برای تو مینویسم؛ در اوج ناامیدی، از امید مینویسم!
چند سالی است که افسردگی شدید امانم را بریده است. دیگر نه سیگارپیچ های فراموشی و نه بطری های خالی ویسکی و نه قرص های رنگارنگ هیچکدام نمیتواند مانع از اندوهی شود که جانم را فرا گرفته است. بارها در این روزها به پایان این تباهی بی پایان اندیشیده ام. به شهامت تمام کردن و نیست شدن و ندیدن.
زن زاده شدن در سرزمین ایران تحت اشغال تازی پرستان خودش مصیبت بزرگی است و این مصیبت بزرگ وقتی با افسردگی و نتوانستن های پی در پی همراه شود، خود حکایت دیگری میشود از سوختن جنس دوم در سرزمینی که قوانین پدرسالارانه بیداد میکند و روح سرشکسته سنت همگام با بربریت استبداد دینی، شوق زیستن را در جان و تن زخم خورده زن ایرانی میکشد و او را به نیستی سوق میدهد.
از نظر من هیچ فرقی میان ندا آقا سلطان و نیکا شاکرمی و حدیث نجفی و پانته آ اقبال زاده نیست. همه این شیرزنان توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیده اند. یکی با گلوله، یکی با پرت شدن از پشت بام و دیگری با اندوهی که ثمره ۴۵ سال جنایات بی مکافات اوباش جمهوری اسلامی است.
با آنکه خبر مرگ پانته آ اقبال زاده در ظاهر می بایست مردم را افسرده تر کند، اما تو گویی این جان نازنینی که از دست رفت، بر خشم و خروش مردم افزوده است و این نا امیدی با خودش امید آورده است. امید به رهایی ایران. امید به زن زندگی آزادی. امید به تعبیر آرزوهای گفته و ناگفته در آهنگ برای شروین حاجی پور.
تراژدی مرگ پانته آ و آن چند خطی که برای پدرش نوشت چنان خشم و امیدی در من افسرده ایجاد کرده است که تو گویی دوباره زنده شدم.
میخواهم از فردا باز بنویسم. برای پانته آ ها و پدران نازنینشان. برای ایران و رهایی اش از اهریمن جمهوری اسلامی. میخوام بنویسم، برای زن زندگی آزادی، مرد میهن آبادی…
مبارزه و مرگ آری، اما تسلیم، هرگز!


آفرین ارغوان عزیز. دور و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. این حکومت کارش تمومه فقط امیدوارم با انقلاب کارش تموم بشه و نه با فروپاشی. یه فکری هم به حال افسردگی ت بکن… برای انقلاب لازمت داریم!
شهرام همایون کانال یک از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۰ در ایران ماند فقط سلطنت طلبان و ساواکی ها و ارتشی ها را لو می داد که اعدام شدند و اموالشان توقیف بشود .و از سال ۱۳۷۰ رفت انگلیس ماند تا ویزای آمریکا را گرفت و برگشت ایران و ۳ ماه ماند و کلاه دوستان و مردم را برداشت و دلار کرد و رفت آمریکا که با تفرقه اندازی باج گیری کند و برای فرزندانش ثروت درست کرد
این شارلاتان دزد بی ناموس ایران فروش و ناموس فروش است .