خزعلی هم در شبکههای ماهوارهای تریبون داشته و هم نعلین لیسی خامنهای را میکند

بنده واقعا ماندم اینها چه جوری افرادی هستند، همین مهدی خزعلی (فرزند آخوند ابوالقاسم خزعلی، مدیر انتشارات حیّان، بنیانگذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است، وی مؤسس سرای قلم و دبیرکل جبهه آزادی نیز میباشد) را میگویم، از طرفی میرود در شبکههای ماهوارهای ـ با اپوزیسیون نظامِ فاشیست اسلامی حاکم در ایران مصاحبه میکند و از طرفی دیگر مصاحبه میکند و از طرفی دیگر پشتِ سرِ خامنهای دجال (در تصویر خزعلی پشتِ رئیسِ خِرسَنبکِ حَماس به خوبی دیده میشود!) نماز میخواند.
اینها از کجا آمدند؟ چرا قبلا ما اینها را نمیدیدیم!؟ نکند خزعلی را گذاشتند در آب نمک تا در آینده کارهای شود، کسی چیزی بیشتر از این میداند به ما لطف کرده و بگوید!؟


شمیران زاده عزیز، این کامنت خصوصی است، عموم نمیبینند:
شما زیر عکسهای دو مطلب اخیر (احتمالا سهوا) اطلاعات دیگری را هم کپی کرده بودید، من جمله یک آدرس ایمیل. من بلافاصله بعد از دیدن حذف کردم.
خدا حفظت کند
تازه داریم راه میافتیم، دستِ شما درد نکند و سالِ میلادی جدید را به شما تبریک گفته و امیدوارم که سالی پر از سلامتی و دلخوشی باشد.
اظهارات چند سال پیش مهدی خزعلی:
شمیران زاده عزیز، من فکر میکنم موضوع فراتر از حقه بازی است (اگر اینها فقط نقش بازی میکردند لزومی هم نداشت الان اینگونه تابلو پشت سر خامنه ای ظاهر شود، اگر او اصلا از خانه بیرون نمیآمد در این گیر و دار هیچ کس متوجه نمیشد).
آنچه ما در جامعه ایران مشاهده میکنیم نوعی سردر گمی در حد روانپریشی و شیزو فرنی است. اینها (منظورم شخص خزعلی نیست) بین چندین هدف متناقض در مانده اند و نمیتوانند جهت صحیح را بیابند. مشابه همین را در آلمان نازی هم مشاهده میکردیم، که بخشی از نیروهای سنتی و بویژه افسران از نازی ها دل خوشی نداشتند، ولی از طرف دیگر اسیر الگوهای “میهن پرستانه” خودشان بودند. این پدیده هر زمان که لازم است ملتی تمام عیار در برابر حکومت کشور خودش بایستد ظهور میکند، بجز با یک ذهن کاملا غیر احساسی و صرفا منطقی هم نمیشود از آن رهایی یافت.
مونتی گرامی، آن مثالی که در رابطه با آلمان نازی زدید – دقیقا همانی است که بنده را نگران میکند، هنوز طیفِ وسیعی از ایرانیان بعد از ۴۰ سال نفهمیدند که آخوند مملکتِ اینها را از بین برده و دیگر ایرانیان را به خاک نشانده است، حتما باید جنگی روی دهد تا رژیم عوض شود؟ چرا این بی تفاوتی عظیم در بینِ ایرانیان نفوذ کرده است؟ اینها نگرانی و دلشوره بنده است.
من همیشه کسانی که از داخل کشور آزادانه با تلویزیون های خارج کشور مصاحبه می کنند به دیده شک و تردید نگاه می کنم.
دکتر شعله سعدی یک بار با صدای امریکا مصاحبه کرد روز بعد دستگیرش کردند و شش ماه بخاطر مصاحبه با رسانه های معاند انداختند توی زندان.
افرادی مثل خزعلی را خود رژیم بعنوان اپوزوسیون خودی بال و پر میدهد برای روز مبادا.
دوستِ عزیز، انگاری این چنین جریانی نیز برای شجریان روی داد پس از آن مصاحبه با صدای آمریکا
خزعلی کثیف تر از این حرفهاست.
این حرام زاده همکار سعید امامی بود! با آب ماهیچه اعتصاب غذا میکرد!
ارغوان عزیز، چقدر آن زمان میگفتیم که این خزعلی و گنجی دارند مردم را گول میزنند و کسی اهمیت نداد، گاهی از بی غیرتی ایرانیان سخت رنج میبرم، ایران شایسته این چنین مردمِ بی تفاوتی نیست.
آخر ای شمیرانزاده شازده نازنینم، نوش…
چون اینجا محفلمان خودمانیست، بگذارید جسارت عرض کنم:
ایرانی جماعت متمدن، نه گامیش هایمان، خیلی هاشان از دو زاویه نسبت به ایران در حالت مزمن کبک سر در برفی اند، و رنج روزگارمان منشئش همان جاست بخدا…
۱- هر وقت میشنوند و یا میخوانند کلمه “ایران” را آن را منسوب میکنند به شکلک یک گربه ملوس در نقشهی جغرافیا و نه فراتر؛ در حالیکی ایران و یا هر کشوری یعنی مجموعهی مردمان آن نقطهی جغرافیایی است، نه یک شکل ترسیمی، و آن مردم و رفتار و اذهانشان است که نمایش آن کشور است و دنیا میبیندشان…
۲- انتخابات الکی پس از انتخابات الکی، مناسبت پس از مناسبت، و حالا هم در گوربگور شدن یکی از بزرگ قاتلان ملاتاریا، گامیش های ایرانی هی فوج فوج بیرون میآیند و به دنیا نشان میدهند که در بنیاد و اصلا در سطح ژنتیکی شاسکولند و راضی به بودن گوسفندان آماده به ذبح برای بقای ملاتاریا بیشوخی…
ما دو جور ایرانی داریم که ایران را تشکیل میدهند و تا زمانیکه اشاکیل و کساخیل که بخش عظیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند دارند نفس میکشند، ایران همین است که هست و بدتر هم خواهد شد…
و چون بخش دانای ایرانیان هم کم نیستند و همه هم مثل من و شما شانس رفتن از جهنم و ترک همزیستی با گامیش ها را نداشته و ندارند، متاسفانه دیر یا زود دارد ولی در نقطه زمانی در آینده ایران یکپارچه مخلوط آدم متمدن و گامیش ما جنگ داخلی ای را تجربه خواهد کرد که جنگ داخلی آمریکا بین یانکی ها و ایالات جنوبیش در زمان آبراهام لینکلن را روسفید خواهد کرد… در این حالت آدم اقلا امیدوارست که مثل جنگ داخلی آمریکا دانایان بر لمپنان فائق خواهند آمد و بعد مجهز به یک قانون اساسی دبش ایران بلاخره به جایی که شایانش است خواهد رسید…
یا آن، و یا از ما بهتران تجزیهی ایران را خواهند دید که البته خوزستان نفت خیز لقمهی چربشان خواهد شد تا درآمد نفت ملاتاریا و تروریسمش را تغذیه ندهد، و ایرانی باقی نخواهد ماند که جنگ داخلی را تجربه کند…