مجتهدی که دلش “تو سری” میخواست!
در حالات حضرت آیت الله مرحوم علامه حاج شیخ مهدی مازندرانی (استاد روح الله خمینی) آمده است:
آن بزرگوار هر وقت در خودشان احساس غفلت و گناه میکردند همراه با پسر و خادمش به خارج از شهر و باغات و بیابان اطراف میرفت.
بعد به این دو نفر میگفت: آیا دستورات من برای شما لازم الاجراست یا خیر؟
آنها جواب میدادند: بله هر چه شما بفرمایید ما همان را انجام میدهیم.
آنگاه آن مرحوم می گفت: بروید مقداری هیزم جمع کنید. آنها میرفتند و هیزم جمع میکردند. آنگاه علامه هیزم ها را آتش میزد و شعله های آتش زبانه می کشید.
در آن هنگام مرحوم علامه به آنها می گفت: برای آنکه من آتش جهنم را فراموش نکنم مرا با تو سری (یعنی با سیلی زدن ) بسوی آتش ببرید و به داخل آتش بیاندازید!
که البته فرزند بزرگوار ایشان مانع میشدند.
منبع: اسرار الصلوه تبریزی- صفحه 102
توضیح: فقط باید گفت عجب حقه بازهایی هستند این آخوندها!!


برای ترساندن و زهر چشم گرفتن از دیگران و در واقع کنترل دیگران که ببینید دست از پا خطا کنید با تو سری می روید به جهنم خودش را به میان می انداخت که بقیه حساب کار خودشان را بکنند.
در واقع آخوندها با اعصاب و روان مردم بازی می کردند و می کنند.
این که اسمش دین نیست فرقه تبهکاران است.
استاد شیطان بودند ایشان
و شیطان جنسش از آتش است و آتش به او کارگر نیست پس ترسی از آتش نداشت
اینها باید میرفتند هالیوود فیلم بازی میکردند
همه چیز دیده بودیم بجز جهنم بازی. خوب حالا تو یعنی مامور جهنمی.
بی خود آن بزرگوار حضرت آیت الله مرحوم علامه حاج شیخ مهدی مازندرانی در خودشان احساس غفلت و گناه نمی کردند. این سیب از همون اولش کرمو و خراب بود.
این بزرگوار عادتهای بسیار بدی داشت که نمی توانست ترک کند. مثلا وقتی باسنی را می دید وحشیانه به طرف آن حمله می کرد و آنرا می چلمباند چون در بچه گی آن بزرگوار دوست داشت بادکنک های بچه های دیگر را بچلمباند تا بترکند و حال بچه ها را بگیرد. با این همه ریش و موی سفیدش باز هم خجالت نمی کشید و هر وقت باسنی را می دید فکر می کرد که آن هم یک بادکنک است و باید آنرا چلمباند تا بترکد.
عادت بد دیگر ایشان این بود که آن بزرگوار استمنا زیاد می کرد و مسائل بغرنج زیادی را بین علما و علامه های حوضه در مورد بحث شیرین جغ و جغو و جاغی مطرح کردند که باعث شد چند تا از آیات عظام و مدرسین قم به کما بروند و دیگر هرگز یک ادم حسابی از آنها درست نشود.
خود ملعون آیت الله عظما حاج اغا روح الله خمینی حکم های بغ و بغو و باغی را بر وزن همان جغ و جغو و جاغی حضرت آیت الله مرحوم علامه حاج شیخ مهدی مازندرانی نوشتند که از سال ۵۷ تا به اکنون بدون توقف در حال اجراست.