویژه از آنجهت که آمریکا به یک «انگاره دشمن» نیاز داشت و روسیه را بدین منظور مناسب می‌دید. (آن موقع چین هنوز خطر اصلی به حساب نمی‌آمد). بقیه قضایا را هم که خودتان بهتر می‌دانید. اما واقعا اگر آرزوی ما برآورده شود و سیستم پوتین فروبپاشد و روزی شاهد دموکراتیزه شدن روسیه باشیم، این قطعا می‌تواند روی ایران تاثیر بگذارد. روسیه الان در کنار چین بزرگ‌ترین پشتیبان جمهوری اسلامی است و اگر متحول شود، فقط چین باقی خواهد ماند. البته از شما چه پنهان من معتقدم که اگر مردم ایران اراده کنند و به پا خیزند، چین و روسیه هیچکدام نمی‌توانند جمهوری اسلامی را نجات دهند. در واقع مشکل بزرگ‌تر ما اینست که هنوز در مردم اراده‌ای برای واژگونی نظام حاکم دیده نمی‌شود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.