جهان بدون آرمان

‏دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی دوران اوج برخورد ایدئولوژی ها بود.
‏ایران ما هم قربانی همین درگیری ایدئولوژی کمونیستی شرق و سرمایه داری غرب شد.
‏در آن دوران، جوانان از سراسر دنیا میرفتند دنبال کارهای چریکی و مبارزه مسلحانه و مبارزه برای آنها مرز نمی شناخت.
‏چپ های آلمان شرقی خیلی در سازماندهی مخالفان شاه نقش داشتند. سفارت چین گروههای چپ مائوئیست در ایران سازماندهی میکرد. قذافی سوسیالیست پشتوانه مالی میکرد. سازمان فتح وظیفه آموزش تروریستی را بعهده داشت.
‏در طرف مقابل، امریکا در کشورهای مختلف از تغییر حکومتها حمایت میکرد و سیا و پنتاگون خیلی فعال بودند، نه مثل الان که تبدیل به شیر بی یال و دم شده اند. در آن دو دهه بسیاری از حکومتها سرنگون میشدند و جای خود را به رژیم های مخالف میدادند.
‏بعد از فروپاشی شوروی دنیا مدتی بسمت دوری از ایدئولوژی پیش رفت و بهمین خاطر مبارزه مسلحانه در سراسر جهان فروکش کرد. بغیر از گروههای اسلامی القاعده و طالبان و امثالهم.
‏الان دیگر دندان امریکا ریخته و نزدیک هیچ جنگی نمیشود. همین باعث شده که بازمانده های همان چریکهای سابق اکنون تهاجمی تر شده اند. پوتین در اشل جهانی، رژیم آخوندا در منطقه، و حتی گروههای تجزیه طلب همه از بی عملی خارج شده و یکه تازی می کنند.
‏یعنی بر دنیا، یک خلا قدرت دیده میشود که معلوم نیست به کجا ختم میشود. وضع اروپا بمراتب خراب تر از امریکاست. اینها حتی در مقابل تروریستها سر خم می کنند.اوضاع دیگر طوری دگرگون شده که کسی از آنطرف دنیا بلند نمیشود بیاید کار چریکی در کشوری دیگر کند. حتی الان هر ملتی هم بخواهد برای آزادی خود دست به سلاح ببرد، قبل از هر چیز از سوی کشورهای متمدن غربی مورد نکوهش و سرزنش قرار می گیرد. درکشورهای غربی حتی حرف زدن در این مورد را هم تحمل نمی کنند.
‏رهایی مردم ایران در این اوضاع حتی اگر همه ابزار و لوازمش موجود باشد (که نیست) باز هم با اوضاع بی آرمانخواهی در جهان سازگار نیست. چه کسی میخواهد اسلحه بدست بگیرد و این رژیم جنایتکار را به زیر بکشد؟

این جوان هایی که در خیابان مظلومانه کشته میشوند هرچند عزیزند، هرچند شجاع و از جان گذشته و فداکار هستند، اما رژیم را به زیر پایین نمی کشند. برای به زیر کشیدن یک حکومت مستقر حتما باید کسانی پیدا شوند که آرمانخواه باشند و از زندگی عادی خود عبور کنند. چنین روحیه ای نه در ایران، بلکه در سراسر جهان بشدت افول کرده است.

به اشتراک بگذارید:

2 thoughts on “جهان بدون آرمان

  • 2023-06-30 در t 02:49
    پیوند یکتا

    ما (غرب) تقریبا از دست رفته بودیم که جنگ اوکراین روزنه ای از امید باز کرد!
    (برای خوانندگانی که تعجب میکنند: وضعیت امروز ملاک نیست، مثل شطرنج اگر بتوانید ببینید که دوازده حرکت بعدی گیر میافتید یعنی از هم اکنون باخته اید.)
    ریشه این معضل هم حتی به قبل از جنگ سرد باز میگردد. شاید وقتی زمانش مناسب بود بنویسم، موضوع حساسیت برانگیزی است…

  • 2023-07-04 در t 03:35
    پیوند یکتا

    دوران سخت آدم های سخت کوش و با اصول به بار می آره. آدم های سخت کوش و با اصول دوران آسان بوجود می آرن. دوران آسان مردم راحت طلب، بی تفاوت و بی غیرت بوجود می آره. مردم راحت طلب و بی تفاوت دوباره دوران سخت بوجود می آرن و این چرخه تا ابد ادامه خواهد داشت.
    دوران سخت جنگ جهانی دوم آدم های سخت کوش و با اصول دهه های ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ میلادی را بوجود آورد. آدم های آنزمان دوران رشد و شکوفایی و رفاه بعدی را بوجود آورد. دوران رفاه و شکوفایی دهه های ۸۰ به بعد مردم راحت طلب و بی تفاوت این دوره ها را بوجود آورد که هر چند سال یکبار رهبرانی ۱۰۰ برابر بدتر زمام امورشان را بدست می گیرند. دوران مفت خوری، فساد و راحت طلبی که معمولا با دزدی های نجومی و غارت اموال دیگران همراهه در نهایت به یک جنگ و یک دوران سخت دیگر منتهی خواهد شد و مردم بعد از آن جنگ البته اگر کسی هنوز زنده باشد دوران شکوفایی بعدی را رقم خواهند زد.
    فعلا در انتهای دوران رشد و شکوفایی بعد از جنگ دوم جهانی قرار داریم و با تورم بی سابقه در غرب و بی کاری و رقابت چین و امریکا و جنگ روسیه داریم کمی کمی در ابتدای دوران سخت بعدی قرار می گیریم.
    تا بدبختی و مصیبت نباشد آدمیزاد قدر رفاه و امنیت را نمی فهمد. عن قلاب ۵۷ هم نتیجه همین نفهمی و بی تفاوتی آنهایی بود که می فهمیدند ولی هیچ کاری نکردند و هیچی نگفتند تا چپول ها و مذهبی ها همه رشته ها را پنبه کنند و همه چیز را از بین ببرند که بردند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.