مجتهدی که پشتش میخارید!
محمد رضا حکیمی پیش رفت و زمزمه ای کرد و دستی بر بالای مار کشید و مار چون چوب خشکی شد. آن را برداشت و از پس گردن در پیراهن خویش کرد و بیرون کشید. چند بار این کار را کرد که گویی می خواهد با چوب خشکی پشتش را بخاراند
محمد رضا حکیمی پیش رفت و زمزمه ای کرد و دستی بر بالای مار کشید و مار چون چوب خشکی شد. آن را برداشت و از پس گردن در پیراهن خویش کرد و بیرون کشید. چند بار این کار را کرد که گویی می خواهد با چوب خشکی پشتش را بخاراند
گفتم:آقای الهیان این مرد همیشه صدای بزغاله در می آورد و طلاب را می خنداند،کسی که دائم به مضحکه مشغول است چطور می تواند از اولیاء الله باشد؟
آیت الله الهیان در قزوین سکته کرد. محمد صفری می فرمود: زمستان بود و بخاری خاکه اره ای هم برایش گذاشته بودند تا سرما نخورد. آمدم منزلش سر بزنم دیدم افتاده است و سریع آمدم دکتر آوردم و دکتر معاینه
مرحوم سیدجلیل زرآبادی نقل می کرد که پدرشان آقا سید موسی در بین شاگردانشان، به مرحوم آقاشیخ علی اکبر الهیان علاقه وافری داشتند و او را به دقت تربیت می نمودند و حتی زمانی که مرحوم الهیان عاشق دختری ارمنی
احترام بیش از حد آیت الله الهیان نسبت به سادات موجب مشکلاتی برای خودشان شده بود. ایشان مدتی در محل تولد پدر بزرگوارشان شهر رامسر مجرد زندگی می کردند. با توجه به زهد و پارسایی فوق العاده که مردم در
روزی دو نفر برای طرح دعوا وحل اختلاف نزد ( ابن ابی لیلی ) قاضی معروف آمدند ، یکی از آنها دیگری را نشان داده و گفت : این مرد کنیزی به من فروخته است که پاهایش فاقد مو می باشد! (منظور جای دیگر بوده)، ومن گمان می کنم از روز اول بدن او مو نداشته است و این موضوع مرا نگران کرده است . آیا این عیب است و من می توانم بخاطر آن معامله را فسخ کنم ؟
یکی از تجار آفریقا که اکنون مردی دانشمند است به نام ( محمد شریف دیوجی ) برنامه اش این است که هر سال دهه ( عاشورا ) به طور رایگان برای تبلیغ و برگزاری مراسم عزاداران امام حسین علیه السلام به یکی از قریه های آفریقا می رود او برای من ( سید محمد شیرازی ) تعریف کرد :
اطرافیان دربار سلطان ملکشاه به او گزارش دادند که : خواجه نظام الملک در هر سال از خزانه نهصد هزار خلعت به علما و زاهدان میدهد درصورتیکه از آنها به شما نفعی نیست و با آن مبلغ ، می توان
علامه حلی که از حقه بازترین آخوندهای تشیع بوده نقل کرده هنگامی که لشگر مغول به نزدیکی های بغداد رسیده بوده، این خائن پست فطرت به هلاکوخان نامه نوشته و به او گفته طبق روایات شیعه شما پیروز خواهید شد بنابر این ما به سرسپردگی شما را اعلام می کنیم. بعد نتیجه میگیرد که مغول ها همه جا را نابود کردند به جز کربلا و نجف!
شگفت آور اینکه آخوندهای بی وطن این عمل خائنانه را جزو کرامات و برکات علما محسوب می کنند.
در شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان مشغول سرودن شعر ی در وصف امام زمان بودم (لا سيّما امامنا الثانى عشر/مَن حاضِرٌ فينا و عنّا مُسْتتر) ، پس كم كم دچار خستگى شدم كه ديگر نشاط ادامه دادن به شعر