فراتر از انقلاب، رنسانس ایرانی
تابحال کوهنوردی رفتید؟
هرچقدر کوه مرتفع تر باشد، سختی رسیدن به قله بیشتر است و انرژی و توان بیشتری از شما می گیرد.
رها شدن از شر حکومت مذهبی، پیروزی بسیار بزرگی است که متناسب آن باید هزینه داد. این پیروزی ایران را و نسل های بعدی را خوشبخت خواهد کرد و منطقه را نیز متحول خواهد نمود.
شاید جوان و نوجوانی که این روزها در خیابان اعتراض می کند و خواهان سرنگونی این رژیم جنایتکار شده است نداند دست به چه کار بزرگی زده و تاثیرات انقلابش تا کجاست. نسل جوان می خواهد سبک زندگی قرن بیست و یکمی داشته باشد. آزاد باشد چه بپوشد چه بنوشد چه بگوید.
شاید این اهداف بسیار سطحی بنظر برسد اما واقعیت فراتر از اینهاست. عبور از جمهوری اسلامی یعنی بسته شدن پرانتزی که از حمله اعراب به ایران باز شد. ۱۴۰۰ سال است که ایرانیان آب خوش از گلویشان پایین نرفته است. هربار در گوشه و کنار این سرزمین حکومتی ایرانی بپا کردند بختکی بر سرشان افتاد و دوباره به قعر فلاکت افتادند. سلسله های حکومتی آمدند و رفتند اما هرچه نفوذ آخوندها در قدرت زیادتر میشد بدبختی و فلاکت مردم بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه انقلاب مشروطه اتفاق افتاد و ایرانیان امید داشتند که می توانند مثل اروپایی ها زندگی متمدنانه ای را رقم بزنند اما اشکال کار در اینجا بود که هنوز اکثریت انقلابیون در اسارت فکری باورهای اسلامی بودند و نمی دانستند اهداف مترقی انقلاب مشروطه در شوره زار باورهای اسلامی رشد نخواهد کرد و نهال آزادی و تجدد بزودی خشک خواهد شد.
متن جامعه ایران اسلام زده بود حتی روشنفکران و نخبه ها و شاعران و ادیبان ما همگی گرفتار این مصیبت بودند و نتوانستند خود را از شر بلایی به نام اسلام رها کنند. عمق این فاجعه در آنجاست که حتی شاهان پهلوی که آن همه خدمات به ایران کردند و برای متجدد کردن ایران با عناصر ارتجاعی و منجمد مبارزه کردند اما خودشان هم از خطر اسلام و باورهای خرافی آن آگاهی کامل نداشتند.
آنچه که در سال ۵۷ رخ داد، استفراغ جامعه ایران بود. مردم تجدد و پیشرفت و زندگی متمدنانه را بالا آوردند چون عاشق عدالت علی بودند که میگفت من ثروتی انباشته ندیدم مگر اینکه حق مظلومان خورده شده باشد. این باورهای فانتزی از علی و امامان و اسلام، در طول قرن ها در اذهان ایرانیان نقش بسته بود و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد تا آنکه در سال ۵۷ همه آمال و آرزوهای خود را در قامت یک مرد خدا دیدند.
کسانی که آن دوران را بیاد دارند نمی توانند محبوبیت بسیار گسترده خمینی را انکار کنند. از کوچک و بزرگ، مرد و زن، مذهبی و غیر مذهبی، باسواد و تحصیلکرده همه عاشق خمینی شدند. گویی بعد از سالها گمشده خود را پیدا کرده اند.
خمینی آمد و قدرت را بدست گرفت و مرتجع ترین و ضد ایرانی ترین طبقه جامعه یعنی آخوندها را بر گرده این مردم سوار کرد و چنان بلایی بر سر آنها آورد که چشم مردم به حقیقت اسلام باز شد. هزاران نفر اعدام شدند، میلیون ها نفر آواره شدند، خانواده های بسیاری از هم پاشید و چند نسل تباه شدند و سرمایه های کشور به غارت رفت و ایران که روزی هم ردیف کشورهای اروپایی بود به عقب مانده ترین کشورهای جهان تبدیل شد.
اکنون نسلی جدید به میدان آمده که سنخیتی با اسلام ندارد. شما یک شعار الله اکبر در تظاهرات دختران و پسران جوان نمی شنوید. اگر اینها پیروز شوند، که حتما خواهند شد، تحولی باورنکردنی در ایران و منطقه بوجود خواهد آمد. این تحول یک رنسانس خواهد بود، رنسانس ایرانی.


