حکم مخالفت با حضور روحانیت در مدیریت سیاسی کشور: التقاط
اگر قبول هم نکردند مأیوس نشوید. در غیر این صورت خدای ناکرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین میافتند وگناه این کمتر از التقاط نیست.
اگر قبول هم نکردند مأیوس نشوید. در غیر این صورت خدای ناکرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین میافتند وگناه این کمتر از التقاط نیست.
اشكال ما همين است ، هر چه را چشم ديد مى خواهيم و انجام مى دهيم. الآن من چايى نمى خواستم ، اما چشمم افتاد كه شما مى خوريد و روى عادت، من هم خوردم. همين است كه ماها كودن ايم!! اين كه امام صادق عليه السلام فرمودند: چيزى را كه طبع مايل و نيازمند نيست نخوريد كه كودن بار مى آييد، همين است . هر چيزى را به محض عادت و اين كه چشممان افتاد، نبايد بخوريم و بياشاميم ، اين تنبلى ها و كودنى ها مال همين است .
در پايان فرمودند: اصلا اين چايى ها چه اثرى دارند كه ما اين قدر مى خوريم، سپس با لبخنده شيرين خاصى فرمودند: اين چايى لايزيد الا بولا!! (یعنی چایی فقط ادرار را زیاد می کند)
مرحوم علامه طباطبايى برای عمل چشم به لندن رفتند، وقتى ايشان را براى معالجه به بیمارستان برده بودند اطبا به وى گفته بودند، در مقابل چشم شما پرده اى است كه بايد برداشته شود تا چشم بينايى خود را باز یابد، ايشان هم اعلام رضايت كرده بودند.
بعد كه پزشكان گفته بودند، براى عمل جراحى بايد شما را بيهوش كنيم اما ایشان مخالفت كرده و فرموده بودند، بدون بيهوش كردن عمل كنيد و آنها نيز گفته بودند، چون چشم شما بايد به مدت “پانزده دقيقه” باز باشد و پلك نزند، ناچاريم اين كار را بكنيم.
ايشان فرموده بودند، من چشم خود را باز نگه مى دارم و به مدت “هفده دقيقه” چشم خود را باز نگه داشته بودند و حتى يك بار هم پلك نزده بودند.
(یعنی حاج آقا دو دقیقه هم بیشتر برای پزشکان پلک نزدند تا مشتری بشوند!)
روزى حضرت رضا عليه السلام در محلى كه بوديم وارد شد و درباره امامت ايشان بحث كرديم وقتى خارج شد، من و رفیقم در پى آن جناب رفتيم ؛ هنگامى كه وارد بيابان شديم ، ناگهان به آهوانى برخورديم. آن
یكى از ماءموران شهربانى زمان شاه استعفا كرد و به شغل آزاد پرداخت . از او دليل كارش را پرسيدند و گفت : کرامات آيت اللّه مرعشی نجفى باعث اين كار شد. گفتم : جريان چيست ؟ گفت : شبى
در این سیاهی که مردم ایران را احاطه کرده و رنجی که از استبداد اسلامی میبرند بازار لعن و طعنه هم داغ است و ملت به بی غیرتی و بیعاری متهم شده و بسیاری دلسوزان ملت در ناامیدی اوضاع را
دیروزی که برای ما ۴۳ ساله شد یادآور یکی از روزهای ننگین و غمگین این ملک ویران شده است. در توصیف «یوم الحماقة» سعید بشیرتاش میگوید: امشب، بیست و سوم دی ماه ١٣٥٧ پس از غروب خورشید و پدیدار شدن
یکی از آخوندهایی که کرامات زیادی داشت شخصی بوده به نام سید عبدالله شبر. محل زندگی او در نجف و کاظمیه بوده و نزد مؤمنان کاظمیه به «صاحب الدعوه المستجابه» شهرت داشت. راز بزرگ این آخوند حقه باز کاظمیه در