دیشب داشتم سرنوشت حسنعلی منصور نخست وزیر قبل از هویدا را می خواندم وی کمتر از یک سال نخست وزیر ایران بود از ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ تا ۱ بهمن ۱۳۴۳ که در مقابل مجلس شورای ملی توسط نوچه های خمینی ترور شد. حسنعلی منصور ، خمینی را که توسط علم نخست وزیر قبلی زندانی و در تهران تحت نظر بود و به غلط کردن افتاده بود و “گفته بود هر چه بگویند می نویسم تا آزاد شوم”، را در بهار ۴۳ آزاد کرد و خمینی در پاییز ۴۳ بدنبال سخنانی بر روی منبر در قم به ترکیه تبعید و اخراج شد و در ۱ بهمن ۱۳۴۳ حسنعلی منصور توسط نوچه های تروریست خمینی تروریست کشته شد. و قبر ساده اش که فقط چند پروفیل سیاه رنگ فلزی قوسی شکل روی آن بود توسط خلخالی پس از فتنه ۵۷ تخریب شد (هیچ عکسی از قبر در گوگل نیافتم). من هنوز حزن و اندوه خانواده و مخصوصاً مادرم را که می گفت اگر حسنعلی منصور می ماند کارهای بزرگی میکرد و اعلام قتل از رادیو در ساعت ۲ بعد از ظهر در آفتاب زمستانی در هال خانه را در ۸ سالگی بیاد می آورم، هوای بوی خون میداد مثل وقتی کسی از نزدیکان و آشنایان را که می شناسید در تصادف خونین اتوموبیل کشته می شود. و در عالم بچگی کلمه مرگ و کشته شدن را شنیدن … (فرصت خوبی بود که شاهنشاه می توانست تبار آخوندها را بباد دهد، مثل در هم کوبیدن توده ای ها در سال ۱۳۳۲)
حزب خونین ایران نوین با دو نخست وزیر کشته شده مثل سرنوشت ایران، و مقر حزب ایران نوین در نزدیک میدان ایران نوین(فاطمی) که در سال ۵۷ آماده شده بود و پس از ۵۷ ابتدا شهرداری و سپس وزارت کشور فعلی شد.
دیدگاهها بسته شدهاند.
با استفاده از این سایت شما توافق ضمنی خود را با استفاده از «کوکی» ابراز میکنید .
By using this website, you agree to let us use cookies
دیشب داشتم سرنوشت حسنعلی منصور نخست وزیر قبل از هویدا را می خواندم وی کمتر از یک سال نخست وزیر ایران بود از ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ تا ۱ بهمن ۱۳۴۳ که در مقابل مجلس شورای ملی توسط نوچه های خمینی ترور شد.
حسنعلی منصور ، خمینی را که توسط علم نخست وزیر قبلی زندانی و در تهران تحت نظر بود و به غلط کردن افتاده بود و “گفته بود هر چه بگویند می نویسم تا آزاد شوم”، را در بهار ۴۳ آزاد کرد و خمینی در پاییز ۴۳ بدنبال سخنانی بر روی منبر در قم به ترکیه تبعید و اخراج شد و در ۱ بهمن ۱۳۴۳ حسنعلی منصور توسط نوچه های تروریست خمینی تروریست کشته شد. و قبر ساده اش که فقط چند پروفیل سیاه رنگ فلزی قوسی شکل روی آن بود توسط خلخالی پس از فتنه ۵۷ تخریب شد (هیچ عکسی از قبر در گوگل نیافتم).
من هنوز حزن و اندوه خانواده و مخصوصاً مادرم را که می گفت اگر حسنعلی منصور می ماند کارهای بزرگی میکرد و اعلام قتل از رادیو در ساعت ۲ بعد از ظهر در آفتاب زمستانی در هال خانه را در ۸ سالگی بیاد می آورم، هوای بوی خون میداد مثل وقتی کسی از نزدیکان و آشنایان را که می شناسید در تصادف خونین اتوموبیل کشته می شود.
و در عالم بچگی کلمه مرگ و کشته شدن را شنیدن …
(فرصت خوبی بود که شاهنشاه می توانست تبار آخوندها را بباد دهد، مثل در هم کوبیدن توده ای ها در سال ۱۳۳۲)
و از آقای حسنعلی منصور دو فرزند خردسال پسر و دختر بجای ماند.
حزب خونین ایران نوین با دو نخست وزیر کشته شده مثل سرنوشت ایران،
و مقر حزب ایران نوین در نزدیک میدان ایران نوین(فاطمی) که در سال ۵۷ آماده شده بود و پس از ۵۷ ابتدا شهرداری و سپس وزارت کشور فعلی شد.