بدبختی ما دوقلوهای “مسلمانان کمونیست” و
“کمونیستهای مسلمان” است که خود نیز به حرف خود باور ندارند و در کشورهای پادشاهی یا سرمایه داری و با روش آنان زندگی می کنند و از روی دناعت طبع و بخل و حسادت آن را برای هموطنان خود نمی خواهند تا به آنها فخر بفروشند●
” ای مردم ایران دشمنان واقعی خود را بشناسید. “
یارو کمونیسته مونث در کشور پادشاهی اروپا به حرفهای نایاک استدلال می کند که این انقلاب به ثمر نخواهد رسید …..
” مسلمان و کمونیست از ته دل آرزو می کنند که ملت ایران تا ابد در این بدبختی باقی بماند.”
مرگ بر خامنه ای
لعنت بر خمینی و طالقانی
در سال ۱۳۵۷ خبرنگاران خارجی پروپاگاندای بین المللی در گوشه و کنار تهران ولو بودند، امروز آنها کجا هستند ???!!!
بوی بهبودی اوضاع وطن می شنوم
ظاهرا ایران نقش راهنما و الگو را در منطقه ایفا می کند.
نزدیک به نیم قرن پیش ایرانیان به دنبال مسلمانان کمونیست و روش عن فکرهای چپ زده راه آینده را، در پیاده کردن اسلام ناب محمدی تعیین کردند که خیلی زود منجر به پیدایش اولین انتحاری ها در مسلمانان کمونیست ایرانی شد و بعد در داعش، القاعده، طالبان و الی آخر ظهور کرد.
ایران چراغ راه این زامبی هایی بود که از اعماق فاضل آب های تاریخ به قرن ۲۱ پرتاب شده بودند و به محض آنکه دوباره زنده شدند نقش شان را در کشتار، وحشی گری، غارت و تجاوز به مرحله عمل گذاشتند.
مشکل فعلی این نیست که آیا اینها و بقیه اسلامی نابود خواهند شد یا نه. این جانوران متعلق به قرن ۲۱ نیستند و در نتیجه چاره ای در نابود شدن و منقرض شدن ندارند چه بسا اگر گروهی از دایناسورها به یکباره امروز زنده شوند ممکن است برای مدتی زنده بمانند و بقیه جانداران را بکشند و بخورند ولی در دراز مدت چاره ای جز برگشتن به گورستان انقراض ندارند. چرا؟ چون آنها متعلق به این دوران نیستند و جایی در این زمان ندارند.
اگر بخواهیم با سیر طبیعی انقراض دایناسورهای اسلامی پیش برویم باید خیلی خیلی صبر کنیم چون این جانوران سخت جانند و آسان نمی میرند. هر چقدر اینها بیشتر زنده بمانند هزینه مردم ایران بیشتر و بیشتر خواهد شد.
سریعترین و موثرترین راه منقرض کردن آنها جنگ مسلحانه است.
بعضی ها می گویند جنگ مسلحانه به رژیم بهانه می دهد که سلاح سنگین استفاده کند. مگر رژیم تا حالا برای کشتن مردم خجالت کشیده؟ اگر از کشتن های رژیم می ترسیم پس چرا می خواهیم انقلاب کنیم؟ تا حالا که ترسیدیم مگر از کشتارهای رژیم کم شد؟ اگر جرات کشتن مزدوران را نداریم دوباره همین سوال پیش می آید پس چرا می خواهیم انقلاب کنیم؟ در طبیعت گرگ همیشه می درد و گوسفند همیشه دریده می شود. اگر می خواهیم گوسفند بمانیم هرگز نمی توانیم گرگ ها را شکست بدهیم.
مردم ایران هر راه دیگری را امتحان کردند و هیچکدام نتیجه نداد. مردم ایران خیلی به رژیم فرصت دادند و واقعا صبوری بخرج دادند که بدون شک اشتباه بود ولی دست آخر هیچ فایده ای نداشت.
وقت آن رسیده که برای زمان کوتاهی از این دایناسورهای وحشی وحشی تر بشویم و با زور اکثریت آنها را به همان جهنمی برگردانیم که به آن تعلق دارند.
شاید بتوان صبوری هر مردم “بدفرهنگ” نموی را – نه فقط در ایران – به نمود آسیبی که از فرهنگشان دیده اند تقلیل معنی داد؛ من احتمالا هیچ صبری را مگر صبورش در موضع قدرت کامل در جنگ باشد صبر واقعی و دارای امتیاز نمی بینم. صبورهای این دنیا که در واقعیتش دنیای جنگ است اندکند. دین و ایدئولوژی مذهبی (حتی شاخه ها و هم گونه هایش اعم از تصوف و غایی گرایی های انتزاعی-تخدیری اشتباه گرفته با شهود) می توانند مردم را از درون به عادت ثانویه ی توسری خوری آلوده کنند. کاری که با مردم ایران کردند. حتی سایر ایدئولوژی ها تا فرهنگ ها هم در دلشان از این سم ها به فراوانی دارند. شاید ظرفش نباشد فقط اشاره می کنم که از آنسوی دیگر محورمان، حتی “فرهنگ” غیر سنتی، معاصر و فاخر “دمکراتیک” هم با همه ی دست بالایی که نسبت به فرهنگ های رقیبش دارد، روی چارچوبی از عدالت و آزادی، موازنه و هماهنگی با دیگران، آدم هایش را با ارزش هایی ظاهرا زیبا از قبیل صلح و مصالحه-زیستی تربیت می کند، توسری خورهایی از دنیای بالاتر که مطلقا برای واقعیت این دنیا که فقط با پالس های رقابت و جنگ نفس می کشد تا نگندد اصلا آماده نشده اند.
آن رگ دیوانگی روملی که راست را نشان دهد و با حداقل نیرو به چپ بزند و دشمنش را علی رغم برتری قدرت او، فلج کند و موهای کم پشت هیتلر را از شدت عصبانیت ِ سرپیچی از دستوراتش (نظم موجود سیستم) درون دو دستش کم پشت تر کند در دنیای معاصر ما جایش را به اشتباه گرفتن ِ دسته جمعی آخرین خط دفاعی مان در دنیا و جنگ هایش یعنی عقلانیت، با خط مقدم آن که مطلقا با چنین سیستمی کار نمی کند داده است.
اصلا آدمی که در جنگ نبوده، برای جنگ آموزش ندیده و با فرهنگی که دیوانگی، آنارشی و بر هم زدن نظم سیستم ها را در دل غنا و دلفریبی های ارزشی و تربیتی اش لحاظ نکرده، رشد نکرده به اعتقاد من حتی وقتی از صلح انسانی و زیستن ِ مدارا محور و آزادی-ارزش حرف می زند نادانسته در حال زمزمه ی خامی دیگر است. دنیای امروزمان آدم ها و جامعه ی کوانتومی می طلبد، در لحظه روی چند نقطه ایستادن می خواهد، سینک و همزمانی اگر اقتضای زمان و مکانش باشد، درست روی دو سمت محور. این پیچیدگی ِ تحلیل و آمادگی می طلبد و کمتر جامعه ای برایش آموزش دیده، فرهنگهای ما با تحریف واقعیات عینی و جاری که از دل سیستم های پیچیده شان می آیند، میل ما به درک ِ ساده ی تحریفی را دست کم نگرفته اند.
مردمی که اسلحه دستشان بگیرند، دشمن بقاشان را در خون غرق کنند، و مسلط به زبان بولد شده ی امروز جهان یعنی ملاحظات سیاسی هم باشند، همزمان همراهی و موازنه نشان دهند اما با تسلط به مهندسی تکذیب، کار خودشان یعنی خشونت لازم را پیش ببرند .. نمی دانم اما فکر می کنم باید اقلا در چند هیروشیما آبدیده شده و زنده مانده باشند، آبدیدگی همان سنگ ِ صیقل خورده ی شعر ویلیام بلیک را داشته باشند که تعریفش از عشق، هزار برابر از تعریف آرمانی آن کلوخ تیپا خورده ی زیر سم ستوران از عشق، واقعی تر و به جهنم نزدیک تر است.
حجاب رو کی آوُرد? آخوند چپ مجاهد
مهساها رو کی کشت? آخوند چپ مجاهد
گوگل کن، گوگل کن ….
هر کس که به حزب دموکرات آمریکا رای دهد خائن به ایران است●
حتی اگر خواهر و برادر ما در آمریکا باشد.
هر رای به دموکراتهای آمریکا یک تیر به قلب مهساها و نیکاها و ساریناها و … می باشد.●
ژست و قیافه روشنفکری هم نگیرید، دستان شما آغشته به خون تک تک جوانان ایران است.
آمریکا پرچم دارد
روسیه پرچم دارد
چین پرچم دارد
نابود باد بیوطنی که نمی خواهد ایران💚🤍🦁🌞🤍❤ پرچم داشته باشد،
خانه و کاشانه اش ویران باد
خائن که شاخ و دم ندارد
سپاه دارد در خیابانها مردم را می کشد،
کی ریش گرو گذاشت و گفت سپاه را تحریم نکنید،
باید به فارسی و انگلیسی بگوید غلط کردم که گفتم سپاه را تحریم نکنید….
ورقه های نازک پلاستیکی که برای خرد کردن سبزیجات و گوشت در آشپزخانه بکار میروند میتواند بهترین سپر در مقابل تفنگ های ساچمه زن باشد.
یکی برای جلو و یکی برای پشت که با دو تکه ریسمان و سوراخ بالای ورقه ها آنها مثل جلیقه بهم وصل می شوند و در زیر لباس پوشیده می شوند.
و یک ورقه دیگر را هم می توانیم در دست نگه داریم و از سر و صورت محافظت کنیم. (میتوان برای آن دسته هم درست کرد مثل ماسک جوشکاری).